تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت

دکتر فرشید سادات‌شریفی* – کیچنر

پیش از شروع: خاستگاهِ این گفتار

آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است.

مقدمه: روزگارِ دشوارِ سیاسی و مسئلهٔ فرسایش روانی

در روزگار پرالتهاب و طوفانی کنونی، ما در میانهٔ یک «شتاب تاریخی» زیست می‌کنیم؛ لحظه‌ای که در آن سیل اخبار، تصاویر و روایت‌های دردناک، روان ما را به میدان مداوم تنش بدل کرده است. تحولات سیاسی‌اجتماعی اخیر ایران، نه‌تنها ساختارهای کلان، بلکه درونی‌ترین لایه‌های روان جمعی را نیز دستخوش زلزله‌ای بی‌سابقه کرده است. در این میان، پرسشِ «چه باید کرد؟» اگرچه حیاتی‌ست، اما اغلب پیش از پاسخ به پرسشی بنیادین‌تر مطرح می‌شود: «چگونه در این لحظه حضور داریم؟» 

بسیاری از ما، به‌ویژه در فضای دیاسپورا، با تجربه‌ای متناقض دست‌به‌گریبانیم: از یک‌سو با خشم و اندوهی عمیق نسبت به سرکوب‌ها و ازدست‌رفتن عزیزان مواجهیم و ازسوی‌دیگر با «احساس گناه» ناشی از دوری از کانون خطر. این وضعیت مزمن، اگر با آگاهی همراه نشود، به «فرسودگی روانی» و انهدام استقامت جمعی منجر می‌گردد. قطبی‌شدن شدید گفتمان‌ها که در آن مخالفت‌های نظری به سطح هویتی ارتقا می‌یابند، یکی از نشانه‌های اصلی این فرسایش است؛ جایی که به‌جای هم‌افزایی، تنها هیاهو و کینه تولید می‌شود. این مقاله استدلال می‌کند که «نحوهٔ بودن»، پیش‌شرط و بسترِ هرگونه «نحوهٔ کنش» مؤثر است و بدون بازسازی ایستار (Posture) درونی، کنشگری ما در غبار حوادث گم خواهد شد.

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

تماشا: از انفعالِ بصری تا حضورِ حرکتی

برای آنکه بتوانیم در میانهٔ طوفان، «ایستار» یا همان پوزیشنِ درونیِ خود را بازسازی کنیم، ناگزیریم ابتدا واژگانمان را از بندِ تعابیر رایج و دست‌مالی‌شده آزاد کنیم. یکی از این واژه‌های کلیدی که اغلب به‌اشتباه فهمیده می‌شود، واژهٔ «تماشا» است. در زبان فارسیِ امروز، وقتی از تماشا حرف می‌زنیم، غالباً تصویری از یک نظاره‌گرِ منفعل در ذهنمان نقش می‌بندد؛ کسی که از دور، با فاصله‌ای ایمن و بی‌آنکه خود را درگیر کند، صرفاً شاهدِ ماجراست. اما اگر به ریشه‌های لغوی و حافظهٔ تاریخیِ این واژه بازگردیم، معنایی شگرف، پویا و کاملاً متضاد با انفعال را کشف می‌کنیم. 

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

واژهٔ «تماشا» از ریشهٔ عربی «مشی» مشتق شده است که به‌معنای راه‌رفتن، قدم‌زدن و گام‌برداشتن است. این ریشه‌شناسی، دریچه‌ای نو به روی ما می‌گشاید: تماشا در اصلِ خود، نه یک سکونِ بصری، بلکه یک «فرآیندِ حرکتی» است. در واقع، تماشاگرِ واقعی کسی نیست که بیرون از گود ایستاده، بلکه کسی است که «به‌سمتِ واقعه» گام برمی‌دارد. تماشا، از این منظر، پیوندِ ناگسستنیِ میانِ «حرکت» و «مشاهده» است؛ یعنی حضور در میانهٔ میدان، ضمنِ حفظِ دقت و وضوحِ نگاه. 

