سیما غفارزاده – ونکوور
در ادامهٔ یادداشت شمارهٔ قبل، مروری بر رویدادهای دو هفتهٔ گذشته نشان میدهد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به ارسال پیامهای متناقض به یکدیگر ادامه دادهاند؛ از یکسو سخن از ادامهٔ مذاکرات و حفظ آتشبس بوده است، و از سوی دیگر، تهدیدهای متقابل و هشدار دربارهٔ انگشتهایی که رو ماشه است.
دوشنبهٔ این هفته، دونالد ترامپ، گفت که قرار بود روز بعد به ایران حملهٔ نظامی کند، اما به درخواست امیر قطر، ولیعهد عربستان و امارات متحدهٔ عربی این حمله را به تعویق انداخته است. او گفت بر اساس احترامی که برای این رهبران قائل است، به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و ژنرال دانیل کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، دستور داده است که حملهٔ برنامهریزیشدهٔ سهشنبه به ایران را انجام ندهند.
اما تازهترین خبرها از وبسایت خبری اکسیوس آمریکا حاکی از آن است که این هفته تماس تلفنی پرتنشی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر سر توافق یا ادامه جنگ با ایران صورت گرفته است؛ چیزی که نخستوزیر اسرائیل را «بسیار برآشفته» است. بنیامین نتانیاهو نسبت به مذاکرات بهشدت بدبین است و خواهان ازسرگیری جنگ برای تضعیف بیشتر تواناییهای نظامی ایران و ضربهزدن به حکومت از طریق نابودی زیرساختهای حیاتی آن است. درحالیکه دونالد ترامپ معتقد است که امکان دستیابی به توافق وجود دارد، هرچند اگر چنین توافقی حاصل نشود، آماده ازسرگیری جنگ است. او به خبرنگاران گفت: «ما در مراحل پایانی [مذاکرات] با ایران هستیم. خواهیم دید چه اتفاقی میافتد. یا به توافق میرسیم یا کارهایی خواهیم کرد که کمی ناخوشایند خواهد بود، اما امیدوارم به آنجا نکشد.»
شبکهٔ العالم ایران هم مدعی شده است که نشانههای شکلگیری توافق میان دو کشور مشاهده میشود. این در حالیست که طبق گفتهٔ محمدباقر قالیباف، «تحرکات دشمن» نشان میدهد که بهدنبال «دور جدیدی از جنگ» است.
بازار جهانی انرژی نیز همچنان نسبت به تحولات منطقه بهشدت حساس باقی مانده است. هر بار که مقامهای آمریکایی یا ایرانی از احتمال شکست مذاکرات سخن میگویند، بازار نفت واکنش فوری نشان میدهد؛ گویی سرنوشت میلیونها انسان، بار دیگر به نمودار قیمت انرژی تقلیل مییابد.
همزمان با کاهش نسبی درگیریهای مستقیم نظامی، فشار داخلی در ایران همچنان ادامه یافته است. گزارشهای منتشرشده از سوی سازمانهای حقوق بشری نشان میدهد که موج بازداشتها و اعدامها نهتنها متوقف نشده، بلکه در برخی موارد شدت گرفته است.
در هفتههای اخیر، چندین زندانی با اتهامهایی چون «همکاری با اسرائیل»، «جاسوسی» و «افساد فیالارض» اعدام شدند؛ اتهاماتی که در فضای جنگی و امنیتی امروز بهسادگی و براساس واهیترین دلایل به بازداشتشدگان نسبت داده میشود.
قطعی و اختلال گستردهٔ اینترنت نیز همچنان ادامه دارد. این وضعیت، علاوه بر محدودکردن ارتباط مردم با جهان خارج، نظارت رسانهها و نهادهای بینالمللی بر وضعیت زندانها و بازداشتشدگان را دشوارتر کرده است.
هفتهٔ گذشته، گزارش تازهای از سوی عفو بینالملل منتشر شد که نسبت به استفادهٔ جمهوری اسلامی از فضای جنگی برای افزایش سرکوب هشدار میداد. این سازمان تأکید کرد که بحران منطقهای، عملاً توجه افکار عمومی جهان را از وضعیت حقوق بشر در ایران منحرف کرده است.
همزمان با ادامهٔ فضای امنیتی، رسانههای حکومتی همچنان بر روایت «پیروزی در برابر دشمن» تأکید میکنند. تصاویر کارناوالهای شبانه، مانورهای موشکی و سخنرانیهای حماسی، به بخش ثابتی از فضای رسانهای کشور تبدیل شده است؛ تصاویری که در تضاد کامل با اضطراب و فرسودگی زندگی روزمرهٔ بسیاری از مردم قرار دارند.
نکتهٔ قابلتوجه در این تجمعات حجاب برخی زنان شرکتکننده است. پس از اظهارات افرادی چون امام جمعهٔ رشت که زنان بیحجاب را «همراستا با استکبار جهانی» خواند، در یکی از تجمعهای شبانه از زنان کمحجاب حاضر بهعنوان «نورچشم» یاد شد! مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، هم در اینباره گفت: «الان میبینید کسانی در خیابانها از ایران دفاع میکنند که قبلاً ما میخواستیم آنها را جریمه کنیم.»
این موضع جدید مقامهای حکومت در قبال حجاب در حالیست که کافهها در شهرهایی ازجمله تهران و اصفهان همچنان به این بهانه پلمب میشوند.
اگر در هفتههای گذشته از «جنگ موشکها» سخن گفته میشد، امروز بسیاری از مردم ایران بیشتر با جنگ فرسایشیِ ترس، بیخبری، آیندهای نامعلوم و فشار اقتصادی زندگی میکنند. قیمتها همچنان بالا میروند، اینترنت همچنان قطع و مختل است یا تنها قشر خاصی به آن دسترسی دارد، سایهٔ بازداشتها و اعدامها همچنان سنگینی میکند، و مهمتر از همه، احتمال ازسرگیری جنگ همچنان به فضای برزخی حاکم دامن میزند.
تا لحظهٔ نگارش این یادداشت، آتشبس همچنان برقرار است، هرچند اغلب تحلیلگران و حتی مقامهای رسمی، از واشنگتن تا تهران و تلآویو، میدانند که این وضعیت میتواند هر لحظه فرو بپاشد.
منطقه در وضعیتی معلق باقی مانده است؛ نه در صلح، نه در جنگ، و در این میان، مردمی که ماههاست با تحریمها، ناامنی، قطعی اینترنت، بازداشتها و ترس و ناامیدی از آیندهای نامعلوم زندگی میکنند، همچنان باید بهای تصمیمهایی را بپردازند که در جای دیگری گرفته میشود.