مروری بر هفتاد و نهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم کن (۲۰۲۶)

الف صدرا – ونکوور

هفتاد و نهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم کن از ۱۲ تا ۲۳ مهٔ ۲۰۲۶ برگزار شد. 

پارک چان ووک، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان اهل کرهٔ جنوبی، رئیس هیئت داوران بخش مسابقه بود. دیگو سِسپِدیز، ایزاک دو بانکوله، پائول لاورتی، دمی مور، روث نگا، استلان اسکاشگورد، لورا واندل و کلویی ژائو دیگر داوران بخش مسابقه بودند.

هارتلند ویلا پوستر جشنواره که سوزان ساراندون و جینا دیویس را در فیلم تلما و لوییز (۱۹۹۱) نشان می‌دهد طراحی کرده است.  تلما و لوییز نخستین‌بار در جشنوارهٔ فیلم کن ۱۹۹۱ رونمایی شده بود. 

هفتاد و نهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم کن بیش از هر چیز، جشنوارهٔ بازگشت‌ها بود؛ بازگشت سینمای سیاسی، بازگشت فیلمسازان مؤلف و بازگشت پرسش‌هایی که سال‌هاست سینما تلاش می‌کند از آن‌ها فرار نکند، یعنی جنگ، تبعید، حافظه و امکان مقاومت. برخلاف بسیاری از دوره‌های اخیر که فرش قرمز و حاشیه‌های ستاره‌ها گاهی بر خود فیلم‌ها سایه می‌انداخت، امسال فضای کن به‌طرزی کم‌سابقه جدی و متأثر از وضعیت جهان بود. از جنگ اوکراین گرفته تا بحران خاورمیانه، جنگ ایران و سرکوب‌های سیاسی در کشورهای مختلف ازجمله ایران، تقریباً همه به‌شکلی مستقیم یا غیرمستقیم وارد فیلم‌ها شده بودند. حتی هیئت داوران نیز در انتخاب‌هایشان نشان دادند که بیش از زیبایی‌شناسی صرف، به اضطراب زمانه توجه دارند.

در بسیاری از نشست‌های مطبوعاتی نیز دیگر کمتر کسی دربارهٔ فروش جهانی فیلم‌ها یا قراردادهای پلتفرم‌ها حرف می‌زد. گفت‌وگوها بیشتر حول سانسور، مهاجرت، جنگ و مسئولیت اخلاقی سینما شکل می‌گرفت. حتی فیلم‌هایی که ظاهراً روایتی شخصی یا خانوادگی داشتند، در لایه‌های زیرین خود تصویری از جهانی خسته، مضطرب و در آستانهٔ فروپاشی ارائه می‌کردند؛ جهانی که در آن انسان مدام میان فراموش‌کردن و به‌یادآوردن در نوسان است. شاید به‌همین دلیل بود که بسیاری از آثار مهم امسال نه بر حادثه، بلکه بر حافظه متمرکز بودند؛ بر زخم‌هایی که گذشته بر تن آدم‌ها گذاشته و هنوز امکان ترمیم پیدا نکرده‌اند. کن ۲۰۲۶ بیش از آنکه ویترینی برای نمایش شکوه صنعت سینما باشد، شبیه آینه‌ای بود که اضطراب جهان معاصر را بازتاب می‌داد؛ جشنواره‌ای که در آن سیاست نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربهٔ زیستن، در قلب فیلم‌ها حضور داشت. نخل طلای جشنواره به فیلم «فیورد» ساختهٔ کریستیان مونجیو؛ فیلمی سرد، تلخ و فلسفی که بار دیگر نشان داد مونجیو همچنان یکی از مهم‌ترین فیلمسازان اروپای معاصر است.

اما برای مخاطبان ایرانی، کن ۲۰۲۶ بیش از هر چیز با دو نام گره خورد: اصغر فرهادی و پگاه آهنگرانی. حضور این دو، آن هم در سالی که سینمای ایران زیر فشارهای بی‌سابقهٔ سیاسی و اقتصادی و جنگ قرار دارد، معنایی فراتر از یک موفقیت سینمایی پیدا کرد.

اصغر فرهادی پس از چند سال سکوت و فاصله‌گرفتن از فضای رسانه‌ای، با فیلم تازه‌اش «داستان‌های موازی» به بخش مسابقهٔ اصلی جشنواره بازگشت؛ فیلمی که از همان نخستین نمایش مطبوعاتی، به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار جشنواره تبدیل شد. فرهادی در این فیلم، برخلاف آثار متأخرش که بیشتر بر بحران‌های اخلاقی طبقهٔ متوسط متمرکز بودند، به سراغ ساختاری پیچیده‌تر و تا حدی متافیزیکی رفته است. داستان دربارهٔ نویسنده‌ای است که مرز میان تخیل و واقعیت را از دست می‌دهد و شخصیت‌های رمانش آرام‌آرام وارد زندگی واقعی او می‌شوند. اگرچه برخی منتقدان فیلم را بیش‌ازحد سرد و حساب‌شده دانستند، اما بسیاری نیز آن را بازگشت فرهادی به جاه‌طلبی فرمی توصیف کردند؛ فیلمی که تلاش می‌کند از الگوی آشنای «دروغ و قضاوت اخلاقی» عبور کند و به روایت و حقیقت برسد.

