خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران

سیما غفارزاده – ونکوور

در روزهای پایانی سال میلادی گذشته و زمانی که مشغول بستن شمارهٔ پیش بودیم، دو روز بود که اعتراضات در ایران در واکنش به افزایش لجام‌گسیختهٔ نرخ ارز آغاز شده بود. اعتراضات خیلی زود وسعت یافت و به شهرهای دیگر هم سرایت کرد و البته دیگر محدود به خواسته‌های اقتصادی نماند. مردمی که کاسهٔ صبرشان مدت‌هاست لبریز شده، به خیابان‌ها آمدند و فریاد اعتراضشان را بلند و رسا به گوش حکومت و جهانیان رساندند. 

اعتراضات علیه جمهوری اسلامی موضوع تازه‌ای نیست، ولی این‌بار این اعتراضات از چند جهت با دفعات گذشته متفاوت بوده است. نخست اینکه این‌بار شروع اعتراضات از بازار بود. بازاری که در اعتراضات گذشته یا اصلاً به آن ملحق نشده بود یا محدود و خیلی دیر چنین کاری کرده بود.

تفاوت دیگر این بود که اعتراضات تنها به شهرهای بزرگ محدود نماند. مردم شهرهای کوچک‌تر و حتی روستا‌ها و نقاطی شاید کمتر کسی نامشان را پیش از این شنیده بود، به اعتراضات پیوستند.

نکتهٔ دیگر شنیده‌شدن شعارهایی تازه در ویدئوهایی بود که از اعتراضات منتشر می‌شد. علاوه بر شعارهای همیشگی مانند «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم»، «ایرانی باغیرت، حمایت، حمایت»، «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر ظالم رو ستایش کنیم»، این بار شعارهایی در حمایت از بازگشت شاهزاده رضا پهلوی مانند «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» هم در ویدئوهای مختلف شنیده می‌شد و به‌جز این‌ها شعارهایی هم برای تشویق دیگر بازاریان به پیوستن به اعتصابات سر داده شد؛ شعارهایی مانند: «بازاری باغیرت، حمایت، حمایت»، «هر کسی که بی‌طرفه، مسلماً بی‌شرفه» و …

اما تمایز دیگر این اعتراضات با اعتراضات پیشین، حمایت صریح دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا، از معترضان و تهدید جمهوری اسلامی به مداخلهٔ ارتش کشورش در صورت سرکوب آنان بود. چیزی که نه‌تنها با رویکرد رؤسای جمهور دموکرات مانند جو بایدن در زمان اعتراضات جنبش «زن، زندگی، آزادی» و باراک اوباما، در زمان اعتراضات «جنبش سبز»، متفاوت بود، بلکه با واکنش خود او در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری‌اش، در زمان اعتراضات خونین «آبان ۹۸»، هم متفاوت بود. شاید دلیل اصلی این تفاوت را بتوان در ضعیف‌شدن نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان و حتی عراق و یمن و همچنین آسیب جدی به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی آن در خلال «جنگ ۱۲ روزه» دانست که خطر تهدید منافع آمریکا از سوی جمهوری اسلامی را در منطقه تا حد زیادی کاهش داده است. 

تلاش‌های آغازین حکومت برای متقاعدکردن بازاریان برای پایان اعتراضشان به جایی نرسید و رفته‌رفته لحن و برخورد حکومت از دلجویی به‌سوی تهدید و ارعاب تغییر کرد، ولی همین نه‌فقط معترضان را مرعوب نکرد، بلکه موجب مصمم‌ترشدن آن‌ها شد. به‌جز این فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای سردادن شعار، هم از خانه و هم در خیابان، موجب شد جمهوری اسلامی دسترسی به اینترنت را در سراسر ایران در همان شب قطع کند و تا زمان نگارش این سطور (چهارشنبه ۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶) دسترسی مردم ایران به اینترنت هنوز قطع است و جمهوری اسلامی رکورد پیشین قطع اینترنت در کشور را که مربوط به اعتراضات آبان ۹۸ بود، شکسته است.

