مهرخ غفاری مهر – ونکوور به اعظم اختر، بهیاد ژینای زندگی او میرفت و تمامی اندامش میگریست جز چشمهایش نشناختش شاعر، بهنجوا صدایش کرد: ستاره! تمامی اندامش میگریست جز چشمهایش کوچههای خاکی شهر غمگین بودند پای شاعر توان رفتن نداشت اختر اما با لبخندی بر گوشهٔ لب میگریست تمامی اندامش میگریست جز چشمهایش زنی خیابان را جارو میکرد زنی به فرزندش شیر میداد زنی غذای خود را در کنار خیابان میپخت زنی ادرار فرزندش را از کنار خیابان…
بیشتر بخوانیدمهرخ غفاری مهر
اندوهیاد برای هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
مهرخ غفاری مهر – ونکوور در سال ۲۰۱۸ در جمعی دوستانه که به شعر «سایه» میپرداخت، گفتم: به سایهٔ شاعر اتفاقی شگرف از آن دست که گهگاه میافتد از آن دست که نادر است و خوش سیرابت میکند به گاهی که خسته از راه دراز رفته در کویر تأمل میکنی در سایهاش. چهارشنبه دهم اوت ۲۰۲۲ جهان پر از صدای شعر «سایه» بود. سکوت او خانهٔ شعر و غزل را «تاسیان» کرد. امیر هوشنگ ابتهاج، متولد ۶ اسفند…
بیشتر بخوانیدمروری بر کتاب لولیتا، اثر ولادیمیر نابوکوف
مهرخ غفاری مهر – ونکوور ولادیمیر نابوکوف (۱۸۹۹ – ۱۹۷۷) نویسندهٔ داستانهای کوتاه، شاعر، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه، و حشره(پروانه)شناس روسی-آمریکایی است. او یکی از هنرمندان مهاجری است که بعد از انقلاب ۱۹۱۷ و استبداد حکومتی مجبور به ترک وطن شد. کتابهای زیادی نوشت ولی لولیتا* او را به شهرت رساند و همینطور به کمی رفاه مالی بعد از سالها درد و رنج. در مورد نابوکوف و مخصوصاً کتاب لولیتای او مقالهها و کتابهای فراوانی نوشته شده…
بیشتر بخوانیدمروری بر کتاب نانا اثر امیل زولا – بهمناسبت دوم آوریل، زادروز این نویسندهٔ نامی
مهرخ غفاری مهر – ونکوور ناتورالیسم ادبی با نام امیل زولا، داستاننویس مشهور فرانسوی، گره خورده است. در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، امیل زولا از این ساختار فلسفی – ادبی استفاده کرد تا مشکلات عمیق اجتماعی زمانهٔ خود را بیان کند. در شخصیتهایی که در داستانهایش خلق کرد، افراد فرودست جامعه را نشان میدهد، کسانی را که از مواهب آموزش رسمی برخوردار نبودهاند. اینها افرادیاند که فرادستان جامعه سعی میکنند اعمال و رفتارشان را هدایت کنند….
