حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا

گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی در مورد کتاب‌خوانی‌های جدید گروه علمی‌آموزشی سَماک

ترانه وحدانی – ونکوور

باخبر شدیم گروه علمی‌آموزشی سماک در شرایط جنگی کنونی که بلافاصله پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته فشار بسیار زیادی را به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد کرده، اقدام به برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» کرده است. بر آن شدیم تا با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار این مؤسسه، گفت‌وگویی داشته باشیم تا دربارهٔ این دوره توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

* * * * *

درود بر شما آقای دکتر سادات‌شریفی عزیز. خوشحالیم که بار دیگر در مجلهٔ رسانهٔ همیاری میزبان شما هستیم. این بار با پروژه‌ای متفاوت و عنوانی بسیار تأمل‌برانگیز بازگشته‌اید: «وقتی که جان خسته است». پیش از هر چیز، بفرمایید چه مشاهده یا ضرورتی در فضای جامعهٔ مهاجر شما و همکارانتان را به سمت طراحی این دورهٔ شش‌هفته‌ای سوق داد؟ و چرا برای این مسیر، کار با یک کتاب را انتخاب کردید؟

با درود و سپاس از شما و مجلهٔ رسانهٔ همیاری که همیشه با دقت و مهر به فعالیت‌های فرهنگی و میان‌رشته‌ای ما نگاه کرده‌اید.

واقعیت این است که ایدهٔ این دوره از یک مشاهدهٔ صرفاً نظری نیامد؛ از دلِ زیست روزمرهٔ ما در این سال‌ها آمد. بسیاری از ما، به‌ویژه در فضای مهاجرت و دیاسپورا، در وضعیتی زندگی می‌کنیم که در آن هم‌زمان باید به زندگی روزمره، کار، خانواده، و مسئولیت‌های این‌سوی جهان برسیم و در همان حال، از نظر عاطفی و ذهنی، پیوندی ناگسستنی با رنج‌ها، بحران‌ها، اخبار، و دگرگونی‌های وطن داشته باشیم. این فقط «مشغله» نیست؛ نوعی حملِ هم‌زمانِ دو جهان است. و این حملِ مداوم، اگر دیده و فهمیده نشود، به فرسودگی‌ای می‌انجامد که من ترجیح می‌دهم آن را «روان‌سوزی» بنامم.

برای همین، من و همکارم خانم هوش‌ور احساس کردیم باید فضایی فراهم شود که نه‌فقط به آدم‌ها بگوید «خسته‌ای»، بلکه کمک کند این خستگی را بهتر بفهمند، زبان بدهند، و با آن انسانی‌تر و آگاهانه‌تر مواجه شوند.

از سوی دیگر، انتخاب این کتاب خاص هم بسیار آگاهانه بود. کریستین نِف (Kristin Neff) از چهره‌های محوری و پیشگام در مطالعهٔ self-compassion، یا آن‌طور که به‌فارسی ترجمه می‌کنیم «خودشفقتی»، است. او از نخستین کسانی‌ست که این مفهوم را در روان‌شناسی معاصر به‌صورت پژوهش‌پذیر و قابل‌سنجش صورت‌بندی کرد، و همراه با کریستوفر گرمِر (Christopher Germer) چندین برنامهٔ آموزشیِ مبتنی بر شواهد را برای آموزش خودشفقتی توسعه داد. همین پیوند میان پژوهش عمیق و کار عملی با مردم عادی، یکی از مهم‌ترین امتیازهای این کتاب است. این اثر فقط از دل آزمایشگاه یا مقالهٔ علمی بیرون نیامده؛ از دلِ کارگاه، تمرین، مشاهدهٔ انسانی، و مواجههٔ واقعی با رنج نیز گذشته است.

حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا
گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی در مورد کتاب‌خوانی‌های جدید گروه علمی‌آموزشی سَماک
- - - - - -
باخبر شدیم گروه علمی‌آموزشی سماک در شرایط جنگی کنونی که بلافاصله پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته فشار بسیار زیادی را به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد کرده، اقدام به برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» کرده است. بر آن شدیم تا با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار این مؤسسه، گفت‌وگویی داشته باشیم تا دربارهٔ این دوره توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

به نظر می‌رسد این دوره فراتر از یک برنامهٔ معمول کتاب‌خوانی طراحی شده و به‌نوعی به وضعیت عاطفی این روزهای بسیاری از ما پاسخ می‌دهد. چرا احساس کردید «اکنون» زمان مناسبی برای پرداختن به موضوعاتی مانند خودشفقتی و تنظیم تجربهٔ درونی است؟

به‌گمان من و همکارم، چون ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که فشار فقط از یک منبع نمی‌آید. انسان امروز، و به‌ویژه انسان مهاجرِ درگیر با چند جغرافیا و چند لایهٔ هویتی، هم‌زمان زیر فشار اقتصادی، خبری، عاطفی، سیاسی، خانوادگی، و گاه حتی اخلاقی قرار دارد. یعنی فقط با یک مسئلهٔ بیرونی مواجه نیست؛ با انباشتِ بی‌وقفهٔ ورودی‌ها و تنش‌ها روبه‌روست.

در چنین وضعیتی، بسیاری از ما ظاهراً داریم کارهای لازم را انجام می‌دهیم، اما در سطحی عمیق‌تر، تمرکزمان فرسوده شده، بدنمان از فشار پُر شده، آستانهٔ تحملمان پایین آمده، و منتقد درونمان فعال‌تر شده است. به‌ویژه برای کسانی که بیرون از ایران زندگی می‌کنند و هیچ چاره‌ای جر نگاه‌کردن به ایرانی که در آتش جنگ می‌سوزد، ندارند. این تجربه اغلب با احساس گناه، درماندگی، یا دوپاره‌بودن هم همراه می‌شود؛ نه می‌توانند بی‌تفاوت باشند، نه همیشه می‌توانند کاری بکنند. این وضعیت، اگر نام‌گذاری نشود، هم انسان را تنها می‌کند و هم او را به سمت خودسرزنشی می‌برد.

برای همین فکر کردیم «اکنون» زمان مهمی است برای گفت‌وگو دربارهٔ خودشفقتی؛ چون خودشفقتی در اینجا یک تجمل روان‌شناختی یا یک شعار آرام‌بخش نیست. خودشفقتی، در این بستر، راهی است برای تغییر رابطهٔ ما با رنج خودمان. یعنی به‌جای آنکه در میانهٔ فشار، بر فشار بیفزاییم، راهی یاد بگیریم برای اینکه با خودمان کمتر خصمانه و بیشتر همراه باشیم.

در متن معرفی دوره به تعبیر بسیار عمیقِ «روان‌سوزی به‌مثابهٔ هزینهٔ عاطفیِ حمل هم‌زمان دو جهان» اشاره کرده‌اید. چرا معتقدید فرسودگی در فضای دیاسپورا و پیوند ناگسستنی با وقایع وطن، فراتر از یک خستگیِ سادهٔ کاری است؟

چون در اینجا با یک خستگیِ تک‌عاملی روبه‌رو نیستیم. خستگیِ کاری، هرچند مهم، معمولاً به حجم کار، فشار شغلی، یا فرسایش حرفه‌ای مربوط می‌شود. اما آنچه بسیاری از ما در دیاسپورا تجربه می‌کنیم، چیزی بس پیچیده‌تر است.

ما فقط کار نمی‌کنیم؛ هم‌زمان ترجمه می‌کنیم، انطباق پیدا می‌کنیم، سوگ‌های نیمه‌کاره را حمل می‌کنیم، نسبت خود را با زبان مادری و زبان جدید بازتعریف می‌کنیم، جای خود را در جامعهٔ تازه پیدا می‌کنیم، و در همان حال از نظر عاطفی به سرزمینی متصل می‌مانیم که وقایعش می‌تواند هر روز روان و بدن ما را تحت تأثیر قرار دهد.

