شیرین عزیزیمقدم – ایران «هیچچیز واقعیتر از هیچچیز نیست.» ~ ساموئل بکت حِربا* یک داستان معمولی نیست و برای مخاطب عام روایت نمیشود. داستان در جهانی سیال، همراه با عدم قطعیت، و در فضایی تیره روایت میشود. از انیسا دهقانی پیش از این کتاب قطار چهارشنبهها را خوانده و معرفی کردهام. بهنظر رسید حِربا، تکملهای بر آن کتاب است. بخش ناگفتهٔ دیگری از زندگی «رهای در بند» در حِربا روایت میشود. قهرمان اصلی کتاب یعنی،…
بیشتر بخوانیدمعرفی کتاب
الهامگرفتن زیرِ دوش! – چرا بهترین ایدهها زیر دوش به سراغمان میآیند: شش بینش شگفتانگیز دربارۀ «علمِ الهام»
دکتر فرشید ساداتشریفی۱ – کیچِنِر نزدِ یونانیان باستان، لحظۀ کشف و آفرینش هرگز فقط یک دستاورد شخصی نبود؛ نوعی «دیدار» بود. آنان از «مُوْساها»۲ سخن میگفتند؛ الهههایی الهامبخش که نبوغ را در گوش شاعران، هنرمندان و فیلسوفان زمزمه میکردند. هنوز هم چیزی از آن نگاه رازآلود در زبان ما باقی مانده است. وقتی ایدهای ناگهان به ذهنمان میرسد، آن را «جرقه»، «الهام» یا «برقِ ناگهانی» مینامیم؛ گویی چیزی از بیرون بر ما فرود آمده است. اما…
بیشتر بخوانیدشهری دور ولی آشنا برای ایرانیان داخل کشور؛ بازخوانی «شهر کریستال» از داخل ایران
شیرین عزیزیمقدم – ایران «شهر کریستال»*، با آنکه شهرِ ما ایرانیانِ داخلِ کشور نیست؛ اما برای ما آشناست. مریم رئیسدانا در این مجموعهداستان از غربتنشینی، و مهاجرت میگوید. حدیث دردِ تنهایی و دوری را بیانمیکند. رنجهای انسانی، محور اصلی روایاتِ اوست. از غریبان سخن میگوید؛ مهاجرانی زخمی که عموماً به امیدِ تغییرِ سرنوشت کوچ کردهاند. ترکِ یار و دیار کرده و از زادگاه و وطن دور افتادهاند؛ اما چون زخمهای ذهنی و روحی خود را…
بیشتر بخوانیدروایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت؛ نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز
دکتر شهرزاد سلطان – ونکوور ادبیات امروز ایران، ما را به دل زندگیهای واقعی میبرد؛ زندگیهایی که در آنها هم لحظات روشن و امیدبخش وجود دارد و هم سایههای ترس و تردید. رمان «نترس شلیک کن»* درست در همین نقطه ایستاده است؛ جایی میان غریزه و اندیشه، ترس و جسارت، اعتماد و تردید. این رمان خواننده را دعوت میکند تا حقیقت شخصیتها و حس و تردیدهایشان را تجربه کند. این اثر در مرز میان واقعگرایی اجتماعی…
بیشتر بخوانیدنگاهی به میراث شصتسالهٔ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ مروری بر کتاب «مرغ آفتاب» بهکوشش ماندانا زندیان
مریم رئیسدانا – آمریکا ای مرغ آفتاب۱ با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد آزاد و شاد، پای به هر کجا توان نهاد کتاب «مرغ آفتاب»۲ بهکوشش ماندانا زندیان، روایت سختکوشی شگفتانگیز خانم لیلی امیرارجمند است در بازهٔ زمانی سیزدهسالهٔ پیش از انقلاب در کتابخوانکردن کودکان، نوجوانان، خانوادهها و تشویق آنان به تفکر و پرسشگری، با تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سال ۱۳۴۴ خورشیدی با مدیریت…
