جانِ آباد: شادمانی، معنا، و تمرین زندگی پس از فرسودگی

گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی دربارهٔ دور جدید کتاب‌خوانی‌های گروه علمی‌آموزشی سَماک

ترانه وحدانی – ونکوور

در شمارهٔ ۲۶۱ نشریه، گفت‌وگویی داشتیم با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار مؤسسهٔ علمی‌آموزشی سماک، دربارهٔ برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» که مؤسسهٔ یادشده در شرایط جنگی و به‌ویژه پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته که فشار بسیار زیادی به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد شد، اقدام به برگزاری آن کرده بود. حال باخبر شدیم که در ادامهٔ آن دوره، این گروه اقدام به برگزاری دورهٔ رایگان جدیدی با عنوان «جانِ آباد» کرده است و به‌همین مناسبت، بار دیگر در گفت‌وگویی با دکتر فرشید سادات‌شریفی، از ایشان خواسته‌ایم تا دربارهٔ این دورهٔ جدید توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

* * * * *

درود بر شما آقای دکتر سادات‌شریفی عزیز. خوشحالیم که پس از برگزاری دورهٔ «وقتی روان خسته است»، بار دیگر در مجلهٔ رسانهٔ همیاری میزبان شماییم. این بار با عنوان تازه‌ای برگشته‌اید: «جانِ آباد». بفرمایید چه ضرورتی باعث شد که پس از تمرکز بر خودشفقتی و فرسودگی، اکنون به سراغ این پروژهٔ تازه بروید؟

با درود و سپاس از شما و همراهان مجلهٔ رسانهٔ همیاری، برای من، «جانِ آباد» ادامهٔ طبیعیِ همان مسیری است که در دورهٔ پیشین آغاز کردیم. در «وقتی روان خسته است»، مسئلهٔ اصلی ما این بود که چگونه در میانهٔ فشارهای زیست مهاجر، بحران‌های وطن، خستگی‌های عاطفی، و فرسودگی‌های روزمره، رنج خود را به خودسرزنشی تبدیل نکنیم. آن دوره دربارهٔ خودشفقتی بود؛ یعنی یادگرفتنِ اینکه وقتی روان خسته است، به‌جای افزودن فشار بر فشار، بتوانیم با خودمان انسانی‌تر و آگاهانه‌تر رفتار کنیم.

اما پس از این گام، پرسش دیگری پیش می‌آید: اگر یاد گرفتیم رنج را علیه خودمان به کار نبریم، حالا با خودِ این رنج چه می‌کنیم؟ چگونه می‌توان با واقعیتی زندگی کرد که هنوز دشوار است؟ چگونه می‌توان در جهانی که همچنان ناپایدار، ناعادلانه و گاه بسیار فرساینده است، معنا، کرامت، پیوند و شادمانی عمیق‌تری را حفظ کرد؟

«جانِ آباد» از همین پرسش متولد شده است. این عنوان برای من فقط یک نام شاعرانه نیست؛ یک چارچوب فکری است. آبادی در اینجا به‌معنای رسیدن به یک مدینهٔ فاضله یا پاک‌کردنِ همهٔ دردها نیست. آبادی یعنی زیستن با همهٔ محدودیت‌ها و برکشیدن معنا از دل رنج ناگزیر. یعنی جان انسان، با همهٔ زخم‌ها و خستگی‌هایش، هنوز می‌تواند جایی برای معنا، رابطه، بخشندگی، خنده، پذیرش و حرکت داشته باشد.

دکتر فرشید سادات‌شریفی
دکتر فرشید سادات‌شریفی

عنوان «جانِ آباد» بسیار چندلایه است. وقتی از آبادیِ جان حرف می‌زنید، دقیقاً از چه چیزی سخن می‌گویید؟ این نگاه چه تفاوتی با دعوت‌های رایج به «شادبودن» یا «مثبت‌اندیشی» دارد؟

به‌گمان من، این تمایز برای فضای امروز جامعهٔ ایرانی و دیاسپورا بسیار مهم است. برای جامعه‌ای که تبعید، مهاجرت، سوگ‌های نیمه‌کاره، ناامنی جمعی، گسست خانوادگی، و بحران‌های وطن را حمل می‌کند، دعوت ساده‌انگارانه به «خوشحال‌بودن» ممکن است اصلاً خوب ننشیند. گاهی حتی می‌تواند بی‌احترامی به عمق رنج مردم به نظر برسد.

