گفتوگو با سوران مردوخی، کارگردان مستند «پرواز» دربارهٔ سرنگونکردن پرواز پیاس۷۵۲
سیما غفارزاده – ونکوور
باخبر شدیم مستند «پرواز» ساختهٔ سوران مردوخی، کارگردان مقیم ونکوور، در جشنوارهٔ بینالمللی فیلم ونکوور (VIFF) ۲۰۲۶ برای نخستینبار به نمایش گذاشته خواهد شد.*
این فیلم روایتی است از تأثیر این فاجعه بر خانوادههای جانباختگان و مسیر دشواری که آنان برای دستیابی به عدالت طی میکنند.
فرصتی یافتیم تا با سوران مردوخی کارگردان این فیلم گفتوگویی داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
* * * * *
با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، لطفاً برای آن دسته از خوانندگانی که کمتر شما را میشناسند خودتان را معرفی کنید و دربارهٔ پیشینهتان بفرمایید و اینکه چه شد به کانادا مهاجرت کردید.
من در کردستان، سنندج بزرگ شدم. اولین فیلم بلندم را سال ۲۰۰۷ به نام «و چنین زاده شدم»، ساختم که در ایران توقیف شد و بعد از آن با محدودیتهای جدی برای ادامهٔ کارم روبهرو شدم. در نهایت در سال ۲۰۱۰ به کانادا مهاجرت کردم.
سالهاست که در صنعت فیلم کانادا فعالیت میکنم و بخش عمدهٔ کارم فیلمهای داستانی است. فیلمهایی که ساختهام از شبکهها و پلتفرمهای مختلفی از جمله Netflix و Paramount Plus پخش شدهاند.
در کنار فیلمهای داستانی، همیشه به ساخت فیلمهای مستند هم ادامه دادهام. برای من انتخاب بین مستند و داستانی نیست؛ موضوع است که تعیین میکند یک داستان را با چه فرمی باید روایت کرد.

چه شد که به فکر ساخت فیلمی دربارهٔ پرواز پیاس۷۵۲ افتادید و چه مدت ساخت این فیلم مستند به طول انجامید؟
برای من این فیلم تقریباً از همان لحظهای شروع شد که خبر را شنیدم. آروین مرتب و آیدا فرزانه دوستان صمیمی دختردایی و برادرم بودند و من خانوادههایشان را هم از قبل میشناختم. روزی که قرار بود به کانادا برگردند، برادرم با من تماس گرفت و گفت آروین و آیدا و خانوادهشان آنجا هستند و قرار است از آنجا مستقیم به تهران و فرودگاه بروند. آخرین عکسهای خانوادگیشان را آنجا گرفتند. تماس بعدی برادرم این بود که بگوید آروین و آیدا در همان پرواز بودهاند.
با شناختی که از سابقهٔ جمهوری اسلامی و جنایتهای آن داشتم، از همان ابتدا باور داشتم که خود حکومت این هواپیما را زده است. با انتشار شواهد بیشتر و در نهایت اعتراف مقامات ایران به اینکه پرواز توسط سپاه پاسداران سرنگون شده، مطمئن شدم که باید این فیلم را بسازم، هرچند میدانستم مسیر آسانی نخواهد بود.
از همان ابتدا تحقیقات را شروع کردم و با خانوادههای مختلف صحبت کردم. بعدتر پروژه با حمایت National Film Board of Canada وارد مرحلهٔ جدی تولید شد. همکاری من با تهیهکنندگان فیلم، تری اسنلگروو ، شرلی ورکرویس، و تینا اولت، نقش بسیار مهمی در شکلگرفتن فیلم داشت. آنها از همان ابتدا به رویکردی که برای فیلم داشتم اعتماد کردند؛ اینکه این فیلم قبل از هر چیز باید از زاویهٔ دید خانوادهها روایت شود و فضای لازم را به من دادند تا این مسیر را دنبال کنم. حمایت NFB همچنین این امکان را فراهم کرد که پروژه را در طول چند سال با دقت و بدون عجله دنبال کنیم؛ چیزی که برای ساخت چنین فیلمی بسیار مهم بود.
در طول تحقیقات، با خانوادههای زیادی صحبت و مصاحبه کردم و خیلی زود برایم روشن شد که در یک فیلم نمیتوان داستان همهٔ جانباختگان را روایت کرد. بهدلیل محدودیت زمان، ناچار بودم روی تعداد مشخصی از خانوادهها و شخصیتها تمرکز کنم.

