ترانه وحدانی – ونکوور روز یکشنبه ۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم گرامیداشتی برای زندهیاد بهرام بیضایی در محل «خانهٔ هنر زمین» در ونکوور برگزار شد. گردانندگی این برنامه را نونا نیسی بر عهده داشت. او در ابتدا پس از قدردانی از حضور شرکتکنندگان در این برنامه، طی بخشی از سخنان کوتاهش گفت: «بیضایی به گذشته جان بخشید تا امروزمان را بهتر ببینیم. تا بدانیم هنر چراغیست در دست انسان و بیش از هر چیز آگاهی را گوهر…
بیشتر بخوانیدمنصور علیمرادی
ارجنهادن بر تلاشهای ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور
سیما غفارزاده – ونکوور عکسها از علی حقیقتجو – Capilano Photography بههمت بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی که بنیادی تازهتأسیس است و در شمارهٔ قبل «رسانهٔ همیاری» معرفی شد، دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور در تاریخ ۳ مهٔ ۲۰۲۵ در سالن آمفیتئاتر یوبیسی رابسون اسکوئر واقع در داونتاون ونکوور برگزار شد. در این جشنواره که تعدادی از ناشران، انجمنهای فرهنگی-ادبی و ناشرمؤلفان در آن حضور داشتند، نمایشگاه کتاب از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر بهطور…
بیشتر بخوانیدادای احترام به بیش از نیم سده تلاش و آفرینش ادبیِ هادی ابراهیمی رودبارکی
گزارشی از برنامهٔ نکوداشت هادی ابراهیمی رودبارکی، شاعر، روزنامهنگار و نویسنده ترانه وحدانی – نورث ونکوور عصر شنبه، ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵، برنامهٔ نکوداشت هادی ابراهیمی رودبارکی، شاعر و سردبیر نشریهٔ شهرگان، در سالن پرزنتیشن هاوس نورث ونکوور برگزار شد. این برنامه بهابتکار انتشارات شهرزادنامگ و فرهاد صوفی، کارآفرین و فعال سیاسی و اجتماعی، و با حمایت جمعی از صاحبان کسبوکار و رسانههای شهر ونکوور برگزار شد. گردانندگی این برنامه را دکتر شهرزاد سلطان بر عهده…
بیشتر بخوانیدگزارشی از «کارگاه داستاننویسی محمد محمدعلی» با حضور میهمان این نشست، منصور علیمرادی
شقایق محمدعلی – ونکوور کارگاه هفتگی داستاننویسی محمد محمدعلی در ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، میزبان منصور علیمرادی، نویسنده، شاعر و پژوهشگر فرهنگی، بود. این جلسه با مدیریت دکتر فرزان سجودی و برنامهریزی کامران قوامی با شرکت شاگردان کارگاه و حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب ونکوور همزمان بهصورت آنلاین و حضوری در کتابفروشی پانبه ونکوور برگزار شد. در این جلسه، نویسندهٔ میهمان داستان کوتاه «قوی سیاه» را خواند و سپس شرکتکنندگان به تحلیل آن پرداختند….
بیشتر بخوانیدقوی سیاه – داستان کوتاهی از منصور علیمرادی
منصور علیمرادی۱ – ونکوور تذکر: خوانندگان گرامی لطفاً توجه داشته باشند که این متن حاوی محتوای اروتیک است. سینهٔ قایق که بر ساحل شنی نشست، رحمانِ ناخداعبدالله کُلتش را از پر شال بیرون کشید: «خلاص میکنم این ولدالزنا را.» ناخدا مچ دستش را گرفت: «باید زجرکُش شود به زهر.» دستهایم را باز کردید، سارُق را که نیم تای نان و یک بطرِ آب در آن بود، به دستم دادید و پرتم کردید توی ساحل. ناخداعبدالله صدا…
بیشتر بخوانید




