سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تبدیل ویزای توریستی به ویزای کار یا تحصیلی – قسمت دوم

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید

امیرحسین توفیق – ونکوور

سحر بعد از دو هفته مجدداً با مشاور مهاجرت تماس گرفت و زمانی را برای ملاقات تنظیم کرد.

«خب، چه کار کردید؟»

«با توجه به صحبت‌هایی که با شما کردم، برای یک ترم کلاس زبان در کالج VCC ثبت نام کردم که زیر شش ماهه و موارد قانونیش هم رعایت می‌شه. قصد دارم که پذیرش تحصیلی بگیرم و برای ویزای تحصیلی اقدام کنم. با توجه به اینکه پروسهٔ گرفتن تأئیدیهٔ پیشنهاد شغلی، با فرضِ پیدا کردن و داشتن کارفرما، زمان‌بره و قصد دارم قبل از پایان مهلت شش‌ماههٔ اقامت در کانادا، ویزای خودم رو از حالت توریستی خارج کنم، اول با ویزای تحصیلی شروع می‌کنم. این‌ها برداشت‌های من از صحبت‌های جلسهٔ قبلی ما بود. اگر اشتباه می‌کنم، لطفاً اصلاح کنید.»

«نه، کاملاً درسته.»

«بسیار عالی. پس لطفاً کار رو شروع کنید.»

«آیا کارفرما دارید؟»

«نه، با همکاری خواهرم و همسرش، رزومه‌ام رو آماده کردم و در حال جستجو در سایت‌های مختلف هستم تا بتونم کارفرماهایی رو که حیطهٔ کاری‌شون با سوابق کاری من مرتبطه، پیدا کنم و براشون رزومه بفرستم تا بتونم انشاءالله وقت مصاحبه بگیرم. امیدوارم بتونم در یکی از این شرکت‌ها مشغول بشم. می‌دونم پروسهٔ کاربر و زمان‌بریه و خیلی هم سخت، اما تصمیم گرفتم و تمام تلاشم رو می‌کنم. اما اول از همه، می‌خوام از طریق تحصیلی اقدام کنم.»

«بسیار عالی. پس اول برای گرفتن پذیرش تحصیلی و ویزای تحصیلی، وارد قرارداد می‌شیم تا بعد با پیدا کردن کارفرما، وارد مرحلهٔ بعدی بشیم.»

«ممنونم.»

«گرفتن پذیرش تحصیلی به ریز نمرات، مدرک تحصیلی که به زبان انگلیسی ترجمه شده باشه و همین‌طور مدرک زبان آیلتس آکادمیک نیاز دارید، همراهتون هست؟»

«ریز نمرات و مدرک تحصیلی رو دارم، اما آیلتس رو نه. چه‌کار می‌شه کرد؟»

«باید یک دورهٔ زبان بگذرونید. بذارید برای رشتهٔ مورد نظرتون بررسی کنم ، و نتیجه رو تلفنی به اطلاعتون می‌رسونم.»

مشاور مهاجرت بعد از بررسی و گرفتن اطلاعات لازم با سحر تلفنی تماس گرفت و اعلام کرد که می‌‌توان یک پذیرش سه‌ساله شامل یک‌سال برای آموزش زبان و دو سال از یک کالج مورد تأیید و معتبر، پذیرش گرفت و سحر هم قبول کرد.

مشاور مهاجرت قرارداد سحر را آماده کرد و به‌صورت الکترونیکی برای او ارسال نمود و پس از امضا و مبادلهٔ آن، با دریافت مدارک اولیه کار را شروع کرد.

پس از یک‌ماه، مشاور مهاجرت پذیرش را گرفت و سحر شهریهٔ ترم اول را پرداخت کرد. همهٔ فرم‌های مربوطه و مدارک تکمیلی آماده و به وزارت مهاجرت کانادا ارسال شد. پس از دریافت برگهٔ انگشت‌نگاری، سحر به‌همراه خواهرش به مکزیکوسیتی پرواز کرد و در Visa Application Center واقع در این شهر، مراحل انگشت‌نگاری را انجام داد. تقریباً دو ماه پس از آن، ایمیلی از طرف وزارت مهاجرت کانادا دریافت شد که در آن خاطرنشان شده بود با Study Permit سحر موافقت شده است. ایمیل دریافتی، عیناً برای سحر ارسال شد.

چند روز بعد، سحر با مشاور مهاجرت تماس گرفت و مجدداً زمانی را برای ملاقات حضوری تعیین کردند.

«خب، الان باید چه‌کار کنم؟»

«Study Permit در مرز ورودی صادر می‌شه و شما باید این نامهٔ دریافتی رو به‌همراه پاسپورت خودتون بهشون ارائه بدید تا براتون صادر کنند.»

«کجا باید برم؟ فرودگاه؟»

«نه، شما می‌تونید به‌همراه خواهرتون به مرز آمریکا و کانادا واقع در Peace Arch که در نزدیکی شهر White Rock هست تشریف ببرید و مراحل کار رو انجام بدید.»

«ویزای آمریکا باید بگیرم؟»

«نه، پیش از ورود به خاک آمریکا و مرز، دوربرگردانی هست که اونجا می‌تونید دور بزنید – البته اگر با ماشین برید – و به مرز کانادا برگردید و مراحل کار رو انجام بدید. فقط یادتون باشد که خواهرتون، کارت اقامت یا پاسپورت کانادایی‌شون را همراه داشته باشن تا در زمان ورود به کانادا، دردسری براشون ایجاد نشه.»

«خیلی ممنون. پس این مرحله از کار ما با شما تموم شد. درسته؟»

«بله. ما دیگه کاری نداریم تا زمانی که احتمالاً شما کارفرما پیدا کنید و ایشون تمایل داشته باشن که اسپانسرِ شما بشن.»

سحر کارهایی را که باید، دقیقاً همان‌طور که به او گفته شده بود، انجام داد و با اخذ مجوز تحصیلش در مرز ورودی کانادا، مشغول تحصیل شد.

روزها می‌گذشت و او مرتب در حال ارسال رزومه بود. کارفرماهای زیادی از او و سوابق کاری‌اش خوششان آمده بود. فقط تا مطلع می‌شدند که مجوز کار ندارد، از ادامهٔ کار منصرف می‌شدند.

از آنجا که سحر امکان کار به‌صورت نیمه‌وقت را داشت، توانست در شرکتی به‌صورت پاره‌وقت مشغول کار شود و در طول ۳-۴ ماهی که در آن شرکت مشغول بود، هر دو طرف علاقه‌مند بودند که این همکاری به‌صورت دائمی و تمام‌وقت ادامه یابد که باز، مجوز کار نداشتنِ سحر، مانع بود.

یکی از روزها، مدیر شرکت سحر را خواست و به او گفت:

«شرکت ما خیلی علاقه‌منده که به‌صورت تمام‌وقت از خدمات شما استفاده کنه و من در جلسه‌ای که با هیئت مدیرهٔ شرکت داشتم، اون‌ها رو متقاعد کردم که اگر برای گرفتن ویزای کار نیاز به اسپانسر دارید، از امکانات ما استفاده کنید. برای این شغل، بارها آگهی داده‌ایم، ولی موفق به پیدا کردن شخصی که بتونه این شغل رو به‌طور کامل پوشش بده، نشده‌ایم. ولی متأسفانه فرصت و دانش انجام این کار رو نداریم. اگر دوست دارید، وکیل بگیرید تا این کار رو انجام بده و ما هر مدرکی نیاز باشه، ارائه می‌دیم.»

ادامه دارد…

ارسال دیدگاه