جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او 

دکتر فرشید سادات‌شریفی* – کیچنر

دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی… شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید… بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»

هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

کودکی در کنارِ حوضِ کاشی

جلال خالقی مطلق در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ (۱۱ سپتامبر ۱۹۳۷) در تهران در خانواده‌ای اصیل و به‌قول خودش با آزادیِ نسبی، به‌دور از تعصبات خشکِ سنتی متولد شد. او دوران دبستان را در مدرسهٔ نوشیروان در خیابان مولوی و دبیرستان را در مدرسهٔ مروی در خیابان ناصرخسرو گذراند؛ جایی‌که ریاست انجمن ادبی را بر عهده داشت و برای روزنامهٔ دیواریِ مدرسه، مطالب گوناگون می‌نوشت.

دوران کودکی او در تهرانی گذشت که هنوز هوایی صاف داشت و قلهٔ همیشه پوشیده از برفِ البرز چون پیری با ابهت به شهر می‌نگریست. در حیاط خانه‌شان حوض‌خانه و کاشی‌هایی از عکسِ شاهانِ قدیم بود که نامشان را بالای شانه‌شان نوشته بودند؛ چهره‌هایی مصیبت‌زده که جلالِ کودک بارها آن‌ها را در خواب می‌دید. او در رؤیا می‌دید که ضحاک با مارهای روی شانه‌اش از کاشی بیرون می‌آید، دور حوض شلنگ‌تخته می‌اندازد، توی آبِ حوض می‌شاشد و سپس جسدِ بادکردهٔ ماهی‌های سرخ روی آب شناور می‌ماند.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

این حساسیتِ عمیق به زیبایی و اندوهِ ازدست‌رفتنِ آن، از همان خردسالی در او هویدا بود. وقتی پدربزرگش درگذشت، سمسارِ محل، گلدان‌های بزرگِ نارنجِ حیاطشان را دانه‌ای پنج ریال خرید. جلالِ کوچک پشت سر باربری که گلدان‌ها را می‌برد تا دمِ سمساری رفت و آنجا با نگاهش با درختان خداحافظی کرد. چند روز بعد که گلدان‌ها از جلوی دکان ناپدید شدند و تنها «سایه‌ای معطر» از خود بر جای گذاشتند، او همهٔ راه را تا خانه لِی‌لِی کرد و با قلبی که به‌شدت می‌تپید و با چشمانی گریان، به دیوار تکیه داد.

نخستین آشنایی‌های او با فردوسی در همین سال‌ها شکل گرفت. پسردایی‌اش در خانهٔ پدربزرگ، حین تمرین کشتی در زورخانه، با صدای بلند از روی داستان رستم و اشکبوس می‌خواند و جلالِ نوجوان مجذوبِ تصویرِ پهلوان در حال رهاکردنِ تیر می‌شد. اما روحِ لطیفِ او با عاشقانه‌های حزن‌انگیزِ مردِ مستی که نیمه‌شب‌ها در کوچه‌شان غزل می‌خواند، و نیز با خواندنِ داستان امیر ارسلان برای زنِ زیبایی به‌نام آفاق، که هنگام شانه‌زدن به گیسوانِ مشکی‌اش در آینه لبخندی به او می‌زد، صیقل یافت؛ لحظاتی که خالقی بعدها از آن‌ها به‌عنوان «نخستین دق‌الباب‌های عشق بر دریچهٔ قلبِ کوچک من» یاد می‌کرد.

ابزارهای یک پژوهشگر و کشفِ صدای راستین

خالقی پس از دریافت دیپلم، در سال ۱۳۳۷ برای ادامهٔ تحصیل عازم آلمان شد. او در دانشگاه کلن در سه رشتهٔ شرق‌شناسی، مردم‌شناسی، با تمرکز بر اسطوره‌های قوم مایا و سرخ‌پوستان و ژرمن‌شناسی ثبت‌نام کرد و در سال ۱۳۴۹ موفق به اخذ درجهٔ دکترا شد.

