شیلا طاهری: دموکراسی نباید تنها به رقابت میان دو حزب یا نگرانی از به‌قدرت‌رسیدن حزبی دیگر محدود شود

شیلا طاهری، نامزد حزب سبز بریتیش کلمبیا در حوزهٔ برنابی سنتر، به پرسش‌های رسانهٔ همیاری پاسخ می‌دهد

منوچهر پورعطایی – ونکوور

با اعلام انتخابات زودهنگام استانی در بریتیش کلمبیا، احزاب فرصتی کوتاه برای کارزار انتخاباتی دارند و شبانه‌روز در تلاش‌اند. رسانهٔ همیاری، مانند سال‌های گذشته، کوشیده است هم با مقامات ارشد احزاب گفت‌وگو کند و هم با نامزدهایی از جامعهٔ ایرانی بریتیش کلمبیا که در این انتخابات شرکت دارند.

در شمارهٔ پیشین، گفت‌وگو با رهبران سه حزب بی‌سی ان‌دی‌پی، سنتر بی‌سی و وان‌بی‌سی منتشر شد. رهبران دو حزب دیگر، یعنی حزب محافظه‌کار و حزب سبز بی‌سی، تا زمان نگارش این سطور برای گفت‌وگو اعلام آمادگی نکرده‌اند.

در این شماره، برای سه نامزد ایرانی و ایرانی‌تبار پرسش‌نامه‌ای فرستادیم تا ضمن معرفی خود و برنامه‌های حزبشان، دربارهٔ مشکلاتی نیز که به‌طور خاص جامعهٔ ایرانی بریتیش کلمبیا با آن روبه‌روست، نظر بدهند. پاسخ‌های کامل نخستین نامزد، که امروز به دست ما رسید، در ادامه از نظر شما می‌گذرد. خلاصه‌ای از آن نیز در شمارهٔ آینده، که یک روز پیش از انتخابات منتشر می‌شود، در نسخهٔ کاغذی در دسترس خوانندگان قرار خواهد گرفت.

* * * * *

لطفاً ضمن معرفی خود بگویید به‌عنوان پژوهشگر و مؤلف حقوق تجارت بین‌الملل (LL.M.‎) و عضو منتخب رهبری در «اتحادیهٔ کارکنان عمومی بریتیش کلمبیا» (BCGEU)، درحالی‌که اتحادیه‌های کارگری به‌شکل سنتی متحدِ ان‌دی‌پی محسوب می‌شدند، چه کاستی‌هایی در کارنامهٔ دولت ان‌دی‌پی در قبال حقوق کارگران، خدمات عمومی و مهار تورم و بیکاری دیده‌اید که تصمیم گرفتید در انتخابات ۲۰۲۶ از سوی «حزب سبز» پا به میدان بگذارید؟

من شیلا طاهری هستم؛ دانش‌آموخته حقوق و حقوق تجارت بین‌الملل، پژوهشگر و نویسندهٔ آثار حقوقی و فعال حقوق کارگران. در اتحادیهٔ کارکنان عمومی بریتیش کلمبیا (BCGEU) نیز مسئولیت‌های انتخابی دارم.

برای من، فعالیت اتحادیه‌ای پیش از هر چیز به‌معنای دفاع از حقوق کارگران، عدالت و کرامت انسانی است، نه وابستگی سیاسی به یک حزب خاص.

از سابقهٔ طولانی حمایت اتحادیه‌های کارگری از حزب نیودموکرات آگاهم و به این روابط تاریخی احترام می‌گذارم. اما همیشه معتقد بوده‌ام که تصمیم‌گیری سیاسی باید بر پایهٔ آگاهی، بررسی عملکرد و ارزش‌های فردی باشد، نه صرفاً پیروی از دیگران. من باور ندارم که حمایت اکثریت از یک مسیر، لزوماً به معنای درست‌بودن آن مسیر است.