خانوادهٔ برقعی و خانوادهٔ صادقی و امامی که چهار عزیزشان، نگار برقعی، الوند و سهند صادقی و صوفی امامی را از دست داده بودند، خانوادهٔ مرتب و همچنین اعضای هیئترئیسهٔ انجمن خانوادههای جانباختگان، از هستههای اصلی فیلم شدند. بهمرور، خود انجمن و مسیری که خانوادهها با هم طی کردند نیز بخش مهمی از روایت شد؛ از دادخواهی برای پرواز تا حضور و همراهی آنها در جنبش «زن، زندگی، آزادی».
من معتقدم دربارهٔ هر یک از جانباختگان این پرواز میتوان یک فیلم ساخت. هنوز جنبههای زیادی از این جنایت روایت نشدهاند و من فقط توانستهام بخش کوچکی از آن را در «پرواز» روایت کنم.
«پرواز» در نهایت یک کار گروهی بود. دنی لاووا، مدیر فیلمبرداری، در شکلگیری زبان بصری فیلم و عباس مجرد، تدوینگر فیلم، در پیداکردن ریتم آن نقش مهمی داشتند. همراهی آنها، تهیهکنندگان و تمام اعضای گروه در شکلگرفتن فیلم بسیار مهم بود.
پیش از این، چند فیلم دربارهٔ سرنگونی پرواز پیاس۷۵۲ ساخته شده است، فیلم «پرواز» چه بُعد دیگری از این فاجعه را به نمایش میگذارد؟
من از ابتدا نمیخواستم فیلمی بسازم که فقط توضیح دهد چه اتفاقی برای هواپیما افتاد. وقتی تعداد زیادی انسان در یک لحظه کشته میشوند، خیلی زود تبدیل به یک عدد میشوند. در مورد پیاس۷۵۲ آن عدد ۱۷۶ است. این عدد، بزرگی جنایت را نشان میدهد، اما در عین حال ممکن است آدمهای پشت آن را پنهان کند.
برای همین آرشیوهای خانوادگی این عزیزان برای من بسیار مهم بود. نمیخواستم جانباختگان را فقط از طریق نبودنشان یا سوگ خانوادههایشان بشناسیم. میخواستم صدایشان را بشنویم، خندههایشان را ببینیم و لحظات عادی زندگیشان با خانواده و دوستان را تجربه کنیم.
از طرف دیگر، نمیخواستم فیلم فقط دربارهٔ فقدان باشد. در سالهایی که خانوادهها را دنبال کردم، دیدم که سوگ در کنار شوخی، خاطره، دوستی و زندگی روزمره وجود دارد. تعریف یک خاطره از عزیزان جانباخته ممکن است اتاق را پر از خنده کند و چند ثانیه بعد همهچیز را به سکوت ببرد. هر دو واقعیاند.
یکی دیگر از چیزهایی که برای من اهمیت زیادی پیدا کرد، دیدن تغییر خود خانوادهها بود. بسیاری از آنها پیش از این اتفاق آدمهایی معمولی با زندگیهای معمولی بودند و سابقهٔ فعالیت سیاسی نداشتند. این جنایت مسیر زندگیشان را کاملاً تغییر داد. آنها مجبور شدند چیزهایی را یاد بگیرند و وارد عرصههایی شوند که هیچوقت تصور نمیکردند بخشی از زندگیشان شود؛ از تحقیق و جمعآوری اسناد گرفته تا دادگاه، سیاست و نهادهای بینالمللی.
خانوادههایی که بسیاری از آنها پیش از آن یکدیگر را نمیشناختند، کنار هم قرار گرفتند و سوگ فردیشان به یک حرکت جمعی برای حقیقت و دادخواهی تبدیل شد. این تحول و قدرتی که از کنار هم قرارگرفتن آنها شکل گرفت، یکی از هستههای اصلی «پرواز» است.

