کارنی در جست‌وجوی راهی برای اجتناب از نبرد نابرابر اقتصادی

سیما غفارزاده – ونکوور

سه‌شنبهٔ این هفته، ۷ اکتبر ۲۰۲۵، مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر در کاخ سفید دیدار کردند.

این‌بار به نظر می‌رسد دو رهبر تصمیم گرفته‌اند روابط تجاری پرتنش میان دو کشور را از مرحلهٔ شعار و تقابل به‌سمت گفت‌وگوهای عملی و سازنده هدایت کنند. گرچه هنوز هیچ توافق رسمی‌ای امضا نشده، فضای دیدار به‌طرز چشمگیری با لحن تند نشست‌های پیشین تفاوت داشت، و ظاهراً زمینه را برای مرحله‌ای تازه از گفت‌وگوها که بیشتر بر پیشرفت‌های تدریجی استوار است، فراهم کرده است.

دو طرف توافق کرده‌اند تدوین توافق‌نامه‌هایی را آغاز کنند؛ و آن‌ها را از صنایع فولاد، آلومینیوم و خودروسازی شروع کنند. کارنی تأکید کرد که این گفت‌وگوها هنوز به مرحلۀ تعهدات مشخص نرسیده‌اند، اما آن را چرخشی مهم به‌سوی همکاری دانست. ترامپ نیز لحنی آشتی‌جویانه اتخاذ کرد و قول داد «با کانادا منصفانه رفتار کند»، هرچند همچنان از نظام تعرفه‌ای خود به‌عنوان اهرمی برای تضمین «تجارت متوازن» دفاع کرد. البته ترامپ با وجود اینکه از لحن تند گذشته فاصله گرفته و بر تمایل به دوستی با کانادا تأکید کرده، همچنان ایدهٔ پیوستن کانادا به ایالات متحده را به‌عنوان یک گزینه مطرح کرد، و در مقابل کارنی با تأکید بر استقلال و حاکمیت کانادا، این پیشنهاد را رد کرد.

با وجود نشانه‌های گرمی روابط، تعرفه‌های آمریکا بر فولاد، آلومینیوم و خودروهای کانادایی همچنان پابرجاست. کارنی اذعان کرد که برای متقاعدکردن واشنگتن به رفع محدودیت‌ها «هنوز کار بیشتری لازم است». البته هر دو دولت از پاسخ‌دادن به این پرسش طفره رفتند که آیا توافق‌نامۀ جامع آمریکا-مکزیک-کانادا (USMCA) در شکل فعلی خود باقی خواهد ماند یا جای خود را به مجموعه‌ای از توافق‌های دوجانبه خواهد داد.

مارک کارنی در کنفرانس خبری کوتاهی گفت که دیدار با ترامپ را باید «آغاز فرایندی صبورانه و گام‌به‌گام» دانست و چندین بار تأکید کرد که «در حال کار بر روی سازوکارها هستیم». هدف از این موضع‌گیری، به نظر می‌رسد مدیریت انتظارات در داخل کاناداست؛ جایی که صاحبان صنایع و دولت‌های استانی خواستار کاهش ملموس تعرفه‌هایی‌اند که هزینه‌های تولید را بالا برده و صادرات را تضعیف کرده است. در همین حال، پیِر پوئلیور، رهبر محافظه‌کاران، از دیدار کارنی با ترامپ انتقاد کرد و پرسید چرا نخست‌وزیر کانادا در واشنگتن تا این حد از ترامپ تمجید کرده است! او گفت کارنی در حال «فروش حقوق کارگران صنعت خودروسازی» است و از اینکه نخست‌وزیر وعده‌های سخاوتمندانه‌ای به ترامپ می‌دهد، اما به منافع کارگران کانادایی توجه نمی‌کند، ابراز نارضایتی کرد. پوئلیور همچنین از لحن ستایش‌آمیز کارنی هنگام نقل‌قول از ترامپ، که او را «مذاکره‌کننده‌ای سرسخت» خوانده بود، انتقاد کرد و گفت: «به من یک تریلیون دلار بدهید، حتی من هم چیز دلپذیری خواهم گفت.» او در مجموع سیاست کارنی را زیر سؤال برد و آن را به‌عنوان نشانه‌ای از نرمش بیش از حد در برابر آمریکا و کم‌توجهی به منافع ملی کانادا قلمداد کرد.

یکی از شگفت‌انگیزترین بخش‌های گفت‌وگوهای اخیر، بازگشت دوبارۀ بحث دربارۀ پروژۀ جنجالی خط لولهٔ «کی‌استون» بود که سال‌ها متوقف مانده بود؛ پروژه‌ای که در دورهٔ اوباما با فشار فعالان محیط زیست متوقف شد، در دورهٔ اول ترامپ به جریان افتاد و بار دیگر در دورهٔ بایدن متوقف شد. صاحب‌نظران معتقدند کارنی پیشنهاد احیای این خط لولۀ مرزی را در قالب بسته‌ای گسترده‌تر برای همکاری انرژی مطرح کرده است. گفته می‌شود ترامپ نیز واکنش مثبتی نشان داده و دو طرف توافق کرده‌اند بررسی‌های بیشتری در سطح کارشناسی انجام دهند. گنجاندن موضوع خط لولهٔ «کی‌استون» نشان می‌دهد اتاوا می‌کوشد با ارائهٔ امتیاز در حوزهٔ انرژی، فشار واشنگتن بر بخش‌های تولیدی را متعادل کند. اینکه این تاکتیک به نتیجه برسد یا نه، روشن نیست، اما بیانگر محاسبۀ راهبردی تازه‌ای در سیاست کارنی است.

محاسبات داخلی ترامپ نیز کمتر پیچیده نیست. او درحالی‌که کارنی را «رهبری در سطح جهانی» ستود، هم‌زمان تأکید کرد که ایالات متحده تنها بر اساس منافع خود عمل خواهد کرد. دولت او در آستانۀ اجرای تعرفۀ ۲۵درصدی بر واردات کامیون در ماه آینده است؛ اقدامی که از هم‌اکنون صنعت خودروسازی کانادا را نگران کرده است. اینکه آیا کانادا از این تعرفه معاف خواهد شد یا نه، می‌تواند به نقطۀ تنش بعدی در روابط دو کشور بدل شود.

از این منظر، گفت‌وگوهای اکتبر را باید نوعی آتش‌بس دانست، نه پیروزی. این دیدار بازتاب درکی‌ست که هر دو کشور به آن رسیده‌اند؛ هیچ‌کدام توان تحمل یک جنگ سرد اقتصادی طولانی را ندارند، هرچند اعتماد متقابل نیز هنوز ترمیم نشده است. 

روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا این «چارچوب همکاری جدید» به حرکتی واقعی در سیاست منجر می‌شود یا صرفاً زمان می‌خرد. اینکه این ادب دیپلماتیک به صلح اقتصادی پایدار بینجامد یا نه، هنوز معلوم نیست؛ اما پس از ماه‌ها تنش فزاینده، حتی احتمال اندکِ پیشرفت نیز گامی کوچک اما معنادار برای دو همسایه است.

ارسال دیدگاه