قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر مهدی قاسمی* – ایران در قسمت پیشین دیدیم که اعتماد، بنیادِ استمرارِ نسبت میان جامعه و قدرت است. اما اعتماد در جریانِ رابطه و بر پایهٔ تجربهٔ آن شکل میگیرد و ازاینرو، ثابت نیست. همانگونه که تجربههای رابطه میتوانند اعتماد را تقویت کنند، ممکن است بهتدریج نیز آن را فرسوده کنند. فرسایشِ اعتماد با هر رفتارِ خلافِ انتظار آغاز نمیشود. ممکن است رخدادی پیش بیاید که…
بیشتر بخوانیدفلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس
فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت پنجم) – اعتماد؛ بنیادِ استمرارِ نسبت
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر مهدی قاسمی* – ایران در قسمتهای پیشین دیدیم که سیاست را نمیتوان از قدرت آغاز کرد؛ زیرا قدرت خود درون «نسبت» شکل میگیرد. سپس روشن شد که قدرت، در همان نسبت، وارد افق «معنا» میشود و هنگامیکه جایگاه آن در این افق پذیرفتنی شود، مسئلهٔ «مشروعیت» پدیدار میشود. اما حتی مشروعیت نیز پایان این مسیر نیست. زیرا مشروعیت، اگر بخواهد در طول زمان استمرار یابد، به…
بیشتر بخوانیدفلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت چهارم) – ترس؛ وقتی قدرت، معنا را از دست میدهد
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر مهدی قاسمی* – ایران در سه قسمت پیشین، مسیر شکلگیری قدرت را از «نسبت» آغاز کردیم، سپس به «معنا» و از آنجا به امکانِ «مشروعیت» رسیدیم؛ یعنی به نقطهای که قدرت میتواند نه صرفاً از طریق اثرگذاری، بلکه از راه پذیرش و موجهشدن در نسبت با جامعه استمرار یابد. اما قدرت همیشه قادر نیست این جایگاه معنایی را حفظ کند. پرسش این قسمت از همینجا آغاز…
بیشتر بخوانیدفلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت سوم) – معنا؛ بنیادِ امکانِ مشروعیت
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر مهدی قاسمی* – ایران در دو قسمت پیشین دیدیم که بحران سیاسی را باید پیش از ظهور آشکار آن، در دگرگونیِ نسبت میان جامعه و قدرت جستوجو کرد و اینکه خودِ قدرت نیز نه نقطهٔ آغاز، بلکه صورتی از تحققِ نسبت میان انسانهاست. اکنون پرسش یک گام پیشتر میرود: قدرتی که در این نسبت شکل گرفته، چگونه برای انسانها قابلفهم میشود و چه معنایی مییابد؟ زیرا…
بیشتر بخوانیدفلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت دوم) – نسبت؛ بنیادِ امکانِ قدرت
قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر مهدی قاسمی* – ایران در قسمت نخست دیدیم که بنیاد سیاست را نباید در «قدرت»، بلکه باید در «نسبت» (پیوندهای انسانی) جستوجو کرد؛ چرا که قدرت خود پیامدِ این پیوندهاست. اکنون در قسمت دوم، بر پایهٔ زنجیرهٔ تکوین بحران، به واکاوی نخستین حلقهٔ این مسیر میپردازیم: اینکه چگونه «نسبت»، پیش از شکلگیری هر نهاد رسمی، اساساً امکانِ پیدایش «قدرت» را فراهم میسازد. قدرت، پیش از آنکه…
بیشتر بخوانیدفلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت اول) – منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی
دکتر مهدی قاسمی* – ایران بحرانهای سیاسی، معمولاً در لحظهای آشکار میشوند که دیگر امکان پنهانماندن آنها از میان رفته است؛ لحظهای که نشانههای یک گسست اجتماعی، یکباره و بهشکلی واحد، خود را در برابر دیدگان همگان نمایان میکنند: اعتراضهای عمومی، کاهش اعتماد، تعمیق شکافهای اجتماعی، ناتوانیِ ساختارهای سیاسی در پاسخگویی به مسائل جامعه، یا فرسایش پیوند میان جامعه و قدرت. در چنین لحظهای، بحران دیگر صرفاً موضوعی برای تحلیل نیست، بلکه به واقعیتی انکارناپذیر…
بیشتر بخوانید





