علیرضا فدایی – ونکوور
سالها از جام جهانی ۱۹۹۸ که ایران برای دومین بار و پس از بیست سال در جام جهانی شرکت کرد، میگذرد. خوشحالم که دیگر از وقفههای طولانی خبری نیست و تیم ایران برای چهارمین بار پیاپی به جام جهانی راه یافته است. شاید بههمین دلیل است که راهیابی به جام جهانی دیگر آن شور و شوق سابق را ندارد و بعید است صحنهٔ جشن و پایکوبی سال ۱۹۹۸ تکرار شود.
تیم ایران که بهطور مستقیم بهعنوان نمایندهٔ آسیا به جام جهانی راه یافته بود، در حالی در مسابقات حاضر شد که تمام بازیهای آن در کشور آمریکا انجام شد. این تیم که جزو اولینها بود که مجوز حضور در جام ۲۰۲۶ را پیدا کرد، شاید فکرش را هم نمیکرد که در کنار دشمن سیاسیِ چنددههای، در زمان مسابقات در حال جنگ علنی با کشور میزبان باشد. مشکلی که اگر بیسابقه نبوده باشد، حداقل در تاریخ کمنظیر است.
حتی پیش از آغاز جنگ هم صحبت از پیچیدگیهای حضور تیم ایران در آمریکا بود؛ از یکطرف صحبت از تحریم مسابقات از طرف ایران و از طرفی نگرانی از ویزاگرفتن برخی بازیکنان با توجه به سابقهٔ خدمت سربازی در سپاه پاسداران. این پیچیدگیها وقتی پررنگتر شد که با آغاز جنگ لیگ قهرمانی ایران هم برای مدتی تعطیل شد که بیشک کمکی به آمادگی جسمانی بازیکنان نکرد.
درحالیکه بازیهای تدارکاتی راهحلی تثبیتشده برای انتخاب ترکیب تیم و هماهنگی اعضای تیم با هم است، تیمها یکبهیک از رویارویی با تیم ایران سر باز زدند. کار به بازی با تیم گمنام و پایینرتبهٔ گامبیا رسید. البته چند بازی درونتیمی هم انجام شد که خودش نمایشگر اوضاع و شرایط بد آمادگی تیم ایران بود.
محل تمرین و استقرار تیم ایران از آریزونای آمریکا به تیخوانای مکزیک رسید و چالش ورود و خروج به آمریکا قبل و بعد بازی به مشکلات تیم اضافه کرد. مسئلهای که نهفقط مورد اعتراض مسئولان ایرانی، بلکه مورد انتقاد بسیاری از چهرههای بینالمللی هم قرار گرفت. بازی تمرینی تیم ایران با تیم زیر ۲۱ سال تیخوانا هم نشان از پایینآمدن قدر و منزلت تیم ایران داشت.
تیم ایران با تیم های نیوزیلند، مصر و بلژیک همگروه شد. مشکل از همان بازی شروع شد که تیم ایران نتوانست ضعیفترین تیم گروه یعنی نیوزیلند را در بازی اول شکست دهد و به تساوی دو بر دو رضایت داد. اما این بازی گویا بهمثابهٔ یک بازی تدارکاتی برای تیم ایران بود. درحالیکه امکان شکست سنگین از تیم بلژیک میرفت، ولی با درخشش دروازهبان ایران، علیرضا بیرانوند، تیم ایران توانست به تساوی بدون گل برسد و گل مهدی طارمی که در حد چند سانتیمتر در آفساید بود، پذیرفته نشد.
به بازی آخر با مصر رسیدیم که یکی از بهترین بازیکنان جهان یعنی محمد صلاح، بازیکن سابق تیم لیورپول، را در خدمت داشت. ایران درحالیکه یک گل عقب بود، یک گل زد و یک پنالتی را هم از دست داد. در انتهای بازی، هجوم تیم ایران چشمگیر بود و نهایتاً گل شجاع خلیلزاده هم با آفساید چند سانتیمتری مردود شد. چند ضربه هم به تیر دروازه خورد تا در نهایت ایران با سومین تساوی و بدون شکست، منتظر نتایج تیمهای دیگر در ردهٔ سوم گروهها باشد.