به‌جز قطع اینترنت، این‌بار امکان برقراری تماس تلفنی با داخل ایران هم قطع شد و حتی گزارش‌هایی مبنی بر قطع شبکهٔ تلفن همراه در داخل ایران مانند زمان اعتراضات جنبش سبز هم منتشر شد. اما با این وجود، ویدئوهایی هرچند کم‌تعدادتر هنوز از داخل ایران و عمدتاً از طریق سرویس اینترنت ماهواره‌ای استارلینک فرستاده می‌شدند. 

تخمین زده می‌شود حدود ۵۰ هزار گیرندهٔ استارلینک در داخل ایران فعال باشد. هرچند به‌گفتهٔ مدیرعامل شرکت پایش ترافیک اینترنت نت‌بلاکس، اغلب این گیرنده‌ها در اختیار خود حکومت جمهوری اسلامی است. از سوی دیگر گزارش‌هایی مبنی بر ارسال پارازیت روی سرویس استارلینک از سوی جمهوری اسلامی و اختلال در شبکهٔ این سرویس منتشر شد.

سرکوبی هولناک

حکومت جمهوری اسلامی، با خاموشی دیجیتال کامل و ارسال پارازیت روی استارلینک، زمینهٔ مناسب را برای سرکوب وحشیانهٔ اعتراضات مردم فراهم کرد.

نیروهای سرکوبگر که در ابتدا با گلوله‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور به معترضان حمله‌ور شده بودند، این‌بار با گلوله‌های جنگی آن‌ها را هدف قرار دادند و حتی تصاویری از استقرار تیربار در میادین شهر تهران منتشر شد.

به‌دلیل نبودِ دسترسی به اینترنت، سازمان‌های حقوق بشری مانند هرانا و هه‌نگاو که گزارش‌های مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را مستند می‌کنند، برای راستی‌آزمایی تعداد کشته‌شدگان و بازداشتی‌ها با مانع روبه‌رو شدند. هرانا، ارگان خبری مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران، روز ۲۵ دی ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵ (به‌وقت ایران) اعلام کرد: «آمارهای تجمیعی هرانا از ثبت ۶۱۷ تجمع اعتراضی در ۱۸۷ شهر کشور، بازداشتِ دست‌کم ۱۸٬۴۷۰ نفر و تأیید مرگ ۲٬۶۱۵ نفر حکایت دارد؛ وضعیتی که هم‌زمان با کاهش شواهد میدانی قابل راستی‌آزمایی، نگرانی‌های بین‌المللی دربارهٔ ابعاد سرکوب را تشدید کرده است.» هرانا می‌افزاید: «با تداوم قطع اینترنت، امکان دریافت و صحت‌سنجی گزارش‌های میدانی از داخل کشور همچنان با اختلال جدی مواجه بود. در روز هجدهم، گزارشی قابل‌تأیید از ثبت تجمعات خیابانی تازه در دسترس قرار نگرفت؛ وضعیتی که می‌تواند هم بازتاب فروکش‌کردن اعتراضات خیابانیِ قابل‌مشاهده باشد و هم نتیجهٔ مستقیم محدودیت‌های شدید ارتباطی و دشواری مستندسازی مستقل.» 

گفتنی است خبرگزاری‌های فعالان حقوق بشر تنها آمار کشته‌شدگانی را که احراز هویت کرده باشند، ثبت می‌کنند. هرانا در همین گزارش از ۸۸۲ مورد کشتهٔ دیگر که در دست بررسی دارد، خبر داد.

در همین حال سازمان غیردولتی «حقوق بشر ایران» (IHR) که مقر اصلی آن در نروژ است، روز چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶) اعلام کرد که نیروهای امنیتی ایران دست‌کم ۳٬۴۲۸ معترض را در جریان سرکوب تظاهرات کشته‌اند و افزود که بیش از ۱۰ هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند.

این سازمان اعلام کرد افزایش شمار تأییدشدهٔ قربانیان به‌دلیل اطلاعات تازه‌ای است که از داخل وزارتخانه‌های بهداشت و درمان ایران دریافت کرده است، به‌طوری که دست‌کم ۳٬۳۷۹ مورد از کشته‌ها در اوج جنبش اعتراضی بین ۱۸ تا ۲۲ دی‌ماه رخ داده است.

گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهد که اغلب کشته‌شدگان کمتر از ۳۰ سال داشته‌اند و دست‌کم ۱۵ تن از آنان زیر ۱۸ سال بوده‌اند، اما هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است.

هم‌زمان آمارهای تأییدنشده‌‌ای از کشته‌شدن بین ۵ تا ۲۰ هزار نفر در اعتراضات ایران منتشر شده است.

ارزیابی‌های اطلاعاتی اسرائیل تعداد جان‌باختگان را ۵٬۰۰۰ نفر تخمین زده است. برخی منابع و رسانه‌های فارسی‌زبان ازجمله ایران اینترنشنال این رقم را حتی بیش‌ از ۱۲٬۰۰۰ قید کرده و نوشته‌اند که شمار زیادی از معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه کشته شده‌اند. 

مهدی پرپنچی، سردبیر اجرایی ایران‌ اینترنشنال، گفت: «گزارش ایران‌ اینترنشنال از کشته‌شدن ۱۲ هزار ایرانی به‌دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج، یک تخمین نیست، بلکه مبتنی بر گزارشی است که مشخصاً سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به دفتر ریاست‌جمهوری و شورای عالی امنیت ملی ارائه کرده‌ است.»

شبکهٔ تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا نیز در گزارشی به‌نقل از دو منبع داخل ایران تخمین زد که تعداد جان‌باختگان اعتراضات جاری تا حدود ۲۰ هزار نفر رسیده است.

«خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران»

حتی اگر آمار کشته‌شدگان احراز هویت‌شده هم مد نظر قرار بگیرد، این سرکوب را می‌توان خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران دانست. این همان توصیفی است که ژان نویل بارو، وزیر خارجهٔ فرانسه، روز ۱۳ ژانویه از شیوهٔ سرکوب جمهوری اسلامی کرد.

مروری کوتاه بر خیزش‌های چند دههٔ اخیر در جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این کشتار ابعادی بسیار هولناک داشته و بسیار بیشتر از خیزش‌های گذشته بوده است.

در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در واکنش به کشته‌شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، فعالان حقوق بشر از کشته‌شدن ۶۶۲ نفر در جریان این اعتراضات خبر داده بودند. هرچند بعدها اعلام شد تعداد کشته‌شدگان در بولتن محرمانهٔ سپاه بیش از ۱٬۵۰۰ تن قید شده است. این در حالی بود که این اعتراضات نزدیک به شش ماه به طول انجامید.

پیش از آن، در اعتراضات آبان ۹۸ و در زمان اوج درگیری‌ها که بین روزهای ۲۴ تا ۲۷ آبان بود و پس از آن تا حدود دو هفته ادامه یافت، ۳۰۴ نفر بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشری کشته شدند، هرچند خبرگزاری رویترز به‌نقل از منبع آگاهی در وزارت کشور ایران این تعداد را ۱٬۵۰۰ تن قید کرده بود. 

ده سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۳۸۸ و در اعتراضات پس از انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست‌جمهوری، تعداد کشته‌شدگان ۷۸ تن اعلام شده بود. این در حالی بود که اعتراضات از خرداد ۱۳۸۸ آغاز شد و تا اسفند سال بعد ادامه یافت. 

۲۸ سال قبل از آن و در جریان سرکوب‌های سال ۱۳۶۰ هم طبق گزارش جاوید رحمان، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل در امور ایران، بیش از ۳٬۵۰۰ مخالف سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی و بیش از ۱۰۰ کودک در تهران، اعدام و قتل‌عام شده بودند.

سازمان عفو بین‌الملل در روز ۲۲ آذر سال ۱۳۶۰، تعداد کشته‌شدگان پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را تا آن زمان بیش از ۱٬۶۰۰ مورد اعدام «شناخته‌شده» اعلام کرد و فقط اعدام‌شدگان در سه روز ۲۷ تا ۲۹ شهریور را بیش از ۳۰۰ تن بیان کرد. همچنین این سازمان در گزارشی که در ۵ اسفند ۱۳۶۰ منتشر کرد، تعداد کل اعدام‌شدگان به‌دست جمهوری اسلامی از انقلاب ۵۷ تا پایان سال ۶۰ را در ایران را تا زمان انتشار آن بیانیه، ۴٬۰۰۰ تن برآورد کرده بود.