به‌همین دلیل، ما در این دوره از «خوشی» به‌معنای سطحی و گذرای آن حرف نمی‌زنیم. نقطهٔ عزیمت ما مفهومی عمیق‌تر است که در سنت فلسفی به آن یودایمونیا یا به‌زیستیِ معنا‌محور می‌گویند. در نگاه یودایمونیک، پرسش اصلی این نیست که «چطور همیشه احساس خوب داشته باشم؟» بلکه این است که «چگونه می‌توانم در حضور رنج، نادانستگی و مسئولیت، انسانی‌تر، معنادارتر و زنده‌تر زندگی کنم؟»

گزارهٔ محوری «جانِ آباد» همین است: ما شادمانی را به معنای نبودِ رنج بررسی نمی‌کنیم، بلکه آن را همچون شیوه‌ای عمیق‌تر برای حمل‌کردنِ رنج، معنا، و مسئولیت می‌فهمیم.

در این معنا، شادمانی فرار از واقعیت نیست. بازگشت ساده‌انگارانه به «زندگی عادی» هم نیست. شادمانی نوعی مقاومت درونی و اخلاقی است؛ یعنی اجازه ندهیم رنج، آخرین و تنها کلمهٔ زندگی ما باشد. آبادیِ جان یعنی همین: نه انکار ویرانی، نه تسلیم‌شدن به آن؛ بلکه یافتن راهی برای زنده و معنادارماندن در میانهٔ آن.

در این دوره از کتاب The Book of Joy یا «کتاب شادمانی» استفاده می‌کنید و آن را با ACT، ادبیات کاربردی و برخی یافته‌های علم ذهن پیوند می‌زنید. این ترکیب چگونه کار می‌کند؟

ما برای چنین مسیری به یک زبان چندلایه نیاز داریم؛ زبانی که هم علمی باشد، هم انسانی، هم فرهنگی، و هم قابل‌تمرین در زندگی روزمره. «کتاب شادمانی» برای این کار متن بسیار مناسبی است، چون از دل رفاه و آسایش بیرون نیامده است. این کتاب حاصل گفت‌وگوی دالایی‌لاما و اسقف اعظم دزموند توتو، با همراهی داگلاس آبرامز است؛ دو چهره‌ای که زندگی‌شان با تبعید، آپارتاید، سرکوب، ازدست‌دادن وطن، مبارزه، ایمان و مسئولیت اخلاقی گره خورده است. بنابراین شادمانی در این کتاب، شادمانیِ بی‌خبر از رنج نیست؛ شادمانیِ آزموده‌شده در دل رنج است.

این کتاب هشت ستون یا پیرایهٔ اصلی برای شادمانی معرفی می‌کند: چشم‌انداز، فروتنی، شوخ‌طبعی، پذیرش، بخشایش، سپاسگزاری، شفقت و بخشندگی. ما این هشت ستون را در ماه‌های ژوئیه و اوت بررسی می‌کنیم.

ACT یا رویکرد پذیرش و تعهد به ما کمک می‌کند که این مفاهیم فقط زیبا و الهام‌بخش باقی نمانند، بلکه به تمرین‌های عملی تبدیل شوند. مثلاً وقتی از چشم‌انداز حرف می‌زنیم، از توانایی فاصله‌گرفتن از افکار سخت و دیدن مسئله در قاب بزرگ‌تر سخن می‌گوییم. وقتی از پذیرش حرف می‌زنیم، منظورمان تأیید ظلم یا تسلیم‌شدن نیست، بلکه یعنی پایان‌دادن به جنگ فرساینده با واقعیت، تا بتوانیم از دل همان واقعیت، کنشی معنادار انتخاب کنیم. وقتی از شفقت و بخشندگی حرف می‌زنیم، وارد قلمرو ارزش‌ها و کنش متعهدانه می‌شویم.