این بازتعریف، مفهوم «تماشا» را به «حضور آگاهانه» (Presence) نزدیک می‌کند. برخلاف «دیدنِ» ساده که می‌تواند کاملاً غریزی و گذرا باشد، تماشا مستلزمِ نوعی تأمل و شاهدبودن است، آن‌گونه که در فرهنگ دهخدا نیز بر آن تأکید شده است. در روزگارِ بحران، تماشاکردن به‌معنای عقب‌نشینی یا تماشاگرِ بی‌طرف بودن نیست؛ بلکه پاسخی است به این ضرورت که «ما نمی‌توانیم نگاه نکنیم». تماشا، هنرِ گام‌برداشتن به‌سوی واقعیتِ تلخ و پرهیاهوست، بدون آنکه اجازه دهیم امواجِ واقعه ما را ببلعد یا وضوحِ چشمانمان را در غبارِ حادثه از دست بدهیم. تماشاگر، آن «رهروِ بینایی» است که در اوجِ حرکت، از تأمل بازنمی‌ایستد.

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

در این بخش، به سراغِ ابزارهایِ عملیاتی برایِ تاب‌آوردن در طوفان می‌رویم. برایِ فهمِ بهترِ این مسیر، ابتدا باید با رویکردی آشنا شویم که در روان‌شناسیِ مدرن به آن «اَکت» (ACT) یا «درمانِ مبتنی بر پذیرش و تعهد» می‌گویند. این رویکرد، بیش از آنکه یک متدِ درمانیِ خشک باشد، یک «نقشهٔ راه» برایِ زندگی در شرایطِ دشوار است. اَکت به ما نمی‌گوید که چگونه خشم یا ترسِ خود را نابود کنیم، بلکه می‌آموزد که چگونه علی‌رغمِ حضورِ این طوفان‌ها، سکانِ زندگی را در دست بگیریم.

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

اَکت: رویکردی متفاوت به رنج‌های انسانی

برای درک بهتر ابزارهای روانی که در این نوشتار از آن‌ها بهره می‌گیریم، ابتدا باید با رویکردی به‌نام «اَکت» (ACT) یا «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» آشنا شویم. این مکتب که یکی از پیشروترین شاخه‌های روان‌شناسی مدرن است، با یک پیش‌فرضِ جسورانه آغاز می‌شود: رنج، بخشِ جدایی‌ناپذیر و ناگزیرِ زندگیِ انسان است. برخلافِ بسیاری از روش‌های سنتی که به‌دنبال «حذف» یا «تغییر» فکرهای منفی و احساسات ناخوشایند هستند، اَکت به ما می‌آموزد که تلاش برای جنگیدن با رنج، اغلب به رنجِ مضاعف و فلج‌شدگی منجر می‌شود. 

نامِ این رویکرد (ACT) خود گویایِ تمامِ ماجراست: پذیرش (Acceptance) و تعهد (Commitment). پذیرش به‌معنای تسلیم‌شدن نیست، بلکه به‌معنای گشودگی و به‌رسمیت‌شناختن تمامِ احساساتی است که در لحظه تجربه می‌کنیم (حتی خشم و ترس). تعهد نیز به‌معنای پایبندی به ارزش‌هایی است که به زندگیِ ما معنا می‌دهند. در واقع، اَکت به‌دنبال آن است که به ما کمک کند تا علی‌رغمِ تمامِ دردهایی که داریم، به‌سمتِ آنچه برایمان مهم است «حرکت» کنیم. با این نگاه، روان‌شناسی دیگر نه ابزاری برای رسیدن به «شادیِ همیشگی»، بلکه قطب‌نمایی برای یک «زندگیِ بامعنا» در میانهٔ طوفان‌هاست.

