هومن کبیری پرویزی – ونکوور
بهتازگی خبری منتشر شده مبنی بر اینکه اتحادیهٔ اروپا و کانادا قصد دارند شراکتی گسترده و همهجانبه، از حوزهٔ تجارت گرفته تا امنیت و دفاع، میان خود شکل دهند تا در برابر قدرتنمایی جهانی آمریکا و چین موضعی مشترک بگیرند. بر پایهٔ گزارش بلومبرگ، اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، قرار است این طرح را در نطق سالانهٔ خود در استراسبورگ در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کند و مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، نیز در آن مراسم حضور خواهد داشت و روز بعد در برابر نمایندگان پارلمان اروپا سخنرانی خواهد کرد. برای عدهای چنین توافقی بهدلیل فاصلهٔ جغرافیای زیاد برای کشورهایی که با چند هزار کیلومتر فاصله در دو سوی اقیانوس اطلس واقع شدهاند، دور از ذهن مینماید. اما شاید کمتر کسی بداند که کانادا و اروپا از پیش نیز، فارغ از هر توافق سیاسی تازهای، مرزهای مشترکی دارند.
پیشتر دربارهٔ جزیرهٔ قطبی هانس که میان کانادا و گرینلند (قلمرو دانمارک) تقسیم شده و مرز زمینی مشترکی میان دو طرف پدید آورده، و «جنگ ویسکیِ» بین دو طرف در آن جزیره که شهرت جهانی پیدا کرده، در مجله نوشتهایم و اگر آن مطلب را از دست دادهاید میتوانید با سرزدن به اینجا آن را دوباره بخوانید.
اما شاید کمتر کسی بداند مرز دریایی واقعی میان کانادا و اروپا را باید در نقطهای بسیار نزدیکتر به سواحل نیوفاندلند در شرق کانادا جستوجو کرد: مجمعالجزایر کوچک سنپیِر و میکلن، که با وجود واقعشدن در آبهای کانادا، رسماً بخشی از خاک فرانسه و بنابراین اتحادیهٔ اروپاست.
در نزدیکی سواحل جنوبی نیوفاندلندِ کانادا، مجمعالجزایری کوچک قرار دارد که با وجود فاصلهٔ هزاران کیلومتری از اروپا، همچنان بخشی رسمی از خاک فرانسه به شمار میرود: سنپیِر و میکلن. این سرزمین که مساحتی حدود ۲۴۲ کیلومتر مربع دارد و از هشت جزیره تشکیل شده، تنها بازماندهٔ امپراتوری استعماری فرانسه در آمریکای شمالی است.
جغرافیا و مردم
مجمعالجزایر سنپیر و میکلن در خلیج سنلورنس و در فاصلهٔ حدود ۲۵ کیلومتری از شبهجزیرهٔ بورین در نیوفاندلند واقع شده است، درحالیکه نزدیکترین شهر در خاک اصلی فرانسه یعنی برست، بیش از ۳۸۰۰ کیلومتر با آن فاصله دارد. جزیرهٔ میکلن-لانگلاد بزرگترین جزیره است و جزیرهٔ سنپیر، با وجود مساحت کوچکتر، پرجمعیتترین و مرکز اداری و تجاری منطقه محسوب میشود. بر پایهٔ سرشماری سال ۲۰۲۲، جمعیت کل این جزایر حدود ۵٬۸۱۹ نفر بوده که بیشتر آنان در شهر سنپیر زندگی میکنند. مردم این سرزمین شهروند فرانسهاند، به زبان فرانسوی سخن میگویند و اکثریت قریببهاتفاق آنان مسیحی کاتولیکاند. آبوهوای این جزایر سرد و مهآلود است و بیشتر به اقلیم نیمهقطبی نزدیک است تا اقلیم معتدل بخش اروپایی فرانسه.

تاریخچهای پرفراز و نشیب
نخستین بار در سال ۱۵۳۶ بود که کاشف فرانسوی، ژاک کارتیه، این جزایر را به نام فرانسه ثبت کرد، هرچند پیش از آن نیز ماهیگیران باسک و برتون بهطور فصلی از آبهای اطراف آن بهره میبردند. سکونت دائمی در این جزایر تا اواخر قرن هفدهم به تعویق افتاد. از آن پس، مالکیت این سرزمین بارها میان فرانسه و بریتانیا دستبهدست شد: در معاهدهٔ اوترخت در سال ۱۷۱۳ به بریتانیا واگذار شد، در سال ۱۷۶۳ با معاهدهٔ پاریس به فرانسه بازگشت، طی جنگ استقلال آمریکا و نیز در دوران جنگهای ناپلئونی چندین بار بهدست نیروهای بریتانیایی اشغال و ساکنانش تبعید شدند، و سرانجام در سال ۱۸۱۴ برای همیشه به فرانسه بازگردانده شد.
در طول قرن بیستم نیز این جزایر فراز و نشیبهای اقتصادی و سیاسی بسیاری را از سر گذراندند؛ از رونق ناشی از قاچاق مشروبات الکلی به آمریکا در دوران ممنوعیت الکل، تا رکود پس از پایان آن دوره. در جریان جنگ جهانی دوم، درحالیکه کانادا، بریتانیا و آمریکا با این اقدام مخالف بودند، نیروهای فرانسهٔ آزاد در دسامبر ۱۹۴۱ این جزایر را از کنترل دولت دستنشاندهٔ ویشی خارج کردند؛ در همهپرسیهایی که پس از آن در هر دو جزیره برگزار شد، بیش از ۹۸ درصد از مردم به پیوستن به فرانسهٔ آزاد رأی دادند.

