هادی ابراهیمی رودبارکی – ونکوور زیپِ دهان مرگ را یک به یک میگشودیم آنکه کرامت انسانی کشت نتوانست ردِ خونیِ شعارِ مرگ بر دیکتاتور را که از گوشهٔ دهانشان شره میکرد، پاک کند انبوه کیسههای سیاه پشته پشته، کشته چشم دل را سیاه میکرد زیپِ دهان مرگ را یک به یک میگشودیم و از زخمِ تن و جراحتِ دهانِ نیمهباز هنوز فریاد آزادیخواهی در گوشِ جان میپیچید اندوه و رنجِ باور را به…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
کوچهپسکوچههای ذهن من – مادر خسته و زخمیام، ایران
مژده مواجی – آلمان تلفنم زنگ خورد. اسم دوستم را روی تلفن دیدم. همیشه او از ایران تماس داشت، اما اینبار از کشوری دیگر. برای سفری به خارج از ایران رفته بود. از شوق، قلبم تپیدن گرفت. – دارم به ایران برمیگردم، اما هنوز مشخص نیست که پرواز به تهران برقرار شود. دوستم مکثی کرد و گفت: «خیلی نگران شرایط ناآرام در ایرانم. با قطعشدن اینترنت هیچ خبری از خانواده هم ندارم. تازه الان که خارج…
بیشتر بخوانیدنگاهی به میراث شصتسالهٔ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ مروری بر کتاب «مرغ آفتاب» بهکوشش ماندانا زندیان
مریم رئیسدانا – آمریکا ای مرغ آفتاب۱ با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد آزاد و شاد، پای به هر کجا توان نهاد کتاب «مرغ آفتاب»۲ بهکوشش ماندانا زندیان، روایت سختکوشی شگفتانگیز خانم لیلی امیرارجمند است در بازهٔ زمانی سیزدهسالهٔ پیش از انقلاب در کتابخوانکردن کودکان، نوجوانان، خانوادهها و تشویق آنان به تفکر و پرسشگری، با تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سال ۱۳۴۴ خورشیدی با مدیریت…
بیشتر بخوانیدسنگینیِ آینه: بهرام بیضایی و اخلاقِ مسئولیتِ مدنی
عباس قیداری – پرینس جورج مرگِ بهرام بیضایی* را نباید صرفاً بهمثابهٔ سوگواریِ فرهنگی دریافت. این رخداد نه فقط فقدانِ یک هنرمند و نه حتی خاموشیِ صدای یک روشنفکرِ بزرگ است. ما با مرگی روبهروییم که داوری میطلبد، نه عزاداری. برخی زندگیها ما را به یادآوری فرا میخوانند؛ برخی دیگر ما را ناگزیر به اندیشیدن و بازپرسش میکنند. زندگیِ بیضایی بیتردید به دستهٔ دوم تعلق دارد. غیابِ او سکوت نمیآفریند، بلکه فشاری اخلاقی را تشدید…
بیشتر بخوانیددر سوگِ سیاوشِ ایرانِ فرهنگی: درنگی در کارنامهٔ بهرام بیضایی، تابآوری و «وطنبهدوشی»
دکتر فرشید ساداتشریفی۱ و ۲ – کیچنر بهرام بیضایی۳ در تاریخ ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵ در هشتاد و هفتمین سالروز تولدش چشم از جهان فروبست؛ درحالیکه پانزده سال پایانی عمر خود را صرف کاری کرد که شاید برای نسخهٔ جوانترِ خودش ناممکن به نظر میرسید: آفرینشِ آزادانه، تدریسِ آشکار (و نه ترسخورده و در خفا)، و بنانهادن ساختارهای نهادی برای حفظ فرهنگ ایران در قلب کالیفرنیا. این سالهای پایانی، نه دوران بازنشستگی بود و نه زمانِ استراحت؛…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – سال نو میشود؟
مژده مواجی – آلمان در آخرین روز سال میلادی صفهای صندوق در سوپر مارکت طولانی بود. لیلا وسط یکی از صفها ایستاده بود. توی دلش گفت: «چرا تنبلی کردم و دقیقاً امروز به خرید آمدم. سالها بود که چند روز قبل از تحویل سال، تمام خریدم را کرده بودم. شلوغی و همهمهٔ سوپرمارکت غیرقابلتحمل است. هر سال بههمین منوال است. انگار قرار است قحطی بیاید.» لیلا نگاهی به دوروبر خود کرد. چرخهای خرید لبریز شده بودند….
بیشتر بخوانیدچاپ کتاب «راز نخلها» به فارسی
مژده مواجی – آلمان بهتازگی کتابم «راز نخلها» بهزبان فارسی در نشر افراز چاپ شده است. «راز نخلها» سال قبل در آلمان بهزبان آلمانی چاپ شد. مقدمۀ نسخهٔ آلمانی کتاب را خانم دوریس شرودر کوپف نوشته بود. او ژورنالیست است و پیش از این مسئول مهاجرت و مشارکت در استان نیدرزاکسن بوده و نیز همسر سابق صدراعظم پیشین آلمان، گرهارد شرودر. «راز نخلها» بعد از گذشت سه ماه از چاپ اول، به چاپ مجدد رسید؛ چه…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: نبرد پشت نبرد – One Battle After Another
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور «نبرد پشت نبرد» فیلم اکشن، کمدی سیاه آمریکایی محصول ۲۰۲۵ بهنویسندگی و کارگردانی پل توماس اندرسن است. در این فیلم لئوناردو دیکاپریو، شان پن، بنیسیو دل تورو، رجینا هال، تیانا تیلور و چیس اینفینیتی به ایفای نقش میپردازند. این فیلم با الهام از رمان واینلند (۱۹۹۰) اثر توماس پینچن ساخته شده است. «نبرد پشت نبرد» اولین نمایش جهانی خود را در ۸ سپتامبر ۲۰۲۵ در لس آنجلس داشت و…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: اتوبوس گمشده – The Lost Bus
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور «اتوبوس گمشده» یک فیلم درام آمریکایی بهکارگردانی پل گرینگرس است که فیلمنامهٔ آن را با همکاری برد اینگلزبِی نوشته است. این فیلم بر اساس کتاب «بهشت: تقلای یک شهر برای بقا در برابر آتشسوزی جنگل در آمریکا» نوشتهٔ لیزی جانسون، منتشرشده در سال ۲۰۲۱، ساخته شده است. در این فیلم متیو مککانهی، آمریکا فررا، یول وازکوئز و اشلی اتکینسن ایفای نقش کردند. خلاصهٔ داستان در دل آتشسوزی مهیب «کمپفایر» در کالیفرنیا، رانندهای بهنام کوین مککی مأمور میشود بیست و دو…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – خوشنامی و بدنامی
مژده مواجی – آلمان انتخاب دبیرستانِ مناسب از همان موضوعاتی بود که باید والدین و بچههایشان تصمیم قطعیشان را برایش میگرفتند. برای والدین یک چیز مهم بود و آن اینکه، مدرسهای خوشنام باشد. مدرسهای که همه به آن بَهبَه و چَهچَه بگویند. بچهها برای انتخاب دنیای خودشان را داشتند؛ اینکه از شکل و شمایل مدرسۀ جدید خوششان بیاید یا با همکلاسی و همبازیهای قدیمی در یک مدرسه باشند و در زنگ تفریح با هم بازی کنند….
بیشتر بخوانید









