آیا عاشق یک خودشیفته شده‌اید؟ (قسمت دوم) – ده پرسش که نشان می‌دهد شاید با فردی خودشیفته در رابطه هستید.

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید

دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور

در قسمت نخست این نوشته، تفاوت میان خودشیفتگی به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی و اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) به‌عنوان یک تشخیص بالینی توضیح داده شد و پنج پرسش نخست از مجموعهٔ ده پرسش مطرح شد: توجه‌طلبی در گفت‌وگوها، اهمیت‌دادن افراطی به تصویر بیرونی، واکنش شدید به انتقاد، ضعف در همدلی، و کوچک‌شدن فرد در رابطه برای حفظ آرامش. در این قسمت، پنج پرسش پایانی و جمع‌بندی مقاله می‌آید.

* * * * *

۶. آیا برای اینکه او بزرگ‌تر به نظر برسد، شما باید کوچک‌تر شوید؟

در یک رابطهٔ سالم، موفقیت شما تهدیدی برای شریک زندگی‌تان نیست. کسی که دوستتان دارد، می‌تواند از پیشرفت شما خوشحال شود، حتی اگر خودش در آن لحظه در مرکز توجه نباشد. اما اگر پارتنر شما مرتب موفقیت‌هایتان را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد، شما را با دیگران مقایسه می‌کند، نقاط ضعفتان را به رخ می‌کشد یا با شوخی و کنایه اعتمادبه‌نفستان را کاهش می‌دهد، بهتر است حواستان را جمع کنید.

گاهی فردی که در درون احساس ناامنی می‌کند، برای بالا نگه‌داشتن تصویر خودش، دیگری را پایین می‌آورد. تحقیرِ دیگری می‌تواند راهی برای فرار از احساس ناکافی‌بودن خود باشد.

هرچند دانستن این نکته نباید ما را به دام دیگری بیندازد: زخمهای گذشتهٔ یک فرد میتوانند رفتار او را توضیح دهند، اما رفتار آسیبزنندهٔ او را توجیه نمیکنند. اگر برای حفظ رابطه مجبورید دائماً خودتان را کوچک کنید، مسئله فقط خودشیفتگی همسر شما نیست؛ مسئله این است که این رابطه بهتدریج با عزتنفس شما چه میکند.

۷. آیا دائماً باید به او ثابت کنید که مهم است؟

همهٔ ما به محبت و تأیید نیاز داریم. شنیدن جمله‌ای مثل «به تو افتخار می‌کنم» از کسی که دوستش داریم، لذت‌بخش است. اما برای برخی افراد، تحسین دیگر یک نیاز معمولی نیست؛ تقریباً به سوخت روانی تبدیل می‌شود.

اگر همسر شما دائماً انتظار توجه دارد، از موفقیت دیگران احساس تهدید می‌کند، نسبت به دوستان یا خانوادهٔ شما حسادت نشان می‌دهد یا وقتی مرکز توجه نیست، ناراحت و عصبانی می‌شود، ممکن است با نیاز افراطی به تأیید روبه‌رو باشید.

شبکه‌های اجتماعی نیز می‌توانند این نیاز را تشدید کنند. تعداد لایک‌ها، دنبال‌کنندگان و واکنش دیگران، راه سریعی برای دریافت تحسین فراهم می‌کند. البته فعالیت زیاد در شبکه‌های اجتماعی به‌خودی‌ِخود نشانهٔ خودشیفتگی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، وابستگی ارزشمندی فرد به نگاه و تأیید دیگران است. مشکل اینجاست که هیچ میزان تحسینی برای مدت طولانی کارساز نیست. اگر احساس ارزشمندی از درون شکل نگرفته باشد، تأیید بیرونی مانند ظرفی است که هرقدر پر شود، باز به‌سرعت خالی می‌شود.

آیا عاشق یک خودشیفته شده‌اید؟ (قسمت دوم)
 ده پرسش که نشان می‌دهد شاید با فردی خودشیفته در رابطه هستید.
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - 
در قسمت نخست این نوشته، تفاوت میان خودشیفتگی به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی و اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) به‌عنوان یک تشخیص بالینی توضیح داده شد و پنج پرسش نخست از مجموعهٔ ده پرسش مطرح شد: توجه‌طلبی در گفت‌وگوها، اهمیت‌دادن افراطی به تصویر بیرونی، واکنش شدید به انتقاد، ضعف در همدلی، و کوچک‌شدن فرد در رابطه برای حفظ آرامش. در این قسمت، پنج پرسش پایانی و جمع‌بندی مقاله می‌آید...
#سلامت_روان #خود_شیفتگی #خودشیفتگی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

۸. آیا بعد از هر اختلاف، به حافظه و قضاوت خودتان شک می‌کنید؟

شاید وارد گفت‌وگو شوید و کاملاً مطمئن باشید چه اتفاقی افتاده است، اما در پایان از خودتان بپرسید:

«نکنه من زیادی حساس بودم؟»

«شاید اشتباه یادم مونده.»