منکر اقدامات مثبت دولت ان‌دی‌پی نیستم، اما معتقدم عملکرد هر دولتی را باید با تأثیری سنجید که بر زندگی روزمرهٔ مردم می‌گذارد، نه صرفاً با وعده‌ها و برنامه‌های اعلام‌شده.

از نگاه من، یکی از مهم‌ترین کاستی‌ها این است که هزینه‌های زندگی و مسکن همچنان فشار سنگینی بر خانواده‌ها و کارگران وارد می‌کند. در خدمات عمومی، به‌ویژه بخش سلامت و مراقبت‌های خانگی که خودم تجربهٔ کار در آن را دارم، فشار کاری کارکنان و نیاز به منابع و حمایت بیشتر همچنان از چالش‌های جدی است. در زمینهٔ اشتغال نیز فقط ایجاد شغل کافی نیست؛ امنیت شغلی، دستمزد منصفانه و امکانِ داشتن یک زندگی آبرومندانه اهمیت اساسی دارند.

آنچه مرا به حزب سبز نزدیک کرد، همخوانی برنامه‌های آن با ارزش‌هایی است که سال‌ها برایشان تلاش کرده‌ام؛ از عدالت اقتصادی و حقوق کارگران گرفته تا مسکن مقرون‌به‌صرفه، خدمات عمومی قوی‌تر و حفاظت از محیط زیست.

من همچنین معتقدم دموکراسی نباید به انتخاب میان دو گزینه محدود شود. گاهی افراد به‌جای حمایت از حزبی که برنامه‌ها و ارزش‌هایش به باورهایشان نزدیک‌تر است، به‌دلیل نگرانی از به‌قدرت‌رسیدن حزب دیگری، به گزینه‌ای رأی می‌دهند که انتخاب نخستشان نیست. به‌باور من، وقتی این نگرانی بر تصمیم‌گیری غلبه کند، فرصت دیده‌شدنِ دیدگاه‌های متفاوت و شکل‌گیری تغییرات تازه محدود می‌شود. مردم باید بتوانند با آگاهی، آزادی و بر اساس اولویت‌های خود تصمیم بگیرند.

من وارد این انتخابات شدم، چون معتقدم تغییر فقط با انتقاد از وضعیت موجود اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی باید خودمان قدم پیش بگذاریم و مسئولیت مشارکت در آن تغییر را بپذیریم.

در آخرین نظرسنجی‌ها، «هزینهٔ زندگی و تورم» (۵۷ تا ۵۹ درصد) و «استطاعت‌پذیری مسکن» (۲۴ تا ۲۵ درصد) در صدر دغدغه‌های رأی‌دهندگان قرار دارند و در «برنابی سنتر» نیز موج برج‌سازی و تخریب آپارتمان‌های قدیمی، مستأجران را تحت فشار گذاشته است. حزب سبز بر «کنترل اجاره‌بها بر اساس واحد مسکونی» (Vacancy Control)، ساخت سالانه ۲۶ هزار واحد مسکن غیرانتفاعی و حمل‌ونقل عمومی رایگان تکیه دارد. شما به‌عنوان یک حقوقدان و مادر دو فرزند، چگونه این وعده‌ها را بدون متوقف کردن سرمایه‌گذاری در ساخت مسکن جدید در مجلس دنبال خواهید کرد؟

به‌عنوان یک مادر و ساکن برنابی، می‌دانم که مسکن فقط مسئله‌ای اقتصادی نیست؛ مسئله، امنیت، آرامش و آیندهٔ خانواده‌هاست. توسعهٔ شهری ضروری است، اما نباید باعث شود خانواده‌هایی که سال‌ها در یک محله زندگی کرده‌اند، دیگر توان ماندن در آن را نداشته باشند.

به‌باور من، حمایت از مستأجران و تشویق ساخت‌وساز نباید در مقابل یکدیگر قرار بگیرند. ما هم به خانه‌های جدید نیاز داریم و هم باید از مسکن مقرون‌به‌صرفهٔ موجود محافظت کنیم.

