بازخوانی دکترین «گزینهٔ سامسون» در میانهٔ جنگ هولناک آمریکا و اسرائیل با ایران
مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور
«بالکن گُلدا» (Golda’s Balcony)، محصول سال ۲۰۰۷، اثری سینمایی در سبک درام تاریخی و بیوگرافی است که بر اساس نمایشنامهای مشهور بههمین نام اثر ویلیام گیبسون ساخته شده است. این فیلم بهکارگردانی جرمی کاگان و با محوریت بازی خیرهکنندهٔ ولری هارپر، به یکی از تاریکترین و سرنوشتسازترین لحظات تاریخ معاصر خاورمیانه میپردازد: دوران نخستوزیری گُلدا مئیر (Golda Meir) و بهویژه بحران جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳.
این اثر بیش از آنکه یک روایت جنگی کلاسیک باشد، یک درام روانشناختی است که در اتاقهای دربسته و راهروهای قدرت اتفاق میافتد. فیلم به بازخوانی میراث زنی میپردازد که از میان فقر در روسیه و زندگی در میلواکی به یکی از قدرتمندترین و در عین حال بحثبرانگیزترین زنان جهان تبدیل شد. «بالکن گُلدا» به ما نشان میدهد که چگونه یک رهبر، در میانِ استیصال ناشی از شکست نظامی، به گزینهای فکر میکند که میتواند بهمعنای پایان تمدن بشری باشد.
خلاصهٔ داستان
روایت فیلم در اکتبر ۱۹۷۳ و با حملهٔ غافلگیرانه ارتشهای مصر و سوریه به اسرائیل آغاز میشود. اسرائیل که پس از جنگ ششروزهٔ ۱۹۶۷ در نوعی غرور نظامی کاذب به سر میبرد، ناگهان خود را در آستانهٔ سقوط میبیند. خطوط دفاعی در صحرای سینا و بلندیهای جولان در حال فروپاشی است و گزارشهای نظامی حاکی از آن است که نیروهای دشمن بهزودی به مراکز پرجمعیت رخنه خواهند کرد.
در مرکز این آشوب، گُلدا مئیر ۷۵ ساله، که همزمان در حال مبارزه با بیماری سرطان است، باید برای مقابله با این حمله تصمیم بگیرد. فیلم از طریق فلشبکهایی به گذشتهٔ او، مسیر بهقدرترسیدنش را مرور میکند، اما تنش اصلی در «زمان حال» فیلم جریان دارد؛ جایی که گُلدا میان دو فشار خردکننده قرار گرفته است: از یک سو ژنرالهای ناامیدش که از نابودی «معبد سوم» (اصطلاحی برای کشور اسرائیل) سخن میگویند و از سوی دیگر، دولت آمریکا که برای ارسال کمکهای نظامی تعلل میکند. در اینجاست که او به سراغ ترسناکترین برگ برندهٔ خود میرود: تسلیحات هستهای مخفی در دیمونا.

«گزینهٔ سامسون»؛ استراتژی نابودی متقابل
نام فیلم، «بالکن گُلدا»، استعارهای دوگانه است. بالکن اول، بالکن خانهٔ او در تلآویو است که از آنجا دریای مدیترانه را تماشا میکرد. اما بالکن دوم، نامیست که کارکنان مرکز دیمونا به مرکز کنترل تأسیسات هستهای داده بودند. دلیل این نامگذاری، حضور پرتکرار گُلدا مئیر در کنار رهبران نظامی اسرائیل برای پایش پیشرفت مخفیانهٔ توان هستهایشان بود.
در قلب این فیلم، مفهوم «گزینهٔ سامسون» (Samson Option) قرار دارد. این اصطلاح از داستان اساطیری سامسون در عهد عتیق (کتاب مقدس یهودیان) گرفته شده است؛ پهلوانی که وقتی بهدست فلسطینیان اسیر و کور شد، ستونهای معبد را فرو ریخت تا خود و دشمنانش را همزمان زیر آوار دفن کند. در دکترین نظامی اسرائیل، این گزینه بهمعنای استفاده از سلاح هستهای بهعنوان آخرین راهحل برای جلوگیری از نابودی کامل کشور است.
فیلم بهطرز تکاندهندهای نشان میدهد که گُلدا مئیر چگونه دستور آمادهباش هستهای را صادر کرد. او میدانست که اگر جهان بداند اسرائیل در حال مسلحکردن موشکهای «جریکو» به کلاهکهای هستهای است، موازنهٔ قدرت تغییر خواهد کرد. این نهتنها پیامی برای قاهره و دمشق بود، بلکه بیش از همه، هشداری صریح به واشینگتن و هنری کسینجر محسوب میشد: «اگر به ما کمک نکنید تا در جنگ متعارف پیروز شویم، ما منطقه را با خود به کام آتش خواهیم کشید.»