«شاید واقعاً همه‌ش تقصیر من بود.»

اگر این تجربه بارها تکرار می‌شود، ممکن است با نوعی دست‌کاری روانی به‌نام گسلایتینگ (Gaslighting) یا به‌اصطلاح «وارونه‌نمایی» روبه‌رو باشید. در گسلایتینگ، فرد ممکن است اتفاقی را که رخ داده انکار کند، احساسات شما را بی‌اعتبار جلوه دهد، روایت ماجرا را تغییر دهد یا شما را متقاعد کند که برداشتتان از واقعیت قابل‌اعتماد نیست. گاهی نیز کنترل از راه احساس گناه، سکوت طولانی و تنبیهی، پس‌گرفتن محبت یا برعکس، محبت ناگهانی و شدید اعمال می‌شود.

یکی از پیامدهای خطرناک این الگو آن است که پس از مدتی دیگر برای تشخیص واقعیت به خودتان اعتماد نمی‌کنید و برای اینکه بفهمید «چه چیزی واقعاً اتفاق افتاده»، به همان فردی مراجعه می‌کنید که شما را دچار تردید کرده است. اگر مرتب از رابطه‌ای بیرون می‌آیید که در آن مطمئن نیستید حق دارید ناراحت باشید یا نه، شاید زمان آن رسیده باشد که دوباره به صدای خودتان گوش کنید.

۹. آیا روابط او پر از قهر، دشمنی و آدم‌های «بد» است؟

اگر به گذشتهٔ شریک زندگی‌تان نگاه کنید، چه می‌بینید؟

آیا دوستی‌های عمیق و پایدار دارد؟ آیا می‌تواند دربارهٔ رابطه‌ای که شکست خورده، سهم خودش را نیز ببیند؟ یا تقریباً همه آدم‌های گذشته‌اش «حسود»، «ناسپاس»، «دیوانه» یا «بد» بوده‌اند؟

افراد دارای ویژگی‌های شدید خودشیفته ممکن است در آغاز روابط بسیار جذاب باشند، اما حفظ صمیمیت برایشان دشوارتر است. وقتی فرد مقابل دیگر تحسین مورد انتظار را فراهم نکند یا مرزی تعیین کند، رابطه ممکن است به‌سرعت تغییر کند. همین مسئله هنگام شکست نیز دیده می‌شود. ناکامی شغلی، ردشدن، انتقاد یا پایان یک رابطه می‌تواند با خشم، انکار یا مقصردانستن دیگران همراه شود.

اگر در داستان زندگی کسی همیشه یک قهرمان و تعداد زیادی مقصر وجود دارد، بد نیست از خودتان بپرسید: وقتی روزی من هم با او مخالفت کنم، در کدام طرف این داستان قرار خواهم گرفت؟

۱۰. آیا هنوز منتظر بازگشت همان آدم روزهای اول هستید؟

شاید این پیچیده‌ترین بخش رابطه باشد. بسیاری از افراد نمی‌گویند: «من عاشق کسی‌ام که امروز با من بدرفتاری می‌کند.» ‌آن‌ها می‌گویند: «او قبلاً اینطور نبود و همین «قبلاً» میتواند انسان را سالها در یک رابطه نگه دارد.

در آغاز رابطه، ممکن است توجه، تعریف، پیام‌های مداوم، هدیه و ابراز علاقهٔ بسیار شدید باشد. گاهی به این الگو Love Bombing یا «بمباران عشقی» گفته می‌شود. البته عاشقانه و پرشور بودن آغاز یک رابطه به‌خودی‌خود بیمارگونه نیست. مسئله زمانی است که این شیفتگی شدید، پس از ایجاد وابستگی، جای خود را به انتقاد، کنترل یا بی‌اعتنایی بدهد.

در برخی روابط خودشیفته‌گونه، چرخه‌ای میان ایدهآلسازی و بیارزشسازی شکل می‌گیرد: یک روز بهترین انسان دنیا هستید و روز دیگر هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهید. و شما ممکن است همچنان منتظر بمانید تا همان آدم روزهای اول بازگردد.