بیشتر بخوانیدمروری بر رمان جنگ آخر زمان اثر ماریو بارگاس یوسا، ترجمهٔ عبدالله کوثری
بهمناسبت ۲۸ مارس زادروز این نویسندهٔ معاصر نامی مهرخ غفاری مهر – ونکوور قصهها در تاریخ تکرار میشوند و واقعیتهای تاریخی در افسانهها زنده میمانند. انسان با زبان برای خویشتن دنیایی میآفریند و دیگری دنیایش را ویران میکند. تاریخ و قصهها هر دو، جنگ و گریز آدمی است با دیگری، در خود و در برابرش. از آن زمان که بشر خود را اندکی شناخت، هزاران سال قبل از میلاد مسیح، در اسطورههای همهٔ اقوام از هند…
بیشتر بخوانیدنگاهی نشانهشناختی به بوف کور اثر صادق هدایت – بهمناسبت ۲۸ بهمن ماه زادروز این نویسندهٔ نامی
مهرخ غفاری مهر – ونکوور ۱. مقدمه زندگی سرشار از نشانهها است. بهقول سیبیاک (Sebeok)، نشانهشناسی پیشفرض زندگی است و مسئلهٔ اصلی در تمام زندگی، نشانهشناسی است. انسان اندیشمند، از دوران ابتدایی زندگی خویش به رمزگشایی نشانهها پرداخته است. نشانههایی که در جهان هستی، حضور سیال خود را بهنمایش میگذارند و در تغییری دائمی، هر یک به دیگری تبدیل میشوند. انسان آن دوران، شاید بسیاری از این نشانهها را درک نمیکرد و شاید هم ما از…
بیشتر بخوانیدبنفشهها در شرق حیراناند – مرور و معرفی داستانِ شرق بنفشه از کتابِ شرق بنفشه، اثرِ شهریار مندنیپور
بهمناسبت ۲۶ بهمن، زادروز این نویسندهٔ معاصر مهرخ غفاری مهر – ونکوور «… حالا که دانستهای رازی پنهان شده در سایهٔ جملههایی که میخوانی، حالا که نقطهنقطهٔ این کلام را آشکار میکنی، شهد شراب مینو به کامت باشد؛ چرا که اگر در دایرهٔ قسمت، سهم تو را هم از جهان دُرد دادهاند، رندی هم به جان شیدایت واسپردهاند تا کلمات پیش چشمانت خرقه بسوزانند. پس سبکباری کن و بخوان. در این کتاب رمزی بخوان بهغیر این…
بیشتر بخوانیداز رهگذر خیال به وادی واقعیت؛ مروری بر «اتاقی از آن خود» اثر ویرجینیا وولف
مهرخ غفاری مهر – ونکوور «زندگی برای هر دو جنسیت، در اینموقع به هر دو آنها نگاه میکردم که شانهبهشانه در پیادهرو در حرکت بودند، طاقتفرسا و دشوار است، مبارزهای همیشگی است. مستلزم شهامت و قدرت عظیمی است. شاید برای ما موجودات اسیر وهم و خیال بیش از هر چیز مستلزم اعتمادبهنفس است. بدون اعتمادبهنفس مثل بچههای شیرخوارهایم. ولی چگونه میتوانیم این کیفیت نامحسوس را که در عین حال اینقدر باارزش است بهسریعترین روش بهوجود آوریم؟…
بیشتر بخوانیدمروری بر داستان سنگر و قمقمههای خالی اثر بهرام صادقی – بهمناسبت ۱۵ دی (۵ ژانویه) زادروز این نویسندهٔ معاصر
مهرخ غفاری مهر – ونکوور از بهرام صادقی (دی ۱۳۱۵- آذر ۱۳۶۳) یک داستان بلند بهنام ملکوت و یک مجموعهداستان کوتاه بهنام سنگر و قمقمههای خالی به جای مانده است. بهرام صادقی بهویژه با داستانهای ملکوت، سنگر و قمقههای خالی، و خواب خون جای پای خود را در جمع نویسندگان ایرانی صاحبسَبک، محکم کرده است. مجموعهداستان سنگر و قمقمههای خالی شامل داستانهای کوتاه او است که در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۶ نوشته شده است؛ سالهای پس…
بیشتر بخوانیدمروری بر دل تاریکی اثر جوزف کنراد – بهمناسبت سوم دسامبر زادروز این نویسندهٔ نامدار
مهرخ غفاری مهر – ونکوور دل تاریکی (Heart of Darkness) کتابی است، برای خواننده، پر آب چشم. داستانی که تو را با هزاران پرسش روبهرو میکند: مارلو کیست؟ رود زرد بزرگی که او تشنهٔ دیدارش است، کجاست؟ چرا دل تاریکی؟ چرا مارلو برای گرفتن مدارک مربوط به دریانوردی به بروکسل میرود؟ نقش بروکسل در این ماجرا چیست؟… برای آشناشدن با آنچه دل تاریکی را میسازد و قهرمان آن، مارلو دریانورد چیرهدست، که تجربیاتی عجیب از سفرهایی…
بیشتر بخوانید