برای همین است که از تعبیر «هزینهٔ عاطفی حمل دو جهان» استفاده کرده‌ایم. این تعبیرْ از روان‌سوزیِ (burnout) صرفاً شغلی دقیق‌تر است. چون نشان می‌دهد که فرد فقط خسته از «کار» نیست؛ خسته از نگه‌داشتنِ هم‌زمانِ چند لایهٔ واقعیت است. از یک‌سو باید در اینجا حضور مؤثر، حرفه‌ای، و مسئولانه داشته باشد، از سوی دیگر نمی‌تواند از آنچه در وطن می‌گذرد منفک شود. این کشش دائمی، اگر فهمیده نشود، به فرسودگی عمیق‌تری می‌انجامد.

برگزاری این دوره به‌زبان فارسی و در قالب «کتاب‌گفت‌وگو» چه اهمیتی دارد؟ آیا فکر می‌کنید زبان مادری و فضای فرهنگی آشنا می‌توانند در مواجهه با فرسودگی و بازسازی درونی نقش ویژه‌ای داشته باشند؟

بله، بسیار. به‌گمان ما، زبان فقط ابزار انتقال معنا نیست؛ خودش بخشی از تجربهٔ ما از رنج، آرامش، خاطره، و هویت است. بسیاری از ما در زبان دوم می‌توانیم بسیار حرفه‌ای و دقیق باشیم، اما وقتی پای تجربه‌های ظریفِ عاطفی و وجودی به میان می‌آید، زبان مادری هنوز لایه‌هایی را برای ما زنده می‌کند که در زبان دیگر کمتر در دسترس‌اند.

برای همین، فارسی‌بودن این دوره صرفاً یک ترجمهٔ زبانی نیست؛ نوعی بازگرداندن گفت‌وگو به اقلیمی است که در آن آدم‌ها می‌توانند با لحن، حافظه، و تجربهٔ نزدیک‌تری حرف بزنند. به‌ویژه وقتی موضوع دوره، فرسودگی، تن، منتقد درون، مرزگذاری، و معناست، زبان مادری می‌تواند نقش مهمی در امنیت عاطفی و صمیمیت فکری ایفا کند.

از طرف دیگر، فرم «کتاب‌گفت‌وگو» هم برای سَماک کاملاً طبیعی است. ما در سَماک سال‌هاست بر خوانش جمعی، گفت‌وگوهای میان‌رشته‌ای، و ساختن معنا در جمع تأکید داریم. در معرفی‌های قبلی هم گفته‌ام که سَماک از دلِ پیوند ادبیات، روان‌شناسی، فلسفه، سینما، و تجربهٔ زیستهٔ مهاجرت شکل گرفته و خود را یک فضای یادگیری سیّال می‌داند، نه‌صرفاً یک کلاس رسمی.

«کتاب‌گفت‌وگو» فرمی است که در آن متن فقط خوانده نمی‌شود؛ با آن زندگی می‌کنیم، با آن وارد گفت‌وگو می‌شویم، و آن را در پرتو تجربهٔ خودمان دوباره می‌فهمیم. این دقیقاً همان جایی است که ادبیات کاربردی معنا پیدا می‌کند.

حضور هم‌زمان شما به‌عنوان ادب‌پژوه در کنار خانم آتِس‌سا هوش‌ور به‌عنوان روان‌شناس، ترکیب متفاوت و قابل‌توجهی ایجاد کرده است. این گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای چه امکانی برای مخاطب فراهم می‌کند؟ ادبیات و روان‌شناسی در این پروژه چگونه یکدیگر را کامل می‌کنند؟

به‌نظر من، مهم‌ترین اتفاقی که در یک همکاری میان‌رشته‌ای می‌افتد، این است که هیچ‌کدام از دو حوزه، دیگری را خنثی نمی‌کند؛ بلکه افق فهم را گسترده‌تر می‌کند.

