نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ بالاخره یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا امضا شد و از همان لحظه، بحث دربارهٔ آن تقریباً همهجا جریان دارد؛ در خانهها، تاکسیها، مغازهها، شبکههای اجتماعی و گروههای خانوادگی. هنوز کسی نمیداند این توافق به کجا خواهد رسید، چون برای شصت روز است. هنوز روشن نیست مذاکرات بعدی موفق خواهند بود یا نه. اما یک چیز مشخص است: تمام ایرانیها این روزها دربارهٔ آن حرف میزنند، و هر کس…
بیشتر بخوانیدایران
سرنوشت نامعلوم تفاهمنامه و لبریزشدن کاسهٔ صبر مردم
سیما غفارزاده – ونکوور پس از آنکه چهارشنبهٔ دو هفته قبل، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهمنامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در کشور سوئیس امضا شد، هر دو کشور آن را پیروزی بزرگی برای خود توصیف کردند. در حال حاضر، براساس این تفاهمنامه جمهوری اسلامی متعهد است که ذخایر اورانیوم با خلوص بالایش را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی رقیقسازی کند. همچنین برخلاف اصرار ترامپ مبنی بر عدم پرداخت پول به ایران، در این…
بیشتر بخوانیدبحران سنگین اقتصادی در ایرانِ جنگزده؛ روایتهایی از روزهای تلخ و سیاه مردم تهران
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ سالها بعد شاید مورخان وقتی بخواهند دربارهٔ این روزهای ایران بنویسند، از نرخ تورم، قیمت ارز، رشد نقدینگی و دهها شاخص اقتصادی دیگر حرف بزنند، اما آنچه مردم امروز زندگی میکنند، نه نمودارهاست و نه جدولها. زندگی روزمرهٔ مردم ایران این روزها بیشتر شبیه راهرفتن روی زمینیست که هر روز زیر پا خالیتر میشود. بسیاری از مردم دیگر دربارهٔ آرزوهایشان حرف نمیزنند. صحبت از خرید خانه، سفر، ادامهٔ تحصیل…
بیشتر بخوانیدجام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله میکند
دکتر سعید ممتازی، مشاور و رواندرمانگر* – ونکوور میان ما چه افتاده است شادی را دیگران کشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟ ~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماریهای خودایمنی آشنا شدم؛ بیماریهایی که در آنها سیستم ایمنی بدن، بهجای مقابله با ویروسها، باکتریها یا عوامل خارجی، به سلولها و بافتهای خودی حمله میکند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و…
بیشتر بخوانیدتوافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»
سیما غفارزاده – ونکوور طی هفتههای گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب میکرد. در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهمنامهٔ میان دو کشور بهصورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهمنامه بهصورت حضوری در کشور…
بیشتر بخوانیدتصرف خیابانها علیه مردم
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ در ماههای اخیر، همزمان با آغاز جنگ در ایران، فاجعهای بهنام تجمعهای شبانهٔ حامیان حکومت آرامش را از مردم ستانده است؛ تجمعهای شبانهٔ گروههایی که خود را مدافع ارزشها و انقلاب میدانند، اما حضورشان بیش از هر چیز، یادآور اضطراب، تهدید و ناامنی برای مردم عادی است. گروههایی که معمولاً با بلندگو، شعار، موتور، پرچم و گاه چهرههای پوشیده در خیابانها ظاهر میشوند و تا نیمههای شب، فضای محلهها…
بیشتر بخوانیدزخم ناپیدای جنگ
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ آن شب، شبی کاملاً «معمولی» بود. «معمولی»؟! چه چیزی در این کشور «معمولی» است که شبش باشد؟! هیچچیزی در اینجا «معمولی» نیست، ولی در هر حال شبی بود شبیه بسیاری از شبهای دیگر. هیچ نشانهای وجود نداشت که صبح روز بعدش آبستن چه حوادثی است. طبق عادت شبهایی که فردایش شیفت ندارم، پیش از خواب کمی مطالعه کردم. بعد هم قسمتی از سریالی را دیدم. ساعت حدود یک بامداد…
بیشتر بخوانیدآتشبس شکننده و آیندهٔ نامعلوم ایران
سیما غفارزاده – ونکوور در ادامهٔ یادداشت شمارهٔ قبل، مروری بر رویدادهای دو هفتهٔ گذشته نشان میدهد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به ارسال پیامهای متناقض به یکدیگر ادامه دادهاند؛ از یکسو سخن از ادامهٔ مذاکرات و حفظ آتشبس بوده است، و از سوی دیگر، تهدیدهای متقابل و هشدار دربارهٔ انگشتهایی که رو ماشه است. دوشنبهٔ این هفته، دونالد ترامپ، گفت که قرار بود روز بعد به ایران حملهٔ نظامی کند، اما به درخواست امیر…
بیشتر بخوانیددر سایهٔ اکنون؛ خوانشی شاعرانه از خیام بهمناسبت زادروز او
فرناز جعفرزادگان – ایران خیام را باید از ته یک لیوان خالی خواند، نه از لابهلای کتابهای پرغبار؛ او نه پیامبر شک بود، نه پرستندهٔ شراب، بلکه فقط میدانست چگونه از تَرَک یک لحظهٔ ساده، جهانی عبور دهد. در سرزمینی که تقویم را با خون مینویسند، خیام گفت: «امروز را زندگی کن برای ایستادن.» برای آنکه بدانی گل سرخی که لای دفتر خاطراتت خشک کردی، روزی خودش را در آینهٔ چشمت دید و پژمرد. خیام، آدمی…
بیشتر بخوانیددر رثای ازدسترفتنِ یک «صدای همدل» برای جنبشهای مدنی
دکتر کتایون رهنوردی – ونکوور نام و چهرهٔ دکتر ایمان نوابی را در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» شناختم. او ازجمله پزشکانی بود که به مجروحان طی اعتراضات خیابانی آن جنبش، کمک میکرد. بهدلیل مهارت بالا، او مسئولیت جراحیهای پیچیدهٔ مجروحانی را بر عهده داشت که امکان انتقال به مراکز دیگر را نداشتند. ما نیز، در حد توان، برای حمایت از همکارانمان، تصویر و اطلاعات محدودی را که از او در اختیار داشتیم، در صفحهمان…
بیشتر بخوانید