از مستعمره تا اجتماع سرزمینی
این جزایر در سال ۱۹۴۶ به یک قلمرو فرادریایی فرانسه تبدیل شدند. نکتهٔ مهم این است که در سال ۱۹۵۸، وقتی فرانسه در پی همهپرسی قانون اساسی جدید خود، به مستعمرات و قلمروهایش این حق را داد که میان ادغام کامل با فرانسه، تشکیل دولتی خودمختار در چارچوب اتحادیهٔ فرانسه، یا حفظ وضعیت قلمرو فرادریایی یکی را برگزینند، مردم سنپیر و میکلن آگاهانه گزینهٔ سوم، یعنی ماندن در چارچوب فرانسه را انتخاب کردند. این جزایر در سال ۱۹۷۶ به یک «دپارتمان فرادریایی» ارتقا یافتند و سرانجام در سال ۱۹۸۵ وضعیت کنونی خود یعنی «نهاد محلی» (Collectivité territoriale) را به دست آوردند؛ جایگاهی که از سال ۲۰۰۳ بهطور رسمی در قانون اساسی فرانسه گنجانده شده است.
چرا این جزایر همچنان فرانسوی ماندهاند؟
پاسخ به این پرسش را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، سیاسی و اقتصادی جستوجو کرد، نهصرفاً در یک تصمیم یکجانبهٔ پاریس:
نخست، این وضعیت نتیجهٔ انتخاب مکرر و آگاهانهٔ خود مردم جزایر بوده است. چنانکه اشاره شد، ساکنان این سرزمین در همهپرسیهای سالهای ۱۹۴۱ و ۱۹۵۸ صراحتاً به ماندن در پیوند با فرانسه رأی دادند، نه استقلال یا پیوستن به کشوری دیگر. حتی در اوایل قرن بیستم، در سال ۱۹۰۳، ایدهٔ الحاق به ایالات متحدهٔ آمریکا مطرح شد، اما هیچگاه جدی گرفته نشد.

عکس از ویکیپدیا
©Quintin Soloviev & Hayden Soloviev
دوم، شهروندی فرانسه برای ساکنان این جزایر امتیازات ملموسی به همراه دارد: حق رأی در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس فرانسه، نمایندگی در مجلس ملی و سنا، بهرهمندی از یورو بهعنوان ارز رسمی، دسترسی به نظام سلامت عمومی و رایگان، و شهروندی اتحادیهٔ اروپا. با توجه به اقتصاد شکنندهٔ این جزایر که بهشدت به صید ماهی وابسته بوده و در دهههای اخیر با کاهش ذخایر ماهی و تنش بر سر سهمیههای صید با کانادا دستبهگریبان است، حمایتهای مالی گستردهٔ دولت فرانسه نقشی حیاتی در حفظ سطح زندگی مردم ایفا میکند.
سوم، این جزایر از نظر راهبردی برای فرانسه اهمیت دارند؛ حضور در این نقطه از آمریکای شمالی به فرانسه یک منطقهٔ انحصاری اقتصادی دریایی در آبهای نزدیک کانادا میدهد که در سال ۱۹۹۲ از طریق داوری بینالمللی نهایی شد، و همچنین این سرزمین را به نمادی از حضور تاریخی و فرهنگی فرانسه در قارهٔ آمریکا تبدیل کرده است؛ جایی که گردشگری نیز اکنون بر مبنای همین تصویرِ «فرانسه در آمریکای شمالی» رشد میکند.
سرانجام، هیچ جنبش استقلالطلب جدی یا فشار بینالمللی مؤثری برای جدایی این جزایر از فرانسه وجود نداشته است؛ برخلاف برخی دیگر از قلمروهای فرادریایی فرانسه، سنپیر و میکلن با جمعیتی اندک و پیوندهای فرهنگی و زبانی عمیق با فرانسه، همواره هویت خود را در چارچوب فرانسویبودن تعریف کرده است.
بهاین ترتیب، سنپیر و میکلن نمونهای نادر و جالب از تداوم امپراتوری استعماری فرانسه است: قطعهای کوچک اما پابرجا از فرانسه در میان امواج سرد اقیانوس اطلس شمالی، در همسایگی مستقیم کانادا.