قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید
حسین فرامرزی* – ونکوور
در قسمت قبل خواندید: دیوان عالی کانادا در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، طی یک رأی تاریخی در پروندهٔ Ahluwalia v. Ahluwalia، برای نخستین بار مسئولیت مدنی (تورت) جدید و مستقلی را تحت عنوان «خشونت میان زوجین و شرکای عاطفی» (Intimate Partner Violence) به رسمیت شناخت.
این پرونده به دعوای خسارت خانم آهلووالیا بهدلیل ۱۶ سال رفتارهای خشونتآمیز و آزارگرانهٔ همسرش اختصاص داشت. دیوان عالی کانادا بهقلم قاضی نیکلاس کاسیرر تبیین کرد که عناوین حقوقی سنتی (مانند ضرب و جرح یا تحمیل عمدی فشارهای روانی) بهدلیل تمرکز بر وقایع منفرد، نمیتوانند ماهیت مستمر و الگوی نظاممندِ «کنترل زورگویانه» (Coercive Control) را که کرامت، استقلال و حق انتخاب قربانی را نابود میکند، پوشش دهند. در نهایت، دیوان با تشریح عناصر این تقصیر مدنی جدید، رأی به استحقاق دریافت خسارت برای خواهان داد.
و حالا ادامهٔ مطلب…
پیش از پروندهٔ «Ahluwalia»، حقوق مسئولیت مدنی کانادا تنها راهکارهای مدنی محدودی را برای قربانیان و بازماندگان خشونت خانگی پیشبینی میکرد که شامل دعاویای همچون «ضربهٔ عمدی (battery)»، «ضربوجرح (assault)» یا «ایجاد آسیب عمدی یا پریشانی شدید عاطفی» بود. در بند ۱۸۲ رأی خود، اکثریت قضات دیوان توضیح دادند که چرا این عناوین موجود کافی نیستند و به وجود یک تقصیر مدنی مستقل اشاره کردند:
«تقصیر مدنی جدیدِ خشونت میان زوجین و شرکای عاطفی، خلأ موجود در حقوق کامِنلا (common law) را پر میکند، زیرا بهدرستی این واقعیت را به رسمیت میشناسد که رفتاری که بهطور عینی منجر به سلطه و کنترل بر شریک عاطفی میشود، از حیث ماهیت، خطایی متفاوت و کیفی از آن دسته از خطاهاییست که از طریق عناوین مسئولیت مدنی موجود قابلجبراناند. این بستر رابطهٔ عاطفی است که به مرتکب امکان اعمال کنترل بر قربانی خود را میدهد. مسئولیت زمانی ایجاد میشود که کنترل زورگویانه بهعنوان مداخله در استقلال شریک عاطفی تلقی گردد؛ امری که ذاتاً با ماهیت رابطهٔ عاطفی ناسازگار است، زیرا آن را نابرابر میسازد و علاوه بر آسیب جسمی یا روانیِ احتمالیِ ناشی از خشونت، به آسیب حیثیتی نیز منجر میشود، هرچند از آن متمایز است.»
بهرسمیتشناختن این تقصیر مدنی جدید، تحولی مهم و نقطهٔ عطفی در حقوق کانادا محسوب میشود. اجرای آن بیتردید پرسشهای دشوار و پیامدداری را برای اصحاب دعوا و دادگاهها ایجاد خواهد کرد — ازجمله اینکه چگونه باید «کنترل زورگویانه» قابلطرح در دعوا را از اختلافات بینفردی غیرقابلاستناد یا رفتارهای تلافیجویانه و خصمانه تفکیک کرد. بااینحال، پروندهٔ «Ahluwalia» تحولی بنیادین در حقوق کامِنلا در حوزهٔ تقصیرات عمدی به شمار میرود.
