رژیا پرهام – تورنتو دیروز با بچهها داستان میساختیم، به اینصورت که من اولین جمله را میگفتم و هر کسی یک جمله به داستان اضافه میکرد. داستانها خوب پیش میرفتند تا اینکه یکی از بچهها در ادامهٔ یکی از داستانها گفت: «… و مادر پسر کوچولو مریض شد و مرد!» دخترک چهارساله که تا آن لحظه به همهٔ جملات میخندید، بیشتر از بقیه یکه خورد، کمی فکر کرد و بعد شروع کرد به پرسیدن سؤالات مختلفی…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
اندر حکایت آویشن و روغن بنفشه
آرام روانشاد – ایران این روزها همه بهدنبال راهی برای درمان کرونا هستند. همین چند وقت پیش عمه خانم بنده تماس گرفته بود که علاج کرونا را پیدا کرده و آن، آبلیمو و نمک است. حالا از روغن بنفشه که بگذریم، بساط طب سنتیها حسابی بهراه شده و هر کدامشان تجویزی برای کرونا دارند که از قضا هیچکدامشان هم تا بهحال اثر نکرده است. کافی است این روزها به یکی از فامیل بگویی آب از دماغت…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: من را با نامت صدا کن
Call Me by Your Name آرام روانشاد – ایران «من را با نامت صدا کن» فیلمی به سبک درام (اجتماعی) و رمانتیک (عاشقانه) به کارگردانی لوکا گوادانینو است که بر اساس رمانی با همین نام، نوشتهٔ آندره اسیمن ساخته شده است. از بازیگران اصلی این فیلم میتوان به تیموتی شالامی، آرمی همر، مایکل استلبرگ، و آمیرا کاسار اشاره کرد. این فیلم علاوه بر دریافت امتیاز ۹۵٪ در سایت راتن تومِیتوز و جلب نظر منتقدان، بهخاطر بازی تیموتی شالامی و آرمی همر مورد ستایش واقع شده و نامزد جوایز متعدد بینالمللی از جمله اسکار و گلدن…
بیشتر بخوانیدمردی برای تمام فصول
معرفی کتاب گفتوگو با مارلون براندو به بهانهٔ سوم آوریل، زادروز این بازیگر بزرگ دنیای سینما طاهره علیپناه جهرودی* – ونکوور چه بهتر که – خرچنگی با چنگالهایی بیقواره میبودم و بر کف دریاهای سوت و کور میخزیدم – تی.اس.الیوت کتاب مورد بحث، گفتوگوی «لارنس گرابل» است با براندو که دکتر امیرهوشنگ هاشمی تنکابنی، ساکن ونکوور، به فارسی برگردانده است. لارنس گرابل، روزنامهنگار آمریکایی، بهقول «جویس کارول اوتس»، نویسنده، نمایشنامهنویس و شاعر آمریکایی، موتزارتِ مصاحبهکنندهها…
بیشتر بخوانیدنگاهی به نمایش «قرعه برای مرگ»
مرتضی مشتاقی – ونکوور عکسها: آرش ازرحیمی شکل گیریِ متن اصلی «ضیافت درندگان» نام رمان کوتاه «واهه کاچا» Vahé Katcha (واهه کارنیک خاچادوریان، نویسندهٔ سوری-فرانسوی) است که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد. در سال ۱۹۶۴ «کریستال ژاک» فیلمی تلویزیونی از آن تهیه کرد. «ژولین سیبر»، کارگردان تئاتر، واهه کاچا را راضی کرد تا داستان را نمایشی کند و به صحنهٔ تئاتر بیاورد. «واهه» سال ۲۰۰۰ بر اساس همین رمان نمایشنامهای به همان نام نوشت. «ژولین…
بیشتر بخوانیدهنر در تبعید
نگاهی به اجرای نمایش «قرعه برای مرگ» در سالن «اورگرین» در کوکئیتلام طاهره علیپناه جهرودی* – ونکوور عکسها: آرش ازرحیمی نویسنده: حسن افروزی، کارگردان: طوفان مهردادیان، بازیگران: طوفان مهردادیان، حسن افروزی، منصور فیروزبخش، مهسا قراگزلو، اسد بیگی، آتیا گاپله، حوری سنجابی، آرزو جانی، پوریا نیکجو، پریا نظری، رِی هربرت. نمایشنامهٔ «قرعه برای مرگ»، برداشتی از کتاب «ضیافت درندگان» نوشتهٔ واهه کاچا، ترجمهٔ دکتر قوامالدین رضویزاده است. نمایش «قرعه برای مرگ» به کارگردانی طوفان مهردادیان عصر…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – چسب زخم یا بغل کردن
رژیا پرهام – تورنتو دخترک زمین خورد و زانوهایش قرمز شد و درد گرفت. زانوهایش را چک کردم، خون نمیآمد. از آنجایی که تکلیفش با خودش روشن است، از خودش نظر خواستم و پرسیدم: «برای بهتر شدنت چه کمکی از دستم برمیاد؟» نگاهم کرد و گفت: «اینکه منو با مهربونی توی آغوش بگیری.» دوستش نظر داد که: «چسب زخم هم کمک میکنه.» دخترک جواب داد: «وقتی کسی نباشه که منو توی آغوش بگیره، چسب زخم کمک…
بیشتر بخوانیدکلبهٔ تنهایی
هانیه خاکی فاز، ۱۲ ساله – ونکوور امیدوارم این داستان باعث بشود ما آدمهای اطرافمان را بهخاطر ظاهری که ما دوست نداریم به کلبهٔ تنهاییهایشان نفرستیم و کمتر آدمها را قضاوت کنیم. دخترک یتیمی با زن و شوهر جوانی در روستایی زندگی میکرد. او کارهای روزانهٔ خانه و مزرعه را انجام میداد و در عوض آنها به او پناه داده بودند. دخترک روزها را با لبخند و شبها را با اشک و غم به پایان…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۱۴) – همراهی و انگیزه
مژده مواجی – آلمان ریزاندام بود با چشمهای بادامی. از زیر شالی که به سر داشت، موهای خرماییرنگش به بیرون سرک میکشیدند. با همسر و بچههایش از کابل به آلمان پناه آورده بود. به محل کارم آمده بود و میخواست پرسوجوی کلاس مرحلهٔ بالاتر زبان را بکند. باهوش بود و مصمم. انگیزهٔ قویاش برای یادگیری در چشمهایش نمایان بود. مانند اکثر مهاجران در هنگام رسیدن به کشور مقصد، روحیهاش خوب بود. بعد از گذشت زمان که…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – هیچ جای جهان امن نیست
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران روزهای عجیبی برای دنیا است. انگار دیگر هیچ جای این زمین را نمیشود بهشت نامید. یک ویروسی که به چشم دیده نمیشود، انسان را ناتوان کرده است. انسانی که خود را ابرقدرت تمام موجودات کرۀ زمین میدانست، انسانی که جاهطلبی و قدرتطلبیاش حد و مرز نداشت و ندارد، حالا در برابر یک ویروس کوچک که بهسرعت تمام دنیا را دارد…
بیشتر بخوانید