الف صدرا – ونکوور
«زنان بدون مردان» نام فیلمیست برگرفته از کتاب شهرنوش پارسیپور با همین عنوان، و بهکارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ زندگی چهار زن از اقشار و سنین مختلف اجتماعی که در بستر حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت محمد مصدق در ایران انجامید، روایت میشود. اما تمرکزش روی شرایط ناگوار زنان ایرانی در بطن جامعهٔ آن زمان است.
فیلم «زنان بدون مردان» موفق به کسب جایزهٔ شیر نقرهای برای بهترین کارگردانی در شصت و ششمین جشنوارهٔ فیلم ونیز شد. در این فیلم شبنم طلوعی، پگاه فریدونی، آریتا شهرزاد و اورشویا توت، بازیگر مجارستانی، نقشهای اصلی را ایفا میکنند و البته خود شهرنوش پارسیپور هم در این فیلم نقش کوتاهی دارد و بهجز آن در فیلمنامهنویسی هم مشارکت داشته است.
داستان فیلم حول محور چهار شخصیت اصلی میچرخد: مونس، دختری که به موضوعات سیاسی علاقهمند است؛ فائزه، دختری سنتی؛ زرین، زن جوانی که مجبور به تنفروشی شده؛ و فخری*، زنی میانسال از طبقهٔ مرفه که در زندگی زناشویی خود شکست خورده است.
مرور این اثر، فرصتیست تا بار دیگر به میراث ادبی شهرنوش پارسیپور بپردازیم؛ نویسندهای که سالها کوشید مرز میان واقعیت و خیال را درنوردد و با زبانی شاعرانه، از تنهایی، آزادی، سرکوب و رؤیاهای زنان ایرانی سخن بگوید. آثار او تنها داستان نیستند؛ هر یک تلاشیاند برای فهم انسان در جامعهای که همواره میان سنت، قدرت و آرزوی رهایی در نوسان بوده است.
در میان آثار پارسیپور، «زنان بدون مردان» جایگاهی ویژه دارد؛ رمانی که سالها پس از انتشار، الهامبخش فیلمی بههمین نام بهکارگردانی شیرین نشاط شد. این فیلم که در سال ۲۰۰۹ ساخته شد، بیش از آنکه شبیه یک روایت سینماییِ کلاسیک باشد، به گالری متحرکی از عکسهای هنری شباهت دارد. نشاط رئالیسم جادویی و تکاندهندهٔ پارسیپور را کنار میگذارد و بهجای آن، «شعر بصری» میآفریند. قاببندیهای دقیق، حرکتهای آرام دوربین و رنگهای سرد و تیره، جایگزین کلمات تند و صریح کتاب شدهاند.
موسیقی این فیلم که ساختهٔ ریوئیچی ساکاموتو، آهنگساز ژاپنی برندهٔ اسکار، است، نقشی حیاتی در القای حس تعلیق، اندوه و رازآلودگیِ فیلم دارد. موسیقی در این فیلم، خلأ ناشی از حذفِ دیالوگهای درونی و توصیفات روانشناختی کتاب را پر کرده است.
یکی از برجستهترین ویژگیهای «زنان بدون مردان» آن است که سیاست را صرفاً در خیابان، دولت یا کودتا جستوجو نمیکند. در جهان این فیلم، سیاست در زندگی روزمره جاریست؛ در انتخابهای کوچک، در ترسها، در سکوتها.
چهار شخصیت زن این فیلم در بستر حوادث آن زمان هرکدام با پیشینهای متفاوت پا به عرصهٔ داستان میگذارند. مونس، که نماد آگاهی و کنشگری است، فخری زنی میانسال در جستجوی استقلال، فائزه نماد سنت و مذهب و زرین نماد تنِ استثمارشده، هر کدام در حال مبارزه با یک «دیکتاتوریِ مردسالارانه» در زندگی شخصی خودند. فیلم بهزیبایی نشان میدهد که همانطور که دموکراسی نوپای ایران در خیابانها با کودتا سرکوب میشود، تلاش این زنان برای رهایی نیز در نهایت با بنبست روبهرو میشود.
همین نگاه، یکی از تفاوتهای بارز فیلم «زنان بدون مردان» با رمان پارسیپور است؛ اینکه در کتاب، سیاست پسزمینهٔ روایت داستان است، ولی در فیلم موضوع سیاست بسیار پررنگتر است. هرچند در فیلم نشاط، سیاست تنها دربارهٔ قدرت نیست؛ دربارهٔ کرامت انسان نیز است. فیلم یادآوری میکند که آزادی، پیش از آنکه مفهومی سیاسی باشد، تجربهای انسانی است؛ تجربهای که از حق انتخاب، حق سخنگفتن و حق زیستن آغاز میشود. همین رویکرد است که فیلم «زنان بدون مردان» را از بسیاری آثار سیاسی متمایز میکند.
