امیر اسلامی – ونکوور
عکسها از سروش اذانی
با اندوهی عمیق خبر درگذشت استاد پرویز نزاکتی جامعهٔ هنری ونکوور را در غم فرو برد. او نهتنها یکی از چهرههای برجستهٔ موسیقی ایرانی بود، بلکه شخصیتی محبوب و محترم داشت که عشق به هنر و انسانیت را در زندگی خود به نمایش میگذاشت. همکاریهایی که با ایشان داشتم، همه پر از خاطرات خوب و دوستداشتنی است. دو هفته پیش برای عیادت ایشان به بیمارستان لاینزگیت رفتم و آن روز حالشان خیلی بهتر بود و خوشحال بودیم که بهزودی از بیمارستان مرخص میشوند، ولی در کمال ناباوری، امروز از میان اهالی موسیقی رفتند و سفر دوم خود در جهانی فراتر را شروع کردند.
در ادامه بهطور خلاصه بخشهایی از خصوصیات این موسیقیدان محترم را برمیشمارم.
ویژگیهای شخصیتی و حضور اجتماعی
استاد نزاکتی به خوشرویی و خوشلباسی شهرت داشتند. هرگز لبخند از چهرهشان محو نمیشد و حضورشان در جمع، حالوهوایی گرم و دوستانه ایجاد میکرد. ایشان در اکثر رویدادهای هنری و کنسرتهای ونکوور حضور داشتند و نهتنها بهعنوان یک هنرمند، بلکه بهعنوان یک مشوق و حامی برای دیگران شناخته میشدند.
فعالیتهای هنری و آموزشی
استاد نزاکتی یکی از معدود هنرمندانی بودند که ردیف موسیقی ایرانی را بهصورت منحصربهفردی تدوین و اجرا میکردند. دانش و تجربهٔ ایشان در تدریس ردیف، شاگردان بسیاری را با دنیای اصیل موسیقی ایرانی آشنا کرد. آواز ایشان پرقدرت و در عین حال لطیف بود. همواره مورد تأیید استادان بزرگی چون استاد محمدرضا شجریان نیز بودند و تا آخرین روزهای زندگی دست از تدریس نکشیدند.
همکاریها و پروژههای هنری
یکی از افتخارات من همکاری نزدیک با استاد نزاکتی در آلبوم «چشم دل» بود. در این پروژه، ما بهعنوان دو آهنگساز از دو نسل متفاوت فعالیت داشتیم و آواز استاد نزاکتی و دخترشان، آتوسا نزاکتی، روحی تازه به اثر بخشید.
همچنین در آلبوم «ونوشه» که شامل ترانههای مازندرانی بود، افتخار داشتم بهعنوان نوازندهٔ نی در کنار ایشان همکاری کنم. این پروژه نهتنها تلفیقی از فرهنگ و موسیقی محلی بود، بلکه نشان میداد استاد نزاکتی چگونه به تنوع موسیقی ایرانی اهمیت میدادند.
مهمتر از همه، همکاری من در آلبوم ردیف موسیقی به روایت ایشان بود که در ضبط دستگاه شور بهعنوان جواب آواز در کنارشان بودم.
همهٔ این همکاریها پر از لذت و اشتیاق بود، و حضور پرانرژی و صبورانهٔ ایشان قابلتقدیر.
نقش در جامعهٔ ایرانی ونکوور
استاد نزاکتی در تمام این سالها نهتنها به خلق آثار موسیقی پرداختند، بلکه با حمایت از نسل جوان هنرمندان، زمینهٔ رشد و شکوفایی آنان را فراهم کردند. ایشان در بسیاری از کنسرتها با هنرمندان تازهکار به اجرای مشترک پرداختند و حتی تولید آلبومهایی را با آنان تجربه کردند.
میراث و یادبود
یاد استاد پرویز نزاکتی در دل تمام شاگردان، همکاران و دوستداران موسیقی ایرانی زنده خواهد ماند. ایشان الگویی از عشق، پشتکار و اصالت هنری بودند. فقدانشان ضایعهای بزرگ است، اما آثار و خاطراتشان همچنان الهامبخش خواهد ماند.