خانم آتِس‌سا هوش‌ور به‌عنوان روان‌شناس و درمان‌گر، به این متن از منظر مفاهیم بالینی، سازوکارهای روانی، و امکان‌های عملیِ مواجهه با فرسودگی و خودانتقادی نگاه می‌کنند. حضور ایشان به دوره این امکان را می‌دهد که شرکت‌کنندگان صرفاً در سطح برداشت‌های کلی یا شاعرانه نمانند، بلکه با منطق دقیق‌تری نیز از آنچه در روان و بدن می‌گذرد، آشنا شوند.

آتِس‌سا هوش‌ور
آتِس‌سا هوش‌ور

از سوی دیگر، من به‌عنوان کسی که سال‌ها در حوزهٔ ادبیات، ادبیات کاربردی، و نسبت متن با زندگی کار کرده‌ام، می‌کوشم نشان دهم که چگونه می‌توان یک متن روان‌شناختی را نه‌فقط «مصرف» کرد، بلکه با آن وارد رابطه شد. برای من، متن جایی است که تجربهٔ انسانی در آن صورت‌بندی می‌شود؛ و ادبیات، به‌معنای وسیع کلمه، به ما کمک می‌کند آنچه را در درونمان مبهم است، ببینیم، نام‌گذاری کنیم، و درباره‌اش گفت‌وگو کنیم. در روایت‌های قبلی‌ام از سَماک هم بارها بر این تأکید داشته‌ام که افق مشترکِ کارهای ما توانمندسازی است؛ چه در حوزهٔ معنا و فرهنگ، چه در حوزهٔ دسترس‌پذیری و مشارکت. در این پروژه، ادبیات قرار نیست صرفاً نقش «تزئینی» یا «تسکینی» داشته باشد؛ بلکه قرار است به فهم عمیق‌تر متن و تجربه کمک کند. روان‌شناسی به ما زبانِ سازوکار و مداخله می‌دهد، و ادبیات به ما زبانِ تجربه، ظرافت، و گفت‌وگوی انسانی.

کمی هم دربارهٔ خانم هوش‌ور و پیشینهٔ همکاری‌تان در این پروژه برای ما بگویید.

به‌‌باور من، یکی از نقاط قوت اصلی این دوره دقیقاً در همین ترکیب نهفته است.

خانم آتِس‌سا هوش‌ور از آن دسته افرادی‌اند که مسیر زندگی‌شان صرفاً یک مسیر تخصصی خطی نبوده، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته، هنری، فرهنگی، و درمانی را در خود جمع کرده است. اگر به روایت زندگی ایشان نگاه کنیم، می‌بینیم که از کودکی با ادبیات و موسیقی رشد کرده‌اند، در فضای دانشگاهی ریاضیات را تجربه کرده‌اند، سال‌ها در حوزهٔ حرفه‌ای آی‌تی فعالیت داشته‌اند، و در کنار همهٔ این‌ها، تجربهٔ بسیار جدی و چندبارهٔ مواجهه با بیماری‌های سخت را از سر گذرانده‌اند؛ تجربه‌ای که خودشان از آن به‌عنوان نقطهٔ تغییر نگاه به زندگی یاد می‌کنند. در ادامهٔ همین مسیر، ایشان بنیاد هوش‌ور را بنیان‌گذاری کردند؛ نهادی که از دلِ همین تجربه‌ها شکل گرفته و هدف آن پیوند میان هنر، فرهنگ، یادگیری جمعی، و بهبود کیفیت زندگی انسان‌هاست. فعالیت‌های این بنیاد، از شاهنامه‌خوانی و کارگاه‌های ادبی گرفته تا برنامه‌های هنری، مدیتیشن، و فضاهای گفت‌وگوی جمعی، همگی نشان می‌دهد که برای ایشان «هنر» صرفاً یک فعالیت زیبایی‌شناختی نیست، بلکه ابزاری برای ترمیم، پیوند، و توانمندسازی است.