ادبیات کاربردی نیز لایهٔ فرهنگی و تجربی این کار است. ادبیات به ما یاد می‌دهد که انسان‌ها قرن‌ها پیش از زبان روان‌شناسی مدرن، با رنج، فقدان، امید، طنز، بخشش، و معنا دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. در فرهنگ ما نیز آبادیِ جان در میانهٔ ویرانی، مضمون غریبی نیست. شعر، روایت، حکایت، طنز، و حکمت اخلاقی ما پر است از تلاش برای زیستن در جهانِ تلخ‌وشیرین.

جانِ آباد: شادمانی، معنا، و تمرین زندگی پس از فرسودگی
گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی دربارهٔ دور جدید کتاب‌خوانی‌های گروه علمی‌آموزشی سَماک
- - - - - -
در شمارهٔ ۲۶۱ نشریه، گفت‌وگویی داشتیم با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار مؤسسهٔ علمی‌آموزشی سماک، دربارهٔ برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» که مؤسسهٔ یادشده در شرایط جنگی و به‌ویژه پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته که فشار بسیار زیادی به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد شد، اقدام به برگزاری آن کرده بود. حال باخبر شدیم که در ادامهٔ آن دوره، این گروه اقدام به برگزاری دورهٔ رایگان جدیدی با عنوان «جانِ آباد» کرده است و به‌همین مناسبت، بار دیگر در گفت‌وگویی با دکتر فرشید سادات‌شریفی، از ایشان خواسته‌ایم تا دربارهٔ این دورهٔ جدید توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

ساختار دوره چگونه است؟ شرکت‌کنندگان در مسیر «جانِ آباد» چه مراحلی را طی خواهند کرد؟

ساختار دوره به‌صورت دوهفته‌یک‌بار طراحی شده است تا فشار مطالعه و حضور زیاد نباشد و میان جلسات، فرصت تأمل و تمرین وجود داشته باشد.

پیش از ورود به متن اصلی کتاب‌خوانی، با یک نشست صفر در روز ۲۸ ژوئن آغاز کردیم؛ نشستی با عنوان آن سوی شادی: یک گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای. برای من، این نشست فقط یک مقدمهٔ اجرایی برای دوره نبود؛ خودش یک گفت‌وگوی مستقل و ضروری بود. به‌این معنا که می‌دانستیم ممکن است برخی از دوستان پس از این نشست وارد مسیر کامل «جانِ‌ آباد» شوند و ممکن است برخی دیگر فقط در همین برنامه شرکت کنند و همان یک گفت‌وگو برایشان دریچه‌ای برای تأمل باشد.

در این نشست، کوشیدیم از همان ابتدا روشن کنیم که وقتی در این دوره از شادمانی حرف می‌زنیم، منظورمان «شادبودن» به‌معنای خوش‌باشیِ سطحی یا انکار رنج نیست. عنوان «آن سوی شادی» دقیقاً به‌همین دلیل انتخاب شده است: می‌خواهیم از سطحِ شادیِ فوری، فردی و گذرا عبور کنیم و به پرسشی عمیق‌تر برسیم: در روزگاری که رنج، نادانستگی، سوگ‌های جمعی، فشارهای دیاسپورا، و مسئولیت‌های انسانی همچنان حاضرند، چگونه می‌توان معنا، کرامت، مهربانی، دلگشایی و کامشادی را تمرین کرد؟

این نشست به‌صورت یک گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای طراحی شده بود: دکتر سعید ممتازی، روان‌پزشک و روان‌درمانگر، در گفتاری با عنوان از مهربانی تا کامشادی از نسبت روان، مهربانی، درمان و امکانِ زیستنِ شادمانه‌تر سخن گفت. آتس‌سا هوش‌ور، هنرمند، روان‌شناس و درمانگر، با عنوان از گره‌گشایی تا دلگشایی به امکان‌های گشودن گره‌های درونی و رابطه‌ای از مسیر روان، هنر و تجربهٔ زیسته پرداخت. من نیز در گفتاری با عنوان خوشیِ دردمندانه در باغ کتاب‌ها از منظر ادبیات کاربردی، ACT، و سنت‌های ادبی و فرهنگی، دربارهٔ این سخن گفتم که چگونه کتاب‌ها، روایت‌ها و ادبیات می‌توانند به ما کمک کنند شادمانی را نه در برابر رنج، بلکه در نسبت با رنج بفهمیم.