قایقِ اَکت در دریایِ طوفانی: هنرِ انعطاف‌پذیری

در کنارِ مفهومِ تماشا، ستونِ دومِ این بحث «تاب‌آوری» (Resilience) است. تاب‌آوری، آن‌گونه که اغلب به‌اشتباه تصور می‌شود، به‌معنایِ «سخت‌جانی»، بی‌حسی یا پوست‌کلفتی در برابرِ رنج نیست. برایِ درکِ درستِ این مفهوم، هیچ تمثیلی گویاتر از «درختِ بید» نیست. بید در برابرِ تندبادِ حوادث خم می‌شود، اما نمی‌شکند؛ او نرمی و انعطافی دارد که اجازه می‌دهد طوفان از میانِ شاخسارانش عبور کند، بدون آنکه انسجامِ ریشه‌هایش از هم بپاشد. اَکت دقیقاً به‌دنبالِ توسعهٔ همین «انعطاف‌پذیریِ روانی» است؛ یعنی توانِ لمسِ هیجان‌هایِ سهمگینی چون خشم و ترس، بدونِ آنکه با آن‌ها فلج شویم یا به پرخاشگریِ کور پناه ببریم. 

واقعیت این است که ما نمی‌توانیم امواجِ دریایِ طوفانیِ اخبار و حوادث را متوقف کنیم؛ این امواج بسیار فراتر از ارادهٔ ما هستند. ذهنِ تکاملیِ ما که هنوز ریشه در ساختارهایِ غارنشینی دارد، ابهام و طولانی‌شدنِ بحران را به‌عنوانِ «خطرِ مرگ» تفسیر کرده و مدام اضطراب تولید می‌کند. تاب‌آوری یعنی درکِ این نکته که این ابهامِ فرساینده، لزوماً کشنده نیست. ما باید یاد بگیریم که میانِ احساسِ خود (مثلاً ترس) و عملِ خود (تسلیم یا فرار) فاصله ایجاد کنیم. سکانِ قایقِ ذهن در دستِ ماست و هدف، حفظِ جهتِ حرکت در مسیرِ ارزش‌هاست، حتی اگر بادهایِ مخالف هر لحظه ما را به سویی دیگر برانند.

تلهٔ همجوشی و قطب‌نمایِ ارزش‌ها

یکی از سهمگین‌ترین خطرات در مبارزاتِ طولانی، پدیده‌ای است که به آن «همجوشی یا آمیختگیِ شناختی» (Cognitive Fusion) می‌گوییم. این یک تلهٔ روانی است که در آن، فرد میانِ «فکر» و «واقعیت»، یا میانِ «نظرِ سیاسی» و «هویتِ خویش» مرزی قائل نیست. وقتی من با نظرم «یکی» می‌شوم، هرگونه مخالفتِ نظری را حمله‌ای به هستی، شرف و موجودیتِ خود تلقی می‌کنم. نتیجهٔ این وضعیت، جنگ‌هایِ دفاعیِ دائمی بر سرِ واژگان و ساختارهاست که انرژیِ لازم برایِ تغییراتِ ریشه‌ای را هدر می‌دهد. سیستم‌هایِ توتالیتر دقیقاً همین «فرسایشِ جمعی» و دعواهایِ ایوانی را به‌جای توجه به پای‌بست‌هایِ ویرانِ خانه می‌طلبند. 

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

برایِ خروج از این بن‌بست، اَکت ابزاری کلیدی به‌نامِ تمایز میان «مواضع» و «ارزش‌ها» به ما می‌دهد. ارزش‌ها (Values)، اهدافی نیستند که با رسیدن به آن‌ها تمام شوند، بلکه کیفیاتی برای «بودن» هستند؛ آن‌ها مانندِ یک «قطب‌نما» یا «قبله» جهتِ حرکتِ دائمیِ ما را نشان می‌دهند. مفاهیمی چون عدالت، کرامتِ انسانی، آزادی و انصاف، ارزش‌هایِ بنیادین و محتوایِ اصلیِ زندگیِ ما هستند. 

در مقابل، «مواضع» (Positions) یا ساختارها (مانندِ جمهوری یا پادشاهی)، در واقع «ظرف‌هایی» برایِ تحققِ آن ارزش‌ها هستند. فاجعه زمانی رخ می‌دهد که ما در میانهٔ مبارزه، «محتوا» (مثلاً انصاف) را فدایِ پیروزیِ در «ظرف» (یک موضعِ جناحی) می‌کنیم. اصرار بر پیروزیِ سریع در مواضع، اغلب به واکنش‌هایِ تکانه‌ای منجر شده و ریشه‌هایِ مشترکِ ما را می‌سوزاند. اخلاقِ حضور ایجاب می‌کند که یاد بگیریم رویِ ارزش‌ها لنگر بیندازیم تا در تلاطمِ مواضع، غرق نشویم.

