عبدالرحیم احمد پروانی – ونکوور سلام، کجاستی؟ خوب استی؟ سلام، بلی، خوبم، چرا؟ شنیدم نزدیک محل کارتان انتحاری شده، خواستم احوال بگیرم. چیز مهمی نیست، بمب مغناطیسی بود. دو سه نفر کشته شده، چند تا هم زخمی است. ها، خوب شد به خیر گذشت… کلید جنگی که امروز در افغانستان جریان دارد، با شلیک نخستین گلولهٔ یک تانک بر ارگ ریاست جمهوری محمد داود در هفتم ثور/اردیبهشت ۱۳۵۷ خورشیدی زده شد. از شلیک آن گلوله…
بیشتر بخوانیدنویسنده: رسانهٔ همیاری
در جستوجوی بهشت – زورق اُزیریس
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران اینبار قرار نیست قصهٔ مسافری را که صندلی عقب ماشینم مینشیند برایتان روایت کنم. اینبار میخواهم از مسافران بهشتی بگویم که الان داستانشان را تمام مردم دنیا میدانند. مسافرانی که بهجای سوار شدن به ارابهای که آنان را بهسوی بهشت ببرد، سوار زورق اُزیریس* شدند. خبر کوتاه بود و جانکاه: «زن و مرد و سه کودکی که در آبهای کانال…
بیشتر بخوانیدیادداشت سردبیر: یک انتخابات، دو تراژدی
سیما غفارزاده – ونکوور یک – سهشنبهٔ هفتهٔ گذشته، سوم نوامبر ۲۰۲۰، روز موعودِ انتخابات آمریکا، همچون همیشه چشمهای میلیونها میلیون انسان از سرتاسر دنیا به این کشور دوخته شده بود. انتخاباتی که در شرایط همهگیری برگزار میشد و نظرسنجیها نشان از آن داشت که جو بایدن نسبت به رقیبش، پرزیدنت ترامپ، از برتری نسبی برخوردار است. اما تمرکز توجهات جهانی روی این دوره از انتخابات آمریکا چند روزی بهطول انجامید، چرا که شمارش آرا…
بیشتر بخوانیدصد و بیستمین شمارهٔ «رسانهٔ همیاری» منتشر شد
برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمامصفحه اینجا کلیک کنید همراه با گفتوگوهایی با نیاز نواب و اروین خاچیکیان، هنرمندان میهمان در ونکوور و الکس بارنتسون، مدیر تیم فوتبال مترو فورد کوکئیتلام، پیشدرآمدی بر برگزاری مجازی دومین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم «منا» در ونکوور، متن سخنرانی استاد محمد محمدعلی در برنامهٔ «شبهای روشن» دانشجویان ایرانی دانشگاه استنفورد و مطالب متنوع دیگر. نسخهٔ چاپی شمارهٔ صد و بیستم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاههای ایرانی در ونکوور، نورثشور، ترایسیتیز و برنابی در…
بیشتر بخوانیددنیای من و آدم کوچولوها – خبر بد
رژیا پرهام – تورنتو حرفِ خبر بد میشود. به فسقلیهای مهدکودکم میگویم: «تا حالا خبر بد دریافت کردید؟ بعدش چه برخوردی داشتید؟» یکی از دخترکهای پنجسالهٔ کانادایی میگوید: «من دریافت کردم. چند بار. بعد از شنیدن خبر بد میرم روی تختم و انقدر بالا و پایین میپرم تا یادم بره… » دوست چهارسالونیمهاش که او هم کانادایی است، میگوید: «من تا بهحال چنین تجربهای نداشتم. اگه کسی بخواد به من خبر بد بده، میگم میشه لطفاً…
بیشتر بخوانیدآموزش زبان انگلیسی: اصطلاحات با استفاده از کلمهٔ چشم
Eye Idioms یلدا احمدوند – کارشناس ارشد زبانشناسی از دانشگاه Leicester انگلستان، یکی از مدیران و عضو هیئت علمی معلمان زبان انگلیسی در بیسی (BC TEAL) و مدیر توسعهٔ حرفهای TESL Canada – ونکوور امیدوارم که خیلی خوب باشید. در این درس میخواهم به شما یک سری اصطلاح یاد بدهم که در آنها از کلمهٔ چشم یا همان eye استفاده شده است. Feast one’s eyes on Meaning: to look at something amazing یعنی نگاه کردن به چیزی که…
بیشتر بخوانیدفرناز اوحدی: بدون هنر، زندگی بسیار کسلکننده است
گفتوگو با فرناز اوحدی، خواننده و آهنگساز سبک فلامنکو ساکن ونکوور رسانهٔ همیاری – ونکوور فرناز اوحدی، خواننده و آهنگساز سبک فلامنکو ساکن ونکوور، چهرهای آشنا برای بیشتر ایرانیان این شهر است. او را علاوه بر کنسرتهایش، اغلب در اجراهایی که بهعناوین مختلف برای جمعآوری کمکهای مالی در شهر برگزار میشود، از جمله کنسرت «ایران ما» که با همکاری بنیاد MusicGives برای کمک به سیلزدههای چندین شهر ایران در بهار سال گذشته برگزار شد و…
بیشتر بخوانیدطرز تهیهٔ آش جو
صدیقه فیروزی – ونکوور فصل پاییز زمان خوبی برای پخت انواع آشها و سوپهاست. آش جو یکی از بهترینهاست که طرز پختهای متنوعی هم دارد. مهمترین مسئله این است که حوصله و وقت کافی برای پخت آش داشته باشید تا جو با حرارت کم کاملاً باز شود و لعاب بیاندازد. مواد لازم: جو پوستکنده ۱ پیمانه جو پرک نصف پیمانه پیاز بزرگ ۲ عدد سیر چند حبه عدس نصف پیمانه نخود نصف پیمانه لوبیا چیتی نصف…
بیشتر بخوانیدمدیتیشن (مراقبه)؛ ورزش ذهن
الهام سازگار – ونکوور اگر استخری را در حیاط خانه داشته باشید، با گذشت روزها و ماهها، با ورود برگ، غبار و خاشاک به استخر، مسلماً شفافیت آب استخر از بین میرود و نیاز است آن را تمیز کنید. ذهن ما نیز شبیه استخری است که با ورود اطلاعات روزانه به آن نیاز به پاکسازی دارد. مدیتیشن راهی است برای پاکسازی ذهن. شاگردی از استادش پرسید: راز شاد بودن شما در چیست؟ استاد پاسخ داد:…
بیشتر بخوانیددر جستوجوی بهشت – بوی پاییز
داستانهایی بر مبنای واقعیت از انسانهایی که تنها به رفتن فکر میکنند آرام روانشاد – ایران بعضی مسافرها خیلی گرم و صمیمیاند. هیچ نیازی نیست که دنبال بهانه بگردی تا سر صحبت را با آنها باز کنی. او هم همینطور بود. وقتی سوار ماشین شد، سلام گرمی کرد. نمنم باران تازه شروع شده بود. اولین باران پاییزی در غروب تهران. بوی پاییز را میشد کاملاً حس کرد. چند لحظه بعد از اینکه سوار شد، نگاهی به…
بیشتر بخوانید









