مژده مواجی – آلمان سحرگاهان اواسط زمستان در آلمان، در آن دقایقی که شب هنوز دامن تاریکش را از خانهها جمع نکرده است، ناگاه صدای شکافتن هوا میآید؛ صدایی نرم و آهنگین که گویی از گلوی تاریخ برمیخیزد. مسافری از راه میرسد؛ کبوتر جنگلی با آن طوق سفید بر گردن و جُبۀ خاکستریرنگش، بر بلندترین شاخهٔ برهنهٔ سپیدار مینشیند، تا نجوایی آغاز کند. او از راهی دور میآید، نهفقط از فرسنگها فاصله، که از لابهلای تودرتوی…
بیشتر بخوانیدایران
جایی که اعتماد، به گلوله بدل شد
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ شب هجده دیماه برای بسیاری از مردم جهان، یک شب عادی بود. اما در کشوری که تاریخش به ظلم و خون آغشته است، بعضی شبها پیشاپیش خونبارند. آن شب، شب انباشت خشم، فقر، تحقیر و ظلم بود. شبی که مردم به خیابان آمدند، نه برای قهرمانشدن، بلکه چون دیگر جایی برای ماندن نداشتند. خیابانهای غرب تهران پر بود. نه شلوغ بهمعنای عادی؛ جای سوزنانداختن نبود. جمعیتی که از فرطِ…
بیشتر بخوانیدتاریخچهٔ شیر و خورشید در ایران
معصومه پرایس* – ونکوور نخستین تصویر ثبتشده از شیر و خورشید در ایران به دورهٔ پایانی هخامنشی بازمیگردد. مُهری هخامنشی، الههای را نشان میدهد که بر روی شیری ایستاده و در میان قرص خورشید یا پرتوهای آن قرار دارد. این تصویر بهطور گسترده آناهیتا، الههٔ ایرانی مرتبط با خورشید، آب، باروری و حفاظت دانسته میشود. او روبهروی مردی قرار گرفته که در برابرش ادای احترام میکند. دربارهٔ هویت این مرد اطلاعاتی وجود ندارد، اما ازآنجاکه پرستش…
بیشتر بخوانیدتماشا و تابآوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درسهایی از روانشناسی اکت
دکتر فرشید ساداتشریفی* – کیچنر پیش از شروع: خاستگاهِ این گفتار آنچه در ادامهٔ این نوشتار میخوانید، حاصلِ گفتوگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمیآموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحرانهای پیدرپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهرهگیری از هوش…
بیشتر بخوانیدرقص سوگ و سایهٔ جنگ: روایت یک برزخ
سیما غفارزاده – ونکوور در حالیکه تجمعات و راهپیماییهای ایرانیان خارجازکشور در حمایت از اعتراضات مردم ایران هر هفته ادامه دارد، تجمعات «روز جهانی اقدام» به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در روز ۱۴ فوریه ابعاد بسیار گستردهتری داشت و تخمین زده میشود که در مجموع بیش از یک میلیون نفر در این تجمعات شرکت کردند. این تجمعات در سه شهر مونیخ، تورنتو و لس آنجلس تعیین شده بود، هرچند در دیگر شهرهای گوشه و کنار دنیا…
بیشتر بخوانیدکوچهپسکوچههای ذهن من – بستهشدن کتاب زندگی یک مهاجر پردغدغه برای ایران
مژده مواجی – آلمان او شبیه پرندهای بود که مهاجرت را نه با قطبنما، که با اضطراب آغاز کرده بود. از ایران رفت، همانطور که پرندهای از شاخهٔ ترکبرداشتهٔ زیر پایش، میپرد. نه خداحافظی بلد بود، نه مطمئن بود کجا میرود. فقط میدانست اگر بماند، شاید بالهایش بشکند. در کشور جدید، همهچیز منظم بود. اتوبوسها سر وقت میآمدند، قانون قابلپیشبینی بود، و آینده، حداقل روی کاغذ، امن به نظر میرسید. او یاد گرفت چطور زندگی را…
بیشتر بخوانیدروایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت؛ نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز
دکتر شهرزاد سلطان – ونکوور ادبیات امروز ایران، ما را به دل زندگیهای واقعی میبرد؛ زندگیهایی که در آنها هم لحظات روشن و امیدبخش وجود دارد و هم سایههای ترس و تردید. رمان «نترس شلیک کن»* درست در همین نقطه ایستاده است؛ جایی میان غریزه و اندیشه، ترس و جسارت، اعتماد و تردید. این رمان خواننده را دعوت میکند تا حقیقت شخصیتها و حس و تردیدهایشان را تجربه کند. این اثر در مرز میان واقعگرایی اجتماعی…
بیشتر بخوانیدمصافِ یوز و کبوتر
رعنا سلیمانی – سوئد یوز با مرگش رسید و کبوتر با ترسش عرقِ سرد و خونِ فروزان در ساعت پنج عصر ~ فدریکو گارسیا لورکا آنچه در هجدهم و نوزدهم دیماه در ایران رخ داد، حکایت کبوتران بود در برابر درندگان؛ جوانانی که با دست خالی و سینهای انباشته از امید به آزادی رودرروی اهریمن ایستادند؛ اهریمن ددمنشی که نزدیک به نیمقرن است سایهٔ سنگین خویش را بر کهندیارِ نامدارِ ایران افکنده، و بر اقیانوسی از…
بیشتر بخوانید«یک کلمه»؛ از حاکمیت قانون تا دموکراسیسازی برای ایران فردا؛ گفتوگو با نازلی صدقی، حقوقدان و عضو شبکهٔ «یک کلمه»
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور در تاریکترین روزهای تاریخ معاصر ایران و پس از کشتار بیرحمانهٔ چندین هزار از هموطنانمان بهدست سرکوبگران جمهوری، خبری منتشر شد مبنی بر ثبت «درخواست رسیدگی» به این جنایت بیسابقه در دیوان کیفری بینالمللی از سوی یک سازمان غیرانتفاعی ثبتشده در کانادا. با توجه به اهمیت این موضوع و پرسش هایی که پیرامون این اقدام مطرح شده بود، بر آن شدیم تا با مسئولان این نهاد غیرانتفاعی گفتوگویی داشته…
بیشتر بخوانیدچگونه میشود زنده ماند، وقتی زندهبودن خودش جرم است؟
نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ چند روز پیش دوستی که وکیل است، ناگهانی به من سر زد. آمدنش شبیه دیدارهای معمول نبود؛ کوتا، در پاگرد خانه و مستقیم رفت سر اصل مطلب، با لحنی که انگار جملهها را از میان دندانهایش بیرون میداد: «حواست باشد. این روزها دستگیر نشوی.» گفتم: «مگر قبلش فرق داشت؟ اینجا همیشه ما با این ترس زندگی میکنیم.» یادم آمد پارسال که بازداشت شدم، بازجو توی چشمهایم نگاه کرد و…
بیشتر بخوانید