این ترکیبِ بی‌نظیرِ رشته‌های تحصیلی، ابزاری جامع در اختیار او قرار داد. مردم‌شناسی به او درکِ عمیقی از چگونگیِ ساختِ اسطوره‌ها بخشید و ژرمن‌شناسی او را با روش‌های دقیق و بی‌رحمانهٔ علمیِ اروپایی در نقد و تصحیح انتقادیِ متون آشنا کرد.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

رسالهٔ دکترای او با عنوان «زنان در شاهنامه»، اثری پیشگامانه بود که خوانش‌های مردسالارانه از این حماسه را در هم شکست. او در این پژوهش با رویکردی علمی ثابت کرد که بسیاری از ابیاتِ به‌شدت زن‌ستیزانه، مانند بیتِ معروف «زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به»، اصلاً سرودهٔ سرایندهٔ توس نیستند، بلکه الحاقاتی‌اند که کاتبانِ متأخرِ مردسالار به متن افزوده‌اند.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

جراحیِ یک شاهکار: روش‌شناسی و کشف حقیقت

پیش از خالقی مطلق، وضعیتِ متنِ شاهنامه آشفته بود. چاپ‌های شناخته‌شده‌ای چون چاپ کلکته، چاپ ژول مُل (Jules Mohl)، و حتی چاپ معروف مسکو هیچ‌کدام پاسخگوی نیازهای پژوهش علمی نبودند. به‌قول آلفرد هاوسمن، تصحیح متن نیازمندِ آمیزه‌ای از «علم» برای شناختِ غلط‌ها و «هنر» برای اصلاحِ آن‌هاست؛ خصیصه‌ای که خالقی مطلق در اوجِ کمال دارا بود.

در طولِ قرون، کاتبانی که کتاب را استنساخ می‌کردند، بارها متن را تغییر داده بودند؛ آن‌ها واژگانِ کهن را با کلماتِ روزمره جایگزین کرده و هزاران بیتِ جعلی برای بسطِ داستان‌ها یا تحمیلِ عقایدِ خود وارد کرده بودند، تا جایی که حجمِ شاهنامه از حدود ۴۹ هزار بیت در کهن‌ترین نسخه‌ها، به بیش از ۵۵ هزار بیت در دست‌نویس‌های متأخر رسیده بود.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

خالقیِ مطلق با صرفِ یک دهه از عمر خود (۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰) بیش از ۵۰ نسخهٔ خطی را در سراسر جهان ارزیابی کرد. او در نهایت دست‌نویس فلورانس مورخ ۶۱۴ هجری (1217 CE) را به‌عنوان متنِ پایه برگزید. روشِ انقلابیِ او در تصحیح، استفاده از اصلِ «نویسشِ دشوارتر» بود. او معتقد بود چون کاتبان پیوسته لغاتِ سخت و باستانی را به لغاتِ ساده تغییر می‌دادند، پس هرگاه در میان نسخه‌ها به واژهٔ دشوارتر و کهن‌تری بربخوریم، آن واژه به‌احتمال زیاد به‌قلمِ اصیلِ فردوسی نزدیک‌تر است.

او با این جراحیِ دقیق، هزاران بیت الحاقی، ازجمله شعرهای جعلیِ نژادپرستانه‌ای چون «چو بخت عرب بر عجم چیره گشت / همه روز ایرانیان تیره گشت» را که از لحاظ سبکی، زبانی، و وزنی کاملاً با قلمِ فردوسی بیگانه بودند، شناسایی و از متن اصلی خارج کرد.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

رنجِ سی‌ساله و ترس از مرگ

کارِ پیرایشِ متن از سال ۱۹۸۰ آغاز شد. خالقی در این مسیر، هراسی عمیق و وجودی را تجربه کرد؛ هراسی دقیقاً شبیه ترسِ خودِ فردوسی که در چهل‌سالگی نگرانِ فرارسیدنِ مرگ پیش از اتمامِ اثر بود و سرود: «مگر خود درنگم نباشد بسی / بباید سپردن به دیگر کسی». خالقی نیز که در آغاز این مرحله بیش از ۴۰ سال داشت، می‌ترسید عمرش کفاف ندهد. او برای اتمام این کار، روزی ۱۰ ساعت و هفته‌ای ۷ روز، بدون هیچ تعطیلی در روزهای شنبه، آدینه، عید و عزا، کار می‌کرد.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

او در مراسم رونماییِ چاپ اول شاهنامه در تهران (۱۳۸۶) با صدایی بغض‌آلود گفت: «بزرگ‌ترین محرومیت در میانِ خانواده زیستن و خانواده را ندیدن بود. بزرگ‌ترین محرومیت این بود که بزرگ‌شدنِ بچه‌ها را ندیدم. ولی با همهٔ این احوال، این سال‌ها برایم سال‌های لذت هم بود… در کار تصحیح، از جملات و واژه‌های شاعر در می‌گذریم و با حرف حرفِ او سروکار داریم. گاهی خودمان را چنان نزدیک به او می‌بینیم… که انگار با او گفت‌وگو می‌کنیم… من در این سال‌ها بود که متوجه شدم سال‌های زندگی مهم نیست، زندگی در سال‌ها مهم است».

