جان هورگان، رهبر حزب دموکراتیک نوین بریتیش کلمبیا (BC NDP) همواره بر این باور بودهام که دولت باید برای مردمی کار کند که آنان را نمایندگی میکند. هر کسی میخواهد باشد. اما مدتهای طولانی است که کریستی کلارک و لیبرالهای بیسی اولویت را به دوستان خود دادهاند و هزینهٔ آن بر دوش شما قرار گرفته است. بهجای خدمت به مردم، کریستی کلارک برای آنهایی کار میکند که پولهای کلان به حزب او میدهند. تصمیمات او…
بیشتر بخوانیدنویسنده: رسانهٔ همیاری
گزارشی از جلسهٔ بحث و گفتوگو دربارهٔ قانون C-6 و رونمایی کتاب حقوق شهروندی
کیقباد اسماعیلپور – ونکوور در سال ۲۰۱۴، دولت کانادا قانونی را وضع کرد که شهروندان کانادا را به شهروندان درجه یک و شهروندان درجه دو تقسیم میکرد. این قانون C-6 برخی از شهروندان را – بهخاطر اینکه در نقطهٔ دیگری بهجز کانادا بهدنیا آمده بودند – شهروند درجه دوم با حقوقی کمتر از سایر کاناداییهای شناخت. هم اکنون در مجلس کانادا (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) لایحهای برای لغو این قانون تبعیضآمیز مورد بحث است….
بیشتر بخوانیدگزارشی از آغاز رسمی کمپین دکتر مهدی راسل
مریم صنعتگر – ونکوور روز شنبه ۸ آوریل ۲۰۱۷، از ساعت ۶ عصر تا ۸ شب، کمپین دکتر مهدی راسل، نامزد حزب بیسی اندیپی برای حوزهٔ وستوکورر-کپیلانو، در سالن لیلی لی اسپیریت (Lily Lee Spirit) واقع در رکسنتر شهر وستونکوور با حضور جمعی از هموطنان ایرانی و دیگر دوستان و علاقهمندان غیرایرانی رسماً آغاز بهکار کرد. این برنامه با سخنرانی کرگ کیتینگ (Craig Keating)، عضو شورای شهر نورثونکوور، و اعلام حمایت ایشان از دکتر راسل…
بیشتر بخوانیدزمینی… – دلنوشتهای برای زمین و زمینیان
تالین ساهاکیان – آلمان اهل زمینام گردان در منظومهٔ شمسی نقطهای کوچک در کهکشان راه شیری… از جنس خاکام از آسمانها چیزی نمیدانم من مشتاقانه به جاذبهٔ زمین پابندم هنوز برایم پر از شگفتی است شقایقی که در بهار از هیچ میروید پرستویی که اینهمه راه را بازمیگردد درختی که سبزشدن را فراموش نمیکند دینم مهربانی است، آئینم تلاش برای کمآزاری پیامبرم عقل است قاضیام وجدان کتاب اخلاقم پر است از آیههای زنده و…
بیشتر بخوانیدقصهٔ زمین
داود مرزآرا – ونکوور در زمانهای خیلی خیلی دور، آنوقتها که ما نبودیم، خورشید و ماه با هم ازدواج کردند و ستارگان از آنان بهوجود آمدند. این دو در صلح و صفا بودند تا خورشید زن تازهای گرفت، از آنوقت بود که ماه خشمگین شد و از شوهرش دوری گزید. زمین تنها بـود، کسی هم بـه خواستگاریاش نمیآمد و داشت کمکم به پیردختری تبدیل میشد. او تصمیم گرفت تا هر طور شده خورشید را به…
بیشتر بخوانیدیادداشت سردبیر – سهم ما این است
سیما غفارزاده – ونکوور باز زمین چرخی دورِ خورشید زد و ما را رساند به روزی که مانند بسیاری مناسبتها، در تقویم علامت خورده است تا بهفراموشی سپرده نشود، تا دستِکم سالی یک بار هم که شده، به یاد آوریم که آن مناسبت بیدلیل برجسته نشده است. باز رسیدیم به ۲۲ آوریل، روز زمین؛ روزی که تنها ۴۷ سال است بهرسمیت شناخته شده است. یعنی چیزی حدود نیم قرن است که انسان به خود آمده و…
بیشتر بخوانیدبیستوهفتمین شمارهٔ «رسانهٔ همیاری» منتشر شد
برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمامصفحه اینجا کلیک کنید شمارهٔ ویژهٔ روز زمین همراه با پاسخهای سه نامزد انتخابات استانی بریتیش کلمبیا به پرسشهای «رسانهٔ همیاری» و گزارشی از جلسهٔ مناظرهٔ کاندیداها در منطقهٔ نورثشور. نسخهٔ چاپی شمارهٔ بیستوهفتم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاههای ایرانی در ونکوور، نورثشور، ترایسیتی و برنابی در دسترس است. در نسخهٔ دیجیتال، آگهیهای قابل کلیک با نماد زیر مشخص شده است. با مطالب و آثاری از: یلدا احمدوند، کیقباد اسماعیلپور، رژیا پرهام،…
بیشتر بخوانیدجوالدوز – سنتهای باستانی
دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته خُب دیگه سبزهها رو گره زدید، آش رشته رو خوردید، والیبال و وسطی بازی کردید و جوج و مخلفات و متِخلفات زدید و الان دیگه طبق روالِ برنامه روز از نو، روزی از نو. قشنگه، همش قشنگه، کسی هم کاری نداره و چیزی نداره بگه. خیلی هم خوبه سنتها رو بهجا آوردن و حفظ مراسم ملّی، اما بالاغیرتاً یه نگاه اجمالی بندازیم به از سر تا تهِ آداب و…
بیشتر بخوانیدورزش و آسیبدیدگی
علیرضا فدایی – ونکوور در طول سالیان اشتغال به ورزش همیشه برایم عجیب بوده که چه تعدادی از ورزشکاران قدیمی نه تنها بهخاطر مصدومیت ورزش را کنار گذشتهاند، بلکه اثر این مصدومیت تا سالها بعد از ترک ورزش همراه ایشان باقی است و آنها را از بعضی از فعالیتهای عادی زندگی روزانه نیز بازداشته است. در این بین میتوان از آسیبهای زانو، کمر و شانه نام برد که متأسفانه بسیار شایعاند. در این بین صد…
بیشتر بخوانیدآفرینش – شعری از تالین ساهاکیان
تالین ساهاکیان – آلمان میتوان روز را خلاصه کرد در یک لیست خرید طولانی… میتوان شبها به اخبار گوش داد و در بحث کشدارِ روز بعد شرکت کرد و تظاهر کرد بیخرج و بیدردسر به نگرانی و دلسوزی… میتوان از کنار سگی تصادفی بیتفاوت عبور کرد و گفت «وقت ندارم»… میتوان شتابان به پناهجویی گفت «آدرس را نمیشناسم»… میتوان رو از بیخانمانی در خیابان یخزده گرداند و چشم دوخت به ویترینی پرزرقوبرق… میتوان داوطلبانه کور…
بیشتر بخوانید