آمارهای کشته‌شدگان اعتراضات پیش از انقلاب هم که بر اساس اسناد بنیاد شهید تهیه شده، حاکی از کشته‌شدن ۳٬۱۴۶ نفر در جریان اعتراضات بین سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ است که البته اسناد بنیاد شهید چندان موثق نیست. این در حالی است که روح‌الله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، تعداد کشته‌شدگان را ۶۰ هزار نفر عنوان کرده بود و این مورد در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم قید شده است، آماری که هیچ‌وقت به اثبات نرسید.

این آمار نشان می‌دهد سرکوب ۱۴۰۴ خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر ایران بوده است. سرکوبی که می‌تواند جنایت علیه بشریت به حساب بیاید و به‌همین دلیل سازمان‌های حقوق بشری درخواست کرده‌اند تا سازمان ملل هیئت حقیقت‌یاب به ایران بفرستد؛ خواسته‌ای که بعید است از سوی مقامات حکومت جمهوری اسلامی مورد پذیرش قرار بگیرد.

مواضع متغیر دونالد ترامپ و تأثیرش بر اعتراضات

از ابتدای اعتراضات، دونالد ترامپ در چند نوبت از معترضان حمایت کرد و جمهوری اسلامی را تهدید کرد که در صورت سرکوب معترضان با دخالت آمریکا مواجه خواهد شد.

حکومت جمهوری اسلامی از این موضع‌گیری استفاده کرد و معترضان را خارجی و وابسته به خارج قلمداد کرد و مقامات قضایی آن ازجمله وزیر دادگستری و رئیس قوهٔ قضائیه از برخورد شدید، فوری و قاطع با متعرضان خبر دادند.

درحالی‌که همهٔ گمانه‌زنی‌ها به‌ویژه پس از انتشار آمار هولناک تعداد کشته‌شدگان بر حملهٔ قریب‌الوقع آمریکا به ایران دلالت داشت، دونالد ترامپ در اظهارنظری غیرمترقبه اعلام کرد بر اساس اطلاعاتی که از «منابع موثق» دریافت کرده، کشتار در ایران متوقف شده و اعدام‌ها نیز انجام نخواهد شد. او البته هشدار داد ازسرگیری کشتار یا اجرای اعدام‌ها، واکنش‌ آمریکا را به دنبال خواهد داشت.

این در حالی بود که عدهٔ زیادی از معترضان، چه در داخل و چه در خارج از ایران، خواستار مداخلهٔ ارتش آمریکا و دست‌کم هدف‌قراردادن نهادهای سرکوب جمهوری اسلامی بود.

در شهرهای مختلف جهان ازجمله ونکوور تعداد زیادی از ایرانیان با تجمع مقابل کنسولگری آمریکا خواهان حمایت این کشور از معترضان و قطع مذاکرات برای معامله با جمهوری اسلامی شده بودند.

هرچند هنوز مشخص نیست آیا سیاست ترامپ بار دیگر چرخشی خواهد داشت یا نه، ولی تا اینجای کار به‌نظر می‌رسد او از مداخله در این اعتراضات منصرف شده است.

آنچه مسلم است، این است که جمهوری اسلامی با کشتار بی‌سابقه و بی‌رحمانهٔ مردم بی‌گناه از همهٔ خطوط قرمز متصور عبور کرده و دیگر هیچ مشروعیتی در داخل و خارج از ایران ندارد و از سوی دیگر ابزارهای تهدید جامعهٔ جهانی را هم با ازبین‌رفتن نیروهای نیابتی‌اش از دست داده است. از همین رو تنها راه بقای خودش را امتیاز‌دادن به دولت‌های خارجی و سرکوب شدید مردم در داخل می‌داند. 

به‌امید اینکه این فصل تاریک و خون‌بار از تاریخ کهن ایران‌زمین بسته و فصل روشن دیگری پیش روی مردم ستمدیدهٔ ایران گشوده شود…

ارسال دیدگاه