در فیلم و از زبان حامد اسماعیلیون در دو نوبت به کوتاهیِ دولت کانادا از دید خانوادههای پرواز پرداخته میشود، یکی دربارهٔ نواقص گزارش حقیقتیابی دولت کانادا دربارهٔ سرنگونی پرواز و دیگری دربارهٔ نبردن پروندهٔ ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، همچنین در گفتوگوهایی که ما در رسانهٔ همیاری پیش از این با خانوادههای جانباختگان داشتیم، یکی از مهمترین خواستههایشان را که نادیده گرفته شده، انجام تحقیقات جنایی از سوی پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا عنوان کرده بودند. در فیلم «پرواز» با دو تن از وکلای انجمن خانوادههای جانباختگان در دیوان کیفری بینالمللی در لاهه گفتوگو شده است، ولی با افرادی مانند رالف گودیل، مشاور ویژهٔ نخستوزیر وقت کانادا در پروندهٔ پرواز پیاس۷۵۲ و تهیهکنندهٔ گزارش حقیقتیابی دولت کانادا، یا نمایندهای از پلیس سلطنتی کانادا گفتوگویی نشده و البته آن دو وکیل هم به جنبههای دیگری ازجمله مواردی که باید در دادگاه لاهه مطرح شود، پرداختند نه به کوتاهیهای دولت کانادا، همچنین خانوادههای جانباختگان در فیلم به کوتاهیهای سازمان بینالمللی هوانوردی غیرنظامی (ایکائو) در رسیدگی به پرونده اشاره داشتند، ولی پاسخی از سوی ایکائو در این مستند نیست.
آیا خودتان نخواستید گفتوگوی با مقامات دولت کانادا، پلیس سلطنتی کانادا و همچنین مقامات ایکائو داشته باشید یا آنها پاسخگو نبودند؟
ما برای مصاحبه با این افراد یا نهادها درخواستی نداشتیم و از ابتدا هم برنامهای برای این کار نداشتم. «پرواز» یک مستند تحقیقی یا حقوقی نیست. فیلم از زاویهٔ دید خانوادهها روایت میشود و من میخواستم زمان محدودی را که در اختیار داشتیم تا جای ممکن به خود آنها اختصاص بدهم.
دربارهٔ ابعاد حقوقی و تحقیقاتی این پرونده، اسناد، گزارشها و منابع زیادی در دسترس است و فیلمهای دیگری هم روی این جنبهها تمرکز کردهاند. هدف من با «پرواز» متفاوت بود. میخواستم با خانوادهها بمانیم، آنها و عزیزانی را که از دست دادهاند، بشناسیم و تا حد ممکن وارد زندگیشان شویم.
بنابراین وقتی در فیلم انتقادی از عملکرد دولت کانادا مطرح میشود، آن را از زبان خانوادهها میشنویم. این فیلم قبل از هر چیز روایت آنهاست.
برای مصاحبه با ایکائو هم درخواستی نداشتیم. همانطور که گفتم، تصمیم من از ابتدا این بود که فیلم از زاویهٔ دید خانوادهها باقی بماند. اگر قرار بود در برابر هر موضوعی که آنها مطرح میکنند، پاسخ یک دولت، مقام یا نهاد بینالمللی را هم وارد کنیم، فیلم بهسمت یک مستند تحقیقی و حقوقی میرفت و از مسیری که برای آن در نظر گرفته بودم، دور میشد.
اما اتفاق مهمی که بعد از پایان ساخت فیلم افتاد، بهنظرم بهخوبی نشان میدهد که پیگیری خانوادهها چقدر میتواند تأثیرگذار باشد. در مارس ۲۰۲۶، شورای ایکائو اصلاحیهای در ضمیمهٔ ۱۳ کنوانسیون شیکاگو تصویب کرد که مسئلهٔ تعارض منافع در تحقیقات سوانح هوایی را مورد توجه قرار میدهد؛ ازجمله شرایطی که ممکن است خود کشوری که مسئول انجام تحقیق است، در سرنگونی هواپیما دخیل باشد. این مقررات راههایی مانند واگذاری تحقیق به کشور یا نهاد تحقیقاتی دیگری و دعوت از ایکائو یا کشورهای ثالث برای نظارت بر تحقیق را پیشبینی میکند.
این اصلاحات نتیجهٔ چند سال کار و پیگیری در سطوح مختلف بود. برای من، مهم این است که یکی از مسائلی که خانوادههای پیاس۷۵۲ سالها دربارهٔ آن صحبت و برای تغییرش تلاش کردند، در نهایت به تغییر استانداردهای بینالمللی منجر شد. این دقیقاً یکی از موضوعات اصلی فیلم است: اینکه آدمهای عادی، حتی بدون قدرت نهادی، وقتی کنار هم قرار میگیرند و دست از پیگیری برنمیدارند، میتوانند در ایجاد تغییر نقش داشته باشند.