البته که نتایج دیگر بازیها بهنفع تیم ایران رقم نخورد و این تیم بدون شکست از مسابقات حذف شد. تیم نیوزیلند رتبهٔ بسیار پایینتری از تیم ایران داشت و با توجه به حریفان ضعیف دیگر در اقیانوسیه، حضور این تیم در مسابقات چندان چالشبرانگیز نبود. جالب است بدانید که این کشور جزو معدود کشورهای دنیاست که فوتبال محبوبترین ورزش در آن نیست و راگبی و کریکت محبوبیت بسیار بیشتری دارند. کافی بود در مقابل این تیم پیروزی با سه امتیاز حاصل میشد و ایران نیازی به نگرانی نتایج تیمهای دیگر گروهها نمیداشت.
با وجود شرایط نامناسب تیم ایران، باید گفت بهانهٔ خوبی هم دست مسئولان آمد. اگر تیم ایران نتایج خوبی به دست نمیآورد، مسئولان دلایل حاضر و آماده داشتند و اگر نتایج مطلوب، مثلاً صعود به دور بعد حاصل میشد، حتما مسئولان آن را به غیرت و همت و مسائل ماوراءالطبیعه نسبت میدادند.
آیا بدونِشکستبودن تیم خصوصاً در مقابل بلژیک و مصر کار بزرگی بود؟ واقعیت این است که تیم مصر به جمع ۱۶ تیم و تیم بلژیک به مرحلهٔ یکچهارم نهایی رسید. مصر با نتیجهٔ تنها یک گل کمتر در یک بازی پرحاشیه، به آرژانتین باخت. پس این دو تیم چندان هم تیمهای سادهای نبودند و گرفتن تساوی نتیجهٔ شرمآوری به حساب نمیآید؛ همین حسرتِ نبردن در مقابل نیوزیلند را بیشتر میکند.
در این بین تیم کشور نیممیلیونی کِیپ ورد (Cape Verde) هم توانست با کسب سه تساوی آنهم در مقابل تیمهای اسپانیا و اروگوئه به دور بعدی راه یابد.
حال این سؤال پیش میآید که آیا بضاعت فوتبال ایران نودمیلیونی با همهٔ دشواریها بهاندازهٔ کِیپ ورد نیست؟
از طرفی هم باید به عملکرد سایر تیمهای آسیایی نگاه کنیم. اردن و ازبکستان در اولین حضور خود با باخت در هر سه بازی حتی یک امتیاز هم کسب نکردند. کره جنوبی هم که چهلمین سالگرد حضور پیاپی در جام جهانی را جشن میگرفت، با یک پیروزی و دو شکست از ادامهٔ مسابقات باز ماند. عربستان و قطر هم شکستهای سنگینی خوردند و از دور مقدماتی بالا نرفتند. بهترین نتایج را تیم ژاپن داشت که در دور دوم با نتیجهٔ دو بر یک مقابل برزیل از ادامهٔ کار باز ماند. استرالیا هم که در رقابتهای آسیا شرکت میکند، در دور دوم در ضربات پنالتی به مصر باخت.
از اظهارات عجیب و تهدیدهای توخالی و راهندادن مسئولان فدراسیون به کانادا و آمریکا که بگذریم، ارائهٔ نتایج ایران بهعنوان دستاورد و موفقیت چشمگیر و قهرمانانه از سوی مسئولان و رسانههای دولتی پس از برگشت به ایران هم از کارهای سؤالبرانگیز بود.
آیا با افزایش تعداد تیمها در جام جهانی، حضور تیم ایران در جام جهانی از پیش تعیین شده است؟ اصلاً چنین نظری ندارم خصوصاً با قدرتگیری تیمهایی مثل اردن و ازبکستان. آیا حضور در دور دوم مسابقات موفقیت محسوب میشود؟ شاید! ولی اگر تیم ایران حتی به دور دوم هم صعود میکرد، مشکلات چندین دههٔ تیم ایران سر جایش باقی میماند. نبود حتی زمین تمرین برای تیمهای بزرگ و قدیمی و هزاران مشکل دیگر که سالهاست گریبانگیر فوتبالِ مثلاًحرفهای ایران است.
