علیرضا فدایی – ونکوور
اگر فوتبال را از دههٔ نود میلادی دنبال کرده باشید، احتمالاً تبلیغات جام جهانی ۲۰۰۲ را به خاطر دارید. در تبلیغات ورزشگاهها یک طرف تبلیغات جام جهانی ژاپن بود و یک طرف جام جهانی کره. این کشمکش طولانی سرانجام به برگزاری مشترک جام جهانی در دو کشور برای اولین بار ختم شد.
حالا برای اولین بار در تاریخ، جام جهانی در سه کشور آمریکای شمالی یعنی آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار میشود. البته این بار تا جایی که من اطلاع دارم رقابتی بین این سه کشور برای میزبانی انحصاری وجود نداشته است.
در این بین آمریکا یک بار در سال ۱۹۹۴ و مکزیک دوبار در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۶ میزبان جام جهانی بودهاند، اما کانادا برای اولین بار میزبان جام جهانی فوتبال مردان است و دو شهر ونکوور و تورنتو میزبان سیزده بازی خواهند بود.
همچنین برای اولین بار تعداد تیمها به ۴۸ تیم افزایش یافته است. این افزایش ۵۰ درصدی از ۳۲ تیم، صدالبته بدون انتقاد نبوده است، مخصوصاً وقتی بحث کیفیت رقابتها در میان است.
وقتی تیمهای سرتر منطقهٔ کونکاکاف (آمریکای شمالی و مرکزی) ازجمله مکزیک و آمریکا بهدلیل میزبانی بهطور خودکار وارد مسابقات میشوند، آنوقت جا برای تیمهایی مثل هائیتی و کوراسائو هم باز میشود. کوراسائو جزیرهٔ کوچکی است با کمتر از ۱۶۰ هزار نفر جمعیت که شاید همین یک بار شانس حضور در جام جهانی را پیدا کند.

همچنین کیپ ورد هم از قارهٔ آفریقا برای اولین بار به جام جهانی راه یافته است. باید اعتراف کنم حتی نام هیچکدام از این دو کشور را پیش از این نشنیده بودم.
مثل همیشه میزبانی و هزینهٔ برگزاری چنین رویدادهای بزرگی از چند سال پیش مورد بحث و انتقاد بوده است. بهخاطر دارم که مونترآل هم در بین شهرهای مورد بحث برای میزبانی بود، ولی منصرف شد. البته ونکوور هم در فکر انصراف از میزبانی بود که در نهایت تصمیم به برگزاری هفت مسابقه گرفت.
آنچه که در کنار هزینههای بالای میزبانی چنین رویدادهایی مطرح است به کنار، گویا فیفا، فدراسیون بینالمللی فوتبال، قراردادهای سفت و سخت، محدودکننده، یکطرفه و بعضاً غیرمنطقیای با شهرهای برگزارکننده دارد. در عین حال که تعویض چمن مصنوعی ورزشگاه بیسی پِلِیس با چمن طبیعی منطقی به ظر میرسد، فیفا انتظار دارد هیچ رویداد بزرگ دیگری در زمان برگزاری جام جهانی در آن شهر انجام نشود. صحبتهای زیادی در این مورد هست که گویا میزبانی جام جهانی مثل چک سفیدامضا دادن به فیفا است و تردید نیست که هزینههای برگزاری از ابتدای پیشبینی تا به الان بسیار بالاتر رفته است.
البته همیشه همزمان با آمادگی برگزاری این رویدادهای بزرگ بحث مزایای مختلف ازجمله جهش اقتصادی هم مطرح میشود. بهنحوی طرفداران این رویدادها هزینهها را با مزایای اقتصادی توجیه میکنند. ببینیم میزبانی در کشورهایی مثل کانادا و آمریکا که فوتبال یا ساکر هنوز هم محبوبترین ورزش در آنها نیست، چه پیامدی دارد.
مثل هر جام جهانی دیگری فهرستی از پیشبینیها و نکات جالب توجه وجود دارد، فوقستارهها، تازهواردها و غیره، که حالا نگاهی به برخی از آنها میاندازیم.

