سایهٔ اعدام بر دیپلماسی؛ تراژدی پنهان در پس غوغای جنگ

سیما غفارزاده – ونکوور

در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، پس از گذشت ۳۸ روز از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تنها ساعاتی پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داد که اگر ایران تنگهٔ هرمز را بازگشایی نکند، «تمدنی [به‌طور] کامل فرو خواهد پاشید»، اعلام کرد به‌شرط بازگشایی تنگهٔ هرمز از طرف تهران، که مسیری حیاتی برای انتقال نفت و دیگر صادرات از خلیج فارس است، او نیز با «تعلیق بمباران و حمله به ایران برای یک دورهٔ دوهفته‌ای» موافقت می‌کند.

جنگ ۳۸ روزهٔ آمریکا و اسرائیل با ایران، مشخص کرد که مهم‌ترین اهرم قدرت جمهوری اسلامی نه در توان هسته‌ای و موشکی، بلکه در توانایی‌اش برای ایجاد اختلال در تنگهٔ هرمز است. با تشدید درگیری‌ها، سپاه پاسداران تمرکز خود را به‌سمت اختلال در تردد دریایی در این گذرگاه باریک معطوف کرد. این اقدام به‌سرعت فشار زیادی بر آمریکا و متحدانش وارد کرد، چرا که این کشورها به صادرات نفت از طریق این تنگه وابسته‌اند. در نتیجه با تهدید عرضهٔ جهانی انرژی، واشنگتن وادار شد امنیت این مسیر آبی را به‌عنوان شرطی برای مذاکرات آتش‌بس در اولویت قرار دهد.

وقتی نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در پایان فوریه آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران را اعلام کرد، لحنی قاطع و مطمئن داشت. اما لحن بیانیهٔ دفتر او، در تأیید آتش‌بس اعلام‌شده بین آمریکا و ایران، بسیار محتاط‌تر بود و به‌روشنی نشان می‌داد که این تصمیم را دونالد ترامپ گرفته است.

در آغاز جنگ، نتانیاهو گفته بود «هدف این عملیات پایان‌دادن به تهدید رژیم آیت‌الله در ایران است» و تأکید کرده بود «این عملیات تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهد داشت».

اما این اهداف هنوز محقق نشده‌اند: نیروهای مسلح ایران همچنان در حال جنگ بوده‌اند و ساختار حاکمیت روحانیت در ایران همچنان برقرار است، هرچند علی خامنه‌ای و دیگر چهره‌های ارشد حکومت در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شده‌اند. وضعیت برنامهٔ هسته‌ای ایران و ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ آن نیز همچنان حل‌نشده باقی مانده است. همچنین با وجود تضعیف زرادخانهٔ موشک‌های بالستیک ایران، این کشور تا آخرین روز پیش از آتش‌بس به شلیک موشک‌ به اسرائیل و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس ادامه می‌داد.

در تاریخ ۱۱ آوریل، نمایندگان ایران و آمریکا در پاکستان در حالی مذاکرات خود را آغاز کردند که انگشت هر دو طرف روی «ماشه» بود و دیوار بی‌اعتمادی بین آن‌ها بیش از هر زمان دیگری بلند. جی.‌دی. ونس، معاون رئيس‌جمهور آمریکا، استیو ویتکاف، نمایندهٔ ویژهٔ دونالد ترامپ، و جارد کوشنر، داماد ترامپ، ترکیب اصلی تیم مذاکره‌کنندهٔ آمریکا و در سوی ایران نیز عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، قرار داشتند.

این مذاکرات با میانجی‌گری پاکستان در اسلام‌آباد آغاز شد، و با آنکه ابتدا به‌صورت غیرمستقیم و با پادرمیانی میزبان بود، به نشست‌های رودررو و تماس مستقیم نمایندگان ایران و آمریکا نیز ارتقا یافت. با این‌حال، این دیپلماسی شکننده به‌دلیل اختلاف فاحش خواسته‌های دو طرف بدون دستیابی به توافق پایان یافت.

در ۱۳ آوریل، پس از بی‌نتیجه‌ماندن مذاکرات اسلام‌آباد و به‌دستور دونالد ترامپ، محاصرهٔ دریایی تنگهٔ هرمز و بنادر ایران از سوی ایالات متحده به اجرا درآمد.

پس از آغاز رسمی این محاصره، ترامپ به قایق‌های تندرو سپاه هشدار داد که اگر نزدیک شوند، نابود خواهند شد. او گفت که برخورد با این قایق‌ها شبیه حمله به قایق قاچاقچیان دریایی «سریع و بی‌رحمانه» خواهد بود.

در مقابل ایران هشدار داد که اگر بندرهایش تهدید شوند، هیچ بندری در منطقه در امنیت نخواهد بود.

در ۱۷ آوریل، دونالد ترامپ در شبکهٔ اجتماعی خود، تروث سوشال، اعلام کرد که اگرچه ایران تنگهٔ هرمز را باز کرده است، اما محاصرهٔ دریایی آمریکا تا زمان تکمیل صددرصدی توافق با ایران همچنان پابرجا خواهد ماند. در همان روز، سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی، مخالفت صریح تهران را با هرگونه آتش‌بس موقت اعلام کرد و گفت ایران تنها به‌دنبال پایان جامع جنگ در سراسر منطقه است.