حاصل این رنج، چاپ نخستِ شاهنامه در ۸ دفتر بود که با همکاری پژوهشگرانی چون محمود امیدسالار و ابوالفضل خطیبی به سرانجام رسید. دانشنامهٔ ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica) دربارهٔ این اثر نوشت که تاکنون هیچ متنِ فارسی‌ای با چنین دقتِ کلمه‌به‌کلمه‌ای ارزیابی نشده است. اما خالقی محققی پویا بود؛ هنگامی‌که در سال ۱۳۸۴ دست‌نویسِ جدید و بسیار مهمی در کتابخانهٔ سن‌ژوزف بیروت کشف شد، او مجدداً دست‌به‌کار شد و در سال ۱۳۹۳ دومین پیرایشِ شاهنامه را با بهره‌گیری از این دست‌نویسِ ارزشمند منتشر ساخت.

فیلسوفِ حماسه و خطرِ نازَمان‌اندیشی

دکتر خالقی مطلق تنها یک تکنسینِ واژگان نبود؛ او فیلسوفِ حماسه بود. او بارها دربارهٔ خطرِ «نازَمان‌اندیشی» هشدار داد؛ اینکه متون باستانی را با عینکِ اخلاقیاتِ قرن بیست و یکم قضاوت کنیم.

او در سخنرانی‌هایش با مقایسه‌ای درخشان میان حماسه‌های هومر و شاهنامه، نشان داد که خدایان یونانی همچون انسان‌ها «خاکشیرمزاج» و رشوه‌پذیرند، درحالی‌که در شاهنامه، ایزدِ یکتا هرگز از کردارِ بدِ اشخاصی چون افراسیاب چشم‌پوشی نمی‌کند و نمایانگر تبلور اخلاق ایرانی است. هنگامی که مستشرقانی چون تئودور نولدکه از گریستنِ پهلوانانِ ایرانی تا جایی که «زمین گل می‌شود» انتقاد می‌کردند، خالقی مطلق این را نمادِ انسانیت و روحِ لطیفِ حماسهٔ ایران می‌دانست و از فریدریش روکرت (Friedrich Rückert) نقل می‌کرد: «هومر کمی بیشتر جسم دارد، ولی شاهنامه خیلی بیشتر روح دارد».

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

او همچنین جسارتِ فروریختنِ بت‌های تثبیت‌شده را داشت. درحالی‌که ایرانیان عموماً رستم را قهرمانِ بی‌عیب‌ونقص می‌دانند، او به دفاع از اسفندیار برخاست: «اسفندیار یک پهلوان بدوی نیست. در رستم، برخی عناصر بدوی باقی مانده است، مانند پرخوری، پرحرفی، و می‌گساری. اسفندیار، از سوی دیگر، پهلوان متفکر شاهنامه است برخلاف تحلیل‌های نادرست از شخصیت او در زبان فارسی که ادعا می‌کنند او فقط به جنگ فکر می‌کند».

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

تفنن‌های ادبی و گنجشک‌های پکن

خالقی در کنارِ پژوهش‌های طاقت‌فرسا و نگارشِ ۶۵ مدخل برای دانشنامهٔ ایرانیکا، قریحه‌ای زلال در داستان‌نویسی داشت. نثر او به شفافیتِ متونِ کلاسیکِ نظامی پهلو می‌زد. از او رمان کوتاهِ تن‌کامانه‌ای به‌نام «افسانهٔ مرغ عشق» با تیراژ محدود ۵۰ نسخه منتشر شد که در آن به‌ظرافت به مضامینِ عشقِ کودکی و مرگ پرداخته است.