در نتیجه، نشست صفر (که به‌صورت پادکست نیز منتشر می‌شود) کوشید تا زمینهٔ مفهومی و عاطفی دوره را آماده کند: تفاوت میان خوشی سطحی و شادمانی عمیق، ایدهٔ یودایمونیا یا به‌زیستیِ معنا‌محور، اهمیت تنوع هیجانی، و این نکته که سلامت روان به‌معنای حذف غم، خشم یا اندوه نیست. ما به یک اکوسیستم عاطفی غنی نیاز داریم؛ جایی که انسان بتواند طیف کامل تجربه‌های انسانی را بشناسد، حمل کند، و در عین حال اجازه ندهد رنج، آخرین و تنها کلمهٔ زندگی او باشد.

پس از این پیش‌نشست سرفصل‌های خود دوره چگونه است؟

مطابق معمولِ تمام کوشش‌های جمعی سماک، پس از این پیش‌نشست با کسانی که ابراز علاقه کنند تماس می‌گیریم و روز مشترک و مورد توافقی را در طول هفته برای جلسات انتخاب می‌کنیم. مثلاً جلسات دور قبل با رأی اکثریت در چهارشنبه‌شب‌ها برگزار شد.

سپس در ماه‌های ژوئیه و اوت، متن اصلی ما «کتاب شادمانی» است. در ماه ژوئیه روی چهار کیفیت نخست تمرکز می‌کنیم: چشم‌انداز، فروتنی، شوخ‌طبعی و پذیرش. عنوان دو جلسهٔ ژوئیه این است: «دگرگون‌کردن چشم‌انداز» و «سبُکی، بی‌آنکه انکار کنیم».
در این بخش می‌پرسیم چگونه می‌توان رنج را از زاویه‌ای وسیع‌تر دید، چگونه می‌توان از خودِ دفاعی و سخت فاصله گرفت، چگونه شوخ‌طبعی می‌تواند به‌جای انکار، شکلی از سبک‌ترکردن بار زندگی باشد، و پذیرش چگونه نقطهٔ آغازِ کنش معنادار می‌شود.

در ماه اوت، به چهار کیفیت دیگر می‌پردازیم: بخشایش، سپاسگزاری، شفقت و بخشندگی. عنوان دو جلسهٔ ماه اوت این است: «کار ناتمام دل» و «شادمانی وقتی بخشیده می‌شود».

در اینجا بسیار مراقبیم که بخشایش را با فراموش‌کردن، توجیه‌کردن یا بازگشت به رابطهٔ آسیب‌زا یکی نگیریم. سپاسگزاری هم قرار نیست رنج را کوچک کند. منظور این است که اجازه ندهیم زخم، تمام میدان توجه ما را اشغال کند. سپس به شفقت و بخشندگی می‌رسیم؛ جایی‌که شادمانی از یک احساس خصوصی فراتر می‌رود و به تمرین رابطه، مراقبت و کنش جمعی تبدیل می‌شود.

در ماه سپتامبر، مسیر از کیفیت‌های درونی به طراحی زندگی می‌رسد. دو جلسهٔ این ماه با عنوان‌های «زندگی‌ای که زنده حس می‌شود» و «معنا هرم نیست» برگزار می‌شود. اینجا می‌پرسیم: اگر چشم‌انداز، پذیرش، سپاسگزاری و شفقت برای ما مهم‌اند، چگونه می‌توانیم زندگی روزمرهٔ خود را طوری طراحی کنیم که این ارزش‌ها فقط در حرف باقی نمانند؟ در همین بخش، به‌مناسبت نزدیکی به روز پیراهن نارنجی و روز ملی حقیقت و آشتی در کانادا، دربارهٔ مدل‌های فردگرایانهٔ موفقیت و به‌زیستی نیز تأمل می‌کنیم و می‌پرسیم: آیا معنا فقط یک پروژهٔ فردی است، یا با جامعه، تاریخ، مسئولیت و عدالت نیز گره خورده است؟