نکتهٔ مهم دیگر این است که ایشان در میانهٔ این مسیر، به‌صورت آگاهانه وارد حوزهٔ روان‌شناسی بالینی شده‌اند؛ نه‌صرفاً به‌عنوان یک تغییر شغلی، بلکه به‌عنوان تکمیل یک جعبه‌ابزار. خودشان اشاره می‌کنند که تجربهٔ بیماری و مواجهه با انسان‌ها در موقعیت‌های دشوار، این نیاز را در ایشان ایجاد کرد که دانش روان‌شناسی را نیز به ابزارهایشان اضافه کنند تا بتوانند مؤثرتر در کنار دیگران باشند.

در این همکاری، خانم هوش‌ور این امکان را فراهم می‌کنند که مفاهیم روان‌شناختی کتاب، از سطح تئوریک فراتر برود و به تجربهٔ انسانی نزدیک شود. از سوی دیگر، من تلاش می‌کنم متن را در بستر ادبی، مفهومی، و گفت‌وگوییِ آن باز کنم. این دو رویکرد، به‌جای آنکه یکدیگر را تضعیف کنند، یکدیگر را کامل می‌کنند.

اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: ایشان هنرمندی‌اند که دلی در آفرینش دارند و سری در شناخت روح و روان انسان؛ و به‌همین دلیل، به‌نظر من یکی از بهترین گزینه‌ها برای تسهیل‌گری چنین برنامه‌ای بودند.

این دوره را بیشتر برای چه کسانی طراحی کرده‌اید؟ آیا مخاطب آن صرفاً کسانی‌اند که احساس فرسودگی شدید دارند، یا هر کسی که زیر فشارهای عاطفی و ذهنی این روزها زندگی می‌کند نیز می‌تواند از آن بهره ببرد؟

این دوره را عمداً برای یک طیف نسبتاً گسترده طراحی کرده‌ایم. یعنی نه‌فقط برای کسانی که خود را در آستانهٔ روان‌سوزی (burnout) شدید می‌بینند، بلکه برای هر کسی که احساس می‌کند این روزها زیر فشار است، ظرفیت روانی‌اش کم شده، منتقد درونش فعال‌تر شده، یا نسبتش با تن و احساساتش دشوارتر شده است.

به‌عبارت دیگر، لازم نیست کسی به یک نقطهٔ بحرانی رسیده باشد تا این دوره برایش مفید باشد. حتی گاهی کسانی که هنوز ظاهراً «خوب کار می‌کنند» یا از بیرون منسجم به نظر می‌رسند، بیش از دیگران نیاز دارند مکث کنند و نسبت خود را با خستگی، فشار، و مراقبت از خود بازبینی کنند.

دکتر فرشید سادات‌شریفی
دکتر فرشید سادات‌شریفی

با توجه به حضور یک روان‌شناس در کنار شما، شاید برخی بپرسند این جلسات چه نسبتی با درمان یا مشاوره دارند. آیا این دوره را باید یک فضای آموزشی و تأملی دانست یا نوعی مداخلهٔ درمانی گروهی؟

این نکته بسیار مهم است و خوب است از ابتدا روشن باشد: این دوره درمان گروهی یا جایگزین روان‌درمانی نیست. ما این جلسات را به‌عنوان یک فضای آموزشی، تأملی، و گفت‌وگومحور طراحی کرده‌ایم؛ فضایی که در آن یک کتاب را با دقت می‌خوانیم، دربارهٔ تجربه‌های انسانیِ منعکس در آن حرف می‌زنیم، و با برخی تمرین‌ها و ایده‌های عملی آشنا می‌شویم.