در دیالوگهای فیلم از قول گلدا مئیر بهوضوح به این نکته اشاره میشود که در صورت چنین حملهای احتمالاً اتحاد جماهیر شوروی به تلآویو حملهٔ هستهای میکند، و سپس آمریکا آن حمله را تلافی میکند و جهان وارد جنگ جهانی هستهای میشود.
البته باید اشاره کرد که فیلمنامهٔ این فیلم که بر اساس نمایشنامهای با همین نام نوشته شده است، هرچند با الهام از رخدادهای واقعی جنگ یوم کیپور نوشته شده، ولی مهمترین بخش آن که به تهدید استفادهٔ اسرائیل از سلاح هستهای در صورت تعلل آمریکا برای کمک نظامی در مکالمهٔ تلفنی گلدا مئیر با کیسینجر میپردازد، هیچگاه در اسناد رسمی منتشرشده از آن دوران دیده نشده است و اساساً سیاست رسمی اسرائیل در طول سالیان اظهارنظرنکردن دربارهٔ داشتن یا نداشتن سلاحهای هستهای بوده است.
از سوی دیگر، برخی روزنامهنگاران ازجمله سیمور هرش، ادعا کرده بودند که ایالات متحده با استفاده از تصاویر ماهوارهای و بدون تهدید لفظی از سوی مئیر، متوجه شده بود که اسرائیل موشکهایش را به سلاح هستهای تجهیز و برای شلیک آماده کرده است و بعد از آن بود که تصمیم گرفت به اسرائیل در جنگ کمک کند.

تحلیل و تطبیق این فیلم با تنشهای امروز: ایران، اسرائیل و آمریکا
تماشای «بالکن گُلدا» در شرایط کنونی، درحالیکه تنشهای میان ایران و اسرائیل به سطحی بیسابقه رسیده، و حتی گزارشهایی از هدفقرارگرفتن شهر دیمونا با موشکهای ایرانی منتشر شده، معنایی متفاوت پیدا میکند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سایهٔ «گزینهٔ سامسون» بار دیگر بر سر خاورمیانه سنگینی میکند.
سیاست ابهام هستهای
فیلم بهخوبی نشان میدهد که اسرائیل چگونه از «ابهام» بهعنوان سلاح استفاده میکند. امروز نیز، در تقابل با برنامهٔ هستهای ایران، این ابهام هستهای اسرائیل یکی از محورهای اصلی بازدارندگی در منطقه است. فیلم به ما یادآوری میکند که این بازدارندگی نه بر اساس صلح، بلکه بر پایهٔ «ترس از نابودی مطلق» بنا شده است.
نقش آمریکا بهعنوان میانجی و متحد
در فیلم، کشمکش گُلدا با دولت نیکسون و هنری کسینجر بر سر ارسال تسلیحات، شباهت عجیبی به چالشهای فعلی میان دولتهای تلآویو و واشنگتن دارد. همانطور که گُلدا از «گزینهٔ سامسون» برای وادارکردن آمریکا به مداخله استفاده کرد، امروز نیز بحثهای مربوط به عبور ایران از خط قرمزهای هستهای، فشار مضاعفی را بر آمریکا وارد میکند تا میان حمایت نظامی تمامعیار یا ریسک یک جنگ هستهای منطقهای، یکی را برگزیند.