در نهایت، ماه اکتبر را با عنوان «انتخاب جامعه» باز گذاشته‌ایم. قرار است در پایان سپتامبر، از شرکت‌کنندگان نظرسنجی کنیم تا دو جلسهٔ پایانی بر اساس نیاز واقعی جمع طراحی شود. ممکن است گروه بخواهد دربارهٔ نادانستگی و اضطراب اجتماعی حرف بزند، یا دربارهٔ خانواده و روایت‌های مهاجرت، یا دربارهٔ خلاقیت و الهام، یا دربارهٔ تفاوت، تعلق و زیست جمعی. برای ما مهم است که این مسیر فقط از بالا طراحی نشود؛ خود جامعه نیز در تعیین مقصد نقش داشته باشد.

در طرح دوره به پادکست Hidden Brain هم اشاره کرده‌اید. نقش این پادکست در کنار کتاب چیست؟

Hidden Brain یا «ذهن پنهان» یکی از شناخته‌شده‌ترین پادکست‌های انگلیسی‌زبان در حوزهٔ روان‌شناسی، علوم شناختی، علوم اجتماعی و رفتار انسان است. میزبان آن شانکار ویدانتام، روزنامه‌نگار علمی و نویسندهٔ حوزهٔ رفتار انسان، است. این پادکست از سال ۲۰۱۵ آغاز شده و در بیش از ده سال گذشته، چندصد اپیزود دربارهٔ الگوهای ناهشیار ذهن، سوگیری‌ها، تصمیم‌گیری، روابط، شادی، معنا، هیجان، همدلی و زندگی روزمره منتشر کرده است. اهمیت آن برای ما این است که پژوهش‌های گاهی پیچیدهٔ روان‌شناسی و علوم ذهن را به زبانی روایی، روشن و قابل‌لمس برای مخاطب عمومی توضیح می‌دهد.

البته در «جانِ آباد»، پادکست Hidden Brain متن اصلی دوره نیست؛ متن مشترک ما در ماه‌های ژوئیه و اوت همچنان «کتاب شادمانی» است. اما از چند اپیزود انتخاب‌شدهٔ Hidden Brain به‌عنوان منابع کمکی استفاده می‌کنیم تا بعضی از بحث‌ها را با یافته‌های علم ذهن، روان‌شناسی معاصر و روایت‌های شنیدنی‌تر غنی کنیم.

برای نمونه، وقتی دربارهٔ شادمانیِ عمیق‌تر و تفاوت آن با خوشیِ سطحی حرف می‌زنیم، یک اپیزود Hidden Brain به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا تمرکز افراطی بر «حال خوب» همیشه به زیستن بهتر منجر نمی‌شود. در بحث چشم‌انداز، اپیزودهایی دربارهٔ بازچارچوب‌بندی واقعیت به کار می‌آیند. در بحث پذیرش، سپاسگزاری، شفقت و طراحی زندگی نیز چند گفت‌وگوی مرتبط داریم که می‌توانند پشتوانهٔ علمی و روایی جلسه‌ها باشند.

شنیدن این اپیزودها برای شرکت در دوره الزامی نیست. ممکن است گاهی پیش از جلسه پیشنهاد شوند، گاهی در خود جلسه به ایدهٔ اصلی آن‌ها اشاره کنیم، و گاهی بعد از جلسه برای علاقه‌مندان معرفی شوند. نقش Hidden Brain در این دوره بیشتر شبیه چراغ‌های کمکی است: منابع کوتاه و انتخاب‌شده‌ای که کمک می‌کنند گفت‌وگوهای ما هم ریشه در کتاب داشته باشند، هم با علم ذهن و تجربهٔ امروز پیوند بخورند. 