و بهقول سعدی:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند

******
مروری کوتاه بر زندگی پربار زندهیاد استاد پرویز نزاکتی، برگرفته از وبسایت ایشان
پرویز نزاکتی در سال ۱۳۱۶ در آمل متولد شد. از دهسالگی آموزش آواز را نزد پدرش، نورالله نزاکتی، که از صدای دلنشینی برخوردار بود، آغاز کرد.
در طول تحصیلات دبیرستانی با همکاری آقای خُلدبرین، دبیر موسیقی مدارس، و دوست هنرمندش، شادروان خسرو فرزانه، و سایر هنرمندان شهر آمل کنسرتهایی در سطح استان مازندران اجرا کرد. همزمان برای اجرای برنامهٔ ویژهای در حضور آقای دکتر مهران، وزیر فرهنگ وقت، به ساری دعوت شد.
در سال ۱۳۳۸ ضمن تحصیل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران در امتحان شورای عالی موسیقی رادیو ایران قبول شد و در همان سال، اولین ترانهاش را که یک آهنگ محلی مازندرانی بهنام صنم (یا ساروی کیجا) بود با تنظیم استاد مشیر همایون شهردار، رئیس شورای عالی موسیقی، در برنامهٔ «شما و رادیو» اجرا کرد. او همزمان آموزش ردیف موسیقی اصیل ایرانی را در هنرستان موسیقی ملی ایران آغاز نمود و در سال ۱۳۴۱ در رشتهٔ آواز فارغالتحصیل شد. استادان وی در هنرستان، آقایان عبدالله دوامی و محمود کریمی بودند، مضافاً اینکه در سالهای بعد از محضر اساتید بزرگ دیگری ازجمله بنان، نورعلی برومند و حسین عمومی بهرهمند شد.
پرویز نزاکتی در مجموع سه ترانهٔ مازندرانی بهنامهای ساروی کیجا، ایشالاره و تهمحلهٔ سنگتراشون در برنامهٔ «شما و رادیو» و دو ترانه و آواز محلی بهنامهای لیلیجان و خجیره کیجا در برنامهٔ «گلهای صحرایی و یک شاخهگل» (به شمارهٔ ۷۸) اجرا کرد.
همچنین در سال ۱۳۴۰ با همکاری ارکستر دانشجویان دانشگاه بهسرپرستی و آهنگسازی آقای دانش داودزاده برنامههایی در زمینهٔ موسیقی اصیل ایرانی در بخش «شعلههای جوان» در تلویزیون ملی ایران اجرا کرد که مورد استقبال فراوان قرار گرفت و در نتیجه آقای روحانی، رئیس شورای عالی موسیقی وزارت فرهنگ و هنر، از ایشان دعوت کرد که بهعنوان خواننده به استخدام وزارت فرهنگ و هنر در آید. مضافاً اینکه پس از فارغالتحصیلی در هنرستان موسیقی ملی، استاد مشیر همایون شهردار، رئیس شورای عالی موسیقی رادیو ایران، نیز از وی دعوت به کار خوانندگی در رادیو ایران نمود که مخالفت خانواده با ادامهٔ فعالیتهای هنری از یکسو و عدم امکان احراز مشاغل قضایی و سیاسی برای یک خواننده در وزارت دادگستری و وزارت کشور که هدف نهایی ایشان بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی بود، موجب شد که از پذیرش پیشنهاد بزرگانی چون استاد مشیر همایون شهردار و جناب روحانی برای شروع کار حرفهای خوانندگی پوزش بطلبد.
برای آگاهی از علل تصمیمات فوق که یقیناً در شرایط امروز معقول جلوه نمیکند و احتمالاً برای خیلیها باورش مشکل است، بد نیست داستان را از زبان خودش بشنویم.
