ثریا پروانی – ونکوور برگردان: رسانهٔ همیاری BC4Afghans یک گروه حمایتی محلی است که وظیفهٔ هماهنگی و بسیج تلاشها برای حمایت از تازهواردان افغان در بریتیش کلمبیا را دارد. تیم ما از اعضای مختلف جامعهٔ ما با پیشزمینههای متنوع تشکیل شده است. ما با هدف ایجاد وحدت بین جامعهمان در بیسی، دیدگاه ظریف و همسانی ارائه میدهیم. ما رویکردی چندوجهی داریم: بسیج جامعه و ایجاد پایگاه مرکزی دادههای خدمات حرفهای/داوطلبان پشتیبانی با فراهمآوردن اقلام ضروری…
بیشتر بخوانیدنویسنده: رسانهٔ همیاری
برنامهٔ اسپانسرشیپی والدین، پدربزرگها و مادربزرگها در سال ۲۰۲۱
دکتر امیرحسین توفیق – ونکوور پیش درآمد سال گذشته و در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۰، وزارت مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا وبسایت خود را برای ثبت درخواست علاقهمندان به اسپانسرشدن والدین، پدربزرگها و مادربزرگها باز کرد و بیش از ۱۰۰ هزار متقاضی درخواست خود را ثبت کرد. بر اساس اعلام قبلی، متقاضیان تا تاریخ ۳ ماه نوامبر سال ۲۰۲۰ این فرصت را داشتند تا درخواستشان را ثبت کنند. همچنین در زمان ثبت درخواستها تأکید شده بود که…
بیشتر بخوانیدپنج گزارش از بنیاد نیکوکاری یارا در سپتامبر ۲۰۲۱
گزارش قبلی «بنیاد نیکوکاری یارا» را در اینجا بخوانید مینا سبزواری – ونکوور در میان اینهمه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر ~ سالک عشقآشنایان، نیکوکاران، در بنیاد نیکوکاری یارا در ونکوور، کارآفرینی برای زنانی مستحق (شایسته و دارای حق) و محروم از آن در ایران را که سرپرست خانوادهاند، شیوهٔ فعالیتهای داوطلبانهٔ خود کردهایم و چشم بهراه حمایت مالی شماییم. کمکهای خودتان از ده دلار به بالا را میتوانید به ایمیل ما ایترانسفر کنید: yaaraavancouver@gmail.com دلتان…
بیشتر بخوانیداز داوری دربی پرسپولیس و استقلال تا مربیگری پرسپولیس شاهین ونکوور
گفتوگو با سعید مظفریزاده، داور بینالمللی فوتبال و مربی تیم پرسپولیس شاهین ونکوور علیرضا فدایی – ونکوور باخبر شدیم تیم فوتبال پرسپولیس شاهین ونکوور با مربیگری سعید مظفریزاده، داور نامآشنای بینالمللی ایران، در دو ردهٔ سنی بالای ۵۰ سال و بالای ۴۰ سال موفق به کسب مقام قهرمانی و نایب قهرمانی در مسابقات BC Masters Soccer League شده است. بههمین مناسبت گفتوگویی با ایشان داشتیم تا دربارهٔ فعالیتهایشان در دنیای ورزش پیش از بازنشستگی از داوری…
بیشتر بخوانیدمروری بر کتاب اینوک آردن اثر جودیت تامپسون
مهرخ غفاری مهر – ونکوور جودیت کلر تامپسون (Judith Clare Thompson)، نمایشنامهنویس، کارگردان، فیلمنامهنویس، بازیگر تئاتر، و استاد دانشکدهٔ زبان انگلیسی و مطالعات نمایشی دانشگاه گوئلف (University of Guelph) در انتاریوِ کاناداست. او از سال ۲۰۱۳ در این دانشگاه، نمایشنامهنویسی، بازیگری و خلاقیت هنری تدریس میکند. تامپسون که در ۲۰ سپتامبر ۱۹۵۴ به دنیا آمده، و اولین کتابش را در سال ۱۹۸۰ نوشته و منتشر کرده است. وی دو بار جایزهٔ فرماندار کل (Governor General) را…
بیشتر بخوانیدیادداشت سردبیر: در جستوجوی مأمنی هزاران فرسنگ دور از وطن
سیما غفارزاده – ونکوور انتخابات فدرال بهپایان رسید و نتیجهٔ آن، یعنی تشکیل مجدد دولت اقلیت، بسیاری از کاناداییها را به این فکر واداشت که بهراستی چنین انتخابات زودهنگامی آن هم در حالیکه کشور وارد موج چهارم همهگیری شده، و ۶۱۰ میلیون دلار از مالیاتهای پرداختی مردم صرف آن شده است، چه ضرورتی داشت؟ با اینهمه نظرسنجی جدید آنلاینی که پس از انتخابات و مابین روزهای ۲۴ و ۲۶ سپتامبر انجام شده، نشان از آن دارد…
بیشتر بخوانیدصد و چهل و سومین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد
برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمامصفحه اینجا کلیک کنید همراه با مطالبی دربارهٔ گروههای کمکرسانی به پناهجویان افغانِ تازهوارد بهونکوور از جمله گفتوگویی با معصومه سادات (رؤیا) حسینی، به بهانهٔ تشکیل گروه آشیانه (NEST) توسط مؤسسهٔ اکسا و معرفی گروه BC4Afghans که توسط جمعی از جوانان افغان-کانادایی ساکن ونکوور به همین منظور تشکیل شده است، گفتوگویی با سعید مظفریزاده، داور بینالمللی فوتبال و مربی تیم فوتبال تازهتأسیس پرسپولیس شاهین ونکوور که در مسابقات لیگ فوتبالِ BC…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – بدشانس
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران تلفنش را جواب میدهد: «به ما که رسید، آسمون تِپید. میگویند اصلاً و ابداً اسم ویزا را نیاور. بهقول مادرم بختم اگر بخت بود، قدم اندازه تنهٔ درخت بود. تا قبل از کرونا مثل نُقل و نبات ویزای شینگن میدادند. حالا که من تصمیم گرفتهام ویزا بگیرم، قحطی ویزا آمده. شانس من است دیگر. البته دیر اقدام کردم. حالا ببینم…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – دلتنگی
رژیا پرهام – تورنتو بهمحض آنکه چشم دخترک به پدرش خورد، بدون اینکه سلام کند با لحنی دلخور گفت: «فکر میکردم امروز بعدازظهر مامی دنبالم بیاد.» پدر خندید، شانههایش را آویزان کرد و به تقلید از فرزندش با لحنی دلخور گفت: «و من فکر میکردم که تو از دیدن من هم خوشحال بشی.» دخترک با ناراحتی گفت: «خوشحال شدم. ولی دلم برای مامی تنگ شده، آخه دیروز هم نبود، هنوز از سفر برنگشته؟» پدرش گفت: «نه،…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۵۲) – زمان برای او، زمان برای آنها
مژده مواجی – آلمان نگاهی به یادداشتهای روی میز کارم انداختم. یادداشتهای کوچک زردرنگی که روی میز کارم چسبانده بودم؛ کارهایی که قبل از مرخصی میخواستم انجام بدهم. از ایمیلها شروع کردم. آنها را نوشتم و فرستادم. یادداشتهایی را که مربوط به آنها بود، از روی میز کندم. بعد به مسئول انجمن زنان افغان در هانوفر زنگ زدم تا با یکدیگر برنامۀ ملاقات بگذاریم. او در مترو بود و صدایش در شلوغی بهخوبی به گوش نمیرسید….
بیشتر بخوانید