بیشتر بخوانیدایستاده بر لبه: مروری بر مجموعهداستان «ساعت یازدهم» اثر جدید سلمان رشدی
نوشتهٔ دکتر فرشید ساداتشریفی۱ – کیچنر ساعت یازدهم: پنجگانهای از داستانها (The Eleventh Hour: A Quintet of Stories) اثر سلمان رشدی در تاریخ ۴ نوامبر ۲۰۲۵ از سوی انتشارات رندوم هاوس (Random House) منتشر شد و بهشکلی گسترده بهعنوان یک رویداد فرهنگی و ادبی مهم مورد توجه قرار گرفت. این کتاب، نخستین اثر داستانی رشدی پس از جانبهدربردن از حملهٔ وحشیانه با چاقو در سال ۲۰۲۲۲ و کنشی جسورانه است از ایستادگی هنرمندانه و تعهدی دوباره به…
بیشتر بخوانیدروایت بدنمند: رفلکسولوژی حافظه در ادبیات مهاجرت؛ خوانشی از داستان کوتاه «رفلکسولوژی» نوشتهٔ حمید مساح
دکتر نگین ساسانفر – ونکوور رفلکسولوژی* بهمثابهٔ استعارهای از زمانمندی پارهپاره رفلکسولوژی در این داستان نهصرفاً تکنیکی درمانی بلکه استعارهای پدیدارشناختی از پیکرهٔ زمان است. بدن در این روش به پنج منطقه تقسیم میشود، همچون حافظه که بهشکلی نامتقارن و در همتنیده به پنج لایه یا ناحیهٔ درد تقسیم شده است. این تقسیمبندی بدن، در واقع تقسیمبندی زمان در تجربهٔ مهاجر است: گذشتهٔ شکنجه حالِ درمانطلب آیندهٔ نامعلوم مکانِ مهاجرت (ونکوور) مکانِ پیشین (زندان/وطن) این تجزیهٔ…
بیشتر بخوانیدزبان بهمثابهٔ قربانی جنگ: خوانشی از روایت پساجنگ در زمین سوختهٔ احمد محمود
سلیمان بایزیدی – ونکوور چکیده جنگ، تنها بر پیکرهٔ شهرها و کالبد انسانها زخم نمیزند؛ بلکه در سطوحی ژرفتر، جوهر زبان را نیز در معرض تخریب قرار میدهد. آنچه در رمان زمین سوخته* اثر احمد محمود رخ میدهد، فراتر از بازنماییِ واقعیتِ عینی جنگ است؛ این اثر، خود بدل به صحنهای میشود که در آن، زبان نه بهمثابهٔ ابزاری برای روایت یا گزارشگری، بلکه بهعنوان سوژهای جراحتدیده، مضطرب و ازهمگسیخته، رخ مینماید. در این رمان،…
بیشتر بخوانیدرضا نجفی؛ خوابگرد فلکالافلاک؛ نگاهی بر کتابِ «رؤیاها و جُستارها» نوشتهٔ رضا نجفی
خالد رسولپور – هلند «کسی راز مرا داند که از این رو به آن رویام بگرداند.» ~ مهدی اخوان ثالث ۱ در سالهای ابتدایی دههٔ شصت خودمان بود که تلویزیون خلوت و جنگزدهٔ ما هفتهای یک شب، قسمتی از سریال «ماری کوری» را پخش میکرد. در آن سالهای سیاه، من و خواهرم مثل همهٔ بچههای آن دوران، هر فیلم و سریال نصفه نیمه و دریدهشدهای را در هوا میقاپیدیم. در یکی از قسمتهای آن سریال،…
بیشتر بخوانیددیوانهسالار؛ آیینهای برای دیدن خود در تاریکی
عباس شکری – نروژ ۱. ورود به تاریکی با چشمان باز «دیوانهسالار»* نوشتهٔ رعنا سلیمانی، نهتنها پرسشی تکاندهنده در باب پدریست که دخترش را به قتل میرساند، بلکه بازتاب دهشتآوری از خشونت پنهان و پنهانسازیشدهایست که در تار و پود مناسبات خانوادگی، سنتی، دینی و حتی روانی ما تنیده شده است. کتابی که خوانندهاش را با خود به جایی میبرد که کمتر کسی تاب دیدن دارد؛ همان نقطهای که انسان از چهرهٔ خودش میترسد. این…
بیشتر بخوانید