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

ناامیدی: زهرِ سیاه و درماندگیِ آموخته‌شده

فریدون مشیری در شعر بلندِ «گام نخستین»، وضعیتی را تصویر می‌کند که در روان‌شناسی معاصر با مفهوم «درماندگیِ آموخته‌شده» (Learned Helplessness) هم‌پوشانیِ دقیقی دارد. او با درکی عمیق می‌سراید: «زهرِ سیاهِ ناامیدی / این قوم را مسموم کرده‌ست» این زهر، دقیقاً همان فرآیندی است که عزمِ پولادینِ انسان را به «موم» بدل کرده و فرد را در برابرِ رنج، دچارِ انفعال و فلج‌شدگیِ مزمن می‌کند. 

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

اجازه دهید ابتدا شعر را با هم بخوانیم:

گام نخستین

فریدون مشیری

با من سخن می‌گوید این بید کهن‌سال
می‌بیندم سرگشته و برگشته‌احوال
این چهره در گیسو نهفته
این در گذرگاه زمان، با رهگذاران
روزی هزاران قصهٔ ناگفته، گفته.
گر گوش جانت هست، هر برگش زبانی‌ست
با هر زبانش داستانی‌ست…
من هر سحر می‌خوانمش، چونان کتابی
می‌تابد از او در وجودم آفتابی
هر روز در نور و نسیم بامدادان
با اولین لبخند خورشید
با من سخن می‌گوید این بید:
«می‌دانی، ای فرزند، روزی، روزگاری
فرمان پاک اورمزدت کارفرما
آیین مهرت رهنما بود؟
نیروی تدبیر تو، نور دانش تو
بر نیمی از روی زمین فرمانروا بود؟
اندیشهٔ نیکت چو خورشیدی فرا راه
گفتار نیکت، پرتوی از جان آگاه
کردار نیکت، سروری را رهگشا بود.
آن روزگاران کهن را یاد داری؟
می‌بینی اکنون در چه حالی، در چه کاری؟
می‌دانی آیا تخت و ایوانت کجا بود؟
ای مانده اینک، بسته در زنجیر تحقیر
زنجیر تقدیر
زنجیر تزویر
زنجیر…
کی جان آزادت به دوران‌های تاریخ
بااین‌همه خواری، زبونی آشنا بود؟
افسوس
افسوس
زهر سیاه ناامیدی
این قوم را مسموم کرده‌ست
احساس شوم ناتوانی
آن عزم چون پولاد را چون موم کرده‌ست.
دیری‌ست دل‌ها و روان‌ها
از پرتو خورشید دانش دور مانده‌ست
وان دیده در هر زبان بیدار، انگار
دور از جهان روشنایی، کور مانده‌ست.
زنجیر صدبندت بر اندام است هرچند
هرچند می‌ساید تو را زنجیر صدبند
هرچند دشمن
مانند بیژن
در بن چاهت نشانده‌ست
بیرون‌شدن زین هفت‌خوان را چاره مانده‌ست.
گام نخستین: همتی در خود برانگیز
برخیز! در دامان فردوسی بیامیز
شاهنامهٔ او می‌نماید گوهرت را
اندیشهٔ او می‌گشاید شهپرت را
جانداری او می‌رهاند جانت از رنج
یک‌بار دیگر برمی‌افرازی سرت را.
فردوسی، این دانای بینای بشردوست
باغ خرد را در گشوده‌ست
در مکتب «دانا تواناست»
راه رهایی را نموده‌ست
در هر ورق نیروی دانش را ستوده‌ست.
شاهنامه‌اش، آزادگی را زادگاه است
آزادگان پاک‌جان را زاد راه است
نیکی، درستی، مهر، پاکی، مکتب اوست
نادانی و سستی، کژی، اندیشهٔ بد
در پیشگاه او گناه است!
بر رسم و راه داد می‌خواهد جهان را
همواره سوی داد خواند مردمان را
دشت سخن را طبع سرشارش سمند است
پندی اگر می‌بایدت دنیای پند است
هرگز نه اهل ماتم و تسلیم و خواری
هرگز نه اهل ناله و نفرین و زاری
حتی در آن دوران که پیری مستمند است
سوی پدیدآرندهٔ گردون گردان
چون رعد، فریادش بلند است!
خورشید شعرش، خون تازه‌ست
در پیکر پژمردهٔ تو
گفتار نغزش نور و نیروست
در هستی سردرگریبان‌بردهٔ تو!
برخیز! در دامان فردوسی بیاویز!
گام نخستین است و گام آخرین است
راهی که از چاهت برون آرد همین است.