برنامهٔ حزب سبز برای تحقق این هدف، بر ساخت و حفاظت از سالانه ۲۶ هزار واحد مسکن غیرانتفاعی، استفاده از زمین‌های عمومی، حمایت از تعاونی‌ها و نهادهای مسکن و آسان‌تر و سریع‌تر‌کردن ساخت انواع مسکن تأکید دارد. کنترل اجاره‌بها هنگام تغییر مستأجر نیز بخشی از حمایت از خانواده‌هایی است که زیر فشار هزینه‌های مسکن قرار دارند.

در مجلس استانی، از همکاری با شهرداری‌ها برای تسهیل و شفاف‌ترکردن فرایند صدور مجوزهای ساختمانی و حمایت از سرمایه‌گذاری مسئولانه دفاع خواهم کرد. مسکن غیرانتفاعی باید در کنار ساخت‌وساز بخش خصوصی گسترش پیدا کند و تأثیر سیاست‌ها بر عرضهٔ مسکن و سرمایه‌گذاری نیز به‌طور مستمر بررسی شود.

گسترش حمل‌ونقل عمومی قابل‌اعتماد و اجرای مرحله‌ایِ خدمات رایگان نیز می‌تواند به کاهش هزینه‌های زندگی خانواده‌ها کمک کند.

برای من، موفقیت توسعهٔ شهری فقط با تعداد برج‌های ساخته‌شده سنجیده نمی‌شود؛ مهم این است که مردم بتوانند با امنیت و آرامش در همان جامعه‌ای که زندگی و کار می‌کنند، باقی بمانند.

«مراقبت‌های بهداشتی و درمانی» با ۴۲ درصد، دومین موضوع تعیین‌کننده برای رأی‌دهندگان است. دولت ان‌دی‌پی اعلام کرده است که حدود ۸۰۰ پزشک آمریکایی را جذب نظام درمان بی‌سی کرده، درحالی‌که بسیاری از پزشکان دانش‌آموختهٔ ایران با موانع سنگینی برای جذب روبه‌رو هستند و ناچار به کار در حرفه‌های غیرمرتبط می‌شوند. به‌نظر شما چرا جذب پزشکان آمریکایی بسیار ساده‌تر از پزشکان ایرانی-کانادایی است و برنامهٔ حزب سبز برای حل این مشکل و احیای نظام درمان عمومی چیست؟

من معتقدم وقتی نظام درمانی ما به پزشک و نیروی متخصص نیاز دارد، نباید اجازه دهیم افراد واجد صلاحیت، صرفاً به‌دلیل پیچیدگی و طولانی‌بودن فرایند ارزیابی مدارک، سال‌ها از حرفهٔ خود دور بمانند.

تفاوت در مسیر جذب پزشکان آمریکایی و پزشکان تحصیل‌کرده در کشورهایی مانند ایران، تا حد زیادی به نظام شناسایی مدارک تخصصی، استانداردهای آموزشی مورد تأیید و شرایط صدور مجوز برمی‌گردد. البته حفظ استانداردهای علمی و ایمنی بیماران ضروری است، اما این استانداردها نباید به موانعی غیرضروری، پرهزینه و فرسایشی تبدیل شوند.

به‌باور من، مسیر ارزیابی مدارک باید شفاف‌تر، سریع‌تر و منصفانه‌تر شود و فرصت‌های بیشتری برای ارزیابی عملی و آموزش تکمیلی پزشکان بین‌المللی فراهم شود، بدون آنکه کیفیت خدمات درمانی به خطر بیفتد.

در برنامهٔ حزب سبز، یکی از راهکارهای اصلی تقویت نظام درمان عمومی، گسترش مراکز سلامت اجتماعی (Community Health Centres) و ارائهٔ خدمات تیمی با همکاری پزشکان، پرستاران و دیگر متخصصان است. این رویکرد در کنار حمایت از کارکنان درمان و سرمایه‌گذاری در خدمات عمومی می‌تواند دسترسی مردم به مراقبت‌های درمانی را بهبود بخشد.