برای ساخت این فیلم با چه دشواریهایی مواجه شدید و چطور بر آنها فائق آمدید؟
یکی از مهمترین دشواریها این بود که چطور به خانوادههایی نزدیک شویم که دربارهٔ دردناکترین تجربهٔ زندگیشان صحبت میکنند، بدون اینکه حضور ما فشار بیشتری به آنها وارد کند. اعتماد برای من بسیار مهم بود و این اعتماد چیزی نیست که بتوان با عجله به دست آورد.
از نظر شیوهٔ فیلمبرداری هم سعی کردم تا حد امکان دخالت نکنم. من برای هر روز فیلمبرداری آماده میرفتم، اما وقتی فیلمبرداری شروع میشد، سعی میکردم عقب بایستم و اجازه بدهم خانوادهها ما را هدایت کنند. نمیخواستم مخاطب فقط حرفهای آنها را بشنود؛ میخواستم برای مدتی در کنارشان زندگی کند.
این فیلم بدون اعتماد و همکاری خانواده های جانباختگان امکانپذیر نبود. آنها بخش بسیار شخصی و دردناکی از زندگی شان را با ما در میان گذاشتند و من بابت این اعتماد بسیار از آنها سپاسگذارم.
ساخت این فیلم چه تأثیری بر خود شما بهعنوان سازندهٔ آن گذاشت؟
ساخت این فیلم باعث شد کلماتی که فکر میکردم معنایشان را میدانم، وزن دیگری برایم پیدا کنند: حقیقت، عدالت، مبارزه و پاسخگویی.
برای این خانوادهها اینها مفاهیم انتزاعی نیستند. یعنی سالها تحقیق و دادگاه، شکستها، پیروزیهای کوچک و بزرگ و تصمیمی که بارها باید دوباره گرفته شود و ادامهدادن.
آرش مرتب، برادر آروین، در فیلم جملهای میگوید که برای من بسیار مهم است: Justice is a journey «عدالت یک سفر است.» هرچه بیشتر با این خانوادهها زندگی کردم، بیشتر متوجه شدم منظورش چیست. هیچ دادگاه یا حکمی نمیتواند عزیزانشان را به آنها برگرداند، اما آنها همچنان برای حقیقت و پاسخگوکردن عاملان این جنایت تلاش میکنند.

آیا خانوادههای جانباختگان پرواز فیلم را پیش از اکران عمومی آن دیدهاند و اگر پاسخ مثبت است، واکنششان به آن چه بوده است؟
برای خانوادههایی که در فیلم حضور دارند، امکان دیدن فیلم پیش از نمایش عمومی در مرحلهٔ راف کات فراهم شد. طبیعتاً برای بعضی از آنها تماشای فیلم بسیار سخت بود. بیشتر کسانی که در فیلم حضور دارند، آن را دیدهاند و بعد از نمایش هم با آنها صحبت و مشورت کردهام.
تا جایی که من اطلاع دارم، واکنش کسانی که فیلم را دیدهاند، مثبت بوده است. این برای من اهمیت زیادی داشت.
فیلم «پرواز» قرار است در جشنوارهٔ بینالمللی فیلم ونکوور برای نخستینبار اکران شود، آیا در جشنوارههای دیگری هم به نمایش گذاشته خواهد شد؟
جشنوارهٔ بینالمللی فیلم ونکوور نخستین نمایش جهانی «پرواز» خواهد بود. فیلم برای جشنوارههای دیگری هم ارسال شده و تا زمانی که انتخابها بهصورت رسمی اعلام نشوند، نمیتوانم دربارهٔ آنها صحبت کنم.
بعد از نمایشهای جشنوارهای و همزمان با نزدیکشدن به سالگرد سرنگونی پرواز، برنامه داریم فیلم را در شهرهای مختلف کانادا نیز به نمایش بگذاریم. برای من مهم است که فیلم فقط در فضای جشنواره باقی نماند و بتواند مستقیماً با جامعه و مخاطبانی که این موضوع برایشان اهمیت دارد، ارتباط برقرار کند.
از آنجایی که تهیهکنندهٔ فیلم «هیئت ملی فیلم کانادا» (National Film Board of Canada) است، آیا این فیلم روی شبکهٔ National Film Board هم منتشر خواهد شد و اگر پاسختان مثبت است، آیا تاریخ آن مشخص شده است؟
بله. بعد از نمایشهای سینمایی، فیلم در کانادا از طریق پلتفرم NFB در دسترس قرار خواهد گرفت و برای بیشتر کشورهای جهان نیز از طریق کانال یوتیوب NFB قابلتماشا خواهد بود.
