س. زواره – ونکوور امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) در شش اسفند ۱۹۲۸ در رشت زاده شد. مشهور است که پدربزرگش، ابتهاجالملک تفرشی، بهایی بود و به دست جنگلیها کشته شد. پدرش رئیس بیمارستان پورسینای رشت بود. عموهایش ابوالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه و بودجه، غلامحسین، شهردار تهران و نمایندهٔ مجلس، و احمدعلی کارآفرین، سرمایهدار و مالک ایرانیت و سیمان شمال، بودند. پس از اتمام دبستان در رشت، برای دبیرستان به تهران آمد و از «گالیا»ی…
بیشتر بخوانیدهنر و ادبیات
سایهٔ روزگار ما
فرناز جعفرزادگان – ایران آنچه سروده را زیبا و عریان از لودگی میسازد، نوعی توجه به جان کلمه، «من و آن شاعرانه» است که خود وجهی ازلی و قدسی دارد. شاعر، نویسنده یا هنرمند، بهاندازهٔ توانایی، موفقیت و تأثیرگذاریاش در هنر مورد انتقاد قرار میگیرد، و همواره به انتقاد نیز میپردازد. ابتهاج در «پیر پرنیاناندیش»، گفتههای فراوانی در موارد بسیاری بیان کرد، و همین سبب شد تا بسیاری را بر علیه خود بشوراند. انتقاد سازنده، حرفی…
بیشتر بخوانیدچند چامه از خالد بایزیدی (دلیر)؛ در رثای هوشنگ ابتهاج (سایه)
خالد بایزیدی (دلیر) – ونکوور ۱ سیگار بهمن را که پک میزنم در اتاق بوی ایران بوی غربت و تنهایی میپیچد و با هر پکی میدان انقلاب را قدم میزنم ۲ سپیدهدم چگونه بگذرد!؟ سایه نیست کبوترانِ خسته زیر کدام سایه بیاسایند و مرغان عشق چگونه سرود ارغوان بخوانند ۳ غمگین آن چکاوکیام که چگونه بیسایه سرود ارغوان میخواند ۴ گالیا چراغها را خاموش کن و برو… این کلبهٔ تاریک من با هیچ چراغی…
بیشتر بخوانیداندوهیاد برای هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
مهرخ غفاری مهر – ونکوور در سال ۲۰۱۸ در جمعی دوستانه که به شعر «سایه» میپرداخت، گفتم: به سایهٔ شاعر اتفاقی شگرف از آن دست که گهگاه میافتد از آن دست که نادر است و خوش سیرابت میکند به گاهی که خسته از راه دراز رفته در کویر تأمل میکنی در سایهاش. چهارشنبه دهم اوت ۲۰۲۲ جهان پر از صدای شعر «سایه» بود. سکوت او خانهٔ شعر و غزل را «تاسیان» کرد. امیر هوشنگ ابتهاج، متولد ۶ اسفند…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – غمهای این خاک را همهجا با خودم خواهم برد
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران زن، جوان بهنظر میرسید، اما خودش میگفت در آستانهٔ میانسالی است. گفت چند ماه دیگر چهلساله میشود. آهی کشید و همان روایت آشنای همیشگی را برایم گفت: «دیر به فکر افتادم. باید زودتر از اینها میرفتم. اشتباه کردم. راستش میترسیدم. مهاجرت تغییر بزرگی است و من میترسیدم. اما دیگر اجازه نمیدهم. باقی عمرم را میخواهم مثل آدم زندگی کنم. اینجا…
بیشتر بخوانیدنگهداشت زبان زیبای فارسی – قسمت چهل و یکم
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور گفتار ما اینبار دربارهٔ ترجَمه است. هنر ترجمه را به چند نوع تقسیم میکنیم: ١- ترجمهٔ کلمهبهکلمه، یا تحت اللفظی. مثال آن برگردان عربی به فارسی از دو آیهٔ قرآن از سورهٔ الکهف است: وَ مَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلَی رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا. قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا؟…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۷۳) – مهاجرتهای بیانتها
مژده مواجی – آلمان مراجعم در حین کوچینگ شغلی ناگهان موضوع را به جهت دیگری کشاند و پرسید: – از کشور دانمارک خیلی برای زندگیکردن تعریف میکنند. این را از بستگانمان شنیدم که آنجا زندگی میکنند. شما چه فکر میکنید؟ برایش از کشور دانمارک و کلاً کشورهای اسکاندیناوی، سیستم زندگی آنجا، مدرسه و هرچه میدانستم، تعریف و تمجید کردم، البته بهجز آبوهوایش. آنچنان با دقت گوش میداد که احساس کردم کنجکاویاش جدیتر از این حرفها است…
بیشتر بخوانیدمعرفی فیلم و سریال: راهپله – The Staircase
آرام روانشاد – ایران راهپله، مینیسریال آمریکایی در ژانر درام-جنایی واقعی ساختهٔ آنتونیو کامپوس است که بر اساس مستندهای جنایی واقعی بههمین نام در سال ۲۰۰۴ توسط ژان-زاویه دو لیستاد ساخته شده است. بازیگران اصلی عبارتاند از: کالین فرث، تونی کلت، مایکل استولبارگ، دین دیهان، سوفی ترنر، پاتریک شوارتزنگر و… این سریال در ۵ مهٔ ۲۰۲۲ در شبکهٔ اچبیاو پخش شد. راهپله بازخوردهای مثبتی را از طرف منتقدان دریافت کرد و عمدتاً برای نقشآفرینیهایش تحسین شد. داستان سریال یک شب مایکل پترسون، رماننویس جنایی،…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – چه شد که کارمان به اینجا کشید؟
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران «به شوهرم گفتهام شرطم برای بچهدارشدن این است که از ایران برویم و او قبول کرده است. البته نه اینکه بهراحتی قبول کند. اما آنقدر عاشق پدرشدن است که قبول کرد.» زن جوان با این جمله سر حرف را با من باز میکند. برایم میگوید که سیساله است و سه سال است که ازدواج کرده. ازدواجش عاشقانه بوده است و…
بیشتر بخوانیدنگهداشت زبان زیبای فارسی – قسمت چهلم
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور آخرین نکات دربارهٔ شعر نو، چند نمونه و نقد آن یک شعر کوتاه از سیدعلى صالحى: اگرچه گفتهاند / دهان تو را خواهیم بست / اما نگران سکوت من نباش، / چشمهای دلواپس من / باز با تو سخن خواهند گفت. / اگر چه خواستهاند / چشمهای مرا دوباره ببندند / من نگران دیدنِ دنیا نیستم / دستهاى خستهٔ من / باز با تو سخن…
بیشتر بخوانید