* * * * *

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

از منظر رویکرد اَکت، این ناامیدیِ ریشه‌دار نوعی «اجتنابِ تجربه‌ای» است؛ تلاشی ناخودآگاه برای فرار از دردِ جانکاهِ واقعیت که در نهایت به ازدست‌رفتن عاملیتِ فردی و اجتماعی منجر می‌شود. در این میان، تمثیلِ «بیدِ کهن‌سال» در شعرِ مشیری، نمادی درخشان از مفهومی است که ما در روان‌شناسی «خود به‌مثابهٔ زمینه» (Self-as-Context) می‌نامیم. بید، با تماشایِ صبورانهٔ تاریخ و رهگذران، میان «منِ مشاهده‌گر» و «رنج‌های گذرا» فاصله می‌اندازد و با این تفکیک، راهِ خروج از چاهِ ناامیدی را به ما نشان می‌دهد.

بازسازیِ تمرین‌هایِ تأملی: مداخلاتی برایِ انعطاف‌پذیریِ جمعی

در نشست‌های «آکادمی تفکر»، تمرین‌هایی طراحی شد که فراتر از درمان‌های فردی، لایه‌هایِ زیرینِ «اخلاقِ حضور» را در بستری جمعی پی‌ریزی می‌کردند. نخستین گام، درنگی برای وضوحِ ارزش‌ها بود؛ جایی که از مخاطبان خواستیم ارزشی (مانندِ انصاف یا مهربانی) را که حاضر نیستند حتی در تندبادِ مبارزه گم کنند، شناسایی کرده و رفتارهایِ اخیرشان را با آن بسنجند. این تمرین به ما یادآوری می‌کند که تاب‌آوریِ واقعی نه با اصلاحِ اجباریِ دیگران، بلکه با «خوداصلاحیِ» آگاهانه آغاز می‌شود. 

گامِ دوم، کالبدشکافیِ روایت‌هایی بود که ذهنِ ما بلافاصله دربارهٔ «مخالف» می‌سازد. هدف، تشخیصِ این نکتهٔ ظریف است که آیا قصه‌هایی چون «مزدور» یا «نادان» دانستنِ دیگری، واقعیتی مطلق‌اند یا صرفاً واکنشی ذهنی برایِ تخلیهٔ خشم؟ در نهایت، با درنگِ سوم به «افقِ ده‌ساله» سفر کردیم؛ نگاه‌کردن به خود از دریچهٔ سال ۱۴۱۴ خورشیدی و پرسیدنِ این سؤالِ سهمگین: «آیا در این دورانِ گذار، حضوری ریشه‌دار داشتم یا صرفاً بر هیاهو و نفرت افزودم؟»

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

ادبیاتِ کاربردی: فردوسی به‌مثابهٔ لنگرگاهِ خرد

مشیری برای عبور از طوفان، نسخه‌ای می‌پیچد که فراتر از روان‌شناسیِ صرف است: «برخیز! در دامانِ فردوسی بیامیز» در این خوانش، فردوسی لزوماً یک شخصیتِ تاریخی نیست؛ او نمادِ «خرد»، «عدالت‌جویی» و «فرهنگِ اصیلی» است که قرن‌ها طوفان را تاب آورده و از سر گذرانده است. 

اتصال به شاهنامه، در زبانِ اَکت، نوعی «اقدامِ متعهدانه» (Committed Action) محسوب می‌شود؛ پیوندی دوباره با ریشه‌هایی که هیچ تندبادی توانِ کندنِ آن‌ها را ندارد. شاهنامه به ما می‌آموزد که چگونه حتی در دلِ فجایعِ بزرگی چون سوگِ سهراب، کماکان به دنبالِ «داد» باشیم و از همجوشی با نقش‌هایِ کاذب و کینه‌هایِ کور بپرهیزیم.

