سیما غفارزاده – ونکوور در روزهای پایانی سال میلادی گذشته و زمانی که مشغول بستن شمارهٔ پیش بودیم، دو روز بود که اعتراضات در ایران در واکنش به افزایش لجامگسیختهٔ نرخ ارز آغاز شده بود. اعتراضات خیلی زود وسعت یافت و به شهرهای دیگر هم سرایت کرد و البته دیگر محدود به خواستههای اقتصادی نماند. مردمی که کاسهٔ صبرشان مدتهاست لبریز شده، به خیابانها آمدند و فریاد اعتراضشان را بلند و رسا به گوش حکومت و…
بیشتر بخوانیدایران
من ترانه ۴۱ سال دارم
دکتر شهرزاد سلطان – ونکوور در مصاحبهٔ اخیر پگاه آهنگرانی با ترانه علیدوستی در بیبیسی فارسی، چندین نقطهٔ قوت و ضعف چنان توجه مرا جلب کرد که دست به قلم شدم. این ویدئو، فراتر از یک مصاحبهٔ معمولی است، نوعی روایت شخصی ـ اجتماعی که در آن، گوینده به پرسشها پاسخ نمیدهد، بلکه در حال بازتعریف نسبت خود با جهان پیرامونش است. آنچه بیش از هر چیز در این مصاحبه هویداست، تلاش ترانه برای بازپسگرفتن «خود»…
بیشتر بخوانیدبازینکردن بهمثابهٔ مبارزه؛ دربارهٔ مستند ترانه
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ مستند «ترانه» ساختهٔ پگاه آهنگرانی که اخیرا از شبکهٔ بیبیسی فارسی پخش شد، بیش از آنکه صرفاً روایتی زندگینامهای از یک بازیگر شناختهشده باشد، تلاشی است برای ثبت یک انتخاب؛ انتخابی آگاهانه، پرهزینه و عمیقاً انسانی. مستند، بهویژه با کارگردانی دقیق و خویشتندار، موفق میشود از دام روایتهای سادهانگارانه بگریزد و داستان را نه بهعنوان اسطوره، بلکه بهمثابهٔ زنی در متن مبارزه و اعتراض معاصر ایران بازخوانی کند. یکی…
بیشتر بخوانیدافزایش لجامگسیختهٔ نرخ ارز و طلا، کبریتی بر انبار باروت خواستههای سرکوبشدهٔ مردم ایران
سیما غفارزاده – ونکوور از یکشنبهٔ گذشته، ۲۸ دسامبر مطابق با ۷ دی، تجمعات اعتراضیای در بازار و نقاط دیگر تهران آغاز شده است. این تجمعات در واکنش به شرایط بد اقتصادی و آشفتگی بازار ارز شکل گرفته است؛ روندی که نرخ دلار را به سطوح بیسابقهای رسانده و بازار ارز و سکه را بیثبات کرده است. گزارشهای رسیده و ویدئوهای منتشرشده نشان میدهد که بازار «بینالحرمین»، بازار «آهنگران»، «صرافان»، «چهارسوق» و بازار «جعفری» بهطور کامل…
بیشتر بخوانیدمروری بر تاریخچهٔ شب چله یا یلدا
معصومه پرایس* – ونکوور یلدا بهمعنای تولد است و ریشه در جشنهای قبل از زرتشت و زرتشتی، رایج در ایران قبل از اسلام، دارد و در بزرگداشت انقلاب زمستانی (winter solstice) است که هزاران سال قدمت داشته و از سوی اغلب فرهنگها جشن گرفته میشده است. یلدا، ریشه در زبان سریانی دارد که زبان رایج در بخشهای بزرگی از سوریه، عراق و ترکیه قبل از اسلام بوده، در زمانی که مسیحیت مذهب رسمی این کشورها بوده…
بیشتر بخوانیداز ترس نامها تا سرکوب سوگواری: مرگی که پرده از عجز حکومت منزوی برداشت
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ مرگ مشکوک خسرو علیکردی، وکیل مبارز و مدافع سرسخت زندانیان سیاسی، از همان لحظهٔ انتشار خبر، در مرز یک فقدان شخصی توقف نکرد. این مرگ مشکوک با تمام ابهامها و پرسشهای بیپاسخش، بهسرعت به مسئلهای عمومی بدل شد؛ نهفقط بهدلیل جایگاه حقوقی علیکردی، بلکه بهخاطر واکنش هیستریک و عریانی که حکومت به بدن بیجان او نشان داد. واکنشی که یکبار دیگر ثابت کرد: نهفقط زندگیِ منتقدان، بلکه حتی مرگ…
بیشتر بخوانیدمرگ خاموش طبیعت؛ از آتش هیرکانی تا آسمان سمی تهران
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ پنجرههای خانه را بستهام. هوا آنقدر آلوده است که انگار بیرون اتاق من، شهری از دود شناور است. تهران این روزها حالِ بیماری را دارد که روی سینهاش نشستهاند و اجازه نمیدهند نفس بکشد. سرفهها خشکاند، چشمها میسوزند، مدارس یکیدرمیان تعطیل میشوند، ادارات نیمهتعطیل کار میکنند و مردم عملاً از روال عادی زندگی افتادهاند. مرگ خاموش است؛ همین آلودگی که در ریهها جا خوش کرده، مرگی که مسئولان در…
بیشتر بخوانیدمرگ امید و حقیقتی که پنهان نماند
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ مرگ امید سرلک، جنایتی است که نمیتوان آن را در چارچوب یک تراژدی فردی محصور کرد. بیشتر شبیه نشانهای است که هر بار، مثل زخمی تازه، دوباره بر سطح جامعهٔ ایران دهان باز میکند و یادآوری میکند فاصلهای که میان مردم و قدرت شکل گرفته، بسیار عمیقتر از چیزیست که حکومت مدعی آن است. جوانی از الیگودرز، چند ساعت پس از انتشار ویدئویی که در آن عکس رهبر جمهوری…
بیشتر بخوانیدروایت ناتمام: سلبریتی، وثیقه، و عدالتِ لَنگان
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ در کشوری که حتی برای نفسکشیدن باید مجوز داشت، خبرها گاه نه برای آگاهی، بلکه برای برملاکردن تناقضها منتشر میشوند. چند روز است نامی بر سر زبانهاست، نام مردی که سالها محبوب بود، قهرمان بود، نمایندهٔ نوعی از «موفقیت ملی»، اما ناگهان متهم شد. متهم به تجاوز، و این اتهام، نهفقط چهرهای را لرزاند، بلکه لایههای پنهان روان جمعی جامعهای را برملا کرد که هنوز نمیداند با مفهوم «تجاوز»،…
بیشتر بخوانیدزنکشی در سایهٔ قانون: روایت مرگ زهرا قائمی
ترانه وحدانی – ونکوور روز نوزدهم مهرماه ۱۴۰۴، تهران بار دیگر شاهد فاجعهای بود که دیگر نمیتوان نامش را حادثهٔ خانوادگی گذاشت. زهرا قائمی، استاد خانواده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بهدست همسرش کشته شد. او نه زنی گمنام از روستایی دورافتاده بود، نه قربانی فقر یا بیسوادی. زنی دانشگاهی، متخصص، شناختهشده، و از قشر تحصیلکردهٔ جامعه بود، اما همین جامعه نتوانست از او محافظت کند. همسری که باید پناه و همسخن او میبود، دستانش…
بیشتر بخوانید