برای من دسترسی عمومی به فیلم بسیار مهم است. عدالت و دادخواهی متعلق به یک جامعهٔ خاص نیست و موضوعی جهانی است. امیدوارم بعد از پایان نمایشهای سینمایی، مخاطبان در کشورهای مختلف بتوانند بهراحتی فیلم را ببینند.

دوست دارید این فیلم چه تأثیری روی مخاطبان داشته باشد؟
بیش از هر چیز امیدوارم مخاطب بعد از دیدن فیلم، ۱۷۶ را فقط بهعنوان یک عدد به خاطر نیاورد. دوست دارم با آدمهای پشت این عدد آشنا شود، صدایشان را بشنود، خندههایشان را ببیند و برای مدتی وارد زندگی خانوادههایشان شود.
هر کدام از ما یا عزیزانمان میتوانستیم مسافر آن هواپیما باشیم. بسیاری از مسافران وقتی ایران را ترک میکردند، نگران خانوادههایی بودند که پشت سر میگذاشتند؛ نمیدانستند که چند دقیقه بعد خودشان قربانی خواهند شد. برای من این یادآوری مهمی است که قربانیان چنین جنایتهایی، آدمهایی جدا از ما نیستند.
سرنگونی پیاس۷۵۲ اولین جنایت جمهوری اسلامی ایران نبود و آخرین آن هم نخواهد بود. در بیش از چهار دههٔ گذشته انسانهای بسیاری کشته، اعدام، زندانی یا قربانیِ سرکوب شدهاند و خانوادههای بسیاری همچنان در جستوجوی حقیقت و عدالتاند.
تجربهٔ خانوادههای پیاس۷۵۲ برای من نشان میدهد که آدمهای عادی وقتی کنار یکدیگر قرار میگیرند میتوانند قدرتی پیدا کنند که بهتنهایی آن را ندارند. امیدوارم این تجربه برای خانوادههای دیگر قربانیان نیز نمونهای باشد از اینکه اتحاد، سازماندهی و ادامهدادن میتواند صدای آنها را قدرتمندتر کند.
در نهایت، پرسشهای فیلم برای من فراتر از پیاس۷۵۲ هستند: وقتی صاحبان قدرت مسئول یک جنایتاند، حقیقت چگونه آشکار میشود؟ چه کسی آنها را پاسخگو میکند؟ و عدالت چه معنایی دارد وقتی هیچ دادگاه یا حکمی نمیتواند کسانی را که جانشان گرفته شده، به خانوادههایشان بازگرداند؟
چه برنامههایی برای آینده دارید؟
بهتازگی فیلمبرداری یک فیلم برای Lifetime آمریکا را تمام کردهام و در حال حاضر مشغول آمادهسازی فیلم بعدی برای Lifetime هستم، که احتمالاً فیلمبرداری آن طی چند روز آینده آغاز خواهد شد.
در عین حال، یک فیلم سینمایی که خودم نوشتهام، در برنامهام دارم و امیدوارم سال آینده آن را بسازم. همزمان مسیر «پرواز» نیز با نمایشهای جشنوارهای و نمایشهای مختلف ادامه خواهد داشت.
اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.
شاید مهمترین چیزی که بخواهم بگویم، این باشد که «پرواز» تنها بخش کوچکی از روایت یک جنایت بسیار بزرگ است.
۱۷۶ انسان در آن هواپیما بودند و هر کدام زندگی، خانواده، دوستیها، آرزوها و آیندهای داشتند که برای خود تصور کرده بودند. من فکر میکنم دربارهٔ هر کدام از آنها میتوان یک فیلم ساخت. هنوز ابعاد زیادی از این جنایت و مسیر دادخواهی خانوادهها روایت نشده است.
امیدوارم «پرواز» یکی از این روایتها باشد، نه آخرین آنها.
با سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید.
سپاس از شما.
*فیلم مستند «پرواز» در روزهای ۸ و ۱۱ اکتبر در ونکوور برای نخستینبار به روی پرده خواهد رفت. برای اطلاعات بیشتر و تهیهٔ بلیت از لینک زیر دیدن کنید:
https://viff.org/whats-on/viff26-the-flight