چهار صندوق؛ قصهٔ همیشگی ما، قصهٔ یکی نبودن

مهدی ساکی – ونکوور

در نگاه دوباره به نمایشنامهٔ «چهار صندوق» بهرام بیضایی، چیزی که بیش از همه پررنگ می‌شود، این است که این اثر فقط داستان چند شخصیت روی صحنه نیست؛ داستان جامعه، ترس‌های مشترک ما، فاصله‌هایی که میانمان ساخته می‌شود و قدرتی‌ست که گاهی خودمان به وجود می‌آوریم. 

بیضایی در این نمایش با زبانی ساده اما پر از لایه‌های معنایی، از شکل‌گیری قدرت، ازبین‌رفتن اعتماد و شکست اتحاد حرف می‌زند. «چهار صندوق» در قالب مضحکه‌ای با الهام از شیوهٔ روحوضی ایرانی نوشته شده؛ اما پشت ظاهر ساده و طنزآمیز آن، پرسش‌هایی جدی دربارهٔ رابطهٔ انسان‌ها با قدرت و مسئولیتی که در ساختن جهانِ اطراف خود دارند، مطرح می‌شود.

داستان در فضایی بی‌زمان و بی‌مکان آغاز می‌شود؛ جایی‌که چهار شخصیت روی صحنه حضور دارند.

آن‌ها اسم ندارند و تنها با رنگ‌هایشان شناخته می‌شوند: سرخ، سبز، زرد و سیاه

هر رنگ می‌تواند نمایندهٔ بخشی از جامعه باشد؛ آدم‌هایی با باورها، دغدغه‌ها و ترس‌های متفاوت، اما چیزی که این چهار نفر را کنار هم قرار می‌دهد، احساس یک خطر مشترک است؛ خطری که حتی دقیقاً نمی‌دانند چیست و از کجا می‌آید!

آن‌ها برای مقابله با این ترس تصمیم می‌گیرند چیزی بسازند که از آن‌ها محافظت کند؛ یک مترسک. مترسکی که قرار است نگهبانشان باشد. اما اتفاقی عجیب می‌افتد. چیزی که خودشان ساخته‌اند، جان می‌گیرد. حرف می‌زند. قدرت می‌خواهد. و کم‌کم همان کسانی را کنترل می‌کند که او را به وجود آورده‌اند!

شاید تلخ‌ترین بخش «چهار صندوق» همین باشد؛ اینکه گاهی چیزی که قرار بوده امنیت بیاورد، به‌دلیل ترس و بی‌اعتمادی، تبدیل به چیزی می‌شود که آزادی را از بین می‌برد!

مترسک می‌داند قدرت واقعی چهار رنگ در کنار هم بودنشان است. همان اتحاد و همکاری‌ای که او را ساخته، می‌تواند باعث نابودی او هم بشود. پس برای زنده‌ماندن، کاری می‌کند که رنگ‌ها دوباره یکی نشوند.

او میانشان فاصله می‌اندازد. هرکدام را از نقطهٔ ضعف خودش کنترل می‌کند. برای هر رنگ راه متفاوتی پیدا می‌کند، چون می‌داند ترس‌های ما همیشه شبیه هم نیستند. یکی را با تهدیدِ ازدست‌دادن دارایی خاموش می‌کند، دیگری را با بازی‌دادن غرور و حتی مخالفتش!

چهار صندوق؛ قصهٔ همیشگی ما، قصهٔ یکی نبودن
نگاهی به نمایش «چهار صندوق» نوشتهٔ بهرام بیضایی که به‌زودی در شهرهای ونکوور، تورنتو و مونترآل به‌روی صحنه خواهد رفت
#هنر #کانادا #بهرام_بیضایی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

یکی از لحظه‌های درخشان نمایش، جایی است که مترسک به زرد اجازهٔ مخالفت می‌دهد، اما همان مخالفت را هم به ابزاری برای قوی‌ترنشان‌دادن خودش تبدیل می‌کند. انگار حتی اعتراض هم اگر آگاهانه نباشد، می‌تواند بخشی از بازی قدرت شود و این همان چیزی است که «چهار صندوق» را بعد از این‌همه سال هنوز زنده نگه داشته است. 

بیضایی دربارهٔ یک زمان یا یک مکان مشخص حرف نمی‌زند؛ دربارهٔ الگوهایی حرف می‌زند که بارها در تاریخ و زندگی انسان‌ها تکرار شده‌اند: ترس، قدرت، جدایی، سکوت و فراموش‌کردن اینکه تغییر فقط زمانی ممکن است که دوباره کنار هم قرار بگیریم.

«چهار صندوق» قصهٔ چهار رنگ است، اما شاید در نهایت قصهٔ همهٔ ما باشد؛ قصهٔ لحظه‌هایی که یکی نبودیم.

نمایش «چهار صندوق» نوشتهٔ بهرام بیضایی، به‌کارگردانی مهدی ساکی، با بازیگری سها سناجو، پیروز میرزایی، مجید تفرشی، بنیامین درآیه، و مهدی ساکی، به‌تهیه‌کنندگی گروه هنری کماکان و پشتیبانی تهیه‌کنندگی انجمن هنری شیفت، در تاریخ ۱ و ۲ ژوئیه در سالن فایرهال ونکوور روی صحنه خواهد رفت.

این اجرا سپس در تاریخ‌های ۱۱ و ۱۲ ژوئیه در تورنتو و ۱۵ ژوئیه در مونترال میزبان مخاطبان خواهد بود.*


*«چهار صندوق» به‌کارگردانی مهدی ساکی و تهیه‌کنندگی گروه هنری کماکان و انجمن هنری شیفت، در تاریخ ۱ و ۲ ژوئیه در سالن فایرهال در ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این نمایش سپس در تاریخ‌های ۱۱ و ۱۲ ژوئیه در تورنتو و ۱۵ ژوئیه در مونترآل اجرا خواهد شد.

برای تهیهٔ بلیت اجرای ونکوور به وب‌سایت زیر مراجعه کنید: 

https://www.firehallartscentre.ca/event/four-boxes-a-tale-of-a-timeless-struggle

ارسال دیدگاه