افزایش لجام‌گسیختهٔ نرخ ارز و طلا، کبریتی بر انبار باروت خواسته‌های سرکوب‌شدهٔ مردم ایران

سیما غفارزاده – ونکوور

از یکشنبهٔ گذشته، ۲۸ دسامبر مطابق با ۷ دی، تجمعات اعتراضی‌ای در بازار و نقاط دیگر تهران آغاز شده است. این تجمعات در واکنش به شرایط بد اقتصادی و آشفتگی بازار ارز شکل گرفته است؛ روندی که نرخ دلار را به سطوح بی‌سابقه‌ای رسانده و بازار ارز و سکه را بی‌ثبات کرده است. 

گزارش‌های رسیده و ویدئوهای منتشرشده نشان می‌دهد که بازار «بین‌الحرمین»، بازار «آهنگران»، «صرافان»، «چهارسوق» و بازار «جعفری» به‌طور کامل به اعتصاب پیوسته و مغازه‌هایشان را بسته‌اند. این موج خیابان‌های اصلی تهران ازجمله «ناصرخسرو»، «سعدی جنوبی»، «لاله‌زار»، «چهارراه استانبول»، «باغ سپهسالار» و «میدان فردوسی» را نیز فراگرفته است. همچنین مغازه‌داران مناطق «امین‌حضور»، «مولوی»، «شوش» و «چهارراه سیروس» نیز با بستن مغازه‌هایشان، به آشفتگی بازار ارز و ناتوانی دولت در کنترل قیمت‌ها اعتراض کرده‌اند. شایان ذکر است که بر اساس گزارش‌های رسیده، در جریان راهپیمایی کسبهٔ معترض به‌سمت میدان فردوسی و خیابان‌های اطراف، شعارهایی سر داده شد که مستقیماً رأس حکومت و وضعیت نابسامان موجود را هدف قرار می‌داد.

ویدئوهایی نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان می‌دهد گروهی از دانشجویان در کوی دانشگاه تجمع کرده و به اعتراضات افزایش قیمت دلار پیوسته‌اند. به‌گفتهٔ یکی از دانشجویان درهای کوی دانشگاه بسته شده است و مأموران موتورسوار آن را محاصره کرده‌اند.

گفتنی‌ست که این اعتراضات تنها محدود به پایتخت نبوده است؛ بر اساس ویدئوهای منتشرشده در برخی شهرها ازجمله همدان با تاریک‌شدن هوا معترضان در خیابان شعارهای اعتراضی می‌دهند. در ملاردِ کرج نیز گروه‌هایی با فریاد «مرگ بر دیکتاتور» به شرایط معیشتی و سیاسی اعتراض کردند. همچنین در جزیرهٔ قشم کسبه مغازه‌هایشان را تعطیل کردند. 

مغازه‌هایی با کرکره‌های پایین، خیابان‌های نیمه‌فلج، و جمعیتی که نه برای خرید، بلکه برای اعتراض بیرون آمده‌اند، ادامهٔ بحرانی است که ماه‌ها و سال‌هاست در زندگی روزمرهٔ مردم ریشه دوانده و حالا به نقطه‌ای رسیده که حتی اقشار محافظه‌کار جامعه هم دیگر سکوت را بی‌فایده می‌دانند و این نمادی از بی‌اعتمادی و ناامیدی جمعی‌ست. و برای همین است که این اعتراض‌ها به‌سرعت رنگ اجتماعی-سیاسی گرفت. شماری از معترضان در حضور نیروهای امنیتی، شعارهایی فراتر از مطالبات صنفی سردادند. بر اساس ویدئوهای منتشرشده، مغازه‌داران در نقاط مختلف تهران تجمع کرده و شعارهایی چون «مرگ بر دیکتاتور»، «رضا شاه، روحت شاد»، «بازاری می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد»… سر داده‌اند.