برای من، هدف روشن است: هیچ بیماری نباید به‌دلیل کمبود دسترسی به خدمات درمانی منتظر بماند، درحالی‌که ظرفیت و تخصص ارزشمندی در جامعهٔ ما بدون استفاده باقی مانده است.

دیوید ایبی مقابله با «تعرفه‌های آمریکا و دونالد ترامپ» را از دلایل اصلی انتخابات زودهنگام اعلام کرد؛ اما اهمیت این موضوع در نظرسنجی‌ها از ۱۵ درصد به ۱۰ درصد سقوط کرده و مردم بیش از دو برابرِ آن نگران «اقتصاد و اشتغال» (۲۶ درصد) و «کسری بودجه و مخارج دولتی» (۲۴ درصد) هستند. با توجه به کسری بودجهٔ سنگین استان، چگونه به رأی‌دهندگان اطمینان می‌دهید که وعده‌های هزینه‌ای و مالیات‌های جدید حزب سبز، بدون آسیب‌زدن به ثبات مالی و اشتغال قابل‌اجراست؟

نگرانی مردم دربارهٔ کسری بودجه، اشتغال و آیندهٔ اقتصادی استان کاملاً قابل‌درک است. من معتقدم هیچ دولتی نباید بدون مشخص‌کردن منابع مالی، وعده‌های بزرگ بدهد. مسئولیت‌پذیری مالی به‌همان اندازهٔ عدالت اجتماعی اهمیت دارد.

حزب سبز برنامهٔ مالی خود را همراه با برآورد هزینه‌ها و منابع درآمدی منتشر کرده است. یکی از محورهای اصلی آن «قانون سهم عادلانه» (Fair Share Act) است که بر دریافت مالیات از ثروت‌های بسیار کلان، در کنار اصلاح نظام مالیاتی و دریافت سهم منصفانهٔ مردم از منابع اقتصادی استان تأکید دارد.

هدف این برنامه، تأمین منابع بیشتر برای مسکن، درمان، آموزش و حمل‌ونقل عمومی است، بدون آنکه بار اصلی مالیات بر دوش خانواده‌های کم‌درآمد و طبقهٔ متوسط قرار گیرد.

البته انتشار یک برنامهٔ مالی به‌تنهایی کافی نیست. درآمدهای پیش‌بینی‌شده باید با شفافیت ارزیابی شوند، هزینه‌ها اولویت‌بندی شوند و تأثیر سیاست‌ها بر سرمایه‌گذاری، کسب‌وکارها و اشتغال نیز جدی گرفته شود.

من توسعهٔ اقتصادی و خدمات عمومی را در تضاد با یکدیگر نمی‌بینم. سرمایه‌گذاری هدفمند در مسکن، زیرساخت‌ها و خدمات ضروری می‌تواند به ایجاد فرصت‌های شغلی و تقویت اقتصاد محلی کمک کند.

برای من، مسئولیت‌پذیری اقتصادی یعنی تصمیماتی بگیریم که هم پشتوانهٔ مالی روشن داشته باشند و هم تأثیر واقعی و مثبتی بر زندگی مردم بگذارند.

در نظرسنجی‌ها، «جرایم خیابانی و امنیت عمومی» اولویت ۲۴ درصد مردم است و هم‌زمان نگرانی دربارهٔ «مصرف مواد مخدر و بحران اوپیوئید» (با افزایش از ۱۳ به ۱۵ درصد) و «فقر و بی‌خانمانی» (با افزایش از ۱۲ به ۱۳ درصد) روندی صعودی دارد. حزب شما چگونه میان «تأمین امنیت روزمرهٔ خانواده‌ها و کسب‌وکارهای محلی» در برنابی سنتر و «درمان انسانی و ریشه‌ای بحران اعتیاد و بی‌خانمانی» توازن برقرار می‌کند؟

امنیت خانواده‌ها و سلامت جامعه از موضوعاتی است که من عمیقاً به آن اهمیت می‌دهم و همواره در فعالیت‌های اجتماعی و دفاع از حقوق افراد، به‌ویژه در زمینهٔ سلامت روان و دسترسی به خدمات حمایتی، دغدغهٔ من بوده است.

