رژیا پرهام – تورنتو دور میز نشسته بودیم و از برنامههای تعطیلات میگفتیم که دخترک ششساله گفت: «ما قراره بریم …» گفتم: «کجا؟» سه بار تکرار کرد و من فقط بهش زل زدم. امیدوار بودم کلمهٔ آشنایی باشه که ربطش بدهم به استخری، سینمایی چیزی… دخترک کلافه از عکسالعمل من با عشوه گفت: «نمیدونی کجاست! روستای محل تولد مادربزرگمه، یه جایی دور توی آمریکا!» جمله اش که تمام شد، رو کردم به بچهها و گفتم: «من…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
در جستوجوی بهشت – مسافر بهشت در سرزمین چشم بادامیها
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران با هیجان میگوید: «اگر خدا بخواهد، دارد کارم درست میشود. وااای، دل توی دلم نیست. شما تا بهحال ژاپن تشریف بردهاید؟» ته دلم میگویم من تا همین کشورهای بغل گوش خودمان هم نرفتهام، ژاپن پیشکش. اما سینمای ژاپن را دوست دارم و نویسندههایش را! جواب میدهم که نرفتهام. میگوید: «وااای. وااای. خانم آب دستت داری، بگذار و برو ژاپن را…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم برای آخر هفته: سوگلی (The Favourite)، محصول ۲۰۱۸
آرام روانشاد – ایران نویسندگان: دبورا دیویس، تونی مکنامارا کارگردان: یورگوس لانتیموس ملکه آن استوارت، در قرن هجدهم میلادی بر تخت سلطنت انگلستان، اسکاتلند و ایرلند نشست. دوران سلطنت او همواره با مشکلات فراوانی از جمله اختلافات مالی و سیاسی با اشرافزادگان و اهالی دربار همراه بود. مشکلات سلطنت ملکه آن بهحدی بالا بود که او ناتوان از مدیریتشان بود و گفته میشود که وی اغلب، پیوسته گریه میکرد و در افسردگی کامل به سر میبرد….
بیشتر بخوانیدهوشنگ توزیع: فرخزاد برای فرار از جهنم انسانی به آغوش مرگ پناه برد
گفتوگو با هوشنگ توزیع، نویسنده، کارگردان و بازیگر نمایش شاعر نقرهای دربارهٔ زندگی فریدون فرخزاد سیما غفارزاده – ونکوور اواخر ماه اکتبر امسال به تماشای تئاتر «شاعر نقرهای» که در سالن سنتنیال نورث ونکوور برگزار شد، رفتم. واقعیتش چندان راجع به این نمایش نمیدانستم، هرچند، همینکه نمایش دربارهٔ زندگی فریدون فرخزاد بود و آن را هنرمند شناختهشدهای چون هوشنگ توزیع نوشته، کارگردانی و بازی کرده بود، و همچنین دوست هنرمند عزیزم، آزیتا صاحبجمع، برنامهگذار این…
بیشتر بخوانیدشمسیداموس و گوی بلورینش – طالع شما تحتِ تأثیرات رفتن ماه به نشان قوچ!
طالعبینی دوهفته! درود و هزاران درود به فرزندان عزیزتر از جانم. مادر جان، من آنقدر این روزها غصۀ ایران را میخورم که گلویم اندازۀ گردو ورم کرده است. هی توی گوی بلورینم میبینم، هی غصه میخورم. گوی بلورین داشتن اینش بد است. اما بخش خوبش دیدن طالع شما بچههای نازنینم است. در این دو هفته، ماه در نشان قوچ است. این یعنی اینکه دو هفتهٔ پر کار و تلاش را در پیش خواهید داشت. تنبلها…
بیشتر بخوانیدخانم معلمی که منم! – از روز دانشآموز و باقی ماجراها (۲)
فرزانه بابایی – ایران خم شدم روی زانوهایم تا حیاط مدرسه را از زاویهٔ چشمهای رادین ببینم، بلکه بفهمم چرا آنقدر مضطرب و پریشان است. خانم مدیر از پشت بلندگو بچهها را به گوشهٔ حیاط دعوت میکرد تا فضای زمین فوتبال خالی شود. پدر یکی از بچهها در قامت مربی، توپ به زیرِ بغل، مشغول یارکشی و مقدمات تشکیل دو تیم بود. خانم ناظم در اطراف زمین، بچهها را به بیرون از خطوط زردی که حدود…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۶) – نسیمه
مژده مواجی – آلمان با تئو، همکار کامرونی، سوار ماشین شدیم تا به محل کارمان در وِدِمارک، شهرکی اطراف هانوفر، برویم. مانند همیشه همینکه با ماشین از مسیر سنگفرشی کنار محل کار عبور کردیم، تئو شروع به غُرغُر کرد: «از خیابانهای سنگفرشی خوشم نمیآید. مخصوصاً اینجا که خیلی ناهموار است و احتیاج به تعمیر دارد.» به وِدِمارک که رسیدیم، پارکینگ روبروی محل کار پر شده بود. دوباره تئو غُرغُر کرد. چرخی زد و روبروی ادارهٔ پست…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – تعریف یا تخریب!
رژیا پرهام – تورنتو با بابا تلفنی صحبت میکنم؛ به زبان فارسی. دخترک نشسته و زل زده است به من. بعد از اتمام صحبتم، میگوید: Razhia, I guess you are great at talking in your language! So, don’t be sad, because it doesn’t matter to me if you say “tree” to number “three”, at least you know your language vary well! (رژیا حدس میزنم توی صحبت کردن به زبون خودت عالی باشی! پس ناراحت نباش، چون…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم برای آخر هفته: گلوریا بل (Gloria Bell)، محصول ۲۰۱۸
آرام روانشاد – ایران در این سالها که سینما مملو شده از جلوههای ویژه و تصاویر کامپیوتری، بعضی فیلمها هستند که در عین سادگی، خودِ زندگیاند. فیلمهایی که ما را امیدوار میکنند به اینکه سینما هنوز زنده است و میتواند هنر هفتم باشد، نه صنعت. فیلمهایی که زندگیست. «گلوریا بل» یکی از همین فیلمهاست که در عین سادگی شما را شگفتزده خواهد کرد. کارگردان اهل شیلی، سباستین للیو (Sebastian Lelio) این بازسازی از فیلم اسپانیایی خودش،…
بیشتر بخوانیدسه شعر از زندهنام محمدعمرعثمان (ژنرال پاییز)
برگردان: خالد بایزیدی (دلیر) – ونکوور محمدعمر عثمان متخلص به ژنرال پاییز در سال ۱۹۵۷ میلادی در شهر سلیمانیهٔ عراق چشم به جهان هستی گشود. وی در دههٔ هشتاد، در کردستان عراق جزو شاعرانی بود که تأثیر بسزایی بر شعر معاصر کردستان گذاشت. عثمان شاعری متفاوت، پیشرو و آوانگارد بهشمار میرفت و با چاپ مجموعه شعرهایش تحت عنوان «در غربت» سبک و زبان تازهای در شعر معاصر کردستان بهوجود آورد، شعرهایی که به زبانهای فرانسه و…
بیشتر بخوانید