اعظم داوریان – ایران دعا کن نبندم عزیز دلم به این جادههای غریبانه دل نبُرّم دل از رخوتِ زندگی در آهنگِ خمیازههای کسل به دریای طـــوفانزده نسپرم دلم را به شوق سفر، بعد از این دعـــا کن بمانم همین کشتیِ شکسته که اینجا نشستم به گِل پیِ ماجراجوییِ سرنوشت نگردم تهِ هیچ فنجانِ فال که راضی بمانم به یک حبّه قند و نوشیدنِ چــای با عطر هل دعا کن…
بیشتر بخوانیدشعر
گفتوگوی اختصاصی با ساسان قهرمان – قسمت اول
سُلماز لکپور بهدلیلِ طولانیشدن، این گفتوگو را در دو قسمت تنظیم کردهایم که قسمت اول آنرا در این شماره میخوانید. آقای قهرمان، لطفاً در ابتدا کمی از خودتان و فعالیتهایی که در حالِ حاضر دارید برایمان بگویید؛ برای خوانندگانی که شما را کمتر میشناسند. با سلام و سپاس، خب، پنجاهوچهار سالهام و از تقریباً سیودو سال پیش ساکن تورنتو، دوستدار ادبیات و هنرم و تلاشهایی هم در این زمینهها توانستهام بکنم. تاکنون سه رمان (گسل،…
بیشتر بخوانید

