دنیای من و آدم کوچولوها – روز خواهری

دنیای من و آدم کوچولوها – روز خواهری

رژیا پرهام – ادمونتون چند وقت پیش با بچه‌ها دربارهٔ عید پاک (ایستر) صحبت می‌کردیم و به روش بچه‌های کانادایی شمارش معکوس داشتیم که چند شب دیگر باید بخوابیم تا ایستر بشود. شمردیم. سه شب شد. دخترک پنج‌سالهٔ مهدکودکم با هیجان اضافه کرد: And in four more sleeps is sisterhood day!‎ (و بعد از اینکه چهار شب بخوابیم، روز خواهریه!) با تعجب نگاهش کردم و پرسیدم: «روز خواهری؟» دخترک با اطمینان تأیید کرد. توی دلم…

بیشتر بخوانید

مستند صحنه‌هایی از یک طلاق در داکیونایت ماه آگست

مستند صحنه‌هایی از یک طلاق در داکیونایت ماه آگست

چهلمین برنامهٔ نمایش فیلم‌های مستند ایرانی در برنامهٔ داکیونایت با همکاری گروه پلان ونکوور روز چهارشنبه ۹ اوت (آگست) برگزار می‌شود. این برنامه به نمایش فیلم صحنه‌هایی از یک طلاق ساختهٔ شیرین برق‌نورد و محمدرضا جهان‌پناه اختصاص دارد. این مستند که در جشن خانهٔ سینما کاندید بهترین کارگردانی و بهترین فیلم شد، دربارهٔ زوجی است که پس از هشت سال زندگی مشترک از هم طلاق گرفته‌اند اما تصمیم دارند همچنان با یکدیگر زندگی کنند تا…

بیشتر بخوانید

کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – بچهْ بِروک

کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – بچهْ بِروک

مژده مواجی ـ آلمان لباس مورد علاقه‌ام را با چشم برهم‌زدنی به تن کردم. لباس قرمزرنگی که در پهلوی چپ آن گل آفتاب‌گردان گلدوزی شده بود. گلی که می‌خندید. مادرم نگران آماده‌شدن من نبود. چون در عروسی، عزا، مهمانی یا برای خرید، همین لباس را می‌پوشیدم. راهی خرید هفتگی در مرکز شهر بودیم، تا که کماج گرم تازه از تنور درآمده بگیریم و من هم آب‌نبات‌های رنگی چوبی. با هم از کوچه به‌طرف خیابان اصلی…

بیشتر بخوانید

روشنایی زندگی یا تاریکی مرگ

روشنایی زندگی یا تاریکی مرگ

نیکی فتاحی – ونکوور عکس‌ها از: فریبا فرجام عصر سه شنبه ۱۱ ژوئیهٔ (جولای) ۲۰۱۷ جلسهٔ کارگاه داستان‌نویسی در محل خانهٔ فرهنگ و هنر ایران به‌صورت فوق‌العاده برگزار شد. در این جلسه به‌مناسبت فوت ناگهانی داستان‌نویس معاصر، کورش اسدی (۱۳۴۳-۱۳۹۶) دو مهمان ویژه، امیرحسین یزدان‌بُد[۱]، داستان‌نویس و الهه دهنوی[۲]، مترجم و منتقد نیز حضور داشتند و سخنانی ایراد کردند. استاد محمد محمدعلی پس از خوشامدگویی به حاضران، دربارهٔ خودکشی نویسندگان ایرانی چنین گفت: «متأسفانه جلسهٔ…

بیشتر بخوانید

ایجازگر و بازیگوش – نگاهی به فیلم مستند «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه» به بهانهٔ نمایش آن در برنامهٔ داکیونایت ونکوور

ایجازگر و بازیگوش – نگاهی به فیلم مستند «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه» به بهانهٔ نمایش آن در برنامهٔ داکیونایت ونکوور

تهیه شده توسط: گروه نمایش فیلم پلان ونکوور۱ سی‌و‌نهمین برنامهٔ شب‌های مستند با ابتکار داکیونایت و با همت گروه نمایش فیلم دانشگاهی پلان ونکوور در تاریخ ۱۲ ژوئیه در دانشگاه سایمون فریزر (واحد داون‌تاون ونکوور) برگزار شد. این برنامه به‌مناسبت سالگرد درگذشت عباس کیارستمی به نمایشِ مستند «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه» اختصاص یافت. کارگردان این مستند سیف‌الله صمدیان است که خود علاه بر اشتهار در زمینهٔ عکاسی، از دوستان قدیمی و همکاران کیارستمی در چند فیلم مختلف بوده است. صمدیان…