در ۱۸ آوریل، انتشار پستی از عباس عراقچی وزیر امور خارجهٔ ایران در شبکهٔ اجتماعی ایکس و صحبت‌های دونالد ترامپ دربارهٔ تنگهٔ هرمز مبنی بر «موافقت ایران با تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده» واکنش‌های متفاوتی بین حامیان حکومت برانگیخت. عراقچی نوشت: «در چارچوب آتش‌بس در لبنان، تنگهٔ هرمز برای مدت باقی‌مانده از آتش‌بس، به‌طور کامل برای عبور تمامی کشتی‌های تجاری باز است.»

هرچند محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، با «کذب‌خواندن ادعاهای ترامپ» در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت: «عبور و مرور در تنگهٔ هرمز بر اساس «مسیر تعیین‌شده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد،… و باز یا بسته بودن تنگه و مقررات حاکم بر آن را میدان مشخص می‌کند نه شبکه‌های اجتماعی.»

به‌دنبال انتشار این خبر، شکاف بین طرفداران حکومت در رسانه‌های ایران و بین کاربران شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های زیادی داشت.

ساعاتی پس از این واکنش‌ها، و با توجه به اینکه آمریکا تأکید کرد محاصره همچنان برقرار است، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد که وضعیت تنگهٔ هرمز به شرایط قبل بازگشته و این تنگه اکنون «تحت کنترل و مدیریت» نیروهای مسلح ایران قرار دارد.

در تاریخ ۲۰ آوریل اعلام شد که اسلام‌آباد در آماده‌باش برای مذاکرات احتمالی آمریکا و ایران است. هرچند این مذاکرات به‌دلیل امتناع قاطع هیئت ایرانی از شرکت در آن لغو شد. دلیل اصلی این بن‌بست، تداوم محاصرهٔ دریایی بنادر ایران از سوی ایالات متحده بود؛ آن هم در شرایطی که ایران تنگهٔ هرمز را به روی کشتی‌های تجاری باز کرده بود. مقامات ایرانی، واشنگتن را به بدعهدی، زیاده‌خواهی فراتر از چارچوب ۱۰ ماده‌ای اولیه و تناقض در مواضع متهم کردند.

در ۲۱ آوریل، پیش از پایان مهلت دوهفته‌ای، دونالد ترامپ اعلام کرد که آتش‌بس را با ایران تمدید می‌‌کند تا این کشور برای آماده‌کردن «پیشنهادی واحد» برای پایان جنگ زمان بیشتری داشته باشد.

هم‌زمان با اعلام تمدید آتش‌بس از سوی آمریکا، میدان‌های چندین شهر ایران صحنهٔ نمایش موشک‌های بالستیک در تجمعات شبانهٔ حامیان جمهوری اسلامی بود؛ تجمعاتی که چندین هفته است بدون وقفه ادامه دارد. در شرایطی که قطع اینترنت در ایران از ۵۴ روز گذشته است، پخش تصاویر تجمعات شبانهٔ پرشور هواداران حکومت به بخشی ثابت در رسانه‌های ایران تبدیل شده است.

این در حالی‌ست که حمله به کشتی‌های منتسب به دو طرف، در خلیج فارس و دریای عمان از سوی سپاه پاسداران و ارتش آمریکا ادامه دارد.

در پسِ این اخبار دیپلماتیک، تراژدی اصلی در سکوت خبریِ خیابان‌ها و زندان‌های ایران در جریان است. روزنامهٔ گاردین در گزارشی تکان‌دهنده تأکید کرده است که جمهوری اسلامی از پوشش و هیاهوی جنگ برای پنهان‌کردن موج گسترده‌ای از اعدام‌ها استفاده می‌کند. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، به گاردین گفته است: «نگرانی ما این است که این اعدام‌ها و نقض حقوق بشر زیر سایهٔ جنگ نادیده گرفته شود. در حال حاضر، همه فقط به قیمت نفت فکر می‌کنند و به‌همین دلیل، هزینهٔ سیاسی این اعدام‌ها برای حکومت بسیار پایین آمده است». طبق این گزارش، در ماه‌های ابتدایی سال ۲۰۲۶ حداقل ۱۴۵ نفر اعدام شده‌اند و گزارش‌های تأییدنشده از بیش از ۴۰۰ اعدام دیگر حکایت دارد. 

در حالی‌که کشورهای غربی، دغدغه‌ای جز امنیت نفتکش‌ها و کنترل قیمت انرژی ندارند، و حاکمیت نیز جان شهروندانش را سپر بلای بقای خود کرده است، تا زمانی که حقوق بنیادین بشر و صدای واقعی مردم ایران در اولویت قرار نگیرد، هیچ آتش‌بسی نمی‌تواند صلحی پایدار به ارمغان بیاورد؛ نیز مردمی که در شرایط جنگی و تحت سرکوب داخلی، زیر فشار اقتصادی به‌سختی روزگار می‌گذرانند، و زندانیانی که هر لحظه کابوس طناب دار را زندگی می‌کنند، همچنان غایبان بزرگِ میزهای مذاکره باقی خواهند ماند.

ارسال دیدگاه