نمایندهٔ رسانهٔ همیاری: امیر باجهکیان – ونکوور پیادهسازی و برگردان: مریم عابدی – ونکوور کنگرهٔ ایرانیان کانادا هفتهٔ گذشته ۱۷ ژوئیه (جولای) از گی کرون (Guy Caron)، یکی از چهار کاندیدای مرحلهٔ نهایی انتخاب رهبر حزب دموکراتیک نوین کانادا، برای دیدار و گفتوگو با اعضای رسانههای فارسیزبان کانادا در زمینهٔ سیاستهای داخلی و خارجی، و نیز دغدغههای ایرانیان مقیم کانادا، دعوت بهعمل آورد. فرازهایی از گفتوگوی گی کرون با رسانههای ایرانی در ذیل آورده شده…
بیشتر بخوانیدنویسنده: رسانهٔ همیاری
کاریکلماتورهایی از داود مرزآرا
داود مرزآرا – ونکوور «کاریکلماتور» تنها ژانری است که میتوان از هر کجایش خواند، از آخر به اول، از وسط به اول یا از اول به آخر. و اگر سه مشخصۀ زیر را نداشت، میتوان آنرا اصلاً نخواند، چون در کاریکلماتور باید: سوژه نو باشد، از حداقل کلمه استفاده شود و برای بیان مقصود نوعی ظرافت بهکار رفته باشد. ۱- «دریا» دم «تابستان» را دید و آدمها را لخت کرد. ۲- ستارهها برای خودنمائی…
بیشتر بخوانیدسلسله داستانهای مهاجرت به کانادا – نقش سوءپیشنه در پروندههای شهروندی – قسمت اول
امیرحسین توفیق – ونکوور سمیه در اواسط سال ۲۰۱۱ تحت برنامهٔ اسکیلد ورکر بههمراه همسر و فرزند کوچکشان وارد کانادا شد. در پروندهٔ مهاجرتی بهعنوان متقاضی اصلی اقدام کرده بود و کمی پس از ورود به شهر تورنتو، بهعنوان برنامهنویس کامپیوتر مشغول کار شده و از شرایط زندگی و کاریاش کاملاً راضی بود. فرزندشان هم در مدرسه را شروع کرده و در زمانی کوتاه، به زبان انگلیسی مسلط شده بود و حتی از مادرش، سمیه،…
بیشتر بخوانیدجوالدوز – معضلی به نام عکس
دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته این قصهٔ عکس و فیلم هم قصهٔ جالبیه در جمع هموطنان عزیز. چند تا نمونه میارم خداییش خودتون بگید، اگر جوالدوز دست شما بود آیا نمیزدید به اون و خودتون و هر کی از هر جا رد میشد؟ اول قصه در مورد سلفی؛ اینکه کی این کارو اختراع کرد و این جور عکس گرفتن رو مُد کرد که خودش داستانیه، اما امان از دست هموطنامون که متوجه این کلمه…
بیشتر بخوانید۹ نکته که باید قبل از اسبابکشی به یک خانهٔ نوساز دانست
دکتر سرمد مهربد – ونکوور رفتن به خانهٔ نوساز میتواند تجربهای هیجانبخش باشد، اما نکاتی وجود دارد که دانستن آنها به ما کمک خواهد کرد به بهترین تجربهٔ ممکن در این زمینه برسیم. ۱. نخست، سازنده را انتخاب کنید هرچند مدل خانه ممکن است زیبا و چشمنواز باشد، اما اگر سازندهٔ آن معتبر نباشد، در نهایت خیلی فرقی نخواهد داشت. مشتریان در مناطقی که میخواهند خانه بسازند یا بخرند، باید با افراد محلی صحبت کنند….
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – دزدان خیرهچشم محله
مژده مواجی – آلمان سرم بیحرکت بود و تنها چشمهایم تند و تند کلمهها و سطرهای کتاب را یکی بعد از دیگری میبلعید. رمانی را شروع به خواندن کرده بودم که مرا با خودش میکشید. صفحات کتاب را منتظر نمیگذاشتم… گاهگاهی صداهایی میشنیدم. مادرم داشت مرغهای کوپنی را تمیز میکرد. مرغهایی که بعد از ساعتها انتظار در صف خریده بود. اوایل جنگ بود و خیلی از آذوقهها کوپنی شده بود. «من میروم نانوایی. مرغها در…
بیشتر بخوانیدآموزش زبان انگلیسی – گذشتهٔ استمراری (Past Progressive)
دکتر امیرعباس روائی – ونکوور عضو رسمیمدرسان بین المللی TESOL Canada و CELPIP کاربرد در اغلب موارد از زمان گذشتهٔ استمراری برای نشان دادن کارهايی که در گذشته اتفاق افتاده و مدتی بهطول انجامیده است، استفاده میشود، ولی کاملاً و بهطور دقيق مشخص نیست که کار چقدر ادامه داشته است. فعلهای was و were فعلهای کمکی این زمان هستند. برای جملهٔ منفی زمان گذشتهٔ استمراری از wasn’t و weren’t استفاده میشود. He was not…
بیشتر بخوانیدچند شعر از فرناز جعفرزادگان
فرناز جعفرزادگان – ایران ۱ نزدیکی نزدِ یکی… یکی نزدِ نزدیکی تو نزدیک میشوی یکی نزدیکتر نزدیک هم گاهی بعید میشود تا از تو دور بمانم ********* ۲ صداها از صد گذشتند من از سدها و تاریخ گریست برای سدهای که دیگر رع نایی ندارد برای دیدار با خورشید ********* ۳ در این گرگ و میش مدام دام میچینند گرگم به هوا را دیگر هوایی نیست مدار راست داریست بر گردن روزها ********* ۴…
بیشتر بخوانیدقوانین مربوط به تصادفات رانندگی و ICBC در ایالت بریتیش کلمبیا (قسمت هفتم)
قسمت قبلی این مطلب را اینجا بخوانید حسین فرامرزی – ونکوور بر اساس قوانین استان بریتیش کلمبیا، اگر شما قصد رانندگی دارید، میبایست حداقل بیمهٔ (ICBC Basic Autoplan) را برای وسیلهٔ نقلیهٔ خود خریداری کنید. ولی در بسیاری از تصادفات اتومبیل، حداقل بیمه کافی نیست، و میتواند اثراتی منفی در زندگی شما داشته باشد. برای مثال، اگر شخصی حداقل بیمهٔ شخص ثالث را داشته باشد (۲۰۰٬۰۰۰ دلار) و در تصادف موجب خسارت جانی یا بدنی به مبلغ…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – تفاوتهای آشکار
رژیا پرهام – ادمونتون تفاوتهای خانمها و آقایان از دوران کودکی به وضوح آشکار است. دختر کوچولوی ناز مهد کودکم تصمیم داشت خوشحالم کند، رفت و چند گل زرد (علف هرز) چید و داد دستم. عالی بود و حسابی چسبید. پسر کوچولوی بانمکی که دوستش است و شاهد ماجرا بود، چند ثانیهای فکر کرد و گفت او هم تصمیم دارد مرا خوشحال کند و «پسر جنگل» بشود. حضور ذهن نداشتم که منظورش چیست. کنجکاوانه منتظر…
بیشتر بخوانید









