خالد بایزیدی (دلیر) – ایران به زنان و دختران مام میهنم که هر روز قربانی دشنهٔ جامعهٔ مردسالار میشوند، و در خون جوان خود میشکفند. ۱ زنان سرزمینم در نگاه رود مینشینند و صورت سیلیخوردهٔ خود را میشویند مبادا شجاعتشان به سخره گرفته شود ۲ چاقو روی مهر زن میکشند و جهان یتیم میشود ۳ زنان ابرهای اندوهاند در آسمان خدایا! بباران باران بر این خاک افسرده ۴ جنایتکاران چاقوی خونین خود را در نگاه…
بیشتر بخوانیدنویسنده: رسانهٔ همیاری
واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب
گزارشی از نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی بهمناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان ترانه وحدانی – ونکوور روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، بهصورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زندهیاد محمدعلی برگزار میشد. گروه علمیآموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست…
بیشتر بخوانیدگزارشی کوتاه از گردهمایی پربار بنیاد نیکوکاری یارا در آستانهٔ ماه مهر
گزارشهای دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید مینا سبزواری – ونکوور بنیاد نیکوکاری یارا در کنار درخواست یاری و یاوری شما برای ایجاد کار و پیشهای برای زنانی تهیدست در ایران، همواره درخواست همفکری و طرح ایدههای نو و پیشرفته در زمینهٔ نیکوکاری را از شما داشته و دارد. بنیاد یارا میکوشد نهتنها انتقادات و پیشنهادات مخاطبان را جدی بگیرد، بلکه در کنار فعالیتهای نیکوکارانه، بستری فراهم آورد تا…
بیشتر بخوانید«صبر کن بابا!»؛ داستان واقعی عکسی که در تاریخ ثبت شد
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور عکسی که بعدها با عنوان «صبر کن بابا!» معروف شد، یکی از مشهورترین عکسهای دوران جنگ جهانی دوم است. مانند بسیاری از اسناد تاریخیای که در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده و به اشتراک گذاشته میشود، داستان این عکس هم با تحریفهایی نقل شده است. بهمناسبت اول اکتبر، روزی که این عکس در نیو وستمینستر بریتیش کلمبیا گرفته شد، مروری خواهیم داشت بر داستان این عکس که به نمادی از…
بیشتر بخوانیدرابرت ردفورد؛ ستاره، کارگردان، و معمار سینمای مستقل
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور رابرت ردفورد از آن نامهاییست که شنیدنش، خاطرهٔ نیمقرن تاریخ سینمای آمریکا را زنده میکند. مرگ او در سپتامبر ۲۰۲۵ نهتنها فقدان یک بازیگر و کارگردان، که ازدسترفتن یکی از آخرین بازماندگان نسلی از ستارههاست که میتوانستند هم جذابیت مردمی و هم عمق روشنفکری را با هم داشته باشند. او نهتنها چهرهٔ محبوب پردهٔ نقرهای بود، بلکه با تصمیمهای جسورانهاش در کارگردانی و بنیانگذاری جشنوارهٔ ساندنس، جریانهای تازهای را…
بیشتر بخوانیدراهحل دوکشوری؛ از بیانیه تا واقعیت
سیما غفارزاده – ونکوور یکشنبهٔ گذشته، ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵، مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با انتشار بیانهای اعلام کرد که دولت فلسطین را به رسمیت میشناسد. کانادا، اولین کشور عضو گروه ۷ است که این دولت را به رسمیت شناخته است. پیش از این، سهشنبهٔ هفتهٔ گذشته، ۱۶ سپتامبر، کمیسیون شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد که این کمیسیون طی دو سال گذشته رویدادهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و پس از آن را بررسی کرده، و…
بیشتر بخوانیددویست و چهل و هفتمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد
برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمامصفحه اینجا کلیک کنید همراه با گزارشی از نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی بهمناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان، مروری بر بیانیهٔ دولت کانادا در بهرسمیت شناختن کشور فلسطین و واکنش حزب محافظهکار کانادا به آن، گزارش تصویری از تجمعات ایرانیان ونکوور در آرت گالری، در سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی، نگاهی به زندگی رابرت ردفورد؛ بازیگر و کارگردان فقید سینما که بهتازگی درگذشت، گفتوگویی با کیانوش…
بیشتر بخوانیدمهتاب حقیقی: سعی کردیم این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم
گفتوگو با مهتاب حقیقی، کارگردان، بازیگر، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر نمایش موزیکال «اشکها و لبخندها» سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – وست ونکوور نمایش موزیکال «آوای موسیقی» (The Sound of Music)، که در ایران با عنوان «اشکها و لبخندها» شناخته شده است، با آهنگسازی ریچارد راجرز، ترانههای اسکار همرشتاین دوم و نمایشنامهای از هاوارد لیندزی و راسل کراوس، برای اولین بار در سال ۱۹۵۹ به روی صحنه رفت. این نمایشنامه بر اساس…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – چه جالب! گریز از بیمارستان
مژده مواجی – آلمان یولیا از فنجان شیرقهوهاش که محکم در دست گرفته بود، جرعهای نوشید و آن را روی نعلبکی گذاشت. به فاطیما که روبرویش آنطرف میز در کافه نشسته بود، نگاهی کرد و پرسید: «حال پدرت چطور است؟ از بیمارستان مرخص شد؟» فاطیما کیک پنیری را که در دهان گذاشته بود، جوید، آه عمیقی کشید و گفت: «دیروز خوشبختانه مرخص شد. در واقع از بیمارستان گریخت.» فاطیما سرش را تکان داد و لبخندی بر…
بیشتر بخوانیدگفتوگو با محمد درخشانپور، مربی فوتبال ساکن ونکوور
علیرضا فدایی – ونکوور با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید فوتبال را چگونه و از کجا آغاز کردید؟ من محمد درخشانپور هستم، متولد تهران، فعالیت فوتبالی خود را از محیط مدرسه و محله آغاز کردم و در ۱۲ سالگی به تیم نوجوانان شاهین تهران پیوستم. دو فصل متوالی در ردهٔ نوجوانان این تیم زیر نظر آقایان خندان و شاهنباتی به میدان رفتم. سپس در…
بیشتر بخوانید









