مسعود سخاییپور، LJI Reporter – نیو وستمینستر در پاییز امسال، نیو وستمینستر بار دیگر میزبان یکی از پرشورترین رویدادهای فرهنگی سال خواهد بود؛ جشنوارهٔ بینالمللی فیلم نیو وست (New West International Film Fest) از ۲۴ تا ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵ در سینما Landmark برگزار میشود؛ جشنوارهای که هر سال به نمایش فیلمهای جسورانه، ایدههای بزرگ، و حالوهوای محلی میپردازد و تماشاگران را با جهانهای تازهای از تخیل، واقعیت و انسانیت روبهرو میکند. اما امسال، برای مخاطبان…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
تجلی پایداری از رهگذرِ هنر، شبکهسازی و چندگونگی؛ به پیشواز جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – نورث ونکوور نوامبر امسال پنجمین جشنوارهٔ STAND (مخفف Strength Through Art, Network & Diversity) برگزار میشود؛ رویدادی که از دل تجربهٔ مهاجرت زاده شد و امروز به یکی از جشنوارههای معتبر هنری برای هنرمندان مهاجر و پناهجو در ونکوور و ورای آن تبدیل شده است. استند، نهتنها یک جشنوارهٔ نمایشی است، بلکه جنبشی فرهنگیست برای پیوند میان جامعهٔ میزبان و تازهواردان، میان زبانهای گوناگون و تجربههای مشترک انسانی. آغاز راه؛…
بیشتر بخوانیدواپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب
بخش دوم گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی بهمناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان ترانه وحدانی – ونکوور در شمارهٔ گذشته، بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، از نظرتان گذشت (این گزارش را در اینجا بخوانید). بهدلیل کمبود فضا بخش دوم این گزارش در این شماره از نظرتان خواهد گذشت. پس از سخنان دکتر ممتازی، نوبت به سجاد…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – کسی دوروبرم نمیمیرد
مژده مواجی – آلمان کارین بهمحض پیادهشدن از قطار در ایستگاه، زنی را دید که از کابین دیگری پیاده میشد. به نظرش آشنا آمد. یک لحظه ایستاد. چشمهایش را تنگ کرد و پیشانیاش چین افتاد. خودش را به او رساند و نزدیکتر که شد، به چهرهٔ او که داشت به موبایلش نگاه میکرد، خیره شد. زن انگار که سنگینی نگاه کارین را روی صورتش احساس کرده باشد، سرش را بلند کرد. در یک لحظه هر دو…
بیشتر بخوانیدچند چامک از خالد بایزیدی برای زنان و دختران مام میهن
خالد بایزیدی (دلیر) – ایران به زنان و دختران مام میهنم که هر روز قربانی دشنهٔ جامعهٔ مردسالار میشوند، و در خون جوان خود میشکفند. ۱ زنان سرزمینم در نگاه رود مینشینند و صورت سیلیخوردهٔ خود را میشویند مبادا شجاعتشان به سخره گرفته شود ۲ چاقو روی مهر زن میکشند و جهان یتیم میشود ۳ زنان ابرهای اندوهاند در آسمان خدایا! بباران باران بر این خاک افسرده ۴ جنایتکاران چاقوی خونین خود را در نگاه…
بیشتر بخوانیدرابرت ردفورد؛ ستاره، کارگردان، و معمار سینمای مستقل
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور رابرت ردفورد از آن نامهاییست که شنیدنش، خاطرهٔ نیمقرن تاریخ سینمای آمریکا را زنده میکند. مرگ او در سپتامبر ۲۰۲۵ نهتنها فقدان یک بازیگر و کارگردان، که ازدسترفتن یکی از آخرین بازماندگان نسلی از ستارههاست که میتوانستند هم جذابیت مردمی و هم عمق روشنفکری را با هم داشته باشند. او نهتنها چهرهٔ محبوب پردهٔ نقرهای بود، بلکه با تصمیمهای جسورانهاش در کارگردانی و بنیانگذاری جشنوارهٔ ساندنس، جریانهای تازهای را…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – چه جالب! گریز از بیمارستان
مژده مواجی – آلمان یولیا از فنجان شیرقهوهاش که محکم در دست گرفته بود، جرعهای نوشید و آن را روی نعلبکی گذاشت. به فاطیما که روبرویش آنطرف میز در کافه نشسته بود، نگاهی کرد و پرسید: «حال پدرت چطور است؟ از بیمارستان مرخص شد؟» فاطیما کیک پنیری را که در دهان گذاشته بود، جوید، آه عمیقی کشید و گفت: «دیروز خوشبختانه مرخص شد. در واقع از بیمارستان گریخت.» فاطیما سرش را تکان داد و لبخندی بر…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: آواز بوقلمون – Universal Language
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور «آواز بوقلمون» که عنوان انگلیسیاش «Universal Language» یا «زبان جهانی» است، یک فیلم سینمایی کانادایی به کارگردانی متیو رنکین است که در سال ۲۰۲۴ به نمایش درآمد. داستان فیلم در مکانی خیالی که آمیختهای از دو شهر وینیپگ و تهران دههٔ ۱۳۶۰ است، رخ میدهد و ماجرای افرادی از فرهنگهای گوناگون را در بستری سوررئالیستی بازگو میکند که سرنوشتشان به یکدیگر گره میخورد. «آواز بوقلمون» بازخورد بسیار مثبت منتقدان…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – هایکو هیچوقت عادت نداشت بدون خداحافظی برود
مژده مواجی – آلمان مرد درِ سالن رختشویی را باز کرد. – خدای من! باورم نمیشود. او پلکهایش را با انگشتهایش مالید و با چشمهای ازحدقهدرآمده به روبرویش خیره شد. مقابلش در انتهای سالن، هایکو خم شده بود و داشت لباسها را از ماشین لباسشویی بزرگ بیرون میآورد. مرد در حالیکه قلبش به تپش افتاده بود، به طرفش رفت و با صدای بلند گفت: «هایکو؟» هایکو سرش را بلند کرد، ایستاد و خندید: «سلام. تو اینجا…
بیشتر بخوانیدپازل – داستان کوتاهی از دکتر مهدی قاسمی
دکتر مهدی قاسمی – ایران تمام پازلهای دنیا، فقط یک قاعده دارند… «بلدی پازل درست کنی؟» فرمانده فریاد زد: «هدف، روبهرو.» سه نفر بودند. دستهایشان را از پُشت بسته بودند. لباسهای زندان تنشان بود. دو نفر از آنها خودشان خواسته بودند که چشمهایشان را ببندند. دو تا از بچهها رفته بودند و روی سرشان کلاه بلند سیاهی کشیده بودند. میخواستند هیچچیزی را نبینند. شاید هم میترسیدند. هرچند، که اصلاً دلیلی هم برای نترسیدن وجود نداشت….
بیشتر بخوانید