اما داستانِ تمثیلیِ «گنجشک‌های پکن» نمایانگرِ جهان‌بینیِ سیاسیِ عمیقِ اوست. در این داستان، راوی در برابر گورستانی، پیرمردی را می‌بیند که گنجشک‌هایی را برای «خیرات و مبرات» می‌فروشد. رهگذران پرندگان را می‌خرند و آزاد می‌کنند، اما گنجشک‌ها تنها تا شاخهٔ درختِ مجاور پرواز کرده و چرت می‌زنند. گدایی فاش می‌کند که پیرمرد، میله‌های قفس و دانهٔ پرندگان را به تریاک آغشته کرده است؛ گنجشک‌های خمار و معتاد، وقتی درِ قفس باز می‌شود، با پای خود به زندان بازمی‌گردند و حتی پرندگانِ آزاد را نیز با خود به بند می‌کشند. این روایت با اخبارِ روزنامه‌ای دربارهٔ معاملات رهبران غربی با چین بر سر آزادیِ موقتِ زندانیان سیاسی گره می‌خورد و تصویری تلخ از چرخه‌های استبداد ارائه می‌دهد.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

پردهٔ آخر و ادای دینِ جاودانه

در سال‌های پایانیِ عمر، بیماریِ عصبی توانِ جسمیِ او را تحلیل برد. اما او با همان نظمی که متونِ کهن را سامان می‌داد، پایانِ راهِ خود را نیز برنامه‌ریزی کرد. در شهریور ۱۴۰۴ (سپتامبر ۲۰۲۵)، درست چند ماه پیش از مرگ، او تمام آرشیو، پیش‌نویس‌ها، و ۱۷ زونکنِ یادداشت‌های گران‌بهای خود را به دپارتمان ایران‌شناسی دانشگاه هامبورگ اهدا کرد تا اندیشهٔ او، چون اندیشهٔ فردوسی، برای آیندگان قابل‌واکاوی باشد.

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

دکتر جلال خالقی مطلق، با وجودِ جایگاهِ بی‌بدیلش، به‌شدت فروتن بود. او در شبِ مجلهٔ بخارا گفت: «ما خادمان باید از فرهنگ ایران سپاسگزاری کنیم. ما هر چه داریم مدیون این فرهنگ هستیم. ما طلبکار این فرهنگ نیستیم؛ بلکه بدهکار آنیم، عمیقاً بدهکار. اگر من چهل سال روی یک شاهکار کار کردم، دیگران جانشان را برای خلق آن گذاشته‌اند». او در مراسم رونماییِ کتابش به جملهٔ حک‌شده بر گورِ ویلی برانت، صدراعظم آلمان از ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴، اشاره کرد: «ما سعی خودمان را کردیم» و آن را با این بیتِ جان‌سوزِ سعدی آمیخت: «غرض نقشی است کز ما بازماند / که هستی را نمی‌بینم بقایی».

جنگلبانِ پیرِ ادبِ فارسی، دِینِ خود را به ایران‌زمین تمام و کمال ادا کرد و صدای راستینِ فردوسی را پس از قرن‌ها غبار، خالصانه به ما بازگرداند. او عشقِ ابدیِ خود به این آب و خاک را با رباعیِ میهنیِ خویش چنین در تاریخ ثبت کرد:

«ایران غمِ تو چو بر دلم رای کند / کارِ دمِ نی‌نواز با نای کند

هر گوشهٔ تو که اجنبی جای کند / صد گوشهٔ جسم و جانِ من وای کند»