به‌عنوان یک مادر و ساکن برنابی، معتقدم همه باید بتوانند با آرامش در محلهٔ خود زندگی کنند، فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و کسب‌وکارشان را بدون نگرانی اداره کنند. در عین حال، نباید فراموش کنیم که پشت بحران اعتیاد و بی‌خانمانی، انسان‌هایی قرار دارند که بسیاری از آن‌ها با مشکلات پیچیدهٔ روانی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو هستند.

به‌باور من، امنیت عمومی و برخورد انسانی با افراد آسیب‌پذیر در تضاد با یکدیگر نیستند. ما هم به رسیدگی مؤثر به رفتارهای خشونت‌آمیز و تهدیدکنندهٔ امنیت نیاز داریم و هم به اقداماتی که ریشهٔ مشکلات را هدف قرار دهند.

برنامهٔ حزب سبز بر گسترش درمان داوطلبانه و مبتنی بر شواهد برای اعتیاد و سلامت روان، خدمات کاهش آسیب، دسترسی به مسکن حمایتی و تقویت تیم‌های تخصصی پاسخ‌گویی به بحران‌های روانی تأکید دارد. هدف این است که افراد پیش از رسیدن به مرحلهٔ بحران به حمایت و درمان دسترسی داشته باشند و نیروهای پلیس نیز بتوانند بر وظایف اصلی تأمین امنیت تمرکز کنند.

برای من، جامعهٔ امن‌تر جامعه‌ای است که هم از خانواده‌ها و کسب‌وکارها محافظت کند و هم انسان‌هایی را که به کمک نیاز دارند، رها نکند. امنیت پایدار با پیشگیری، درمان، حمایت و پاسخ‌گویی در کنار یکدیگر ساخته می‌شود.

ورشکستگی و تخلفات برخی صرافی‌ها، که به‌دلیل تحریم‌ها تنها راه انتقال پول برای اغلب اعضای جامعهٔ ایرانی کاناداست، زیان‌های مالی سنگینی به صدها خانوادهٔ ایرانی وارد کرده و در تازه‌ترین مورد پنج میلیون دلار خسارت به بار آورده است. با توجه به پیشینهٔ حقوقی خود، در صورت راهیابی به مجلس قانونگذاری چه گام مشخصی برای حمایت از مالباختگان و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی برخواهید داشت؟

ازدست‌دادن پس‌انداز یک عمر زندگی، تنها یک خسارت مالی نیست؛ می‌تواند امنیت، آرامش و آیندهٔ یک خانواده را از بین ببرد. من نگرانی خانواده‌های ایرانی‌-کانادایی را که به‌دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی برای انتقال پول با دشواری روبه‌رو هستند، کاملاً درک می‌کنم.

با توجه به پیشینهٔ حقوقی‌ام، معتقدم حمایت از مالباختگان و پیشگیری از تکرار چنین اتفاقاتی باید هم‌زمان دنبال شوند. مردم حق دارند بدانند پول خود را به چه مجموعه‌ای می‌سپارند، چه نظارتی بر فعالیت آن وجود دارد و در صورت بروز تخلف، از چه راهی می‌توانند حقوقشان را پیگیری کنند.

در بریتیش کلمبیا، قانون نظارت بر کسب‌وکارهای خدمات پولی (Money Services Businesses Act) در سال ۲۰۲۳ تصویب شد که صرافی‌ها و شرکت‌های انتقال پول را نیز در بر می‌گیرد، اما بخش‌های اصلی آن هنوز لازم‌الاجرا نشده‌اند.