بیشتر بخوانید

کاریکلماتورهایی از داود مرزآرا

کاریکلماتورهایی از داود مرزآرا

داود مرزآرا – ونکوور «کاریکلماتور» تنها ژانری است که می‌‌توان از هر کجایش خواند، از آخر به اول، از وسط به اول یا از اول به آخر. و اگر سه مشخصۀ زیر را نداشت، می‌‌توان آن‌را اصلاً نخواند، چون در کاریکلماتور باید: سوژه نو باشد، از حداقل کلمه استفاده شود و برای بیان مقصود نوعی ظرافت به‌کار رفته باشد.   ۱- «دریا» دم «تابستان» را دید و آدم‌ها را لخت کرد. ۲- ستاره‌ها برای خودنمائی…

بیشتر بخوانید

جوالدوز – معضلی به نام عکس

جوالدوز – معضلی به نام عکس

دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته این قصهٔ عکس و فیلم هم قصهٔ جالبیه در جمع هموطنان عزیز. چند تا نمونه میارم خداییش خودتون بگید، اگر جوالدوز دست شما بود آیا نمی‌زدید به اون و خودتون و هر کی از هر جا رد می‌شد؟ اول قصه در مورد سلفی؛ اینکه کی این کارو اختراع کرد و این جور عکس گرفتن رو مُد کرد که خودش داستانیه، اما امان از دست هموطنامون که متوجه این کلمه…

بیشتر بخوانید

کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – دزدان خیره‌چشم محله

کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – دزدان خیره‌چشم محله

مژده مواجی – آلمان سرم بی‌حرکت بود و تنها چشم‌هایم تند و تند کلمه‌ها و سطر‌های کتاب را یکی بعد از دیگری می‌بلعید. رمانی را شروع به خواندن کرده بودم که مرا با خودش می‌کشید. صفحات کتاب را منتظر نمی‌گذاشتم… گاهگاهی صداهایی می‌شنیدم. مادرم داشت مرغ‌های کوپنی را تمیز می‌کرد. مرغ‌هایی که بعد از ساعت‌ها انتظار در صف خریده بود. اوایل جنگ بود و خیلی از آذوقه‌ها کوپنی شده بود. «من می‌روم نانوایی. مرغ‌ها در…

بیشتر بخوانید

چند شعر از فرناز جعفرزادگان

چند شعر از فرناز جعفرزادگان

فرناز جعفرزادگان – ایران   ۱ نزدیکی نزدِ  یکی… یکی نزدِ نزدیکی تو نزدیک می‌شوی یکی نزدیک‌تر نزدیک هم گاهی بعید می‌شود تا از تو دور بمانم ********* ۲ صداها از صد گذشتند من از سدها و تاریخ گریست برای سده‌ای که دیگر رع نایی ندارد برای دیدار با خورشید ********* ۳ در این گرگ و میش مدام دام می‌چینند گرگم به هوا را دیگر هوایی نیست مدار راست داری‌ست بر گردن روزها ********* ۴…

بیشتر بخوانید

دنیای من و آدم کوچولوها – تفاوت‌های آشکار

دنیای من و آدم کوچولوها – تفاوت‌های آشکار

رژیا پرهام – ادمونتون تفاوت‌های خانم‌ها و آقایان از دوران کودکی به وضوح آشکار است. دختر کوچولوی ناز مهد کودکم تصمیم داشت خوشحالم کند، رفت و چند گل زرد (علف هرز) چید و داد دستم. عالی بود و حسابی چسبید. پسر کوچولوی بانمکی که دوستش است و شاهد ماجرا بود، چند ثانیه‌ای فکر کرد و گفت او هم تصمیم دارد مرا خوشحال کند و «پسر جنگل» بشود. حضور ذهن نداشتم که منظورش چیست. کنجکاوانه منتظر…

بیشتر بخوانید
1 110 111 112 113 114 134