باغ در فیلم نشاط، نمادی از یک بهشت موعود یا اتوپیای زنانه است؛ جاییکه در آن تفاوتهای طبقاتی میان فخریِ اعیانزاده و زرینِ روسپی محو میشود. اما نشاط با نزدیکشدن صدای تانکها و درگیریها به دیوارهای باغ، نشان میدهد که این پناهگاه شخصی نیز نمیتواند در برابر واقعیتهای خشن جامعه و سیاست، دوام بیاورد؛ رستگاری فردی بدون رستگاری جمعی ممکن نیست.

فیلم «زنان بدون مردان» بیش از آنکه فیلمی دربارهٔ گذشته باشد، اثری دربارهٔ اکنون است. پرسشهایی که مطرح میکند، همچنان زندهاند: آزادی چگونه از دست میرود؟ قدرت چگونه به زندگی خصوصی انسانها راه پیدا میکند؟ و آیا میتوان در میانهٔ آشوبهای سیاسی، امید و انسانیت را حفظ کرد؟
پاسخ فیلم، پاسخی ساده یا شعاری نیست. نشاط و پارسیپور هر دو بر این باورند که رهایی، امری ناگهانی نیست، بلکه مسیری دشوار، پرهزینه و گاه دردناک است. شخصیتهای فیلم، هر یک بهشیوهٔ خود این مسیر را طی میکنند و همین، به اثر عمقی انسانی میبخشد که آن را از یک بیانیهٔ سیاسی فراتر میبرد.
اگر «زنان بدون مردان» هنوز پس از گذشت سالها، مخاطب خود را از دست نداده است، تنها بهدلیل روایت یک مقطع تاریخی نیست؛ بلکه بهاین دلیل است که از خلال آن مقطع، پرسشهایی فرازمانی را پیش میکشد. در عین حال، فیلم از فروغلتیدن به شعار نیز پرهیز میکند. شخصیتهای زن، هرچند هر یک با گونهای از تبعیض و محدودیت روبهرو هستند، اما به چهرههایی تکبعدی تبدیل نمیشوند. آنان تنها قربانی نیستند؛ جستوجوگرند. هر یک میکوشد راهی برای بازتعریف خویش پیدا کند و معنای تازهای برای آزادی بیابد.
بیتردید یکی از مهمترین دستاوردهای شیرین نشاط نیز این است که توانسته زبان شاعرانهٔ شهرنوش پارسیپور را به زبان تصویر ترجمه کند، بیآنکه روح اثر را از میان ببرد. بسیاری از اقتباسهای ادبی، در انتقال جهان ذهنی نویسنده ناکام میمانند، اما «زنان بدون مردان» میکوشد همان مرز لغزان میان واقعیت، رؤیا و استعاره را حفظ کند؛ مرزی که از ویژگیهای برجستهٔ ادبیات پارسیپور است که شاید یکی از مهمترین دلایلش مشارکت خود پارسیپور در نگارش فیلمنامه و همچنین حضورش در کنار نشاط در زمان ساخت فیلم بوده باشد.
فیلم نشاط توانسته است ادبیات معاصر ایران را به مخاطبانی بسیار فراتر از مرزهای فارسیزبان معرفی کند. برای بسیاری از تماشاگران جهان، نخستین آشنایی با نام شهرنوش پارسیپور از همین فیلم آغاز شد. این اتفاق، نشان داد که ادبیات ایران، اگر با زبانی هنرمندانه روایت شود، میتواند با دغدغههای مشترک انسان امروز پیوند برقرار کند و مخاطبانی در فرهنگهای گوناگون بیابد.
بازگشت به «زنان بدون مردان» تنها ادای احترام به یک رمان یا یک فیلم نیست؛ یادآوری اهمیت نویسندهای است که کوشید از خلال داستان، دربارهٔ آزادی، تنهایی، قدرت و امید زنان سخن بگوید. آثار او، چه بر صفحهٔ کتاب و چه بر پردهٔ سینما، همچنان ما را به تأمل دربارهٔ جامعه، تاریخ و انسان فرامیخوانند.
این فیلم را میتوان با استفاده از سرویس پخش فیلم کنوپی به رایگان تماشا کرد. علاقهمندان میتوانند با استفاده از کارت کتابخانهٔ محل زندگیشان بهطور رایگان مشترک این سرویس شوند و این فیلم و صدها فیلم و سریال دیگر را به رایگان تماشا کنند.
*در رمان «زنان بدون مردان» نام زن میانسال فرخلقاست، هرچند شیرین نشاط آن را در فیلم خود به فخری تغییر داده است.