در صورت انتخاب‌شدن، پیگیری دلایل تأخیر در اجرای این قانون و تقویت نظارت، شفافیت و پاسخ‌گویی صرافی‌ها از موضوعاتی‌‌اند که دنبال خواهم کرد. همچنین از بررسی راهکارهای قانونی برای حمایت از مالباختگان، دسترسی بهتر آنان به راهنمایی حقوقی و حفاظت مؤثرتر از وجوه مشتریان، با همکاری نهادهای مسئول استانی و فدرال، حمایت خواهم کرد.

به‌باور من، حمایت واقعی از مردم یعنی پیش از وقوع بحران، سازوکارهای مؤثر پیشگیری و نظارت داشته باشیم و پس از وقوع خسارت نیز مالباختگان را در مسیر دشوار پیگیری حقوقشان تنها نگذاریم.

۷. بر اساس برآوردهای 338Canada در حوزهٔ «برنابی سنتر»، کرسی نمایندهٔ فعلی ان‌دی‌پی دیگر کاملاً امن نیست و در وضعیت رقابتی «متمایل به ان‌دی‌پی» در برابر نامزد حزب محافظه‌کار قرار گرفته است. بسیاری از رأی‌دهندگان پیشرو و اعضای اتحادیه‌ها نگران‌اند که رأی‌دادن به نامزد حزب سبز، باعث شکسته‌شدن آرای چپ میانه و پیروزی محافظه‌کاران شود؛ حزبی که سیاست‌هایش دربارهٔ اتحادیه‌های کارگری، خدمات عمومی و تغییرات اقلیمی در تضاد با اولویت‌های شماست. پاسخ شفاف شما به طرفداران «رأی استراتژیک» چیست؟ و در پایان، چرا مردم باید در ۲۴ اکتبر به شما رأی بدهند؟

من نگرانی افرادی را که دربارهٔ رأی استراتژیک صحبت می‌کنند، درک می‌کنم. طبیعی است که مردم نگران آینده و پیامدهای نتیجهٔ انتخابات باشند. اما معتقدم دموکراسی نباید تنها به رقابت میان دو حزب یا نگرانی از به‌قدرت‌رسیدن حزبی دیگر محدود شود.

به‌باور من، تغییرات مثبت در جامعه زمانی شکل می‌گیرند که مردم جرئت پرسشگری، به‌چالش‌کشیدن وضعیت موجود و مشارکت در ساختن آینده‌ای متفاوت را داشته باشند. اگر نگرانی از نتیجهٔ انتخابات همواره بر تصمیم‌ها غلبه کند، ممکن است فرصت شنیده‌شدن دیدگاه‌های تازه و شکل‌گیری تغییرات واقعی محدود شود. برای من، دموکراسی یعنی مردم بتوانند با آگاهی، استقلال فکری و بر اساس ارزش‌ها و اولویت‌های خود تصمیم بگیرند، نه اینکه احساس کنند انتخاب‌هایشان از پیش محدود شده است.

در مورد خودم، من از دنیای سیاست حرفه‌ای نیامده‌ام. پیشینه‌ام در حقوق، پژوهش و فعالیت‌های اتحادیه‌ای است و سال‌ها برای حقوق کارگران، عدالت و بهبود شرایط زندگی مردم تلاش کرده‌ام. همیشه باور داشته‌ام که دفاع از اصول، به‌ویژه در شرایط دشوار، نیازمند استقلال، پشتکار و شجاعت است.

من وارد این انتخابات شدم چون معتقدم تنها انتقادکردن کافی نیست؛ باید مسئولیت مشارکت در تغییر را نیز پذیرفت. اگر اعتماد مردم را به دست آورم، وظیفهٔ خود می‌دانم که صدای مردم در مجلس قانون‌گذاری باشم، از حقوق و مطالباتشان دفاع کنم و در برابر تصمیمات و عملکرد خود پاسخ‌گو بمانم.

برای من، سیاست به‌معنای حفظ قدرت نیست؛ به‌معنای مسئولیت در برابر مردم است. تغییر از جایی آغاز می‌شود که به امکان ساختن آینده‌ای بهتر باور داشته باشیم و برای تحقق آن قدم برداریم.

ارسال دیدگاه