رژیا پرهام – تورنتو توی حیاط بودیم و سرگرمِِ میز آببازی که لباس دخترک خیس شد. گفتم: «بهتره لباست رو عوض کنی.» سراغ کولهپشتیاش رفت. گفتم: «اینجا نه! بهتره داخل عوض کنی.» پرسید: «چرا؟» گفتم: «همسایهها میبینن.» رفتیم داخل، جلوی در کولهپشتیاش را باز کرد. گفتم: «بهتره بری تو!» پرسید: «چرا؟» گفتم: «ممکنه کسی رد بشه و تو رو ببینه!» همانطور که کولهپشتیاش را برمیداشت، چشمانش را ریز کرد، نگاهم کرد و پرسید: «رژیا، چرا آدمها…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
نگهداشت زبان زیبای فارسی – قسمت چهاردهم
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور مىدانیم که طبیعت زبان و ذات سخنگویى حرکت امواج صوتى، میان گوینده و شنونده، است که جریان مىیابد. سپس نوشتن و خواندن جایگزین گفتن و شنیدن شده، انسان توفیق یافته با ساختن خط آثار شفاهى خود را به نسلهاى بعد منتقل کند. لیکن گفت و شنود ما بر پایهٔ دو اصل قرار دارد: یکى هر چه کوتاهتر و سریعتر گفتن کلام است که صرفهجویى نام…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: حقیقت – Truth
آرام روانشاد – ایران محصول ۲۰۱۵ آمریکا نویسنده و کارگردان: جیمز وندربیلت بر اساس کتاب: حقیقت و وظیفه، نوشتهٔ مری مپس بازیگران: کیت بلانشت، رابرت ردفورد، الیزابت ماس، توفر گریس و دنیس کواید موسیقی: برایان تایلر خلاصهٔ داستان: در کوران انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۴، تهیهکنندگان برنامهٔ «۶۰ دقیقهٔ» شبکهٔ سیبیاس (CBS)، مدرکی علیه جرج بوش، کاندیدای جمهوریخواهان، بهدست میآورند. بر اساس این مدارک، جرج بوش هیچگاه در نیروی هوایی دوران خدمتش را سپری نکرده…
بیشتر بخوانیدامیلی برونته در بلندیهای بادگیر – بهمناسبت سیام ژوئیه، زادروز این نویسندهٔ شهیر
مهرخ غفاری مهر – ونکوور رمان بلندیهای بادگیر (Wuthering Heights) در طبقهبندی برترین رمانهای دنیا، برترین داستانهای زبان انگلیسی، برترین داستانهای نویسندگان زن و… همواره در بالاترین رتبهها قرار گرفته است. روزنامهٔ گاردین در سال ۲۰۱۳، رمان بلندیهای بادگیر را، که اولین بار در سال ۱۸۴۷ منتشر شد، در ردیف سیزدهم از مجموعهٔ ۱۰۰ رمان برتر دنیا قرار داده است. این داستان نه فقط بهخاطر زیبایی آزاد و رهای آن بلکه بهسبب خلق شجاعانهٔ نوعی ساختار…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۴۸) – به پریشانی افغانستان
مژده مواجی – آلمان ساعت یازده صبح وقتِ کوچینگ شغلی داشت. زنگ درِ محل کار را که زد به پیشوازش رفتم. در را باز کردم، در حین احوالپرسی دستهایش را با مایع ضدعفونیکننده که کنار در گذاشته شده بود، تمیز کرد و بعد با هم وارد اتاق کارم شدیم. چهرهٔ سبزهرویش را که ذرهای شادابی در آن دیده نمیشد، ریش کوتاه سیاهی پوشانده بود که تکوتوکی هم موهای سفید در آن به چشم میخورد. از چشمهای…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – میخواهم زندگی کنم
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران «مردهشور ریختشان را ببرد. انگار میخواهند شاخ غول بشکنند. ویزا نمیدهید که به جهنم. هزار و یک راه دیگر هست. اصلاً مگر کشور قحط است؟ انگار سقف آسمان ترکیده و فقط اینها از آن افتادهاند.» این جمله را زن جوان با غیظ میگوید. آمده که ویزای توریستی برای انگلستان بگیرد، اما به او گفتهاند که شرایطش طوری است که نمیتواند…
بیشتر بخوانیدنگهداشت زبان زیبای فارسی – قسمت سیزدهم
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور در این شماره مىخواهیم بحث خود را در روابط واژهها، ترکیبات و مفاهیمشان و کار لغتنامهها به پیش ببریم. همآوایى، هممعنایى و چندمعنایى – دو کلمه وقتى همآوا (homophonous) هستند که تلفظشان یکسان اما نوشتارشان متفاوت باشد، مانند: خوار و خار؛ خورده و خرده؛ خواست و خاست (بلند شد)، روزى ز سر سنگ عقابى به هوا خاست؛ رازى و راضى؛ مأمور و معمور (آباد و…
بیشتر بخوانیدمروری بر کتاب «رگتایم»، اثر ای. ال. دکتروف – بهمناسبت ۲۱ ژوئیه، سالروز درگذشت این نویسندهٔ شهیر
مهرخ غفاری مهر – ونکوور ای. ال. دکتروف (Edgar Lawrence Doctorow)، یکی از معروفترین نویسندگان معاصر و رگتایم یکی از بهترین کتابهای او است. این کتاب در سال ۱۹۷۵ به زبان انگلیسی نوشته و منتشر شد، و در ایران اولین بار در سال ۱۳۶۱با ترجمهٔ نجف دریابندری بهچاپ رسید. دکترو یا دکتروف، اگرچه بهقول خودش قهرمان داستانش را از نمایشنامهای از هنریش فون کلیست (Heinrich Von Kleist)، شاعر و نویسندهٔ قرن هجدهم، الهام گرفته، اما به…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – سفر و خاطرهسازی
رژیا پرهام – تورنتو امروز روز گرمی بود. بیرون بودیم و بچهها مشغول آببازی که یکی از پدرها، که شرایط مالی خوبی دارد، سر رسید. سرگرم صحبت بودیم که پدر دیگری داخل کوچه پیچید. دخترکِ پنجساله نگاهی به پدرش انداخت و با اشاره به دوستش و ماشینی که میآمد، گفت: «ددی، نگاه کن ماشین اینها قدیمی و کهنهست، ولی ماشین ما هم خیلی قشنگتره و هم نو.» چند ثانیه ساکت ماند و بعد با عشوه پدرش…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۴۷) – درِ باز خانواده و رفاقت
مژده مواجی – آلمان برگهای را روبرویش روی میز گذاشتم. کنار آن چسب و بریدههای کوچک کاغذی که طرحهای مختلفی رویشان کشیده شده بودند؛ طرحهایی که نشانگر خانواده، رفاقت، تفریح، پول، مسافرت، تفریح، تغذیه،… بودند. برنامۀ کوچینگ شغلیمان این بود که بریدههای کوچک کاغذی را به ترتیب ارزشی که در زندگیاش دارند، روی کاغذ بچسباند. اول از همه، طرح خانواده توجهش را جلب کرد. آن را برداشت و روی کاغذ چسباند. مادر کُرد عراقی که شش…
بیشتر بخوانید