این دوره چه نسبتی با درمان یا روان‌درمانی دارد؟ آیا باید آن را یک مداخلهٔ درمانی دانست؟

در این دوره، دو همراه عزیز و متخصص در حوزهٔ روان‌شناسی، روان‌درمانی و سلامت روان، تا جایی‌که برنامه و ظرفیتشان اجازه بدهد، در بخش‌هایی از مسیر با من همراه خواهند بود: آتس‌سا هوش‌ور و دکتر سعید ممتازی.

آتس‌سا هوش‌ور برای من نمونهٔ پیوند میان هنر، تجربهٔ زیسته، روان‌شناسی و کار فرهنگی است. مسیر ایشان فقط یک مسیر تخصصی خطی نیست؛ ترکیبی است از هنر، ادبیات، موسیقی، تجربه‌های جدی زندگی، فعالیت‌های فرهنگی، و ورود آگاهانه به حوزهٔ روان‌شناسی و درمان. همین ترکیب باعث می‌شود نگاه ایشان به روان انسان، فقط فنی یا مفهومی نباشد، بلکه با تجربه، بدن، هنر، رابطه و ترمیم نیز پیوند داشته باشد.

آتِس‌سا هوش‌ور
آتِس‌سا هوش‌ور

دکتر سعید ممتازی نیز که به‌خوبی معرفِ حضورِ خوانندگان شما و باهمستان ایرانیان ونکوور هستند. ایشان از چهره‌هایی‌ست که کار حرفه‌ای او در روان‌پزشکی و روان‌درمانی، با علاقه و تجربهٔ جدی در ادبیات و داستان همراه شده است. این ترکیب بسیار ارزشمند و کمیاب است که ایشان روان را فقط از مسیر تشخیص و درمان نمی‌بینند، بلکه به نقش ادبیات، روایت، داستان، فرهنگ و هنر در فهم انسان نیز توجه دارند. این دقیقاً با روح کار سَماک نزدیک است؛ جایی که ما می‌کوشیم میان ادبیات، روان‌شناسی، تجربهٔ زیسته، و معنای زندگی گفت‌وگو برقرار کنیم.

حضور و همراهی این دو عزیز، هر جا که در طول مسیر ممکن شود، می‌تواند به دوره عمق و امنیت بیشتری بدهد. آتس‌سا از منظر روان‌شناسی، هنر، تجربهٔ زیسته و گره‌گشایی‌های درونی می‌تواند به گفت‌وگوها غنا ببخشد، و دکتر ممتازی از منظر روان‌پزشکی، روان‌درمانی، ادبیات و نگاه بالینی ـ فرهنگی می‌تواند لایه‌های دیگری از فهم روان و شادمانی را وارد بحث کند. من هم از جایگاه ادبیات کاربردی، ACT، دسترس‌پذیری، و تجربهٔ کار فرهنگی با جامعهٔ فارسی‌زبان، تلاش می‌کنم این مسیر را در قالب یک کتاب‌گفت‌وگوی منظم، انسانی و قابل‌دسترس پیش ببرم.

دکتر سعید ممتازی
دکتر سعید ممتازی

اما این نکته را باید کاملاً روشن گفت: جانِ آباد درمان گروهی، مشاورهٔ جمعی، یا جایگزین روان‌درمانی نیست. حتی با حضور روان‌شناس، روان‌درمانگر یا روان‌پزشک در برخی از جلسات، ماهیت این برنامه همچنان آموزشی، تأملی، فرهنگی و گفت‌وگومحور است. ما با یک کتاب، چند مفهوم روان‌شناختی، روایت‌های فرهنگی، اپیزودهای برگزیدهٔ علم ذهن، و تمرین‌های سادهٔ تأملی کار می‌کنیم تا رابطهٔ خود را با رنج، شادمانی، معنا و مسئولیت بهتر بفهمیم.

ممکن است این فضا برای برخی افراد حمایتگر، روشن‌کننده و حتی جهت‌دهنده باشد، اما قرار نیست نقش درمان تخصصی را ایفا کند. اگر کسی درگیر بحران جدی، نیاز درمانی فوری، خطر آسیب به خود یا دیگری، یا مسئله‌ای بالینی و پیچیده باشد، مسیر مناسب او گفت‌وگو با متخصص سلامت روان و استفاده از خدمات حرفه‌ای درمانی است. ما از ابتدا این مرز را با احترام و شفافیت حفظ می‌کنیم.