تازهواردها: در کنار کوراسائو و کیپ ورد، با توجه به افزایش سهمیهٔ قارهها ازجمله آسیا، دو تیم ازبکستان و اردن هم برای اولین بار در تاریخ خود به جام جهانی راه پیدا کردهاند؛ اردن، نایبقهرمان غیرمنتظرهٔ جام ملتهای آسیا، و ازبکستان که چند سالیست موی دماغ تیم ایران شده و نهتنها در چند بازی قبلی این دو تیم نباخته، بلکه ایران را شکست هم داده است. تردیدی نیست که این گامی بزرگ در رشد و پیشرفت این دو حریف آسیایی در آینده است.
غایب بزرگ: بزرگترین غایب این دوره بیتردید ایتالیا، قهرمان چهار دورهٔ این مسابقات، است که در عین ناباوری برای سومین دورهٔ پیاپی از راهیابی به جام جهانی باز مانده است. جالب است بدانید در دور پذیرش برای جام جهانی تیم نروژ که بههیچ عنوان افتخار و اعتبار ایتالیا را ندارد، در گروه اول شد. از این دردناکتر شاید باخت در بازی و شانس پایانی به تیم بوسنی و هرزگوین بود که اصلاً از نظر افتخار و اعتبار در ردهٔ ایتالیا نیست. وقتی حتی با افزایش سهمیهٔ تیمها ایتالیا نتوانسته به جام جهانی راه یابد، این نشانهٔ افول قابلتأملیست و نیاز به دگرگونی اساسی در ساختار و برنامهریزی فوتبال این کشور است.
شانس قهرمانی: در کنار قدرتهای سنتی مثل برزیل، آلمان و آرژانتین، گویا شانس زیادی برای اسپانیا و فرانسه پیشبینی شده است. اسپانیا قهرمان اروپاست که با اقتدار و بدون شکست به مسابقات راه یافته است. این تیم که سالها بازیهای زیبایی ارائه میداد، بالاخره طلسم قهرمانی را در جام جهانی ۲۰۱۰ شکست. حالا باید ببینیم در کنار قدرتهای سنتی چه تیم دیگری شگفتیآور خواهد شد.
وداع فوقستارهها: کریستیانو رونالدو و لیونل مسی، فوقستارههای قرن بیست و یکم، رکورد جدیدی با ششمین حضور خود در جام جهانی بهجا میگذارند. رقیبان چندسالهٔ بهترین بازیکن اروپا و جهان، گویا اینجا هم دست از رقابت بر نمیدارند. رهبری، قدرت، فوقستارهبودن و خلاقیت آنها میتواند وزنهٔ بزرگی برای تیمهای پرتغال و آرژانتین باشد. با توجه به سن آنها بعید میدانم در جام جهانی بعدی که چهار سال بعد خواهد بود، شرکت کنند. هرچند مخصوصاً رونالدو، از نظر آمادگی جسمانی شهرهٔ خاص و عام است، ولی بعید است حضور هفتمی در جام جهانی داشته باشد. روزگاری تیم پرتغال حتی از راهیابی به جام جهانی هم عاجز بود و بیتردید حضور پیاپی این تیم در جام جهانی و قهرمانی آنها در اروپا در سال ۲۰۱۶ حداقل تا بخشی مدیون رونالدو است.
لیونل مسی هم که به بزرگترین افتخار و آرزوی خود یعنی قهرمانی در جام جهانی در سال ۲۰۲۲ رسید و از این نظر از رونالدو جلو افتاد، هنوز برای خود وزنهای است که امکان دارد با یک گل از طریق ضربهٔ ایستگاهی یا پاس گل بتواند نتیجهٔ بازی را به نفع تیمش عوض کند. هر دوی این بازیکنان در لیگهای ردهٔ پایینتر مثل عربستان و آمریکا بازی میکنند، ولی کنار گذاشتنشان برای هر مربیای سخت است. مطمئنم فیفا هم از حضور آنها در جام جهانی بسیار خوشحال است. بیتردید برخی هواداران این دو به عشق دیدار آنها در آخرین جام جهانی به ورزشگاه خواهند آمد.

احتمال میرود که ژاپن و نروژ شگفتیآفرینهای این جام باشند، البته از اسکاتلند هم نباید گذشت که بعد از ۲۸ سال به جام جهانی برگشته و همچنین تیمهای آفریقایی هم همیشه جزو تیمهای بالاتر از حد انتظارند. نمونهٔ بارز آن مراکش که در دورهٔ قبل به مقام چهارم رسید.
شخصاً برای میزبانان شانس فوقالعادهای قائل نیستم. کانادا خوشحال خواهد بود که از گروه بالا بیاید و بعید میدانم آمریکا یا مکزیک از یکچهارم نهایی جلوتر بروند.
و اما در زمان تهیهٔ این مطلب هنوز وضعیت ویزای بازیکنان تیم ایران مشخص نیست؛ تیمی که نه اردوی تدارکاتی مناسبی داشته و نه بازی تدارکاتی مناسبی. کار به جایی رسید که بازیکنان بازی درونتیمی برگزار کردند. روزی حضور تیم ایران در جام جهانی باعث جشن و پایکوبی میشد، ولی حالا چهارمین حضور پیاپی در جام حتی سایهای از ذوق و شوق قدیم را برنمیانگیزد. در مورد تیم ایران پس از جام جهانی مقالهای خواهیم داشت.
بحث گرانی قیمتهای بلیت موضوع جدیدی نیست. وضعیت اقتصادی پیچیده در دنیا هم مزید بر علت شده تا از قرار معلوم استقبال از مسابقات کمتر از پیشبینیها باشد. در ونکوور، نمای کروی موزهٔ ساینس ورلد به شکل توپ رسمی مسابقات در آمده و یکی از نمادهای ماندگار این جام خواهد شد.
باید صبر کرد و دید که عشق به این بازی زیبا و طرفداری از تیمها و ستارههای محبوب در نهایت کار خود را میکند و مردم را به خیابان و ورزشگاهها میکشاند، یا خیر. بهنظر من که در آمریکا و کانادا که جمعیت بسیاری از ملیتهای مختلف وجود دارد، در دقیقهٔ آخر بسیاری به تشویق تیم خود خواهند پرداخت.