از رنجِ درون تا کنشِ بیرون: پیشنهادی برای ما در دیاسپورا

در نهایت، تمامیِ فرآیندهایِ ذهنیِ اَکت باید به یک نقطهٔ مرکزی ختم شوند: اگر تأملاتِ درونی به رفتارهایِ ملموس ترجمه نشوند، «کنشِ متعهدانه» نتیجه‌ای جز پریشانیِ بیشتر نخواهند داشت. برایِ دیاسپورایِ ایرانی که با فاصلهٔ جغرافیایی از کانونِ بحران دست‌به‌گریبان است، این کنش‌ها لنگرگاهِ سلامتِ روان و اثربخشیِ اجتماعی‌اند. 

نخستین میدان، مدیریتِ احساسِ گناه و شرمِ ناشی از امنیت است. اَکت پیشنهاد می‌دهد به‌جای جنگیدن با این شرم که اغلب به انفعال یا واکنش‌هایِ نمایشی می‌انجامد، آن را تماشا کنیم و پیامِ نهفته در آن را بشنویم: اینکه ما طالبِ تقسیمِ آزادی با هم‌وطنانمان هستیم. وقتی این ارزش شناسایی شد، می‌توان آن را به رفتاری پایدار تبدیل کرد؛ مثلاً فراهم‌کردن زیرساخت‌هایِ اینترنتیِ امن برایِ داخلِ کشور. 

از سوی دیگر، باید پذیرفت که تاب‌آوری در مبارزه، یک «ماراتن» است، نه دوِ سرعت. کنشگریِ پایدار ایجاب می‌کند که به‌جای تخلیهٔ تمامِ انرژی در هفته‌هایِ نخست تحتِ تأثیرِ «همجوشی با اخبار»، به‌سمتِ اقداماتی چون پشتیبانیِ مالیِ مستمر از مجروحان و آسیب‌دیدگان حرکت کنیم. این مبالغ، کارکردی بسیار فراتر از صدقه دارند و در واقع تقویت‌کنندهٔ شبکهٔ امنیتِ اجتماعی‌اند. در کنارِ آن، «دیپلماسیِ شهروندی» از طریقِ ارتباط با سیاست‌مدارانِ محلی و «حضورِ هوشمند» در فضایِ مجازی برایِ بازتابِ جهانیِ صدایِ داخل، کنش‌هایی‌اند که بر پایداری و ریشه‌داریِ حضورِ ما می‌افزایند.

تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

نتیجه‌گیری: ایستادن در ده سالِ بعد

در انتهایِ این واکاوی، پرسشِ بنیادین همچنان بر جایِ خود باقی است: ما در این لحظه چگونه حضور داریم؟ تماشا، در معنایِ اصیلِ خود، یعنی حرکت به‌سوی واقعیت با آگاهیِ کامل؛ و تاب‌آوری، ظرفیتِ خم‌شدن در برابرِ طوفان، بدونِ شکستنِ ریشه‌هایِ ارزشی است. 

اخلاقِ حضور ایجاب می‌کند که در دامِ همجوشی با مواضع نیفتیم و اجازه ندهیم تفاوت در فرم‌هایِ حکومتی، توانِ جمعیِ ما را فرسوده کند. ده سالِ بعد، وقتی به انتخاب‌هایِ امروزِ خود می‌نگریم، تصویرِ ما چگونه خواهد بود؟ چنان‌که فریدون مشیری تأکید می‌کند، گامِ نخستین و آخرین، بیدارکردنِ همتی درونی برایِ پیوند دوباره با ارزش‌هایِ اصیلِ انسانی است. راهی که ما را از چاهِ ناامیدی برون می‌آورد، چیزی جز این حضورِ آگاهانه و کنشِ متعهدانه نیست. 

به امیدِ پیروزی و روزی که در سایهٔ آزادی، شاهنامهٔ عدالت را در میهنِ خویش بازخوانی کنیم.


*دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.

ارسال دیدگاه