Marriage Story آرام روانشاد – ایران «داستان ازدواج» فیلمی آمریکایی در ژانر کمدی-درام به نویسندگی و کارگردانی نوآ بامباک است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. آدام درایور، اسکارلت جوهانسون، لورا درن، مریت ویور و ازی رابرتسون ستارگان فیلماند. داستان فیلم دربارهٔ زوجی است که در کشمکش طلاقاند و این موضوع غیر از زندگی خودشان، اطرافیانشان را نیز درگیر ماجراهایی میکند. «داستان ازدواج» از محصولات اصلی نتفلیکس است و توسط همین شرکت در تاریخ ۶ دسامبر ۲۰۱۹ بهصورت اینترنتی منتشر شد. فیلم اکران عمومی نداشت و فقط برای…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
شمسیداموس و گوی بلورینش – وقایع کرونایی!
طالعبینی دوهفته! سلام به فرزندان گلم. حالتان خوب است؟ برای من که دیگر نه دلی مانده و نه دَماغی. البته من دَماغم کوچک است، اما همان یک ذره دماغ هم برایم نمانده است. عید سعید باستانی ما ایرانیها است. امیدوارم سال ۹۹ مثل این ۹۸ ذلیلمرده پر از کشت و کشتار و خطای انسانی و ویروس نباشد. خلاصه اینکه مادر جان، سال نو مبارک. توی خانههایتان بنشینید اگر کار ضروری ندارید. ماچ و پاچ و…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – دوستی نزدیک در جایی دور
رژیا پرهام – تورنتو دخترک مهدکودکم، که مدیر است و باهوش، خوراکیها را هدر نمیدهد، آب را به اندازهٔ کافی استفاده میکند و برق را پشت سرش خاموش میکند. مواد غذایی اضافه توی بشقابش نمیماند و درِ ظروف رنگ و ماژیکها را میبندد. امروز گفتم: «خیلی خوبه که تو اسراف نمیکنی و چیزی رو هدر نمیدی.» لبخندی زد و گفت: «من چیزی رو هدر نمیدم که بتوانم به حاوا کمک کنم.» با تعجب پرسیدم: «حاوا؟ کی…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۱۳) – چادر فرهنگی، فرهنگ چادری
مژده مواجی – آلمان در اتاق کارم بودم. بلند شدم تا در را باز کنم و یکی از مراجعان را که وقت گرفته بود، صدا بزنم. خودش با دختر و نوهاش توی راهرو روی صندلی نشسته بودند. تا مرا دید، بلند شد و بهطرفم آمد و بغلم کرد. آنها نیز مانند اکثر افغانها، دومین بار بود که در زندگیشان به کشوری دیگر پناه میبردند. اول به ایران و بعد به آلمان. – سلام دخترم – سلام….
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – دو روایت معتبر
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران ترس از کرونا خانهنشینمان کرده است؛ آمارهایی که هر لحظه پخش میشوند و وحشت آدم را افزون میکنند. دانشگاه تعطیل شده است. چند روز است که در خانه نشستهام. اما دیر یا زود باید برگردم به آژانس. دلم برای مسافران بهشت تنگ شده است. تمام آنهایی را که گوش شنوای قصهشان بودهام، در پسِ ذهنم دارم. هیجکدامشان را از یاد…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: سریال عداوت – چه بلایی بر سر بت و جوآن آمد؟
Feud, TV series – ساختهٔ رایان مورفی – شبکهٔ Fx آرام روانشاد – ایران رایان مورفی که در سالهای اخیر با مجموعههایی چون «داستان ترسناک آمریکایی» و «داستان جنایی آمریکا» به شهرت رسیده است، سریال درخشانی به نام «عداوت» نیز در پروندۀ کاری خود دارد. مجموعهای محصول شبکه افایکس که ماجرای دشمنی دیرینهٔ دو افسانهٔ دنیای بازیگری بت دیویس و جوآن کرافورد را در مرکز داستانگویی خود قرار داده است. اما این دشمنی بهانهای برای نقب…
بیشتر بخوانید«نینا» در بوتهٔ نقد – گزارش نقد و بررسی رمان «نینا» اثر دکتر مهدی مشگینی
طاهره علیپناه جهرودی – نورث ونکوور عکسها از فریبا فرجام سهشنبه ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۰ ساعت ۷ عصر جلسهٔ هفتگی کارگاه داستاننویسی استاد محمد محمدعلی برگزار شد. لازم به توضیح است روزی که کتاب نینا چاپ شد، استاد محمدعلی تصمیم گرفتند یکی از جلسات کارگاه را به صحبت دربارهٔ رمان نینا نوشتهٔ دکتر مهدی مشگینی اختصاص دهند و ۱۸ فوریه آن زمان موعود بود. ابتدا بهاره دهکردی شرح مختصری دربارهٔ دکتر مهدی مشگینی، نویسندهٔ کتاب نینا،…
بیشتر بخوانیدشمسیداموس و گوی بلورینش – قمردرعقربی دائمی!
طالعبینی دوهفته! سلام و صد سلام به فرزندان گلم. چه بگویم که دلم خون است. این کرونای ذلیلمرده همینطور دارد مثل چنگیزخان مغول جهانگشایی میکند و به کشور عزیزمان با آن مسئولان متعهدش هم رسیده است. قبلاً یکی دو روز در سال قمردرعقرب بود، حالا مدتی است که تمام روزهای سال قمردرعقرب شده است. بوی آخرالزمان از اوضاع جهان میشنوم. در این شرایط، خودمان و دیگران و طبیعت را دوست داشته باشیم. شاید که عشق…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۱۲) – در جستوجوی گوشی شنوا
مژده مواجی – آلمان بعد از پایان روز، با همکارم سوار قطار شدیم تا از شهرکی در اطراف هانوفر راهی هانوفر شویم. نگاهی به دوروبر خود انداختیم و دو تا جای خالی روبروی هم پیدا کردیم. مردی که کنارش نشستم، خودش را جمعوجور کرد و کیف و ساکی را که روی صندلی گذاشته بود برداشت و جلوی پایش گذاشت تا جا برایم باز کند. با لبخند و صدای بلندی که عمق گوش مسافران را لمس میکرد…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – بهانهگیری
رژیا پرهام – تورنتو دخترک دیروز کلافه بود. نمیدانست مشکلش چیست. گریه میکرد و برای ناراحتیاش دلایل غیرواقعی میآورد. مثلاً اینکه «دلم برای دخترکی که هفتهٔ پیش توی پارک باهاش بازی کردم، تنگ شده.»، یا «گریه میکنم چون دوستم نقاشی خرس قهوهای رو بهجای آبی کمرنگ، آبی پررنگ کرده.»، یا «گرسنهام و دلم غذایی که راکونها دوست دارن، میخواد!» برخلاف چیزی که ممکن است بهنظر برسد، اصلاً بانمک نبود. دیدن گریهٔ دخترکی که دقیقاً نمیدانست دردش…
بیشتر بخوانید