هدف این دوره درمان نیست، اما می‌تواند به زبان‌دادن، فهمیدن، مکث‌کردن، معناساختن، و انسانی‌ترزیستن کمک کند. شاید بتوان گفت «جانِ‌ آباد» فضایی است برای اینکه در کنار هم، با تکیه بر کتاب، گفت‌وگو، ادبیات، روان‌شناسی و تجربهٔ جمعی، تمرین کنیم چگونه در دل ناپایداری، جان را کمی روشن‌تر، مهربان‌تر و معنادارتر نگه داریم.

با توجه به وضعیت ایران و حال‌وهوای جامعهٔ ایرانی خارج از کشور، آیا نگران نیستید که صحبت از شادمانی بد فهمیده شود؟

چرا، دقیقاً به‌همین دلیل است که نام این دوره را صرفاً «شادبودن» یا «راه‌های خوشحال‌ترشدن» نگذاشته‌ایم. من فکر می‌کنم در این زمینه باید بسیار حساس و دقیق بود. وقتی جامعه‌ای هنوز درگیر سوگ، خشم، ناامنی، پراکندگی، و بحران‌های سیاسی و عاطفی است، نمی‌توان با زبان ساده‌انگارانهٔ خوش‌بینی وارد شد.

اما از سوی دیگر، اگر همهٔ زبان ما فقط زبان سوگ، خشم و اضطراب باشد، رنج تمام میدان را می‌گیرد. ما نیاز داریم زبان دیگری هم داشته باشیم؛ زبانی برای دوام‌آوردن، برای زنده‌ماندن، برای حفظ کرامت، برای رابطه، برای معنا، و برای اینکه فراموش نکنیم انسان فقط موجودی رنج‌کش نیست، بلکه موجودی معناجو، مهرورز، خلاق و رابطه‌مند نیز است.

پس بله، شادمانی می‌تواند بد فهمیده شود، اگر آن را جدا از رنج تعریف کنیم. اما در «جانِ آباد»، شادمانی درست در نسبت با رنج فهمیده می‌شود. هدف این نیست که به کسی بگوییم «فراموش کن و خوش باش». هدف این است که بپرسیم: چگونه می‌توان رنج را انکار نکرد و در عین حال نگذاشت که، همهٔ جان ما را اشغال کند؟

و در پایان، اگر بخواهید برای کسانی که در دورهٔ قبلی همراه بودند یا کسانی که تازه می‌خواهند به سَماک بپیوندند، پیامی کوتاه بفرستید، چه می‌گویید؟

می‌گویم اگر در دورهٔ قبلی یاد گرفتیم که با خستگی خود دشمنی نکنیم، در این دوره می‌خواهیم یک گام جلوتر برویم و بپرسیم چگونه می‌توان با همین خستگی، همین رنج، همین نادانستگی، و همین مسئولیت‌ها، هنوز جان را آباد نگه داشت.

آبادی مقصدی دوردست و بی‌نقص نیست. آبادی یک تمرین است؛ گاهی در دگرگون‌کردن چشم‌انداز، گاهی در یک پذیرش دشوار، گاهی در یک خندهٔ کوچک، گاهی در سپاسگزاری از چیزی که هنوز مانده، گاهی در شفقت به خود و دیگری، و گاهی در یک کنش کوچک اما ارزش‌محور.

«جانِ آباد» دعوتی است برای هم‌سفری در چنین مسیری: نه برای انکار درد، نه برای بازگشت ساده به زندگی عادی، بلکه برای اینکه با هم تمرین کنیم چگونه در دل ناپایداری، معنادارتر، زنده‌تر و انسانی‌تر بمانیم.

این جلسات مانند گذشته به‌صورت آنلاین و رایگان برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت‌نام از راه‌های ارتباطی گروه سَماک اقدام کنند.

Text & WhatsApp: +1-438-927-0036
Telegram Admin: t.me/samaak_ca
Email: samaak.cagmail.com

ارسال دیدگاه