نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ چند ماه بیشتر از برقراری آتشبس نگذشته بود؛ آتشبسی که بسیاری از مردم آن را نه پایان یک بحران، بلکه فرصتی کوتاه برای نفسکشیدن میدانستند. خانوادهها آرامآرام به زندگی روزمره بازمیگشتند، مغازهها دوباره رونق میگرفتند، صیادان تورهایشان را به آب میانداختند و کودکان، پس از هفتهها اضطراب، دوباره صدای خنده را به کوچهها بازگردانده بودند. اما این آرامش، بیش از آنکه صلح باشد، سکوتی شکننده بود؛ سکوتی که با…
بیشتر بخوانیدجنگ
از بمباران زیرساختها تا اعدامهای بیوقفه
سیما غفارزاده – ونکوور مرور تحولات هفتههای گذشته نشان میدهد تفاهمنامهای که رهبران در واشنگتن و تهران آن را «پیروزی دیپلماسی» میخواندند، حالا جای خود را به غرش بمبافکنها و موشکهایی داده که آسمان شهرهای جنوب و غرب کشور را به جولانگاه بلامنازع خود تبدیل کردهاند. آنچه شاهدیم، فروپاشی زیرساختهای حیاتی و بیکفایتی مطلق حکومتیست که تاوان ماجراجوییهایش را مردم ایران با جان و هستیشان میپردازند. گزارشهای منتشرشده از سوی خبرگزاریهای معتبر بینالمللی و تصاویر ماهوارهای…
بیشتر بخوانیدبیش از چهار ماه انتظار برای دفن یک جسد؛ بیش از چهار دهه انتظار برای دفن یک نظام
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ چهار ماه طول کشید تا جمهوری اسلامی بتواند پیکر علی خامنهای را به خاک بسپارد. این تأخیر، خود بهاندازهٔ یک تحلیل سیاسی معنا داشت. حکومتی که سالها از اقتدار، امنیت و ثبات سخن میگفت، حتی نتوانست رهبرش را در زمانی متعارف به خاک بسپارد. چهار ماه طول کشید تا شرایط امنیتی، سیاسی و تبلیغاتی مهیا شود و سرانجام بزرگترین نمایش حکومتیِ سال برگزار شود. این خود گویای نکتهایست: نظامی…
بیشتر بخوانیدجنوب ایران زیر آتش جنگ و آوار بیکفایتی
سیما غفارزاده – ونکوور همانطور که پیشبینی میشد، عمر تفاهمنامهٔ موقت آتشبس میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران بسیار کوتاهتر از آن بود که بتواند آرامش پایدار را به منطقه بازگرداند. درحالیکه مقامات دو کشور در اواخر ژوئن ۲۰۲۶ از موفقیت دیپلماسی سخن میگفتند، روند اتفاقات در هفتههای گذشته نشان داد که این تفاهم تنها یک تنفس مصنوعی و کوتاهمدت برای جنگی بود که حالا با شدتی زیاد دوباره از سر گرفته شده است. دلیل…
بیشتر بخوانیدایران پس از توافق، میان امید، تردید و خستگی؛ روایتهایی از روزهای تلخ و سیاه مردم تهران
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ بالاخره یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا امضا شد و از همان لحظه، بحث دربارهٔ آن تقریباً همهجا جریان دارد؛ در خانهها، تاکسیها، مغازهها، شبکههای اجتماعی و گروههای خانوادگی. هنوز کسی نمیداند این توافق به کجا خواهد رسید، چون برای شصت روز است. هنوز روشن نیست مذاکرات بعدی موفق خواهند بود یا نه. اما یک چیز مشخص است: تمام ایرانیها این روزها دربارهٔ آن حرف میزنند، و هر کس…
بیشتر بخوانیدسرنوشت نامعلوم تفاهمنامه و لبریزشدن کاسهٔ صبر مردم
سیما غفارزاده – ونکوور پس از آنکه چهارشنبهٔ دو هفته قبل، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهمنامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در کشور سوئیس امضا شد، هر دو کشور آن را پیروزی بزرگی برای خود توصیف کردند. در حال حاضر، براساس این تفاهمنامه جمهوری اسلامی متعهد است که ذخایر اورانیوم با خلوص بالایش را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی رقیقسازی کند. همچنین برخلاف اصرار ترامپ مبنی بر عدم پرداخت پول به ایران، در این…
بیشتر بخوانیدبحران سنگین اقتصادی در ایرانِ جنگزده؛ روایتهایی از روزهای تلخ و سیاه مردم تهران
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ سالها بعد شاید مورخان وقتی بخواهند دربارهٔ این روزهای ایران بنویسند، از نرخ تورم، قیمت ارز، رشد نقدینگی و دهها شاخص اقتصادی دیگر حرف بزنند، اما آنچه مردم امروز زندگی میکنند، نه نمودارهاست و نه جدولها. زندگی روزمرهٔ مردم ایران این روزها بیشتر شبیه راهرفتن روی زمینیست که هر روز زیر پا خالیتر میشود. بسیاری از مردم دیگر دربارهٔ آرزوهایشان حرف نمیزنند. صحبت از خرید خانه، سفر، ادامهٔ تحصیل…
بیشتر بخوانیدتوافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»
سیما غفارزاده – ونکوور طی هفتههای گذشته، دونالد ترامپ، رئیسجمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب میکرد. در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهمنامهٔ میان دو کشور بهصورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهمنامه بهصورت حضوری در کشور…
بیشتر بخوانیدتصرف خیابانها علیه مردم
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ در ماههای اخیر، همزمان با آغاز جنگ در ایران، فاجعهای بهنام تجمعهای شبانهٔ حامیان حکومت آرامش را از مردم ستانده است؛ تجمعهای شبانهٔ گروههایی که خود را مدافع ارزشها و انقلاب میدانند، اما حضورشان بیش از هر چیز، یادآور اضطراب، تهدید و ناامنی برای مردم عادی است. گروههایی که معمولاً با بلندگو، شعار، موتور، پرچم و گاه چهرههای پوشیده در خیابانها ظاهر میشوند و تا نیمههای شب، فضای محلهها…
بیشتر بخوانیدزخم ناپیدای جنگ
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ آن شب، شبی کاملاً «معمولی» بود. «معمولی»؟! چه چیزی در این کشور «معمولی» است که شبش باشد؟! هیچچیزی در اینجا «معمولی» نیست، ولی در هر حال شبی بود شبیه بسیاری از شبهای دیگر. هیچ نشانهای وجود نداشت که صبح روز بعدش آبستن چه حوادثی است. طبق عادت شبهایی که فردایش شیفت ندارم، پیش از خواب کمی مطالعه کردم. بعد هم قسمتی از سریالی را دیدم. ساعت حدود یک بامداد…
بیشتر بخوانید