در سال ۱۳۳۸، پس از اجرای اولین ترانهام در برنامهٔ «شما و رادیو» یکی از بزرگان فامیل که همواره مورد احترام همهٔ فامیل بودند و بعد از فوت پدرم به سِمَت قیّم خانواده تعیین شده بودند، به دیدارم آمدند. از دیدنشان خوشحال شدم، تصور کردم برای تبریک این پیروزی از سوی همشهریان و فامیل حامل پیامی هستند. آن بزرگوار رو به من کرد و گفت تو آمدی تهران درس بخوانی و قاضی بشوی نه مطرب، آنگاه روزنامهٔ کیهانی را که در دست داشت باز کرد و گفت، مگر تو نمیخواهی بعد از پایان تحصیلات قاضی دادگستری شوی؟ پس این مقاله را بخوان. روی جلد روزنامهٔ کیهان نوشته شده بود: آقای … قاضی دادگستری آبادان بهخاطر ازدواج با خانم الهه خوانندهٔ رادیو ایران از شغل قضایی برکنار شد! و در صفحهٔ دوم روزنامه در مقالهای انتقادی تحت عنوان «یک بام و دو هوا» نوشته شده بود دولت به دو کارمندش در دو وزارتخانه حقوق میپردازد و در همان حال وزارتخانهای کارمندش را بهخاطر ازدواج با کارمند ادارهٔ دیگری از شغل قضایی برکنار میکند. اگر کار این خواننده شریف نیست و شرافت شغلی کارمند دیگری را به خطر میاندازد، پس چرا استخدامش کردید و چرا هر لحظه صدایش را از طریق رادیو که یک رسانهٔ ملی است پخش میکنید؟
خبر برای من غیرمنتظره و تکاندهنده بود. لذا وقتی شرکت ایران گرام پیشنهاد تولید و تکثیر و توزیع صفحه از کارهای هنریام را داد، نپذیرفتم، چون نمیخواستم کسی مرا بهعنوان خواننده بشناسد، و در واقع مدرکی در این زمینه بهجا نمانَد. همین مسئله موجب شد [زمانی که برای] ترانهٔ بعدی من بهنام «ایشالاره» که مورد استقبال قرار گرفته بود، مجدداً توسط ایران گرام پیشنهاد تهیهٔ صفحه به من شد، پوزش خواستم و دلایل مخالفتم را مطرح کردم. این ترانه بعداً توسط یکی از دوستان گیلانی که این ترانه را از من یاد گرفته بود خوانده و ضبط شد. دوست عزیز گیلانی که از ماجرای من و ایران گرام خبر داشت ترانهاش را برای انتشار به ایران گرام داد. بار اول صفحهٔ ایشالاره با نام خودش به بازار عرضه شد که با توجه به لهجهٔ گیلانی ایشان روی ترانه مازندرانی و عدم کیفیت لازم مورد استقبال قرار نگرفت، بهویژه همشهریان مازندرانی که ایشالاره را با صدای من از رادیو شنیده بودند، متقاضی ترانهٔ ایشالاره با صدای من بودند که متأسفانه ایران گرام ترانهٔ مزبور با صدای آقای امینزاده را بهنام من به بازار عرضه کرد که موجب شکایت حقوقی من بر علیه ایران گرام گردید. علیهذا کلیهٔ صفحهها یا سیدیهایی که بهنام ایشالاره به اسم من به بازار آمده، صدای من نیست.
پرویز نزاکتی در سال ۱۳۴۲ از دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران در رشتهٔ حقوق قضایی فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۴۳ با شروع کار در وزارت کشور به سِمَت بخشدار بام و صفیآباد از استان خراسان، کلیهٔ کارهای هنریاش متوقف گردید. سمتهایش در وزارت کشور عبارت بودند از:
- بخشدار بام وصفیآباد، بخشدار چناران، بخشدار احمدآباد از استان خراسان
- فرماندار سمیرم، فرماندار گلپایگان از استان اصفهان
- فرماندار بابل از استان مازندران
- بازرس ویژهٔ دفتر وزارتی در وزارت کشور
مضافاً اینکه در سال ۱۳۴۹ بهعنوان فرماندار نمونه برای مطالعه در زمینهٔ حکومتهای محلی آمریکا بورسیهای دریافت و به آمریکا مسافرت نمود. در سال ۱۳۵۹ بنا به تقاضای شخصی بازنشسته شد و در سال ۱۳۶۸ به کانادا مهاجرت کرد و پس از فترتی طولانی فعالیتهای هنری را در تورنتو کانادا آغاز کرد.