باید دید این نسل که چندین سال است در کنار هم بازی میکنند کی با جوانان شایسته جایگزین میشوند.
تیم کانادا در حالی مسابقات جام جهانی را بهعنوان یکی از سه میزبان شروع کرد که پیش از این در دو دوره حضور قبلی حتی نتوانسته بود یک امتیاز از شش مسابقه بگیرد و همهٔ دیدارهایش با شکست مواجه شده بود. این تیم که در جام جهانی قبلی پس از ۳۶ سال و با شایستگی و اقتدار به جام جهانی راه یافته بود، با وجود شکست چندان هم مایهٔ آبروریزی نبود. شکست در مقابل کرواسی و مراکش که هر دو به نیمهنهایی رسیدند، چندان عملکرد فاجعهای برای این تیم محسوب نمیشود.
بازی آغازین در تورنتو مقابل تیم بوسنی هرزگوین انجام شد که با وجود نمایش خوب در نهایت با تساوی یک بر یک به پایان رسید تا کانادا برای اولینبار یک امتیاز در جام جهانی کسب کند.
دیدار دوم در ونکوور شاید اوج عملکرد تیم کانادا بود که توانست با نتیجهٔ شش بر صفر قطر را در هم بکوبد و اولین پیروزی تاریخ این تیم را در جام جهانی به دست آورد. بازی بعدی با تیم سوئیس با نتیجهٔ دو بر یک بهنفع تیم اروپایی پایان یافت، ولی بااینحال تیم کانادا به دور بعد صعود کرد. تیم سوئیس توانست به مرحلهٔ یکچهارم نهایی برسد و شکست مقابل این تیم محتمل بود. هرچند گروه کانادا گروه دشواری نبود، باید پذیرفت که قطر بالاخره قهرمان آخرین دورهٔ جام ملتهای آسیاست و بوسنی هرزگوین با اینکه تیم درجهٔ یک اروپا نیست، ولی توانسته بود با شکست و حذف ایتالیا به جام جهانی برسد.
اوج کار تیم کانادا شاید در پیروزی مقابل آفریقای جنوبی بود که با شکست یک بر صفر توانست آنها را به جمع ۱۶ تیم برساند که البته در بازی بعدی و با وجود نمایش خوب در نیمهٔ اول، در نهایت مراکش تیم کانادا را شکست داد و مانع صعود این تیم شد.
اگر نگاهی به دو تیم میزبان دیگر بیندازیم، باید واقعاً کانادا را تحسین کنیم. مکزیک و آمریکا با جمعیت بسیار بیشتر و سابقهٔ بسیار طولانیتر از کانادا در جام جهانی به همان مرحلهای رسیدند که کانادا رسید.
باید دید این نتایج چه موج جدیدی از رشد فنی و علاقهمندی در کانادا برای ورزش فوتبال ایجاد میکند.
و اما در آخر نمیتوانیم از حواشی بعضاً دردناک و تأسفبار در مورد حضور تیم ایران بگذریم؛ از دلگیری مردم و نامیدن تیم حکومتی و جمهوری اسلامی تا خوشحالی از گلخوردن و جدال بین ایرانیان در مورد مواضع…
تیم ایران در سال ۲۰۱۸ هم از گروه بالا نرفت، ولی با استقبال گرم و گستردهٔ مردم در برگشت روبرو شد.
همهچیز از جام جهانی ۲۰۲۲ شروع شد و ملامت بازیکنان به بیتفاوتی به وقایع دهشتناک کشور. بدون انگشت تهمت و سرزنش بهسوی فردی گرفتن، واقعاً همهٔ دستاندرکاران فوتبال ایران باید تأملی طولانی کنند که چرا بخش بزرگی از مردم از این تیم دلچرکین یا نسبت به آن بیتفاوتاند.