جنگلبانِ روحِ ایرانی: پرتره‌ای از جلال خالقی مطلق، به‌مناسبت درگذشت او
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - 
دکتر خالقی مطلق روزی در توصیف گسترهٔ بی‌بدیلِ شاهنامه تمثیلِ بی‌نظیری به کار برد: «فرض کنید که شما صاحب یک باغچه هستید که خیلی زیباست. شما با یک نگاه می‌توانید زیبایی این باغچه را درک کنید. درست مثل رباعیات خیام. اما گاهی اوقات شما صاحب یک باغ هستید که دیگر با یک نگاه نمی‌توانید زیبایی آن را درک کنید. باید چند روزی در این باغ وقت صرف کنید تا زیبایی باغ را درک کنید. درست مثل غزلیات حافظ، بوستان، گلستان و غزلیات سعدی... شاهنامه، جنگلی است که همیشه بر شما تسلط دارد و سال‌ها باید در این جنگل حرکت کنید و مطالعه کنید تا بر روی آن مسلط شوید. حتی سال‌های اول در این جنگل گم می‌شوید... بنابراین یکی باغچه‌بان است، یکی باغبان‌است و یکی جنگلبان است و من بیشتر از ۵۰ سال است که جنگلبانی می‌کنم!»
هنگامی که این استادِ یگانه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶) در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در شهر هامبورگ آلمان درگذشت، جهانِ فرهنگ و ادبِ ایران یکی از بزرگ‌ترین «جنگلبانان» خود را از دست داد. او برجسته‌ترین شاهنامه‌پژوه، زبان‌شناس، و مصحّحِ دوران معاصر بود که بیش از نیم قرن از عمرِ پربار خود را با دقتی راهب‌گونه صرفِ پیراستنِ حماسهٔ ملی ایران از تحریفات، الحاقات، و تصرفاتِ هزارسالهٔ کاتبان کرد. او تنها یک لغت‌شناس نبود؛ او پاسدارِ آرمان معنویِ ایران، یعنی پیروزی نیکی بر بدی، بود...
#ادبیات #هنر #جلال_خالقی_مطلق #شاهنامه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری


*دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.

کتاب‌نامه و منابع

۱. امیدسالار، محمود. «خالقی مطلق و فن تصحیح متن در ایران». مجلهٔ بخارا، سال سیزدهم، شمارهٔ ۷۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۹، صص ۲۱۶-۲۱۱. (این مقاله شامل نقل‌قولی از کتاب «سی و دو مقاله در نقد و تصحیح متون ادبی» تألیف دکتر محمود امیدسالار، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تهران ۱۳۸۹ است.)

۲. خالقی مطلق، جلال. «ادای دین به فردوسی و شاهنامه» (متن سخنرانی دکتر جلال خالقی مطلق در جشن رونمایی شاهنامهٔ فردوسی). مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران. (این متن که حاوی خاطرات ایشان از روند تصحیح و ترس از ناتمام ماندن کار است، از روی فایل پی‌دی‌اف ارائه‌شده و نشریات مرتبط استخراج شده است.)

۳. دهباشی، علی. «گفت‌وگو با دکتر جلال خالقی مطلق». [مصاحبه‌گر: علی دهباشی]. چاپ‌شده در نشریات فرهنگی (مجموعهٔ مصاحبه‌های مجلهٔ بخارا / کلک). (این مصاحبهٔ مفصل حاوی خاطرات دوران کودکی در تهران، مدرسهٔ مروی، و دیدگاه‌های ایشان دربارهٔ وضعیت ایران‌شناسی و زبان فارسی است).

۴. افشار، ایرج. «سخنرانی در مراسم رونمایی شاهنامهٔ فردوسی (به‌تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق)». مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۶. (مبتنی بر فایل صوتی و متن پیاده‌سازی‌شدهٔ سخنرانی زنده – توسط نگارنده برای استفاده در این مقاله – که در آن به تاریخچهٔ تصحیح شاهنامه و اهمیت کار دکتر خالقی اشاره شده است.)

۵. محجوبی، حسام. «جلال خالقی مطلق؛ ۵۰ سال شاهنامه‌پژوهی و کتاب اروتیکی که در ۵۰ نسخه منتشر شد». منتشرشده در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ (۳ مارس ۲۰۲۶). (منبع پیش‌نویس و یادداشت‌های روزنامه‌نگاری دربارهٔ ابعاد مختلف زندگی و آثار ایشان ازجمله داستان‌های کوتاه و نمایشنامه‌ها)

۶. دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا (نسخه فارسی). مدخلِ «جلال خالقی مطلق».

پیوند مستقیم:

https://fa.wikipedia.org/wiki/جلال_خالقی_مطلق

(این مدخل شامل اطلاعات دقیق بیوگرافیک و سال‌شمار زندگی ایشان است که توسط نزدیکان و شاگردان ایشان به‌روزرسانی شده است.)

۷. دانشنامهٔ ایرانیکا (Encyclopædia Iranica). * پیوند مستقیم: https://iranicaonline.org

(دکتر خالقی مطلق مؤلف بیش از ۶۵ مدخل تخصصی در این دانشنامه بوده‌اند و ارزیابی‌های علمیِ این بنیاد از تصحیح شاهنامهٔ ایشان، از معتبرترین مراجع دانشگاهی جهان به شمار می‌رود.)

ارسال دیدگاه