مژده مواجی – آلمان کارین بهمحض پیادهشدن از قطار در ایستگاه، زنی را دید که از کابین دیگری پیاده میشد. به نظرش آشنا آمد. یک لحظه ایستاد. چشمهایش را تنگ کرد و پیشانیاش چین افتاد. خودش را به او رساند و نزدیکتر که شد، به چهرهٔ او که داشت به موبایلش نگاه میکرد، خیره شد. زن انگار که سنگینی نگاه کارین را روی صورتش احساس کرده باشد، سرش را بلند کرد. در یک لحظه هر دو…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
چند چامک از خالد بایزیدی برای زنان و دختران مام میهن
خالد بایزیدی (دلیر) – ایران به زنان و دختران مام میهنم که هر روز قربانی دشنهٔ جامعهٔ مردسالار میشوند، و در خون جوان خود میشکفند. ۱ زنان سرزمینم در نگاه رود مینشینند و صورت سیلیخوردهٔ خود را میشویند مبادا شجاعتشان به سخره گرفته شود ۲ چاقو روی مهر زن میکشند و جهان یتیم میشود ۳ زنان ابرهای اندوهاند در آسمان خدایا! بباران باران بر این خاک افسرده ۴ جنایتکاران چاقوی خونین خود را در نگاه…
بیشتر بخوانیدرابرت ردفورد؛ ستاره، کارگردان، و معمار سینمای مستقل
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور رابرت ردفورد از آن نامهاییست که شنیدنش، خاطرهٔ نیمقرن تاریخ سینمای آمریکا را زنده میکند. مرگ او در سپتامبر ۲۰۲۵ نهتنها فقدان یک بازیگر و کارگردان، که ازدسترفتن یکی از آخرین بازماندگان نسلی از ستارههاست که میتوانستند هم جذابیت مردمی و هم عمق روشنفکری را با هم داشته باشند. او نهتنها چهرهٔ محبوب پردهٔ نقرهای بود، بلکه با تصمیمهای جسورانهاش در کارگردانی و بنیانگذاری جشنوارهٔ ساندنس، جریانهای تازهای را…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – چه جالب! گریز از بیمارستان
مژده مواجی – آلمان یولیا از فنجان شیرقهوهاش که محکم در دست گرفته بود، جرعهای نوشید و آن را روی نعلبکی گذاشت. به فاطیما که روبرویش آنطرف میز در کافه نشسته بود، نگاهی کرد و پرسید: «حال پدرت چطور است؟ از بیمارستان مرخص شد؟» فاطیما کیک پنیری را که در دهان گذاشته بود، جوید، آه عمیقی کشید و گفت: «دیروز خوشبختانه مرخص شد. در واقع از بیمارستان گریخت.» فاطیما سرش را تکان داد و لبخندی بر…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: آواز بوقلمون – Universal Language
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور «آواز بوقلمون» که عنوان انگلیسیاش «Universal Language» یا «زبان جهانی» است، یک فیلم سینمایی کانادایی به کارگردانی متیو رنکین است که در سال ۲۰۲۴ به نمایش درآمد. داستان فیلم در مکانی خیالی که آمیختهای از دو شهر وینیپگ و تهران دههٔ ۱۳۶۰ است، رخ میدهد و ماجرای افرادی از فرهنگهای گوناگون را در بستری سوررئالیستی بازگو میکند که سرنوشتشان به یکدیگر گره میخورد. «آواز بوقلمون» بازخورد بسیار مثبت منتقدان…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – هایکو هیچوقت عادت نداشت بدون خداحافظی برود
مژده مواجی – آلمان مرد درِ سالن رختشویی را باز کرد. – خدای من! باورم نمیشود. او پلکهایش را با انگشتهایش مالید و با چشمهای ازحدقهدرآمده به روبرویش خیره شد. مقابلش در انتهای سالن، هایکو خم شده بود و داشت لباسها را از ماشین لباسشویی بزرگ بیرون میآورد. مرد در حالیکه قلبش به تپش افتاده بود، به طرفش رفت و با صدای بلند گفت: «هایکو؟» هایکو سرش را بلند کرد، ایستاد و خندید: «سلام. تو اینجا…
بیشتر بخوانیدپازل – داستان کوتاهی از دکتر مهدی قاسمی
دکتر مهدی قاسمی – ایران تمام پازلهای دنیا، فقط یک قاعده دارند… «بلدی پازل درست کنی؟» فرمانده فریاد زد: «هدف، روبهرو.» سه نفر بودند. دستهایشان را از پُشت بسته بودند. لباسهای زندان تنشان بود. دو نفر از آنها خودشان خواسته بودند که چشمهایشان را ببندند. دو تا از بچهها رفته بودند و روی سرشان کلاه بلند سیاهی کشیده بودند. میخواستند هیچچیزی را نبینند. شاید هم میترسیدند. هرچند، که اصلاً دلیلی هم برای نترسیدن وجود نداشت….
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: دکستر: رستاخیز – Dexter: Resurrection
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور «دکستر: رستاخیز»، مجموعهٔ تلویزیونی درام جنایی-معمایی آمریکاییست که کلاید فیلیپس آن را ساخته است. این سریال دنبالهٔ سریالهای «دکستر: خون تازه» و «دکستر» است و در آن مایکل سی. هال در نقش دکستر مورگان در کنار اوما تورمن، جک آلکوت، دیوید زایاس، نتاره مواین، کادیا ساراف، دومینیک فوموسا، امیلیا سوارز، جیمز رمار و پیتر دینکلیج بازی میکند. این سریال در ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۵ از شبکهٔ پارامونت پلاس همراه شوتایم پخش شد. خلاصهٔ داستان چند هفته پس از وقایع «دکستر: خون تازه»، دکستر مورگان که بهشکلی شگفتانگیز از جراحت شدید گلولهای جان سالم به…
بیشتر بخوانیدیادی از زندهنام استاد پرویز نزاکتی و مروری بر زندگی هنری پربار ایشان
امیر اسلامی – ونکوور عکسها از سروش اذانی با اندوهی عمیق خبر درگذشت استاد پرویز نزاکتی جامعهٔ هنری ونکوور را در غم فرو برد. او نهتنها یکی از چهرههای برجستهٔ موسیقی ایرانی بود، بلکه شخصیتی محبوب و محترم داشت که عشق به هنر و انسانیت را در زندگی خود به نمایش میگذاشت. همکاریهایی که با ایشان داشتم، همه پر از خاطرات خوب و دوستداشتنی است. دو هفته پیش برای عیادت ایشان به بیمارستان لاینزگیت رفتم…
بیشتر بخوانیدروایت بدنمند: رفلکسولوژی حافظه در ادبیات مهاجرت؛ خوانشی از داستان کوتاه «رفلکسولوژی» نوشتهٔ حمید مساح
دکتر نگین ساسانفر – ونکوور رفلکسولوژی* بهمثابهٔ استعارهای از زمانمندی پارهپاره رفلکسولوژی در این داستان نهصرفاً تکنیکی درمانی بلکه استعارهای پدیدارشناختی از پیکرهٔ زمان است. بدن در این روش به پنج منطقه تقسیم میشود، همچون حافظه که بهشکلی نامتقارن و در همتنیده به پنج لایه یا ناحیهٔ درد تقسیم شده است. این تقسیمبندی بدن، در واقع تقسیمبندی زمان در تجربهٔ مهاجر است: گذشتهٔ شکنجه حالِ درمانطلب آیندهٔ نامعلوم مکانِ مهاجرت (ونکوور) مکانِ پیشین (زندان/وطن) این تجزیهٔ…
بیشتر بخوانید









