از سپیدیِ صدا تا عطرِ وطن؛ منطق استحاله و بوطیقای شعر کوتاه در «عطر جهان‌شمول» خالد بایزیدی (دلیر)

از سپیدیِ صدا تا عطرِ وطن؛ منطق استحاله و بوطیقای شعر کوتاه در «عطر جهان‌شمول» خالد بایزیدی (دلیر)

سلیمان بایزیدی – ونکوور چکیده «عطر جهان‌شمول» خالد بایزیدی (دلیر) مجموعه‌ای از یکصد و پنجاه شعر کوتاه است که در آن‌ها جهان نه از راه روایت گسترده، بلکه از طریق فشردگی تصویر، حذف، جابه‌جایی ناگهانی ساحت‌های معنایی و استحالهٔ اشیا و مفاهیم ساخته می‌شود. مرگ، مادر، ماهی، پرنده، تنهایی، جنگ، عشق، کودک، بهار، مهاجرت و وطن در این کتاب موضوعاتی مستقل و جدا از یکدیگر نیستند؛ هرکدام در مسیر مجموعه، به صورت‌هایی تازه بازمی‌گردند و…

بیشتر بخوانید

زبان به‌مثابهٔ قربانی جنگ: خوانشی از روایت پسا‌جنگ در زمین سوختهٔ احمد محمود

زبان به‌مثابهٔ قربانی جنگ: خوانشی از روایت پسا‌جنگ در زمین سوختهٔ احمد محمود

سلیمان بایزیدی – ونکوور چکیده جنگ، تنها بر پیکرهٔ شهرها و کالبد انسان‌ها زخم نمی‌زند؛ بلکه در سطوحی ژرف‌تر، جوهر زبان را نیز در معرض تخریب قرار می‌دهد. آنچه در رمان زمین سوخته* اثر احمد محمود رخ می‌دهد، فراتر از بازنماییِ واقعیتِ عینی جنگ است؛ این اثر، خود بدل به صحنه‌ای می‌شود که در آن، زبان نه به‌مثابهٔ ابزاری برای روایت یا گزارشگری، بلکه به‌عنوان سوژه‌ای جراحت‌دیده، مضطرب و ازهم‌گسیخته، رخ می‌نماید. در این رمان،…

بیشتر بخوانید

فلسفیدن در قلمرو ادبیات؛ با نگاهی به «فاوست»، اثر جاودانهٔ یوهان ولفگانگ فون گوته 

فلسفیدن در قلمرو ادبیات؛ با نگاهی به «فاوست»، اثر جاودانهٔ یوهان ولفگانگ فون گوته 

به‌مناسبت ۲۲ مارس، سالروز درگذشت این نویسندهٔ نامی سلیمان بایزیدی – ونکوور تراژدی فاوست بدان خاطر اهمیت دارد که حاصل شصت سال گفت‌وگوی فلسفی و معناشناختیِ گوته با ادبیات جهان است. او در این نمایشنامه چنان تصویری از سنت‌های ادبی غرب و شرق نشان داده که تا به‌امروز همچنان یکی از منابع ارزشمند برای پژوهشگران و نظریه‌پردازان ادبی است. استفادهٔ گوته از اسطوره‌های کهن، متون مقدس، رمان عصر رنسانس و حتی قصه‌های عامیانه، این اثر…

بیشتر بخوانید

بهاری که خزان او را با خود بُرد

بهاری که خزان او را با خود بُرد

این مطلب در شمارهٔ ۱۹۵ رسانهٔ همیاری، یادنامهٔ استاد محمد محمدعلی، منتشر شده است. برای خواندن سایر مطالب این یادنامه اینجا کلیک کنید. سلیمان بایزیدی – ونکوور در وصف و ستایش استاد محمد محمدعلی بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند و من اما در بُهت و ناباوری عزیزترین و مهربان‌ترین انسانی را که می‌شناختم، وداع گفته‌ام. بی‌اغراق می‌توانم بگویم که او از پدیده‌های نادر و کم‌نظیری بود که در جامعه ایرانیِ ما نه یک رخداد بلکه موهبتی بود…

بیشتر بخوانید