دکتر امیرحسین توفیق – ونکوور نگارنده با مطالعه و دنبال کردن قوانین مهاجرت به کانادا در طول نزدیک به ۲۱ سال گذشته، دریافته است که سیستم مهاجرتی کانادا، علیرغم آنکه کانادا یکی از کشورهای بزرگ و مطرح مهاجرپذیر است و انتظار میرود که از سیستم مهاجرتی منسجم، یکپارچه و عاری از هر گونه بینظمی برخوردار باشد، متأسفانه مملو از حفرههای قانونی و خلأهای سیستماتیک است. مثالهای بسیار زیادی برای طرح این ادعا وجود دارد که در…
بیشتر بخوانیدمهاجرت
پروژهٔ اجتماعی (۶) – نسیمه
مژده مواجی – آلمان با تئو، همکار کامرونی، سوار ماشین شدیم تا به محل کارمان در وِدِمارک، شهرکی اطراف هانوفر، برویم. مانند همیشه همینکه با ماشین از مسیر سنگفرشی کنار محل کار عبور کردیم، تئو شروع به غُرغُر کرد: «از خیابانهای سنگفرشی خوشم نمیآید. مخصوصاً اینجا که خیلی ناهموار است و احتیاج به تعمیر دارد.» به وِدِمارک که رسیدیم، پارکینگ روبروی محل کار پر شده بود. دوباره تئو غُرغُر کرد. چرخی زد و روبروی ادارهٔ پست…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – هیچوقت مرا دوست داشتی؟
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران هوا سرد است. سرمایی که تا مغز استخوان را میسوزاند. برف میبارد، بنزین گران شده. من غصهام گرفته که باید چکار کنم. مثل هزاران مردمی که ماشینهایشان را به نشانهٔ اعتراض وسط خیابان خاموش کردهاند. مثل تمام آنهایی که زیر این برف و توی این هوا دارند فریاد اعتراض میزنند. تنها من نیستم. تقریباً شغل دومِ نیمی از مردم ایران…
بیشتر بخوانیداندر احوالات این روزهای وزارت مهاجرت کانادا
دکتر امیرحسین توفیق – ونکوور مطلب زیر بر اساس برداشتهای نگارنده نوشته شده و مروری است بر تجربه و تغییرات قوانین و شرایط مهاجرت به کانادا در طول ۲۱ سال گذشته. سیستم مهاجرت به کانادا و قوانین حاکم بر آن یکی از پرتغییرترین و منفعلترین برنامههای مهاجرت به کشورهای مهاجرپذیر است. به جرئت میتوان گفت که سیستم مهاجرت کانادا و قوانین آن نهایتاً در شش ماه میتواند ثابت بماند و هر شش ماه یکبار، شاهد تغییرات…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۵) – عرفان
مژده مواجی – آلمان عرفان صورتش را دوتیغه زده بود و چهرهاش بچهگانهتر به نظر میرسید. طبق کارت شناساییاش ۱۷ ساله بود و در محل اسکان پناهجویان زندگی میکرد. همراه با دو تا از برادرهایش و خانوادهشان دو مهاجرت را پشت سر گذاشته بودند. اول از افغانستان و بعد از مدتی، از ایران. آنها پناهندگیشان قبول شده بود، اما عرفان جواب رد گرفته بود. دو تا از همکارانم قبلاً مسئولیت پروندهٔ او را به عهده گرفته…
بیشتر بخوانیدمنشور حقوق و آزادیهای کشور کانادا – قسمت پنجم
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید Canadian Charter of Rights and Freedoms حسین فرامرزی – ونکوور ادامهٔ بندهای مهم منشور حقوق و آزادیهای کشور کانادا (Canadian Charter of Rights and Freedoms) بند ۱۳ منشور حقوق و آزادیهای کشور کانادا: مصونیت متهم در مقابل اجبار به دادن شهادت علیه خود در دادگاه (Self-incrimination) بند ۱۳ منشور حقوق و آزادیهای کشور کانادا به این معناست که فرد متهم حق انتخاب به دادن شهادت یا امتناع از دادن…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – قصهٔ لیلا
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران میگوید مقصدش امامزاده طاهر کرج است. توقف دارد و بعد برمیگردد خیابان ولیعصر. مدیر آژانس میگوید کرایهاش قابل توجه است و نوبت به تو افتاده. از دفتر مهاجرتی به امامزاده طاهر؟ به ترافیک اتوبان فکر میکنم و بعد به کرایهٔ قابل توجهش! یادم میآید که موعد قسط شهریهام نزدیک است. دل را به دریا میزنم و میروم. موهای آشفته و…
بیشتر بخوانیدسلسله داستانهای مهاجرت به کانادا – مهاجرت از طریق برنامهٔ بشردوستانه
دکتر امیرحسین توفیق – ونکوور یکی از برنامههای مهاجرتی کانادا و شاید آخرین امید برای عدهٔ بسیاری، برنامهٔ مهاجرتی بشردوستانه است. در این برنامه، تعریف شده است که اگر متقاضی واجد هیچکدام از برنامههای مهاجرتی نباشد، میتواند از این طریق اقدام کند. اما، چندین وضعیت برای اقدام از طریق آن ذکر شده است که آفیسر آنها را بررسی و نظرش را اعلام میکند. این برنامهٔ مهاجرتی، تنها برنامهای است که لیست مدارک ندارد و متقاضیان میبایستی بر…
بیشتر بخوانیدپروژهٔ اجتماعی (۴) – «زبان»، مانند «نان» است
مژده مواجی – آلمان وارد اتاق کارمان شد. از مراجعهکنندگانِ آنا بود. روی صندلی آبیرنگی که کنار میز چهارگوش سفید مخصوص مراجعان بود، نشست. اسمش میلاد بود و اهل کابل. چهرهاش خیلی جوانتراز دستهایش بود. دستهای خیلی زمختی که نشان میداد از کودکی با کار بزرگ شده است. آنا، همکار لهستانیالاصلام، و من هم دور میز نشستیم. آنا روی کاغذی که در دست داشت، سؤالهایی یادداشت کرده بود که میلاد را برای مصاحبهٔ ورود به مدرسهٔ…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – سه روایت معتبر
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران گوش است دیگر، میشنود. گاهی وقتها که هدفونت را جا میگذاری، چارهای نداری جز شنیدن. توی مترو زیاد میشنوی. بیآنکه بخواهی. کلمات از تو اجازه نمیگیرند که به گوش تو برسند. تو میشنوی و بعد از پیاده شدن شاید تا روزها به قصههایی فکر کنی که ناخواسته شنیدهای. مترو یک جامعهٔ مستقل است و شاید بزرگترین مدرسهٔ جامعهشناسی. پر از…
بیشتر بخوانید