پیشینهٔ پرونده (Background)
آقای آهلووالیا و خانم آهلووالیا از طریق خانوادههای خود با یکدیگر آشنا شدند و پس از دورهٔ آشنایی کوتاهی، در تاریخ ۲۸ نوامبر ۱۹۹۹ در هند ازدواج کردند. در آغاز زندگی مشترک، آنان با والدین آقای آهلووالیا زندگی میکردند. در سال ۲۰۰۱ نخستین فرزند آنان به دنیا آمد و اندکی پس از آن، برای دستیابی به آیندهای بهتر به کانادا مهاجرت کردند.
دریافت معادلسازی تحصیلات قابلتوجهی که هر دو در خارج از کانادا گذرانده بودند، با دشواری مواجه شد. این زوج در ابتدای ورود به کانادا زندگی سادهای داشتند. هر دو در یک کارخانهٔ تولید پلاستیک در اتوبیکو مشغول به کار شدند و بهصورت شیفتی کار میکردند تا از فرزند خردسال خود مراقبت کنند. خانم آهلووالیا شغل خود را تغییر داد. دومین فرزند آنان در سال ۲۰۰۴ متولد شد.
آقای آهلووالیا به رانندگی کامیون مشغول شد. طرفین نخستین خانهشان را در سال ۲۰۰۵ در برمپتون خریداری کردند. آنان در جامعهٔ محل زندگیشان فعالیتهای اجتماعی داشتند و با وجود بهبود نسبی وضعیت شغلی آقای آهلووالیا در صنعت حملونقل، وضعیت مالی خانواده همچنان با دشواریهایی همراه بود. خانم آهلووالیا در برنامههای رادیویی و تلویزیونی محلی بهصورت داوطلبانه فعالیت میکرد.
مدتی به ادمونتون نقل مکان کردند؛ جاییکه آقای آهلووالیا بهطور تماموقت به رانندگی کامیون ادامه داد و خانم آهلووالیا از فرزندان مراقبت و بهصورت پارهوقت در یک بانک کار میکرد. در دوران اقامت در ادمونتون، رابطهٔ آنان بهتدریج پرتنشتر شد و خانم آهلووالیا به افسردگی مبتلا گردید. در سال ۲۰۱۳، آقای آهلووالیا تهدید به طرح دعوای طلاق کرد، اما بعد پدر او به کانادا آمد تا میان طرفین صلح و سازش ایجاد کند.
آقای آهلووالیا در سال ۲۰۱۴ به برمپتون بازگشت و سایر اعضای خانواده نیز در سال ۲۰۱۵ به او پیوستند. روابط میان طرفین همچنان دشوار باقی ماند. آنان ارتباط مستقیم با یکدیگر را قطع کردند و صرفاً از طریق فرزندانشان با هم در تماس بودند.
این زوج در سال ۲۰۱۶ بهطور دائم از یکدیگر جدا شدند. در زمان جدایی، آقای آهلووالیا ۴۸ ساله و خانم آهلووالیا ۴۷ ساله بودند. پس از جدایی، خانم آهلووالیا بههمراه فرزندان در منزل خانوادگی باقی ماند. آقای آهلووالیا همچنان هزینههای نگهداری خانه را پرداخت میکرد.
فرزند بزرگتر پس از جدایی از دیدار با آقای آهلووالیا خودداری کرد و اندکی بعد، فرزند کوچکتر نیز از ملاقات با او امتناع ورزید.
تاریخچهٔ این رسیدگی قضایی
در سال ۲۰۱۶، آقای آهلووالیا دعوای طلاق را آغاز کرد. در پاسخ ثبتشده در دادگاه، خانم آهلووالیا که در آن زمان از وکیل برخوردار بود، با صدور حکم طلاق میان طرفین موافقت کرد. وی همچنین درخواست اعطای اختیار تصمیمگیری انحصاری دربارهٔ فرزندان، نفقهٔ فرزند، نفقهٔ همسر، تقسیم اموال بهطور مساوی، و فروش منزل خانوادگی را مطرح نمود.