مروری بر هفتاد و نهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم کن (۲۰۲۶)
#فیلم #سینما #کن #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

فضای نمایش فیلم فرهادی در کن، به‌خودی‌خود اتفاق مهمی بود. صف‌های طولانی مقابل سالن لومیر، تشویق چنددقیقه‌ای پس از پایان فیلم و حجم گسترده نقدهایی که تنها چند ساعت بعد منتشر شد، نشان می‌داد که فرهادی همچنان یکی از معدود فیلمسازان ایرانی است که حضورش در سینمای جهان یک رویداد تلقی می‌شود. حتی منتقدانی که فیلم را دوست نداشتند، دربارهٔ اهمیت بازگشت او تردیدی نداشتند. در دوره‌ای که بسیاری از فیلمسازان مؤلف یا به‌سمت پلتفرم‌ها رفته‌اند یا در تکرار خود گرفتار شده‌اند، فرهادی هنوز برای سینمای جهان نامی تعیین‌کننده است.

بااین‌حال، شاید احساسی‌ترین لحظهٔ جشنواره برای ایرانی‌ها نه در بخش مسابقهٔ اصلی، بلکه در بخش مستند رقم خورد؛ جایی که پگاه آهنگرانی با مستند «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» موفق شد جایزهٔ معتبر «چشم طلایی» را دریافت کند. این اتفاق از چند جهت اهمیت داشت. نخست اینکه فیلم، صرفاً یک مستند سیاسی کلاسیک نیست. آهنگرانی در اثری کاملاً شخصی، تاریخ معاصر ایران را از خلال خاطرات خانوادگی، تصاویر آرشیوی، نوارهای صوتی، ویدئوهای خانگی و تجربهٔ زیستهٔ خودش روایت می‌کند.

فیلم در پنج اپیزود طراحی شده و هر اپیزود، هم‌زمان روایتی شخصی و تاریخی است؛ از جنگ ایران و عراق تا اعتراضات دانشجویی، از سرکوب‌های سیاسی تا زندگی در تبعید. آنچه مستند را متمایز می‌کند، صرفاً محتوای سیاسی آن نیست، بلکه شیوهٔ نگاه آهنگرانی است. او تلاش نمی‌کند تاریخ را توضیح دهد؛ بلکه می‌خواهد حافظهٔ زخمی یک نسل را ثبت کند. در بسیاری از صحنه‌ها، تصاویر خانوادگی چنان با تصاویر خیابانی و آرشیوی ترکیب می‌شوند که مرز میان تاریخ عمومی و زندگی خصوصی از بین می‌رود. همین ویژگی باعث شد بسیاری از منتقدان از فیلم به‌عنوان یکی از صادقانه‌ترین آثار جشنواره یاد کنند.

مروری بر هفتاد و نهمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم کن (۲۰۲۶)
#فیلم #سینما #کن #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

اهمیت موفقیت پگاه آهنگرانی فقط در دریافت یک جایزه خلاصه نمی‌شود. او سال‌ها بیشتر به‌عنوان بازیگر شناخته می‌شد؛ بازیگری که بارها به‌دلیل مواضع سیاسی‌اش تحت فشار قرار گرفت، بازداشت شد و در نهایت به مهاجرتی ناگزیر تن داد. حالا اما در کن ۲۰۲۶، او نه در مقام بازیگر، بلکه به‌عنوان فیلمسازی مستقل و صاحب‌صدا روی صحنه ایستاد. هنگام دریافت جایزه، این جایزه را به مردم ایران تقدیم کرد؛ جمله‌ای کوتاه که با تشویق ممتد سالن همراه شد.

کن ۲۰۲۶ در مجموع جشنواره‌ای بود که نشان داد سینما هنوز می‌تواند محلی برای ثبت اضطراب جهان باشد. شاید بسیاری از فیلم‌های امسال بعداً فراموش شوند، اما آنچه در حافظه باقی می‌ماند، تصویری است از جشنواره‌ای که در آن سینمای ایران، با همهٔ زخم‌ها و محدودیت‌هایش، حضوری پررنگ و تأثیرگذار داشت. از بازگشت اصغر فرهادی به مسابقهٔ اصلی تا ایستادن پگاه آهنگرانی روی صحنهٔ دریافت جایزهٔ مستند، کن امسال یادآور این حقیقت بود که سینمای ایران، حتی در دشوارترین سال‌ها، هنوز توانایی دیده‌شدن و اثرگذاشتن را از دست نداده است.

در پایان، فهرست برنده‌های بخش‌های اصلی به‌شرح زیر است.

دوربین طلایی:

«بن‌ایمانا» (Ben’imana) ساختهٔ ماری-کلمنتین دوسابژامبو

نخل طلای فیلم کوتاه:

«برای حریفان» (Para los contrincantes)، ساختهٔ فدریکو لوئیس

بهترین بازیگر مرد:

امانوئل ماکیا و ولنتین کامپین برای بازی در فیلم «بزدل» (Coward)، ساخته‌ٔ لوکاس دانت

بهترین فیلمنامه:

امانوئل مار برای فیلم A Man of His Time

بهترین بازیگر زن:

ویرژینی افیرا و تائو اوکاموتو برای بازی در فیلم «ناگهان» (Soudain)

جایزهٔ هیئت داوران:

«ماجراجویی رؤیایی» (Das geträumte Abenteuer)، به‌کارگردانی والسکا گریزباخ

بهترین کارگردان:

مشترکاً خاویر کالوو و خاویر آمبروسی برای فیلم «توپ سیاه» (La bola negra)

پاول پاولیکوفسکی برای فیلم «سرزمین پدری» (Fatherland)

جایزهٔ بزرگ:

فیلم «مینوتور» (Minotaur)، ساختهٔ آندری زویاگینتسف

نخل طلا:

فیلم «فیورد» (FJORD)، به‌کارگردانی کریستیان مونجیو

جایزهٔ بهترین مستند، چشم طلایی:

«تمرین‌هایی برای یک انقلاب»، ساختهٔ پگاه آهنگرانی

ارسال دیدگاه