در برخی نقاط تهران، مأموران ضدشورش با تجمع‌کنندگان برخورد و از گاز اشک‌آور برای پراکندن آن‌ها استفاده کردند؛ صحنه‌های آشنایی که یادآور تجربه‌های تلخ اعتراضات پیشین است. بر اساس گزارش‌های رسیده، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران با ارسال پیامک‌‌هایی به‌صورت انبوه از مردم خواسته است در تجمعات حاضر نشوند و آن را «غیرقانونی» خوانده است. در این پیامک خطاب به دریافت‌کنندهٔ پیام ادعا شده است که حضور آن‌ها «پیرامون تجمعات غیرقانونی تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۸ تحت رصد اطلاعاتی قرار گرفت» و توصیه شده که از حضور در این‌گونه تجمعات غیرقانونی که «خواستهٔ دشمن است»، اکیداً خودداری کنند. هرچند بسیاری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند که این پیامک را دریافت کرده‌اند، در حالی‌که حوالی تجمعات آن روز نبوده‌اند.

این واکنش‌‌های امنیتی نیز خود نشانهٔ عمیق‌تربودن اعتراض‌هاست؛ اینکه مسئله فقط گرانی و نوسان نرخ ارز نیست، بلکه بحران ناتوانی حکومت برای ارائهٔ پاسخ‌های واقعی به مشکلات روزافزون اقتصادی و اجتماعی مردم است. 

تجربه‌های پیشین هم نشانگر همین الگوی نارضایتی بوده است. اعتراضات گستردهٔ سال‌های اخیر، از اعتصابات کارگران و رانندگان تا تجمع‌های عمومی، و نیز اعتراض نانوایان در شهرهای مختلف به وضعیت قیمت و تولید، تجمع‌های رانندگان کامیون در اعتراض به شرایط سوخت و هزینه‌ها، و اعتصاب گروه‌های کارگری طی سال جاری، اگرچه در شرایط و شکل‌های متفاوتی رخ داده‌اند، اما همگی از یک منشأ واحد نشأت گرفته‌اند: نابرابری اقتصادی، بحران معیشتی، تورم لجام‌گسیخته، و ناامیدی به آیندهٔ اقتصادی بهتر. 

در روزهای اخیر، خبرهایی از جلسات فوری تیم اقتصادی حکومت اسلامی برای بررسی بحران ارزی و حتی استعفای رئیس کل بانک مرکزی منتشر شد، که نشانه‌ای از فشار فزاینده برای یافتن راه‌حل‌های عاجل است. اما می‌دانیم که این معضل با عوض‌کردن چهره‌های تصمیم‌گیرنده حل نمی‌شود. بحران کنونی نتیجهٔ سال‌ها سیاست‌گذاری ناپایدار، تشدید تحریم‌ها، محدودیت‌های اقتصادی و ضعف در مدیریت ساختاری است که حالا به نقطهٔ انفجار رسیده است.

روشن است اعتراض‌های اخیر، بیش از آنکه صرفاً اعتراض به وضعیت بد اقتصادی باشد، بازتابی از ناامیدی و نارضایتی عمیق مردم است. در لایه‌های زیرین اعتراضات اخیر، اعتراضی ریشه‌دار و عمیق‌تر در جریان است؛ اعتراضی که مسئله‌اش دستیابی به عدالت، آزادی، رفاه و آینده‌ای قابل‌اتکا برای زندگی مردم است؛ اعتراضی که به جنبش‌ها و اعتراضات دو دههٔ اخیر، به‌ویژه اعتراضات پنج شش سال گذشته برمی‌گردد؛ اعتراضاتی که آتش آن‌ها خاموش نشده است.

در ایران، متأسفانه بحران دیگر یک وضعیت استثنایی نیست؛ به قاعده‌ای بدل شده که زندگی روزمرهٔ مردم را در بر گرفته است. با این‌همه، جامعه‌ای که چنین باری را سال‌ها بر دوش کشیده، دیر یا زود راهی برای شکستن این قاعده خواهد یافت.

* * * *‌ *
در آستانهٔ سال نو میلادی، به‌همراه همکارانم در رسانهٔ همیاری برای همهٔ خوانندگانمان سالی سرشار از صلح و آرامش و روزهایی روشن‌تر آرزو می‌کنیم، و به‌امید ایرانی آزاد، آرام و شایستهٔ مردمی که سال‌هاست بهای سنگینی پرداخته‌اند.

ارسال دیدگاه