روانشناسی رهبری در بحران
یکی از نقاط قوت فیلم، نمایش تنهایی یک رهبر در لحظهٔ تصمیمگیری است. گُلدا مئیر در فیلم میگوید: «ما سلاحی داریم که هرگز نمیخواهیم از آن استفاده کنیم، اما اگر مجبور شویم، از آن برای دفاع از حق بقایمان استفاده خواهیم کرد.» این منطق، دقیقاً همان چیزی است که امروز در لایههای زیرین لفاظیهای نظامی میان تهران و تلآویو شنیده میشود.
نقد ساختاری و هنری
از منظر هنری، «بالکن گُلدا» یک شاهکار در بازیگری تکنفره (Monodrama) در قالب سینماست. ویژگی منحصربهفرد این فیلم، بازی خیرهکنندهٔ ولری هارپر است که نهتنها نقش گُلدا مئیر را ایفا میکند، بلکه با تغییر صدا و لحن، در نقشهای کلیدی دیگر مانند پادشاه اردن، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی آمریکا، فرماندهان نظامی اسرائیلی مانند موشه دایان، دستیار و همسرش نیز ظاهر میشود. او زنی را به تصویر میکشد که در عین حال که میتواند از نوهاش مراقبت کند و برای سربازانش سوپ بپزد، قادر است دستور شلیک موشکهای ویرانگر اتمی را نیز صادر کند.
با این حال، فیلم از منظر تاریخی ممکن است در این زمینهها مورد نقد قرار گیرد:
- تقدسگرایی چهرهٔ گُلدا: فیلم تا حد زیادی به جنبههای انسانی و قهرمانانهٔ مئیر میپردازد و کمتر به انتقاداتی که در داخل اسرائیل به او بابت نادیدهگرفتن هشدارهای اطلاعاتی قبل از جنگ یوم کیپور وارد شد، توجه میکند.
- نگاه یکسویه: مانند بسیاری از آثار بیوگرافی تولیدشده در غرب، نگاه بهطرف مقابل (اعراب در آن زمان و بهتبع آن دشمنان فعلی) کمی سطحی و در حاشیه است. مخاطب تنها ترس و اضطراب طرف اسرائیلی را حس میکند، بدون آنکه ریشههای تاریخی درگیری را از دیدگاه طرف مقابل ببیند.

اما از نظر تکنیکی، نورپردازی تیره و فضاهای بستهٔ فیلم، در کنار استفاده از تصاویر تاریخی در پسزمینه بهخوبی حس خفقان و فشار روانی ناشی از جنگ را منتقل میکند. موسیقی متن فیلم نیز با استفاده از نغمههای حزنانگیز یهودی، بر جنبههای تراژیک داستان تأکید دارد.
چرا این فیلم را باید دید؟
در دورانی که اخبار مربوط به حملات پهپادی، موشکهای بالستیک و تهدیدات هستهای به بخشی از زندگی روزمرهٔ ما تبدیل شده، «بالکن گُلدا» یک کلاس درس در تاریخ سیاسی است. این فیلم به ما نشان میدهد که:
- جنگها چگونه در اتاقهای فکر شروع و تمام میشوند.
- چگونه تسلیحات کشتار جمعی، نه برای استفاده، بلکه بهعنوان ابزار چانهزنی دیپلماتیک به کار میروند.
- و در نهایت، چگونه تصمیم یک فرد میتواند سرنوشت نسلهای متمادی را تغییر دهد.
این اثر برای مخاطب ایرانی که امروز در قلب این تنشهای ژئوپلیتیک زندگی میکند، میتواند دریچهای باشد برای درک ذهنیت امنیتی طرف مقابل. «گزینهٔ سامسون» تنها یک اصطلاح نظامی نیست، بلکه یک جهانبینی است که در آن «بقای یک ملت» به قیمت «فنای دیگران» توجیه میشود. هرچند در طرف مقابل جنگ کنونی، بهنظر میرسد جمهوری اسلامی هم در حال بهکارگیری گزینهای مشابه، شاید با نام دیگری، برای بقای حکومت استبدادیاش بهبهای تخریب کشور ایران و مردمانش، است.

در پایان
«بالکن گُلدا» فیلمی است دربارهٔ انتخابهای غیرممکن. این فیلم به ما هشدار میدهد که وقتی دیپلماسی شکست میخورد و رهبران در گوشهٔ رینگ گرفتار میشوند، گزینههایی روی میز قرار میگیرد که تصورشان هم لرزه بر اندام میاندازد. در دنیای امروز که رقابتهای هستهای و جنگهای نیابتی میان ایران، اسرائیل و آمریکا به اوج خود رسیده، این فیلم بیش از هر زمان دیگری زنده و معاصر به نظر میرسد.
این فیلم نهتنها پرترهای از یک زن قدرتمند است، بلکه آینهای است که در مقابل وضعیت بحرانی جهان امروز گرفته شده است. اگر بهدنبال درک ریشههای بازدارندگی هستهای در خاورمیانه و داستان پشتپردهٔ جنگ یوم کیپور هستید، «بالکن گُلدا» انتخابی بیبدیل است.
این فیلم را میتوانید بهرایگان از طریق سرویس پخش آنلاین فیلم توبی تماشا کنید.