نویسندهای از ایران با امضاء محفوظ
نیمهشب ۲۶ اکتبر، حملات هوایی اسرائیل به مراکز نظامی ایران، بار دیگر تنشهای فزاینده در منطقهٔ خاورمیانه را نمایان کرد. این حملات در واکنش به حملهٔ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خاک اسرائیل صورت گرفت و نشاندهندهٔ چرخهای از خشونت و تلافیجوییست که بارها در این منطقه رخ داده است. با نگاهی به این رویداد، میتوانیم بهوضوح نقش تنشزای جمهوری اسلامی و پیامدهای انسانی آن را ببینیم.
حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل و اسرائیل به مراکز نظامی ایران، هرچند آسیبهایی به برخی تأسیسات نظامی طرفین زده است و دستکم در حملهٔ اخیر اسرائیل منجر به کشتهشدن پنج نفر شده، ولی بیش از آنکه جنبهٔ نظامی داشته باشد، یک کنش سیاسی معطوف به آینده است و حامل این پیام از هر دو طرف: «شما در تیررس مایید!»
در ماههای اخیر، جمهوری اسلامی بهطور مداوم تهدیدات نظامی علیه اسرائیل را افزایش داده بود. این رویکرد، بخشی از استراتژی گستردهتر حکومت در مواجهه با رقبایش در منطقه است. حملهٔ موشکی اخیر به اسرائیل که بهاعتقاد مقامات اسرائیلی، ناشی از سیاستهای تهاجمی ایران بود، طبیعتاً واکنش تلافیجویانهٔ اسرائیل را به همراه داشت. این حملات نهتنها نشاندهندهٔ نگرانیهای امنیتی اسرائیل، بلکه بهنوعی پاسخی به رفتارهای تهاجمی ایران نیز بود.
یکی از نتایج تلخ این حملات، کشتهشدن چهار سرباز ارتش و یک مأمور حراستِ شرکتی خصوصی بود که در حال انجام وظیفه بودند. سربازان، جوانانی بودند که در اوج زندگی و آرزوهای خود به خدمت نظامی مشغول بودند. کشتهشدن آنها نهتنها قلب خانوادههایشان را شکسته، بلکه نشاندهندهٔ هزینههای انسانی بالایی است که در پی سیاستهای متوهمانه و تنشزای حکومت رقم میخورد. درحالیکه مقامات ارشد نظامی به مکانهای امن گریخته بودند، تاوان شاخوشانهکشیدن حکومت را این جوانان بیگناه دادند. سربازانی که بهدلیل تنشهای بیدلیل و درگیریهایی که هیچگونه نقشی در ایجاد آنها نداشتند، جان خود را از دست دادند. خانوادههای آنها اکنون با دردی جانکاه و سوگی عمیق دستوپنجه نرم میکنند. مردم ایران نیز به سؤالاتی بیپاسخ دربارهٔ آینده و امنیت خود فکر میکند.
در شب حملات، صدای انفجارهای مهیب بهوضوح در تهران و کرج به گوش رسید. بسیاری از مردم، تحت تأثیر این صداها، به خیابانها و بالکنها رفتند و تا صبح نتوانستند بخوابند. وحشت و ترس از وقوع جنگ و بروز درگیریهای نظامی، یادآور خاطرات تلخ دوران جنگ ایران و عراق بود. بسیاری از خانوادهها به یاد میآورند که چگونه جنگ، زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده و خاطراتی دردناک از آسیبها و فقدانها را به جا گذاشته است. اینبار نیز، صدای انفجارها و نور شلیک پدافندها در آسمان، ترس و اضطراب را در دل مردم زنده کرد و آنها را به یاد روزهای سخت و دشوار جنگ انداخت.
مردم ایران با نگرانی به اخبار گوش میدادند، درحالیکه تلاش میکردند با حفظ آرامش، اضطراب خود را مدیریت کنند. در صفحات مجازی به هم پیام و قوت قلب میدادند. هموطنان خارج از کشور هم در این گرانی سهیم بودند. آن شب مردم فهمیدند جز خودشان کسی را ندارند.
این تجربهٔ تلخ بهوضوح نشاندهندهٔ شرایط بحرانی و ناامنی است که بسیاری از مردم در آن به سر میبرند. آنها بهدنبال امنیت و آرامشاند، اما حکومت بهجای تمرکز بر بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی، بیشتر به توسعهٔ قدرت نظامی و تهاجم به کشورهای همسایه و شاخوشانهکشیدن برای اسرائیل پرداخته است.
در عین حال، حکومت جمهوری اسلامی در مورد تلفات و خسارات ناشی از این حملات، اطلاعات نادرستی به مردم ارائه میدهد. درحالیکه چهار سرباز کشته شدهاند و مرکز ساخت کلاهک موشک در ملارد کرج هدف قرار گرفته، مقامات اعلام میکنند که خسارت جدی وارد نشده است. این سیاست دروغپردازی از سوی حکومت، تنها بر نارضایتی مردم میافزاید و آنها را نسبت به مسئولان و ادعاهایشان بیاعتمادتر از همیشه میکند. مردم بهوضوح احساس میکنند که امنیت آنها در دست کسانی است که بهجای حقیقت، به دروغ متوسل میشوند.
در کنار این بحرانها، اعدامهای اخیر فعالان سیاسی و دیگر زندانیهای دوتابعیتی مانند جمشید شارمهد، بهروشنی نشاندهندهٔ ضعف حکومت است. این اعدامها نهتنها به افزایش سرکوب و کنترل اجتماعی میانجامد، بلکه بهنوعی بازتابی از عدم توانایی حکومت در مواجهه با انتقادات و نارضایتیهای مردم است. این نوع رفتار، علاوه بر بیاعتنایی به حقوق بشر، بر نارضایتی و خشم عمومی میافزاید و نشاندهندهٔ یک الگوی سرکوب است که حکومت به آن متوسل میشود. هر بار که حکومت ضربهای سخت از رقبای منطقهای خودساختهاش میخورد، دست به کشتار و سرکوب در داخل میزند تا ذهنها را از شکست و ناکامیاش منحرف کند. سرکوب زنان آزادیخواه، مانند آنچه که بر سر دختر دانشگاه علوم و تحقیقات آوردند، و اعدام و دستگیریهای اخیر هم نشاندهندهٔ همین الگوی تکراری است.
با توجه به این شرایط، اگر جمهوری اسلامی دوباره مطابق رجزخوانیهای اخیر فرماندهان سپاه و شخص علی خامنهای بخواهد دست به حملهای دیگر بزند، مشخص نیست چه عواقب ناگواری در انتظار مردم ایران خواهد بود. بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و نظامی میتواند به وخیمترشدن اوضاع و ایجاد شرایطی بحرانیتر منجر شود. این اتفاقات باید زنگ خطری برای حکومت باشد و بداند دارد نفسهای آخرش را میکشد؛ دارد با دست خود گورش را میکَند. مردم ایران بهشدت نیازمند صلح و ثباتاند، لیاقت آنها بیش از این است و تحقق این مهم تا جمهوری اسلامی نفس میکشد، امکانپذیر نیست.