شاید از منظر یالوم بتوان پرسید: آیا عاشق انسانی هستیم که اکنون روبه‌روی ماست، یا هنوز به تصویری از او که در آغاز رابطه ساخته‌ایم، دل بسته‌ایم؟

اگر این نشانه‌ها را می‌بینید، چه باید بکنید؟

هدف از شناخت این نشانه‌ها این نیست که بعد از خواندن یک مقاله، برای شریک زندگی‌تان تشخیص روان‌پزشکی بگذارید. سؤال مهم‌تر این است: این رابطه چه تأثیری بر شما گذاشته است؟

آیا نسبت به گذشته اعتمادبه‌نفس کمتری دارید؟ بیشتر مضطربید؟ از بیان احساساتتان می‌ترسید؟ ارتباطتان با دوستان و خانواده کمتر شده؟ مدام مراقبید کاری نکنید که او ناراحت شود؟

اگر پاسخ برخی از این پرسش‌ها مثبت است، چند نکته می‌تواند کمک‌کننده باشد.

مرز تعیین کنید و آن را حفظ کنید. مرز، فقط گفتنِ «این رفتار را دوست ندارم» نیست. باید روشن باشد اگر آن رفتار ادامه پیدا کند، شما برای محافظت از خود چه خواهید کرد.

شبکهٔ حمایتی خود را حفظ کنید. دوستان و خانواده را کنار نگذارید. رابطهٔ سالم شما را از دیگران جدا نمی‌کند.

به تجربهٔ خود اعتماد کنید. اگر احساس می‌کنید رفتاری تحقیرآمیز یا آسیب‌زننده است، احساس خود را صرفاً به‌این دلیل که دیگری آن را انکار می‌کند، کنار نگذارید.

مسئول تغییر‌دادن دیگری نشوید. شما می‌توانید کسی را تشویق کنید کمک حرفه‌ای بگیرد، اما نمی‌توانید به‌جای او تغییر کنید. درمان زمانی امکان بیشتری دارد که خود فرد بتواند سهمش را در مشکلات ببیند و انگیزهٔ تغییر داشته باشد.

اگر رابطه به‌طور مداوم باعث ترس، تحقیر، انزوا یا فرسودگی روانی شما می‌شود، کمک‌گرفتن از یک روان‌درمانگر می‌تواند به شما کمک کند موقعیت را روشن‌تر ببینید و دربارهٔ ادامه یا پایان رابطه تصمیم آگاهانه‌تری بگیرید.

عشق، مالکیت دیگری نیست

اینجا دوباره از نگاه سیمون دوبووار کمک می‌گیرم. در اندیشهٔ او، عشق اصیل زمانی شکل می‌گیرد که دو انسان آزادی یکدیگر را به رسمیت بشناسند. دیگری قرار نیست وسیله‌ای برای کامل‌کردن ما، تأیید ارزش ما یا پرکردن خلأهای درونی ما باشد.

رابطهٔ سالم جایی است که دو «من» بتوانند یک «ما» بسازند، بدون آنکه یکی در دیگری ناپدید شود.

و شاید مهم‌ترین سؤال پس از خواندن این مقاله این نباشد که:

«آیا شریک زندگی من خودشیفته است؟»

بلکه این باشد که:

«من در این رابطه چه کسی شدهام؟»

«آیا هنوز می‌توانم آزادانه حرف بزنم؟»

«آیا هنوز به احساسات و قضاوت خودم اعتماد دارم؟»

«آیا هنوز دوستان، علایق و دنیای شخصی خودم را دارم؟»

و مهم‌تر از همه، «آیا در این رابطه احساس می‌کنم که دیده و شنیده می‌شوم؟»

همهٔ ما گاهی خودمحور، حساس‌به‌انتقاد یا نیازمند تحسین می‌شویم. این ویژگی‌ها به‌تنهایی کسی را مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نمی‌کنند. تشخیص NPD موضوعی تخصصی است و باید از سوی متخصص سلامت روان انجام شود. اما برای فهمیدن اینکه یک رابطه به شما آسیب می‌زند، همیشه به یک برچسب تشخیصی نیاز ندارید.

عشق سالم قرار نیست شما را کوچکتر کند تا دیگری بزرگتر شود.

رابطهٔ سالم جایی است که بتوانید در حضور دیگری، بیشتر به خود واقعی‌تان نزدیک شوید؛ نه اینکه برای حفظ عشق، آرام‌آرام خودتان را از دست بدهید.


*از بنیان‌گذاران پلتفرم بهروان، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC

ارسال دیدگاه