او همچنین ادعا کرد که آقای آهلووالیا در طول ازدواج بهطور «مکرر» رفتارهای «کلامی»، «روانی» و «فیزیکی» خشونتآمیز نسبت به او داشته است و این رفتارها گاه در حضور دیگران، ازجمله فرزندانشان، نیز رخ داده است. وی بیان کرد که آقای آهلووالیا او را مجبور کرده است بهعنوان یک مادر خانهدار در منزل بماند و اجازهٔ اشتغال بیرون از خانه را به او نداده است، از ادامهٔ تحصیل و ارتقای تحصیلات او در کانادا جلوگیری کرده است، تمام امور مالی خانواده را تحت کنترل خود داشته و حتی در مواردی که او کار میکرد، تمام حقوق و درآمد او را نیز در اختیار گرفته است.
وی بهدلیل انزوای خود در کانادا، همچنان به اطاعت و مدارا با همسرش ادامه داده بود، هرچند موضوع خشونت را با پزشک خانواده و یکی از دوستانش در میان گذاشته بود.
در پاسخ خود، آقای آهلووالیا تمامی اتهامات مربوط به خشونت جسمی، کلامی و روانی را انکار کرد. او همچنین انکار نمود که مانع اشتغال خانم آهلووالیا شده و اظهار داشت که وی به انتخاب خود کار نکرده است. وی افزود که در مواردی که خانم آهلووالیا شاغل بوده، حقوق او را تصاحب نکرده و همچنین ادعا کرد که مدیریت امور مالی خانواده با درخواست خود خانم آهلووالیا به او سپرده شده بود.
خانم آهلووالیا در سال ۲۰۲۱ پاسخ خود به دادخواست اصلی طلاق آقای آهلووالیا را اصلاح کرد. او در این اصلاحیه، درخواست صدور حکم به پرداخت خسارت ناشی از خشونتهای واردشده از سوی همسرش را نیز اضافه نمود. وی بهطور مشخص ادعا کرد که آقای آهلووالیا در طول ازدواج بهطور مستمر مرتکب خشونت جسمی، عاطفی، روانی و کلامی شده است. همچنین ادعا کرد زمانیکه همسرش با سفر او به هند برای ملاقات با مادر در حال احتضارش مخالفت میکرد، دچار شکنجهٔ روانی شده است. او همچنین اظهار کرد که همسرش با ماهیت کنترلگر خود، اجازهٔ کار یا ارتقای مهارتهای شغلی را از او سلب کرده است.
وی به رویدادهایی از رفتارهای ظالمانه نسبت به فرزندان اشاره کرد و همچنین به رفتارهایی استناد نمود که بهطور ادعایی بر وضعیت روانی او تأثیر گذاشته و ناشی از «آزار و شکنجه مداوم» از سوی همسر و خانوادهٔ او بوده است.
پایان قسمت دوم / ادامه دارد
*تذکر: حسین فرامرزی، وکیل دادگاههای استان بریتیش کلمبیا، به هیچ گروه سیاسی، دولتی، و یا مذهبی وابسته نمیباشد، و مقالات حقوقی مندرجه، تنها برای افزایش سطح آگاهی جامعهٔ فارسیزبان کانادایی تهیه شده است. بهعلت امکان تغییر در قوانین کانادا بهمرور زمان، و همچنین عدم امکان بیان کلیهٔ قوانین در این مقالات، به تمامی خوانندگان توصیه میگردد که قبل از انجام هرگونه موضوع حقوقی، با وکیل خود مشورت نمایند. برای اطلاعات بیشتر، شما میتوانید به وبسایت دفتر حقوقی فرامرزی به آدرس WWW.FLCLAWYERS.COM مراجعه نمایید. لطفاً برای دریافت نکات حقوقی کوتاه صفحهٔ فیسبوک Faramarzi Law Corporation را دنبال کنید.