به‌بیان دیگر، این دوره می‌تواند حمایت‌گر، آگاهی‌بخش، و حتی برای برخی افراد جهت‌دهنده باشد، اما قرار نیست نقش درمان تخصصی را ایفا کند. اگر کسی نیاز به مداخلهٔ درمانی جدی‌تر داشته باشد، طبیعی است که مسیر مناسب خودش را باید با متخصص پی بگیرد.

برای هر دوی ما تسهیل‌گرانِ دوره، این شفافیت، هم از نظر اخلاق حرفه‌ای مهم است و هم از نظر احترام به مخاطب. ما نمی‌خواهیم چیزی را بیش از آنچه هست معرفی کنیم. اما در همان حدی که هست، می‌تواند بسیار مؤثر باشد؛ یک فضای انسانی، دقیق، و نسبتاً ایمن برای بازنگری در رابطهٔ فرد با خویشتن.

این دوره از چهارشنبه ۱۵ آوریل آغاز می‌شود و به‌صورت آنلاین و رایگان برگزار خواهد شد. کمی دربارهٔ ساختار هر جلسه بگویید. شرکت‌کنندگان دقیقاً چه تجربه‌ای خواهند داشت؟ شنیدن، خواندن، گفت‌وگو، تمرین، یا ترکیبی از همهٔ این‌ها؟

بله، این دوره یک تجربهٔ ترکیبی است. ما عمداً نخواستیم آن را صرفاً به سخنرانی، صرفاً به کتاب‌خوانی، یا صرفاً به تمرین فروبکاهیم. ساختار هر جلسه طوری طراحی شده که چند لایه را با هم پیش ببرد: کمی خوشامد و احوال‌جویی (check-in)، خواندن یا شنیدن بخش‌هایی از متن، گفت‌وگوی هدایت‌شده، و در برخی موارد تمرین‌های کوتاه تأملی یا کاربردی.

همان‌طور که در طرح تفصیلی دوره هم آمده، تأکید ما بر این است که شرکت‌کنندگان لازم نیست همه‌چیز را از قبل کامل خوانده باشند؛ پیش‌مطالعه کمک‌کننده است، اما الزامی نیست. ما در خود جلسات بخش‌های کلیدی را با هم می‌خوانیم و می‌شنویم و سپس درباره‌شان گفت‌وگو می‌کنیم. در این معنا، جلسه هم محل دریافت است، هم محل مشارکت، و هم محل تأمل.

آنچه برای ما مهم بود، حفظ تعادل میان ساختار و لطافت بود. یعنی جلسه‌ها شُل و بی‌جهت نباشند، اما آن‌قدر هم خشک و فشرده نباشند که خودِ فرم دوره به منبع فشار تبدیل شود.

در سرفصل‌های شما مفاهیمی مانند «آشتی با تن»، «مهار منتقد درون» و «مرزگذاری مقتدر» دیده می‌شود. آیا این دوره می‌تواند برای افراد، نوعی جعبه‌ابزار کاربردی برای زندگی روزمره فراهم کند؟

بله، امیدوارم چنین باشد؛ البته نه به‌معنای سطحی و بازاریِ «چند ترفند سریع برای خوشحال‌ترشدن». آنچه ما می‌خواهیم ارائه کنیم، بیشتر مجموعه‌ای از نگاه‌ها، تمرین‌ها، و جابه‌جایی‌های ظریف اما مؤثر است.

برای مثال، کسی ممکن است در این دوره یاد بگیرد که خستگی‌اش را سریعاً به «تنبلی» یا «بی‌عرضگی» تعبیر نکند؛ یا نسبت به بدنش حساس‌تر شود و علائم فرسودگی را زودتر بشناسد؛ یا بفهمد منتقد درونش دقیقاً با چه زبانی با او حرف می‌زند؛ یا اینکه نه‌گفتن و مرزگذاری را نه به‌عنوان خودخواهی، بلکه به‌عنوان شکلی از شفقت و حفاظت از خویش درک کند.

