فیلم «زنان بدون مردان»؛ خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور

فیلم «زنان بدون مردان»؛ خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور

الف صدرا – ونکوور «زنان بدون مردان» نام فیلمی‌ست برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی‌پور با همین عنوان، و به‌کارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ زندگی چهار زن از اقشار و سنین مختلف اجتماعی که در بستر حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت محمد مصدق در ایران انجامید، روایت می‌شود. اما تمرکزش روی شرایط ناگوار زنان ایرانی در بطن جامعهٔ آن زمان است.  فیلم «زنان بدون مردان» موفق به کسب جایزهٔ شیر نقره‌ای برای بهترین…

بیشتر بخوانید

فرارَوی از سنت‌های روایی: واکاوی ساختار ادراکی در آثار شهرنوش پارسی‌پور

فرارَوی از سنت‌های روایی: واکاوی ساختار ادراکی در آثار شهرنوش پارسی‌پور

دکتر لیلا صادقی – ونکوور ادبیات داستانی ایران در دهه‌های اخیر همواره در کشاکش میان بازنمایی رئالیستی واقعیت اجتماعی و تمایل به گریز از آن قرار داشته است. در این میان، آثار شهرنوش پارسی‌پور را می‌توان یکی از نقاط عطف در تحول روایتگری مدرن فارسی دانست. اهمیت آثار او صرفاً در پرداختن به مضامین ممنوعه و وارد‌کردن آن‌ها به عرصهٔ عمومی خلاصه نمی‌شود، بلکه بیش از هر چیز در شیوهٔ مواجههٔ او با مفهوم واقعیت و…

بیشتر بخوانید

یادداشتی بر داستان «بهار آبی کاتماندو»، نوشتهٔ شهرنوش پارسی‌پور

یادداشتی بر داستان «بهار آبی کاتماندو»، نوشتهٔ شهرنوش پارسی‌پور

نیکی فتاحی – ونکوور داستان کوتاه «بهار آبی کاتماندو» (این داستان را در اینجا بخوانید) داستانی ا‌ست پرابهام و نمادین که در سطح نخست، بخشی از زندگی یک زن را روایت می‌کند و در سطوح زیرین، موضوعاتی‌ را که از طریق نشانه‌ها و نمادها به مخاطب ارائه می‌گردد. راوی داستان خودِ زن است و از زاویهٔ دید اول‌شخص به بیان ماجرا می‌پردازد. ابهامات، استعارات و نمادهایی که در این داستان وجود دارد، آن را به اثری…

بیشتر بخوانید

بهار آبی کاتماندو* – داستان کوتاهی از شهرنوش پارسی‌پور

بهار آبی کاتماندو* – داستان کوتاهی از شهرنوش پارسی‌پور

شهرنوش پارسی‌پور – آمریکا پنجرهٔ اتاق من رو به یک باغ بزرگ قدیمی باز می‌شود که قنات دارد؛ یک پهنهٔ سبز پر از گل اطلسی و شقایق. گاهی صاحب باغ را می‌بینم که علف‌های هرز را می‌چیند؛ از دور پیر به نظر می آید، یک لباس آبی سرتاسری می‌پوشد و با دست‌های دستکش‌پوشیده به سراغ گل‌ها می‌رود، سر شمشادها را می‌زند، علف‌های هرز را می‌کند و چمن را آب می‌دهد. وقتی کارش تمام می‌شود، دستکش‌هایش…

بیشتر بخوانید