این مطلب در شمارهٔ ۲۳۹ رسانهٔ همیاری مورخ ۶ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شده بود ولی بهدلیل رخدادهای مرتبط با جنگ اسرائیل و ایران با تأخیر روی وبسایت و شبکه های اجتماعی رسانهٔ همیاری قرار داده میشود. مژده مواجی – آلمان مرد نامهای را با دستهایی لرزان از کولهپشتیاش بیرون آورد و روی میز مشاور گذاشت. – لطفاً برایم بخوانید تا بفهمم چه نوشته است. تا حدی که زبان آلمانی بلدم، متوجه شدم انگار خبر خوبی نیست. …
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
باید ایستاد، حتی اگر تنهایی سهم تو باشد؛ نگاهی به فصل ششم (آخر) سرگذشت ندیمه
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور هشدار: خطر لو رفتن داستان وجود دارد. بالاخره سریال «سرگذشت ندیمه» پس از هشت سال، و در فصل ششم به پایان رسید. اثری درام که بر اساس رمانی به همین نام نوشته مارگارت اتوود، نویسندهٔ نامدار و تحسینشدهٔ کانادایی، ساخته شده است. داستان سرگذشت ندیمه روایتی است گرتهبرداریشده از وقایع تاریخی یا رویدادهایی که در زمان نگارش این داستان در سراسر دنیا اتفاق میافتاده است، از دیدگاههای نیکلای چائوشسکو…
بیشتر بخوانیدکشتهشدن پرنیا عباسی، شاعر جوان، در جریان حملهٔ اسرائیل به تهران
ترانه وحدانی – ونکوور روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، برابر با ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ مجلهٔ ادبی وزن دنیا در ایران، که بهطور تخصصی به شعر میپردازد، اعلام کرد پرنیا عباسی، شاعر جوان، در جریان حملات اسرائیل به تهران کشته شده است. توجه شما را به اطلاعیهٔ مجلهٔ وزن دنیا جلب میکنیم: با صدهزار افسوس و درد مطلع شدیم پرنیا عباسی شاعر جوانی که پیشتر آثاری از او در مجلهٔ وزن دنیا منتشر شده بود و در میزگردی…
بیشتر بخوانیدنگاهی به شعر «برگی بر آب»، سرودهٔ حمید محمدی بهجت
نگاه و تحلیلی از منظر اگزیستانسیالیستی با تأکید بر زیباییشناسیِ نچرالیستی و شهود شاعرانهٔ این شعر فرناز جعفرزادگان – ایران برگی بر آب پاییز را به کجا میبرد این رود؟ شعر کوتاه «برگی بر آب» با زبان سادهاش ما را بیدرنگ به دل یکی از اساسیترین دغدغههای انسان میبرد: رابطهٔ میان طبیعت و مرگ، گذر زمان و بیپناهیِ هستی. این شعر در سه سطر کوتاه، بهگونهای عمل میکند که شعرهای بلند از آن ناتواناند: آنی را…
بیشتر بخوانیدمعرفی کانال و پادکست «قصههای مامان سودی» برای کودکان
ترانه وحدانی – ونکوور مدتی است که کانال یوتیوب و پادکست «قصههای مامان سودی» برای کودکان آغاز به کار کرده است و در این مدت کوتاه توانسته توجه مخاطبان را به خود جلب کند. قصهگوی این کانال و پادکست، دکتر سودابه جولایی، هموطن و همشهریمان در شهر ونکوور است. دکتر سودابه جولایی، دکترای آموزش پرستاری و فلوشیپ اخلاق پزشکی، قبل از مهاجرت به کانادا استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. وی بیش از ۲۷ سال…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – چند لحظه توی بهشت
مژده مواجی – آلمان برای پیداکردن آدرس برنامه زودتر راهی محل شدم؛ کافهای که برنامه در آنجا ترتیب داده شده بود. برای شرکت در گروهی که برای داستانخواندن و روایتکردن تدارک دیده شده بود. دعوتم کرده بودند. با مسئول تدارک برنامه تلفنی صحبت کرده بودم ولی تا آن زمان فرصت دیداری از نزدیک پیش نیامده بود. از دور به طرف کلیسای آن محله رفتم. پلاک خانههای دور کلیسا بهترتیب و پشتِسرِهم بود؛ زوج و فرد. محلهای…
بیشتر بخوانیدبرای خلیج همیشهپارس؛ شعری از فرناز جعفرزادگان
فرناز جعفرزادگان – ایران تنپوش زخمی که جهان را از دهانِ ماهی به لب رساند. از روی مُردهماهیها رد شدم؛ زبانشان بوی تاریخ میداد و دهانِ بازشان، نقشهای بیمرز بود. نقشه را از زخم تا زخم تا زخم تا زخم تا خلیج تا گودیِ دهانی که هنوز «پارس» را با نمکِ استخوان تلفظ میکند پاره کردم موج، انحنای استخوانیست که در خوابِ نفت، رگهای از خشم را به ساحل نشت میدهد به نیزارِ بندر، پنهان آمدم…
بیشتر بخوانیدنوشتن بهمثابهٔ پایداری؛ در سوگ شیوا ارسطویی
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ شیوا ارسطویی، نویسندهٔ صاحبنام، شاعر و مدرس داستاننویسی، در روز تولد ۶۴ سالگیاش درگذشت. علت فوت ناگهانی او نامعلوم اعلام شده است؛ برخی مدعیاند که بر اثر ایست قلبی فوت کرده و برخی از کاربران میگویند که خود به زندگیاش پایان داده است، ولی هیچیک از این دلایل به تأیید خانواده یا نزدیکان وی نرسیده و در حد شایعه باقی مانده است. شیوا ارسطویی متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ در تهران…
بیشتر بخوانیدسینمای جعفر پناهی؛ تصویری از پشت دیوارها
بهبهانهٔ حضور این کارگردان برجسته در جشنوارهٔ کن ۲۰۲۵ با فیلم «یک تصادف ساده» دکتر لیلا صادقی – ونکوور جعفر پناهی برای فیلم یک تصادف ساده موفق به دریافت جایزهٔ نخل طلایی جشنوارهٔ کن ۲۰۲۵ شد. این جایزه در شرایطی به او تعلق گرفت که سالها با محدودیتهای شغلی و ممنوعیت حضور در عرصههای رسمی مواجه بود. یک تصادف ساده ادامهٔ مسیر سینماییای است که پناهی از دههٔ ۱۳۷۰ آغاز کرد؛ مسیری که همواره بر…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – قبر طبقاتی
مژده مواجی – آلمان بعد از چند هفته، دختر و پسر برای بار چندم به دیدن مادرشان رفتند تا دور هم جمع شوند و تصمیم بگیرند که روی سنگ قبر پدر پیرشان چه چیزی بنویسند. پدر چند هفتهای میشد که فوت کرده بود و هنوز سنگ قبر نداشت. مادر به آشپزخانه رفت و قهوه را آماده کرد. چند فنجان روی میز آشپزخانه گذاشت و دختر و پسرش کنارش نشستند. مادر گفت: «هنوز روی حرف خودم هستم….
بیشتر بخوانید