با تأسیس کانون هنرمندان ایرانی انتاریو، مدتی به سِمَت رئیس هیئتمدیرهٔ کانون انتخاب شد. از طریق کانون ضمن دایرنمودن کلاسهای هنری در رشتههای مختلف، تدریس آواز را در کانون هنرمندان عهدهدار شد. به دعوت استاد مرتضی ورزی، مدرس کمانچه در دانشگاه یوسیالاِی (U.C.L.A) آمریکا، برای تدریس آواز به لس آنجلس مسافرت کرد.
مراکز هنریای که ایشان در لس آنجلس به تدریس آواز در آن مشغول بود، عبارتاند از:
- انجمن موسیقی ایران بهسرپرستی آقای جمشید شیبانی
- دنیای موسیقی بهسرپرستی برادران دیهیمی
- هنرسرای ناظمی بهسرپرستی استاد عبدالله ناظمی
دانشگاهها و مراکز هنری کانادا که استاد پرویز نزاکتی به تدریس آواز در آن اشتغال داشت، عبارتاند از:
– دانشگاه (.University of British Columbia (U.B.C (ونکوور)
– دانشگاه (.Simon Fraser University (S.F.U (ونکوور)
– خانهٔ فرهنگ و هنر ایران بهسرپرستی استاد کریمایی (ونکوور)
– مرکز هنری نوا بهسرپرستی استاد حسین بهروزینیا (ونکوور)
– کلاسهای گروهی همنوایان (ونکوور)
علاوه بر تدریس آواز، ایشان با همکاری گروههای هنری کنسرتهایی در شهرهای تورنتو، مونترال، اتاوا و ونکوور کانادا برگزار نمود:
- گروه پژواک بهسرپرستی روانشاد استاد حسن یوسف زمانی (تورنتو)
- گروه مهرورزان بهسرپرستی آقای پیروز یوسفیان (تورنتو)
- گروه طلوع بهسرپرستی آقای مازیار فرهنگ (تورنتو)
- گروه سما بهسرپرستی روانشاد کامل علیپور (تورنتو)
- گروه همنوازان بهسرپرستی استاد سعید فرجپوری (ونکوور)
- گروه کسائی بهسرپرستی استاد منوچهر غفوری (ونکوور)
- گروه درویشخان بهسرپرستی آقای امیر کوشکانی (ونکوور)
- گروه همنوا بهسرپرستی آقای بابک بقایی (ونکوور)
- گروه وشان بهسرپرستی روانشاد استاد رضا هنری (ونکوور)
- گروه کمند بهسرپرستی آقای نیما مهندسان (ونکوور)
- گروه کرشمه بهسرپرستی آقای سهراب صائب (ونکوور)
مضافاً اینکه استاد پرویز نزاکتی در سال ۱۳۹۷ مبادرت به انتشار آلبومی از ترانههای محلی مازندران با همکاری گروه وشان نمود که آلبوم مزبور کاندیدای جایزهٔ باربد در سی و ششمین جشنوارهٔ موسیقی فجر گردید.
زندهیاد استاد نزاکتی حدود ۴۰ سال به تدریس ردیف آوازی موسیقی اصیل ایرانی در ایران، آمریکا و کانادا اشتغال داشت.

مراسم وداع با استاد پرویز نزاکتی روز سهشنبه، دوم سپتامبر ۲۰۲۵ از ساعت ۱:۴۵ الی ۳:۴۵ بعدازظهر در St. David’s United Church در آدرس:
1525 Taylor Way, West Vancouver
و مراسم بزرگداشتشان در همان روز از ساعت ۴:۳۰ الی ۷:۳۰ بعدازظهر در Hollyburn Country Club در آدرس:
950 Cross Creek Road
West Vancouver
برگزار خواهد شد
نام و یادشان زنده و گرامی باد