بنابراین، بله، این دوره می‌تواند جعبه‌ابزار باشد، اما جعبه‌ابزاری که فقط به «کارکرد» فکر نمی‌کند؛ به رابطهٔ ما با خودمان هم فکر می‌کند. برای ما این تمایز بسیار مهم است.

گروه «سَماک» همواره بر «توانمندسازی از مسیر ادبیات» تأکید داشته است. این پروژهٔ جدید چگونه در امتداد فعالیت‌های پیشین شما، از پادکست‌ها تا برنامه‌های فرهنگی، قرار می‌گیرد؟

این پروژه، اگر درست دیده شود، اصلاً یک حرکت جداافتاده یا ناگهانی نیست؛ ادامهٔ طبیعی همان مسیری است که سَماک سال‌هاست در آن حرکت می‌کند. سَماک از ابتدا کوشیده ادبیات را با زندگی، معنا، روان، تجربهٔ مهاجرت، و مسائل اجتماعی پیوند بزند. از این زاویه، دورهٔ «وقتی‌که جان خسته است» ادامهٔ همان افق مشترک است: توانمندسازی از مسیر متن و گفت‌وگو. فقط این‌بار متن، یک کتابِ خودشفقتی است و مسئله، فرسودگی و فشار روانیِ زیست مهاجر. اما منطق کار همان است: حرکت از واژه به تجربه، و از خواندن به زیستن.

و در پایان، اگر بخواهید برای کسانی که این روزها خسته‌اند، اما هنوز برای خودشان وقت نمی‌گذارند، پیامی بفرستید، چه می‌گویید؟ چرا فکر می‌کنید خودشفقتی در این زمانه نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت است؟

شاید بگویم که ما اغلب برای همه‌چیز دلیل و توجیه پیدا می‌کنیم جز برای رسیدگی به خودمان. گویی همیشه کاری فوری‌تر، مسئولیتی مهم‌تر، یا رنجی بزرگ‌تر وجود دارد که باعث می‌شود نیاز خودمان را به تعویق بیندازیم. اما حقیقت این است که انسانی که مدام خود را تا مرز فرسودگی پیش می‌راند، نه به خود بهتر خدمت می‌کند و نه به دیگران.

خودشفقتی به‌معنای نازک‌نارنجی‌شدن یا رهاکردن مسئولیت نیست. به‌معنای آن است که در لحظه‌ای که فشار زیاد است، به‌جای آنکه دشمنِ خودمان شویم، کمی همراه‌تر و عاقلانه‌تر با خودمان رفتار کنیم. گاهی این همراهی در یک مکث ساده است، گاهی در یک نه‌گفتن، گاهی در نام‌گذاری یک خستگی، و گاهی در این اعتراف ساده که «من هم انسانم و ظرفیت من بی‌انتها نیست.»

برای همین، ما خودشفقتی را در این زمانه یک امر لوکسِ فردگرایانه نمی‌بینیم. به‌عکس، آن را شرطی برای دوامِ انسانی‌تر می‌دانیم. اگر قرار است در این جهان ناپایدار، هم حساس بمانیم، هم مسئول بمانیم، و هم نسوزیم، باید یاد بگیریم که چگونه با خویشتن نیز انسانی‌تر باشیم. و شاید این دوره، در حد خود، دعوتی باشد به همین بازگشت؛ بازگشت به خود، نه در معنای انزوا، بلکه در معنای آشتی.

دوستان دعوت‌اند تا با ارسال پیامک یا ایمیل یا درخواست به یکی از نشانی‌های زیر در دوره ثبت‌نام کنند. به‌امید دیدار یکایک علاقه‌مندان:

Text & WhatsApp: +1-438-927-0036

Telegram Admin: t.me/samaak_ca

Email: samaak.ca@gmail.com 

ارسال دیدگاه